
مریم عظیمی/صبا؛ حضور بازیگران مشهور سینما و تلویزیون در تئاتر ایران باعث افزایش فروش و جذب مخاطب میشود، اما کارشناسان هشدار میدهند که بدون آمادگی تخصصی، این روند میتواند کیفیت هنری آثار را کاهش دهد و فرصتهای بازیگران حرفهای تئاتر را محدود کند. با حضور این بازیگران که مخاطبان خود را به سالنهای نیمه جان تئاتر میکشانند، چراغ سالنهای نمایش روشن میماند اما مخاطبان همیشگی تئاتر ایران، همینطور بازیگران تئاتری نگرانیهایی در زمینه رشد این روند بدون توجه به کیفیت آثار دارند که ما را بر آن داشت تا در گفتوگو با رضا آشفته منتقد و امیر دژاکام از کارگردانان با سابقه تئاتر ایران نظرشان را در این زمینه جویا شویم.

رضا آشفته:
حضور چهرهها اغلب جنبه تجاری دارد
به نظر شما علت اصلی حضور روزافزون بازیگران شناختهشدهی سینما و تلویزیون در تئاتر چیست و این روند چه تأثیرات مثبت و منفی بر تئاتر ایران داشته است؟
اساساً این حضور اغلب جنبه تجاری دارد و علت اصلی آن اقتصاد تئاتر است. به طور کل هدف این است که فروش بیشتری حاصل شود و به همین دلیل گروهها به سراغ چهرههای شناختهشده میروند.
آیا اکثریت بازیگران شناخته شده سینما و تلویزیون از کیفیت کاری بالایی برخوردارند که بتوانند این کیفیت را به تئاتر نیز اضافه کنند؟
باید توجه داشت که تئاتر با سینما و تلویزیون تفاوت هایی دارد. شاید این بازیگران در سینما و تلویزیون موفق باشند اما تئاتر بدن متفاوتی لازم دارد، بدنی که طی سالها تمرین انعطاف پیدا کرده باشد. همچنین بیان متناسب با سالن تئاتر اهمیت دارد، چرا که در سینما بسیاری از ضعفها با ابزار فنی قابل رفع است، اما در تئاتر چنین امکانی وجود ندارد. بازیگر باید در طول یک اجرایِ یک یا چند ساعته روی صحنه حاضر و آماده باشد به این دلیل که باید همه کارهای یک اجرا را با بدن و بیان خود انجام دهد، بنابراین اگر بدن خشک و ناآماده باشد، به سرعت خسته میشود و این خستگی سبب میشود که هم تمپوی درونیاش پایین بیاید و هم بازی بیرونیاش سبب شود که اصطلاحا ریتم بیفتد و بر هماهنگی با دیگر بازیگران نیز اثر منفی میگذارد. همچنین اگر صدا خسته شود یا خشدار گردد، گوش مخاطب را آزار خواهد داد. بنابراین، بازیگرانی که از سینما وارد تئاتر میشوند، باید تمرینهای جدی بدنی و بیانی داشته باشند تا بتوانند در تئاتر موفق عمل کنند. در غیر این صورت، هم خودشان زیر سؤال میروند و هم کیفیت هنری تئاتر آسیب میبیند. به همین دلیل برخی از این بازیگران که وارد فرآیند تمرینات تئاتری میشوند موفق هستند، اما گروهی دیگر به دلیل بیتوجهی به این مسائل، نتوانستهاند بازی درخوری ارائه دهند.
با توجه به اینکه حضور این چهرهها باعث جذب مخاطبان تازهای برای تئاتر میشود. به نظر شما این روند در نهایت به ارتقای کیفی تئاترها منجر خواهد شد یا به ساختار تولید لطمه میزند؟
این حضور بیشتر به سود اقتصاد تئاتر است، نه کیفیت آن. درست است که این بازیگران مخاطبان خود را به سالنها میآورند و از نظر فروش موفق عمل میشود، اما از آنجاییکه در فضای تئاتر قرار نمیگیرند بیشتر به ضرر کیفیت تئاتر هستند. در نهایت اگر چه بخاطر معروفیت و محبوبیت میتوانند به رونق اقتصادی تئاتر کمک کنند اما این رونق الزاما به خلق آثار بهتر منجر نمیشود و چه بسا کیفیت آثار را پایینتر بیاورد.
آیا برای رفع این مشکل راهکاری وجود دارد؟
بله، راهکار این است که این بازیگران بهعنوان بخشی از گروههای تئاتری پذیرفته شوند و مانند دیگر بازیگران حرفهای تئاتر تمرین کنند. اگر لازم است، باید دورههای تخصصی فن بیان و آمادگی بدنی را پشت سر بگذارند تا در عمل تئاتری شوند. تنها در این صورت است که حضورشان میتواند مثبت باشد.
بسیاری از بازیگران تئاتری که صرفاً در این حوزه فعالیت دارند، از حضور بازیگران مشهور سینما و تلویزیون گلایه میکنند و این مسئله مطرح است که همین امکان محدود حضور در آثار تئاتری با حضور چهرههای شناخته شده سینما و تلوزیون برای بازیگران تئاتر محدودتر نیز شده و این بازیگران مجبور به یک رقابت ناعادلانه با بازیگران شناخته شده برای حضور در پروژههای نمایشی هستند.
بله متاسفانه این جریان ایجاد شده، بازیگران شناخته شده به دلیل شهرت بیشتر، نقشهای بهتری دریافت میکنند، در حالی که به علت مشغلههای سینمایی معمولاً کمتر در تمرینها حاضر میشوند. با این حال دستمزدهای بالاتری میگیرند؛ گاهی تا ده برابر یک بازیگر تئاتری. چون تضمینی برای فروش به حساب میآیند، قراردادهایشان هم سنگینتر است. همه اینها ناعادلانه است. در حالیکه هم بازیگری که وارد فضای تئاترمیشود باید مانند سایرین در تمرینها حضور داشته باشد و قراردادها نیز بر اساس معیارهای تئاتری تنظیم شود، نه صرفاً بر پایه شهرت و سودآوری.

امیر دژاکام:
تئاتر ویترین و آکادمی بازیگران بزرگ دنیاست
به عنوان یک کارگردان، نظر شما درباره ورود بازیگران سینما و چهرهها به عرصه تئاتر چیست؟
بازیگر تئاتر و بازیگر سینما یا بهتر بگوییم، بازیگری سینما با تئاتر تفاوت چندانی ندارد. از نظر من که معلم بازیگری هستم، تفاوتهای آن قابل شمارش است، مثلا در سینما شما با عدم تداوم مواجه هستید، در حالی که در تئاتر تداوم وجود دارد. در سینما اجرا نرمتر است و در تئاتر باید فاصله تماشاگر را تا حدی در نظر گرفت در واقع لنز آنقدر به بازیگر نزدیک نیست، پس میتوان کمی قویتر و درشتتر کار کرد. در سینما میکروفون روی یقه بازیگر است اما در سالن تئاتر صدای او باید بلندتر باشد تا به گوش برسد. اما تمرکز، تخیل، بدن، بیان، حافظه، رهاسازی و خلاقیت همه در هر دو هنر لحاظ میشوند.میتوان گفت هنرمندی که در تئاتر کار میکند، با دو یا سه جلسه آموزش به راحتی در سینما کار میکند، و هنرمندی که در سینماست، با دو یا سه جلسه آموزش میتواند در تئاتر حضور داشته باشد. این جریان طبیعی کار است و در دنیا نیز هنرمندان بزرگ عرصه بازیگری برای تئاتر شش تا هفت ماه تمرین میکنند، تئاتر ویترین و آکادمی آنها میشود، سر وقت میآیند و میروند، حقوق کمتری میگیرند و به شدت به تئاتر و تمریناتش احترام میگذارند. اما در ایران شرایط متفاوت است: یک هنرپیشه ممکن است بگوید «ده جلسه تمرین میآیم، دیالوگهایم را حفظ میکنم و بعد کارم را انجام میدهم» در واقع اهمیت نمیدهند، توجه نمیکنند و اثری که در نهایت روی صحنه میرود، فاقد ارزشهای زیباییشناسانه است و محور مانورشان صرفا چند آرتیست سینما هستند و مردم نیز صرفاً برای سرگرمی و تفریح این آثار را میبینند.
به نظر شما در این باره مسئولان و سیاستگذاران چه اقدامی باید انجام دهند؟
مسئولان باید در درجه اول به مسئله کارگردانی توجه کنند. هر کسی نباید بدون مجوز و آموزش لازم پا به عرصه کارگردانی بگذارد. در سینما کسی که میخواهد کارگردانی کند، باید مجوز بگیرد و مشخصات و شرایط لازم را ارائه دهد. اما در تئاتر، هر کسی که دلش بخواهد میتواند سالن کرایه کرده و اجرا بگذارد. این بزرگترین مشکل ماست. ورود افراد غیر متخصصی که گاهی چند میلیارد سرمایه دارند، به تولید تئاتر، باعث میشود که تمرکز بر ارزشهای هنری کاهش یابد و متاسفانه آن بازیگران نیست در آثار چنین کارگردانانی بازی میکنند و اصلا برایشان تخصص کارگردان و جنبه هنری اثر مطرح نیست. در حالی که تئاتر به عنوان یک جریان فرهنگی و هنری، قوانین و اصول خاص خود را دارد. متأسفانه امروز تئاتر ما پر از اشتباه و بیقاعدگی است و مدیران بالادستی میانی هیچ اقدامی نمیکنند تا جریان تولید تئاتر یک جریان فرهنگی-هنری باشد، نه یک تجاری که هر کدام باید مناسبات و قوانین خود را داشته باشند و دیدیم که چند تن کارگردان بزرگ به سختی آمدند و کار کردند ولی امروز هر کسی که از راه میرسد، میتواند کارگردانی کند و بعد با بیلان کاری ۴۰۰ اجرای تئاتر مواجه میشویم که اغلب هم با متنهای ترجمهشده پیش رفتهاند. در حالیکه جریان تئاتر، با متن است که تحقق مییابد و وقتی نویسنده و کارگردان در طول تولید آثار کنار هم قرار میگیرند نتیجهای چون جریان تئلید تئاتر شکل میگیرد برای مثال چخوف در کنار کارگردانی چون استانیسلاوسکی. تئاتر یک اتفاق نیست که بازیگری فکر کند با ۱۵ روز حضور در یک گروه تئاتری میتواند آنرا محقق کند، بلکه تئاتر با حضور پیوسته در گروهی دائمی اتفاق میافتد و نیازمند استمرار و تعامل مستمر است.
وضعیت فعلی تئاتر در کشور را چگونه ارزیابی میکنید؟
چیزی که من مشاهده میکنم، به زبان گفته میشود «ما تئاتر میخواهیم» اما در عمل بلد نیستند و متاسفانه از کسانی که بلد هستند نیز کمک نمیگیرند. سالن اصلی تئاتر شهر به یک جریان تجاری تبدیل شده و به کسانی داده میشود که آثارشان بیشتر جنبه تجاری دارد. کارگردانان محترم و خوب مانند آقای شمس هر چند وقت یک بار میتوانند در سالن اصلی کار کنند. جالب است که اتفاقا مردم این نوع آثار را دوست دارند و به آنها مراجعه میکنند.
آیا راهکاری وجود دارد تا کارگردانهای جوان در کنار پیشکسوتها تجربه کسب کنند و از جریان استفاده صرف از چهرهها دوری کنند؟
اصلاً مشکلی نیست که کارگردانان جوان بخواهند با پیشکسوتان کار کند، بلکه مسئله این است که خود آنها بخواهند تجربه کسب کنند و همکاری داشته باشند. در واقع مشکل زمانی پیش میآید که یک کارگردان جوان یا کسی که اصلا کارگردانی هم نخوانده، خودش بتواند بهسادگی متن ارائه دهد و کارگردان کند، در چنین شرایطی چرا باید بخواهد با یک کارگردان باتجربه کار کند، طبیعتا انگیزهای باقی نمیماند.
چه راهکاری برای ساماندهی این وضعیت پیشنهاد میکنید؟
همه این مسائل به سیاستگذاری برمیگردد. مرکز هنرهای نمایشی توامان با خانه تئاتر باید روی فرآیند مجوزدهی برای کارگردانی اقدام و سپس برای تولید تئاتر سیاست گذاری کنند. مثلا سالنهای خصوصی میتوانند به تئاتر تجاری اختصاص و سالنهای ملی درصد اجرا را حذف کنند تا کارگردانان مطرح کشور بتوانند در جریان تئاتر ملی فعالیت کنند.
آیا همه فارغالتحصیلان تئاتر قابلیت کارگردانی دارند یا نیاز است ابتدا تجربه کسب کنند؟
قطعاً باید ابتدا در کنار یک کارگردان تجربهاندوزی کنند. اما با داشتن مدرک لیسانس کارگردانی دیگر مانعی برای کارگردانی وجود ندارد به عبارتی برای صدور مجوز کارگردانی باید تجربه پنج بار دستیاری یا لیسانس کارگردانی داشته باشند.