
پگاه زارعی/ صبا؛ مجید رضاییان، استاد دانشگاه و پژوهشگرژورنالیسم در پاسخ به این سوال که در شرایط جنگی، پوشش خبر رسانهای چگونه از منظر حرفهای انجام گیرد، گفت: اولین اقدامی که توسط رسانهها باید صورت گیرد تشکیل نیوز روم است و به اصطلاح در این اتاق خبر یک «دسک مشترک» تشکیل میدهند. این دسک بهمثابه میز مشترکی است که صرفاً مختص پوشش اخبار جنگی است و افرادی از سرویسهای مختلف، شامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حوادث، دور این میز مینشینند و یک تیم یکپارچهای از دبیران را شکل میدهند. این تیم وظیفه دارد کلیه ابعاد جنگ را پوشش دهد؛ چه از منظر سیاسی، چه اقتصادی، چه اجتماعی، و چه از منظر حوادث و بحرانها. هر پدیدهای که در بستر جنگ رخ میدهد در این دسک سنتز بررسی و پوشش داده میشود و این نخستین گام حرفهای است. حالا گام دوم چیست؟ برای این دسک باید دبیر سرویس تعیین شود. اما این دبیر از بین دبیران معمولی سرویسها انتخاب نمیشود، بلکه از شورای سردبیری انتخاب میشود و گاهی شخصا خود سردبیر یا معاون سردبیر این مسئولیت را برعهده میگیرد. بنابراین، فردی در مرتبهای بالاتر از دبیر سرویس در این جایگاه مینشیند، کسی که آگاه به کل ساختار رسانه است و توانایی مدیریت شرایط ویژه را دارد.
وی ادامه داد: گام سوم گسترش رابطان خبری است. ممکن است رسانه درنقاط بحرانزده دفتر نداشته باشد بنابراین باید از طریق افراد میدانی و رابطهای خبری پوشش زنده و واقعی تهیه کند. پوشش خبری جنگ نشستن پشت سیستم و مرور اینترنت نیست بلکه باید شخص در میدان حضور داشته باشد، عکس بگیرد و اطلاعات دقیق جمعآوری کند. درنتیجه یا دفاتر محلی فعال میشوند یا شبکه رابطان خبری گستردهتر میگردد. این سه اقدام زیرساخت پوشش رسانهای در شرایط جنگی هستند که تمام رسانهها اعم ازخبرگزاریها، صداوسیما و سایر نهادها میبایست این ساختار را رعایت کنند.
رضاییان ضمن بیان اینکه در چنین شرایطی، بحث اخبار فوری وهشداردهنده مطرح است و این اخبار کاملاً وابسته به وقوع یک رویداد هستندو گاهی بهصورت لحظهبهلحظه خبر منتشر میشود که به این رویه هم «تایمینگ» گفته میشود و در اینجا اصل «تکمیل خبری» مطرح است، خاطرنشان کرد: نکته مهم دیگر این است که پوشش خبری بهمعنای موضعگیری نیست. پوشش خبری باید عینیت کامل داشته باشد، مثلاً اگر اتفاقی در زندان اوین افتاده، باید بدون موضع گیری صرفاً گزارش شود که چند نفر کشته شدند، چه اتفاقی افتاده است. بنابراین هدف از پوشش خبری، انتقال صرف واقعیت بر اساس زمان و ارزش خبری است، نه تحلیل یا جانبداری. در هر حالت رسانه برای اعتبار خود میبایست اگر رویداد ارزش خبری دارد، آن را پوشش دهد.
وی درباره رویکرد صداوسیما در جنگ ایران اسرائیل و تاثیر پوشش خبری این رسانه بر وحدت ملی گفت: ابتدا باید مقدمهای گفت و آن این است که اساساً پوشش خبری بهمنظور ایجاد همبستگی ملی نیست، بلکه هدف پوشش خبری صرفاً پوشش دقیق رویدادها و اطلاعرسانیِ محض است. البته،زمانی که شما یک گام فراتر میروید، خبر فوری یا emergency news کنارمیرود و وارد حوزهای میشوید که به آن follow up news میگویند، یعنی پیگیریهای خبری. در این مرحله شما سعی میکنید یک بعد انسانی یا اجتماعی از ماجرا را برجسته کنید؛ عکس تهیه میکنید، گزارشهای مفصل میدهید. اینجا پوشش شما برجستهتر و پررنگتر میشود، چرا؟ چون ممکن است بخواهید پیام همبستگی ملی بدهید. بنابراین، ایجاد همبستگی ملی میتواند در گام دوم یعنی پیگیریها و فلو نیوز اتفاق بیفتد.
رضاییان با بیان اینکه ما باید بین پوشش خبری و پیگیری خبری تفاوت قائل شویم تاکید کرد: روزنامهنگاری یک کار فنی و تخصصی است که متأسفانه در کشور ما اغلب آنطور که باید دیده نمیشود. اگر قرار است عملکرد رسانهای مثل صدا و سیما یا دیگررسانهها را ارزیابی کنیم، باید ابتدا ببینیم پوشش خبریشان چگونه بوده، سپس بپرسیم که آیا در تحقق هدفی مثل همبستگی ملی موفق عمل کردهاند یا خیر. در مورد پوشش خبری صدا و سیما در جریان جنگ اخیر هم باید گفت، در ابتدا شاید آمادگی لازم را نداشتند، چه صدا وسیما و چه سایر رسانهها، اما بعد خود را با شرایط وفق دادند و پوشش دادند.
وی ادامه داد: بعد از پوشش خبری، وارد پیگیری میشویم و حالا دیگرمیتوان اهدافی مثل همبستگی ملی را دنبال کرد. در این مرحله رسانهها میتوانند برنامههای ویژه بسازند، گفتوگوهای تحلیلی برگزار کنند. در این مسیر، همه رسانهها از جمله ایرنا، ایسنا و صدا و سیما تلاشهایی داشتند. به عقیده من، تلاشها در حد «متوسط رو به بالا» بوده، اما میتوانست بهتر از این باشد. نکته مهم دیگر این است که باید رابطین خبری ما توسعه مییافتند. نباید تنها وقتی خبری در فضای مجازی منتشر میشود، رسانهها اقدام کنند. در واقع، نباید وابسته به واکنش به شبکههای اجتماعی باشیم. درهر حال اگر صدا و سیما و خبرگزاریها را در نظر بگیریم، هر کدام به اندازه توان خود تلاش کردهاند و کوتاهی نکردهاند. اما ارزیابی من این است که میتوانستند بهتر عمل کنند.
این پژوهشگر ژورنالیسم درباره بهرهگیری از کارشناسان، متخصصان وعقاید متنوع در صدا و سیما، توضیح داد: در بخش پیگیری خبری، وقتی وارد یک سوژه میشویم، از «عینیت» وارد «ذهنیت» میشویم. اینجا جاییست که رسانه باید از عنصر «مغایرت» استفاده کند، یعنی دیدگاههای مختلف و متضاد را دعوت کند. نمیتوان فقط یک دیدگاه را آورد و آن هم بگوید: «وطن آغل است» و بقیه را نادیده گرفت. درباره یک سوژه فقط زمانی میشود تحلیل ارائه داد که دیدگاههای مختلف حضور داشته باشند. مثلاً در سوژههای اقتصادی، فرهنگی یا حتی اجتماعی، باید آدمهایی با نظرات مختلف شرکت کنند. دربحران اخیر نیز میبینید که روانشناسان دارند صحبت میکنند. خب چه اشکالی دارد که دیدگاههای مختلف سیاسی و اجتماعی نیز مطرح شود؟ اگرهم صدا و سیما بعد از واکنشها، سراغ کارشناسان متنوع رفت، این یک اتفاق مثبت است و باید ادامه یابد. زیرا تحلیل زمانی معنا دارد که بادیدگاههای متفاوت همراه باشد.
وی افزود: تمام رسانهها، نه فقط صدا و سیما، وقتی به مرحله پیگیری سوژه میرسند و در قالب روزنامهنگاری تحلیلی و دینامیک وارد میشوند (یعنی بررسی چگونگی و چرایی)، باید از نگاههای متفاوت استفاده کنند. الان هم در موضوعاتی که پیش آمده، گروهی میگویند که آینده چه میشود؟ آیا بایددنبال توسعه برویم یا نرویم؟ آیا قرار است روابط با جهان را اصلاح کنیم یا نه؟ آیا مذاکره خواهیم کرد یا خیر؟ بله، ما واقعاً مورد بیعدالتی قرار گرفتیم وجهان آنگونه که شایستهمان بود با ما برخورد نکرد. این موضوع تازهای نیست و بسیاری از کشورها از ژاپن گرفته تا چین، بعضی کشورهای اروپایی و اسکاندیناوی، تجربهاش را داشتهاند. بعد از جنگ جهانی دوم و از آغازدوران توسعه از ۱۹۵۰ میلادی تا امروز یعنی بیش از ۷۵ سال، این برخوردهای یکسویه در جهان کم نبوده و مختص ما هم نیست. اما بسیاری از کشورها بالاخره راهی برای سازگاری و رشد پیدا کردند. حالا این موضوع بر سر راه تصمیمگیران نظام ما نیز قرار دارد. اگر بخواهیم در یک رسانه به این موضوع بپردازیم، باید چگونه آن را پیش ببریم؟ در کار رسانهای، وظیفه ما آوردن دیدگاههای مغایر است و همه رسانهها وظیفه تبیین و روشنگری دارند.
رضاییان در پاسخ به این سؤال که رسانهها چگونه میتوانند از چارچوبها فاصله بگیرند و از عنصر مغایرت استفاده کنند، گفت: در روزنامهنگاری، ما بایک مثلث سروکار داریم که شامل سیاست رسانه، نیاز مخاطب و ارزش رویداد میشود. هیچ رسانهای نمیتواند فقط به سیاست خود تکیه کند و نیازمخاطب یا ارزش رویداد را نادیده بگیرد. اگر چنین کند، اعتبار خود را ازدست میدهد. پس، رسانه باید سیاست خود را با آن دو ضلع دیگر متوازن کند. اگر چنین توازنی برقرار شد، آنگاه استراتژی رسانهای حرفهای شکل میگیرد. همین موضوع است که نشان میدهد روزنامهنگاری کاری پیچیده است. هم محاسبه و مهندسی دارد، هم هنر و خلاقیت. چون با سوژههایی درحیطهی علوم انسانی سروکار دارد، نیازمند درک عمیق و لحظهبهلحظه ازتحولات است. برای هر سوژه، حتماً باید از کارشناس آن حوزه استفاده کرد. نمیشود که دو یا سه مجری تلویزیونی با هر مهمان و درباره هر موضوعی گفتوگو کنند. چنین چیزی در روزنامهنگاری حرفهای جایگاهی ندارد و توصیه خیرخواهانه من به همه رسانههای ایران این است که برای هر زمینهای ازکارشناس متخصص استفاده شود.
این استاد دانشگاه در پایان تاکید کرد: در چنین شرایطی یک روزنامهنگار-کارشناس است که میتواند تحلیل درست ارائه دهد، گفتوگوی مفید شکل دهد و مصاحبه را حرفهای مدیریت کند. از دهه ۹۰ میلادی، رسانههای دنیا به سمت روزنامهنگار–کارشناس حرکت کردهاند، چرا؟ چون ژانر غالب روزنامهنگاری امروز تحلیلی است. در جهانی که مردم با گوشیهایشان درلحظه همهچیز را میفهمند؛ رسانهها دیگر باید نشان دهند چه خبری درست است، چرا رخ داده، و چگونه رخ دادهاست و این کار فقط از عهده روزنامهنگار–کارشناس برمیآید، نه تنها خبرنگار، و نه تنها کارشناس.