به گزارش خبرنگار تئاتر صبا؛ نمایش«مجلس توبهنامهنویسی حاج اسماعیل بزاز» در مدح و ستایش هنرمند دردمند است؛ نمایشی که سعی دارد اظهار کند نمیشود قلم را به زور به دست نویسنده سپرد و باید میل و ذوق در نوشتن باشد تا کلام به وسیله مرکب بر روی چهاردیواری کاغذ محبوس و تثبیت پیدا کند و جز این هرچه نوشته شود طامات محض است و محال است بر دل نشیند.
در برخورد با یک نمایشنامه با فرم مونولوگ که به هیچ وجه خستهکننده و طاقتفرسا نیست؛ در موقعیتی بر خلاف بسیاری از مونولوگهای اجرا شده چند سال اخیر قرار میگیریم که پس از گذشت مقداری از نمایش طاقت مخاطب را طاق میکنند… این نمایشنامه با زیرکی و توانمندی قلم «حسین کیانی» از این خطر محفوظ مانده و بسیار گیرا و جذاب است. فضا و اتمسفر خلق شده در نمایشنامه سبب تنوع جلوههای نمایشی اثر میشود یا بازی در بازیهای پی در پی که نوشتن و دراماتیزه کردنشان امری پیچیده است و مضاف بر آن نوشتار مونولوگ به خودی خود کاری دشوار است.
نوع نوشتار مکالمات در نمایشنامه عامل اصلی جذابیت نمایش است و سبب میشود که تماشاگر چندین کاراکتر را در طول نمایش مونولوگ محور «مجلس توبهنامهنویسی حاج اسماعیل بزاز» ببیند.
پس از درام اثر چیزی که به مخاطب تخصصی نوید می دهد کارگردانی اثر است که «کارن کیانی» از پس این کوه در کارگردانی اول فاتح به بیرون آمده است؛ بازیگردانی مهم ترین شاخصه ی ملموس در طول نمایش است که پی در پی به مخاطب یادآوری می شود.
طراحی نور و صحنه نیز به یاری فضا سازی نمایش رسیده است و در القای فضا های مختلف مهم تاثیرگذار است.
«بهروز پناهنده» بازیگری است که قطعا باید بیشتر مورد توجه قرار بگیرد. کسی که توانسته بیش از ۴ نقش را در طول یک نمایش ۶۰ دقیقهای به مخاطب به بهترین شکل ممکن نمایش دهد، قطعا میتواند در موقعیتهای بزرگتری نیز مورد اقبال قرار بگیرد. او در صحنه همه تلاش خود را میکند تا به اندازه و درست باشد؛ عرق میریزد تا لحظهای ریتم را از دست ندهد و مخاطب حتی برای ثانیهای ارتباطش با جهان قصه قطع نشود. کاملا مشهود و ملموس است که دردمندی و جنس کاراکتر «اسماعیل بزاز» را فهمیده و شخصیسازی کرده است که این چنین در صحنه راحت و باورپذیر است.
این نمایش توسط کارگردان بسیار جوان «کارن کیانی» بر روی صحنه آمده است و جنس این اثر کاملا تجربی است اما در مقام کارگردان کار اولی بسیار زیاد شایسته احترام و تقدیر است و نوید آینده درخشانی برای این کارگردان تازهکار میدهد.
این اثر را باید دید تا رنج و درد هنرمند دردمند را فهمید که نمیخواهد به ظلم و زور تن در دهد و جسم و روح و از همه مهمتر قلمش را به ارزانترین قیمت روانه بازار ابتذال کند و میجنگد و در این جنگ نیز میبازد اما قلم به دست میبازد تا ثابت کند قلم را نمیشود به کاغذ تحمیل کرد.
علی حیدری