نقد و بررسی فیلم «اف وان» | مجموعه رسانه ای صبا
امروز پنجشنبه, ۲۸ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۲۹:۱۲
نگاه صبا به قصه‌ای درباره عشق به سرعت با هنرنمایی برد پیت

نقد و بررسی فیلم «اف وان»

نبود رقبای جدی در میان بلاک‌باسترهای 2025، فیلم «اف وان» را در صدر بهترین اکشن هشت ماه اول سال قرار داده است.

علیرضا حسینمردی/صبا؛ گروهی از منتقدان اشاره داشته‌اند که تکلیف «اف وان» با خودش معلوم نیست؛ آیا برای شیفتگان مسابقات فرمول ساخته شده یا برای تماشاگران عادی. با اینکه این فیلم شاید بهترین عنوان اکشن در ۸ ماه اول ۲۰۲۵ باشد، اما اگر تیم تولید یک هدف مشخص را بجای چند هدف دنبال می‌کرد، قطعاً بهترین فیلم تاریخ درباره مسابقات اتومبیل‌رانی را می‌ساخت.

چند سال پیش مستندی به نام «راندن برای بقا» از سوی پلتفرم نتفلیکس عرضه شد و به‌سرعت به یکی از محبوب‌ترین مستندهای سریالی در این پلتفرم تبدیل شد. بااینکه مسابقات فرمول یک در چند شهر آمریکا برگزار می‌شوند، اما مردم این کشور اقبال چندانی به این ورزش نداشتند. البته ساعت پخش تلویزیونی مسابقات نیز بی‌علت نبوده است. بااین‌حال مستند «راندن برای بقا» به‌اصطلاح تهیه‌کنندگان، در آمریکا «گرفت» و علاوه‌برآن موجب افزایش چشمگیر مسابقات فرمول یک در آمریکا شد. این مستند نشان داد که رقابت میان تیم‌ها خارج از پیست گرند پری، اگر مهم‌تر نباشد، کم‌اهمیت‌تر نیست.

 یکی از نقاط قوت «راندن برای بقا» این بود که مخاطبان و هواداران عادی فرمول یک را به پشت پرده ناشناخته این ورزش می‌برد و نشان داد که رانندگان علاوه بر رقابت با دیگران برای پیروزی یا گرفتن موقعیت بهتر، حتی با هم‌تیمی خود نیز رقیب‌اند. وجود چنین مستندی که جز بهترین مستندهای تلویزیونی در قرن بیست‌ویکم است، می‌توانست کار را برای فیلم «اف وان» راحت‌تر و یا سخت‌تر کند. اما اینطورکه پیداست، کار برای تیم تولید سخت شده است.

 تیم کارگردان، نویسنده، تهیه‌کننده و فیلم‌برداری «تاپ گان: موریک» سعی داشتند تا به گفتن قصه‌ای درباره عشق به سرعت اما اینبار روی زمین، موفقیت غیرقابل انتظار آن فیلم را تکرار کنند. حتی اگر بحث سلیقه را هم در نظر بگیریم، تام کروز در دنیای اکشن بی‌رقیب است. فیلم تام کروز سوار بر موج دیگری نیز شده بود، علاقه محافظه‌کاران به آثاری که یک نظامی آمریکایی، حق بدمن‌ها را کف دستشان می‌گذارد. برد پیت در «اف وان» دشمنی ندارد به همین جهت، کاراکتر قهرمان از او ساخته نمی‌شود.

 داستان فیلم «اف وان»

 سانی هیز (برد پیت) در ون خود بیدار شده و پس از اجرای پروتکل‌های دفع قضا بلا، لباس مسابقه رانندگی را بر تن می‌کند. او به‌عنوان یکی از رانندگان رالی ۲۴ ساعته دیتونا، شیفت نیمه شب را تحویل می‌گیرد. کاراکتر هیز نشانه‌هایی از یک فرد ضد سیستم و فرمان‌ناپذیر را داشته و هنگامی که می‌بیند تیم آن‌ها عقب است، علی‌رغم توصیه مدیر تیم، حالت تهاجمی گرفته و ماشین را به صدر می‌برد. سپس شیفت او تمام می‌شود به راننده بعدی می‌گوید: «اگر صدر رو ببازی، می‌کمشت». تیم در نهایت برنده می‌شود؛ اما هیز در پیروزی شرکت نکرده و حتی انگشتر قهرمانی را هم نمی‌گیرد. گویا او فقط به‌دنبال هیجان پیروزی در پیست اتومبیل‌رانی و در کنار آن پول درآوردن به اندازه کافی است.

 دیری نمی‌گذرد که روبن (خاویر باردم) به‌عنوان یکی از رقبای دیرینه هیز به دیدار او در یک رستوران آمده و به سانی پیشنهاد صندلی فرمول یک را می‌دهد. او به سانی می‌گوید که اوضاع تیم‌اش وخیم بوده و اگر یک مسابقه را نبرند، هیئت مدیره او را مجبور می‌کند تا تیم را بفروشد. سانی با خاطره تصادف وحشتناک ۳۰ سال پیش خود هنوز دست‌وپنجه نرم می‌کند و نمی‌داند که آیا هنوز ظرفیت رقابت در بالاترین سطح اتومبیل‌رانی را دارد یا خیر. بااینکه سانی ظاهراً در مقابل این پیشنهاد مقاومت می‌کند، اما مخاطب می‌داند که پاسخ او آری است.

 سپس سانی به خانه تیم ایپکس رفته و پس از مشاهده رانندگی جاشوا (دمسون ادریس) هم‌تیم خود، می‌گوید که اگر نتواند رکوردی در حوالی این راننده جوان، کوله‌اش را برداشته و به سراغ زندگی بی‌هدف خود می‌رود.

 سانی هیز انگارنه‌انگار ۳۰ سال از میادین گرند پری دور بوده و به مجرد نشستن در ماشینی بسیار مدرن، اگر تصادف نمی‌کرد، رکورد جاشوا را می‌زد. برای کسانی که با مسابقات فرمول یک آشنا هستند، این بخش بسیار هالیوودی و غیرقابل‌باور است. حتی مایکل شوماخر نیز نمی‌تواند امروز یک‌دفعه پشت فرمان فراری بشیند و رکورد بدترین راننده در پیست را بزند.

 فیلمنامه سعی می‌کند تا دیگر جنبه‌های فرمول یک را نیز پوشش دهد، از جمله اینکه رانندگان برای افزایش درآمد و حتی درخواست دستمزد بیشتر، باید در شبکه‌های اجتماعی فعال بوده و در کنفرانس‌های خبری شرکت کنند. جاشوا در ابتدا سن‌وسال هیز را به تمسخر می‌گیرد و در یک کنفرانس خبری می‌گوید باید هوای سالمندان را داشت.

 هیز پس از اینکه نشان داد هنوز یکی از بهترین‌های ورزش است، در اولین بازگشت رسمی خود سعی می‌کند تا با تقلب‌های هالیوودی، هم‌تیمی خود را در موقعیت گرفتن اولین امتیاز تیم در فصل قرار دهد.

 نقاط قوت

 ما ایرانی‌های این فیلم را بر پرده‌های آیمکس ندیده‌ایم؛ بااین‌حال منتقدان می‌گویند که سکانس‌های مسابقه‌ای، یک ضیافت اکشن بوده است. البته لحظاتی که این سکانس‌ها در نمای لانگ و مدیوم لانگ برداشت شده، عالی هستند.

 از سویی دیگر موسیقی متن هانس زیمر نیز شاید جزو بهترین‌های بهترین موزیک ساز تاریخ نباشد، اما اگر از سوی تیم تولید فرصت به درخشش آن‌ها داده می‌شود، حس بیشتری را در فیلم ایجاد می‌کرد.

 نقاط ضعف

 استفاده بی‌رویه از لنز الترا واید در سکانس‌های مسابقه، حال و هوای خاصی را به فیلم نمی‌دهد و از مانند این قبیل از سکانس‌ها در «جنگ‌های ستاره‌ای» صرفاً می‌خواهد نشان دهد که بازیگر اصلی پشت فرمان است. علت دیگری که کارگردان به مدیوم الترا واید روی آورده بود برای این است که می‌خواهد سرعت ماشین‌ها را بیشتر از حد واقعی نشان دهد. قطعاً براد پیت و ادریس توانایی رانندگی با سرعت ۳۳۰ کیلومتر بر ساعت در پیست‌های فرمول یک را ندارند، بنابراین کارگردان به این ترفند متوسل شده بود. حتی برخی از منتقدان رسانه‌های هالیوودی اشاره کرده‌اند که ایکاش مانند فیلم‌برداری واقعی این مسابقات، نمای از بالا و به‌اصطلاح هلی شات بیشتری گرفته می‌شد.

 تیم بازیگران و حتی کاراکترهای آنان نیز می‌توانستند بهتر باشند. با اینکه فیلم می‌خواهد برد پیت را تلفیقی از تام کروز و چاک نوریس جای بزند، اما چنین فیلمنامه‌ای نه برای پیت نوشته شده بود و نه او سعی کرده است چنین کاراکتری را خلق کند. «اف وان» نیز مانند «ماموریت غیر ممکن روزشمار نهایی» و جدیدترین عنوان «دنیای ژوراسیک»، به سوی توانمندسازی زنان رفته است. تیم ایپکس اولین مدیر فنی زن در تاریخ فرمول یک را به خدمت گرفته است. اولاً این کاراکتر ایرلندی بوده و زنان ایرلندی به شیفتگان خودروسازی معروف نیستند. اگر این کاراکتر آلمانی می‌بود، شاید کمی باورپذیرتر می‌شد. کاراکتر خاویر باردم و کسی که در نقش مدیر تیم ظاهر شده است نیز باورپذیر نیستند. اگر این دو بازیگر، چند فصل از «راندن برای بقا» را می‌دیدند، با شخصیت‌های واقعی چنین افرادی بیشتر آشنا می‌شدند.

 اگرچه موزیک متن هانس زیمر برای این فیلم کافی است، اما استفاده از ترک‌های دیگر خوانندگان به‌ویژه سبک رپ و آراندبی، هیچ ارتباطی نه با قصه دارد، نه ارتباطی با اتفاقی که در تصویر می‌افتد دارد و نه مخاطبان چنین سبک‌های موسیقی، مشتری مسابقات فرمول یک هستند؛ آهنگ‌های فیلم بیشتر از اسپیکرهای بلوتوثی هودی‌سیاه‌پوشان اسکیت به‌دست شنیده می‌شود. اگر این فیلم درباره فوتبال آمریکایی، بسکتبال و یا اسکیت‌بازان بود، چنین آهنگ‌های می‌توانست در آن جای داشته باشد.

 جنبه دیگری که می‌توان ردپای هالیوود ۱۵ سال اخیر به‌وضوح در آن مشاهده کرد، مقوله جایگزینی یک مرد پا به سن گذاشته سفیدپوست با یک مرد جوان سیاه‌پوست است. استیو راجرز به‌عنوان کاپیتان آمریکا نیز هنگامی که پا به سن گذاشت، سپر خود را به یک جوان سیاه‌پوست سپرد.

 در ابتدای متن نیز اشاره داشتیم که تکلیف فیلم معلوم نیست. کوزینسکی می‌خواسته است تا با استفاده از نماهای متفاوت نسبت با تصاویر واقعی از مسابقات فرمول یک خود را متفاوت نشان دهد. اما نشان دادن تصاویر رانندگان واقعی این ورزش در طول فیلم و صحبت کردن درباره آن‌ها و از سویی دیگر هنگامی که از مجریان و کارشناسان واقعی شبکه اسکای اسپورت برای گزارش و تحلیل مسابقات درون فیلم استفاده می‌کنی، یعنی می‌خواهی خود را به واقعیت نزدیک کنی.

 نحوه فیلم‌برداری از مسابقات فرمول یک، به اندازه کافی سینمایی و جذاب است. با این رو انتظار می‌رفت که فیلم‌برداری «اف وان» نیز سینمایی و جذاب باشد. اما این فیلم، سینمایی‌تر و جذاب‌تر از هایلایت‌های واقعی مسابقات نیست.

 این فیلم با بودجه ۲۵۰ میلیون‌دلاری و با مشارکت لیگ فرمول یک ساخته شده است. علت اصلی استفاده از چهره‌های واقعی ورزش، برای جذب مخاطبان به این مسابقات بوده است. «اف وان» در گیشه به موفقیت چندانی نرسید، اما شاید هدف لیگ، صرفاً بازاریابی بوده باشد و این هزینه را برای دیده شدن پرداخته‌اند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها