
به گزارش خبرنگار موسیقی صبا، «مسعود راستین» خواننده و علاقه مند به هنر موسیقی و آواز در زمینه مسائل اجتماعی و عرفانی است که در حال تولید و انتشار آثار ملی و میهنی است و معتقد است صاحب نظران وصاحبین سبک و موسیقی دانان ما احساس سرخوردگی و بی میلی در تولید آثار ماندگار و تاثیر گذار دارند و مدت زمان طولانی است که خاموش شده اند و سر در گریبان خویش کردهاند.
او در یک محیط فرهنگی پرورش یافت و با توجه به اینکه هر دو پدربزرگش صدای خوشی داشتند و به صورت سنتی آواز می خواندند، گوش او هم به این نواها آشنا بود و در نوجوانی استعداد ذاتیاش در زمینه آواز مورد توجه قرار گرفت. به خاطر عشق و علاقهای که به ادیبات و شعر و موسیقی و آواز خواندن داشت، هر از گاهی کاری را برای خود تولید میکرد. راستین همیشه در طلب یک استاد و یک راهبر بود و سر کلاس چند استاد موسیقی و آواز حاضر شد و مشغول یادگیری شد ولی خودش میگوید: «متاسفانه آن چیزی را که به دنبالش بودم نیافتم و آن استادی که بتواند در این مسیر پر خطر و حساس مرا حمایت و راهبری کند، پیدا نکردم تا این که تصمیم گرفتم به صورت خودآموز به یادگیری ادامه دهم…» او در سن چهل سالگی با فرید حامدی و شرکت بینالمللی پیکادو آشنا شد و نقطه عطف فعالیتش از همان آشنایی شکل گرفت… با این خواننده گفتگویی انجام دادیم که از نظرتان میگذرد:
***وضعیت امروز عرصه موسیقی، با چالشهای مختلفی روبهروست. ارزیابی شما از این وضعیت چیست؟
-موسیقی یکی از قدرتمندترین و موثرترین پدیدههای این جهان هستی است که به اعتقاد من میتواند سکهای باشد با دو رو. یک روی آن روحانی، نورانی و زیبا است و همخوانی دارد با فطرت پاک انسانی و فلسفه خلق جهان هستی و دریک کلام این نوع موسیقی روح جهان است و این عالم بدون موسیقی بی معنا و مفهوم و بدون روح و کسلکننده است. روی دیگر آن سکه، تباهی و تاریکی است و در یک کلام ابزاری است بسیار قوی که برای انسان و جامعه خطرناک است. در کشور ما مدتها است این ابزار به دست یکسری منفعتطلب موسیقی افتاده که این افراد هستند که به خاطر منافع شخصی تولید موسیقی با محتوای الهی و انسان پرور را محدود و بیرمق کردهاند و کارهایی تولید میکنند و به گوش اکثریت جامعه میرسانند و سبب نابودی و به تباهی کشاندن جامعه میشوند. موسیقیهایی که تولید میشود در مدت زمان کوتاه با تاریخ انقضای بسیار کوتاهتر و با اثری به مراتب مخرب و ماندگار برای تزریق به بستر جامعه و همانند بادکنکهایی حامل گازهای سمی و خطرناک برای تخریب مخاطبین ناآگاه است که متاسفانه اکثریت جامعه ما این خوراک سمی و خطرناک را بدون هیچ گونه فیلتر و تحلیلی به خورد خود و کودکانشان میدهند و متاسفانه تبدیل شده است به تفریح جامعه ما!!!! این امر باعث رخ دادن اتفاقات بدی در زمینه موسیقی کشور شده است و به طور کل سلیقه و ذائقه موسیقی ما مدتها است که تغییر کرده و رو به سقوط و زوال است. متاسفانه معیار تولید اثر صرفا بار مادی دارد و دیگر هیچ. برنده این بازی اهالی قدرتمند موسیقی و بازنده اصلی آن مخاطبین بیاطلاع آن هستند. غمانگیز است که با وجود این هیاهو و محیط آلوده و مشکلات زیاد اقتصادی اساتید بزرگ ادبیات، شعرای بزرگ و صاحبنظران و صاحبین سبک و موسیقیدانان ما احساس سرخوردگی و بیمیلی در تولید آثار ماندگار و تاثیرگذار دارند و مدت زمان طولانی است که خاموش شدهاند و سر در گریبان خویش کردهاند.
***مثل این که با چگونگی فعالیت خوانندگان امروزی چندان موافق نیستید؟
-چندین مورد در این حوزه قابل تامل است. اولین مورد اینکه من نمیدانم چرا خوانندگی مدتی است در کشور ما به نحوی همهگیر شده و بهصورت اپیدمی درآمده!؟ عدهای از دوستان، هر روز و شاید هر ساعت پا به عرصه خوانندگی میگذارند و زخمهای درونیشان را به صورت کلام مایوسکننده و به لطف تکنولوژی پیشرفته در زمینه ضبط و میکس و پخش در فضای مجازی فریاد میکنند و بدون هدف و بدون هیچ هویت مشخصی در این مسیر حرکت میکنند. گرگها هم در مسیر این جوانان هستند و چه بسیار میشنویم که آهنگسازان چه بسا معروف! با وعده و وعیدهایی که به این جوانها میدهند، از ذوق و شوق و جوانی آنها استفاده میکنند و چه پولهایی به جیب میزنند و گاهی اوقات این افراد را برای همیشه از عرصه هنر -که چه عرض کنم- از هستی ساقط میکنند. مورد دیگر اینکه متاسفانه مدتهاست کسی اثری با صدای نو، محتوای جدید و به روز یا صدایی بدون تقلید ارائه نکرده و بیشتر در حال کپی با کمی تغییر در کارهایشان هستند. به عنوان مثال ما بیش از دهها خواننده داریم که صداهایشان دقیقا مثل هم (با یک محتوای شبیه به هم) است! که میتوان آن را مارکتینگ بد موسیقی نامید…
چالش جدید روز هم که ارائه آثار به لطف هوش مصنوعی است که صدای مشاهیر و غیره را ضبط و پخش میکنند که به هر طریق شنیده و دیده شوند. و مورد آخر که امیدوار کننده است حدود ۱۰ درصد از حوزه موسیقی را شامل میشود که اساتید برجسته و به نامی هستند که در زمینههای موسیقی جدی و جریان ساز فعالیت میکنند.
*** هدف ایدهآل موسیقی را در کجا قرار میدهید و چگونه میتوان تلاش کرد جامعه به آن نقطه برسد؟
– میتوانم هدف، رسالت و آرزویم را به دو بخش تقسیم کنم. بخش اول موارد ملی میهنی و اجتماعی و بخش دوم عرفانی که با کمک خداوند و تیم متخصصی که در کنار من حضور دارند و افتخار بنده همراهی با این بزرگواران است، بتوانیم آثاری را تولید و تقدیم کنیم که ماندگار باشند، تاثیر مثبتی برای جامعه داشته باشند و از انرژی ماندگار بهره ببرد. روی سخن من با افراد فرهیخته و جدی و تاثیرگذار جامعه است و امیدوارم بتوانم با کمک این عزیزان برخی معضلات و مشکلات و چالش های اجتماعی را رصد کنیم و در قالب تاثیر بی چون و چرای کلام در کنار موسیقی بتوانیم اثری ارائه دهیم که هر یک از افرادی که توانایی حل آن مشکل را دارند، دست به دست یکدیگر در پی رفع آن مشکل اجتماعی باشند. در بخش عرفانی امیدوارم بتوانم به یک شناخت درونی برسم و بتوانم آن شناخت و نور را در قالب موسیقی به مخاطبینام انتقال دهم. این سبک از موسیقی باید متفاوت و پویا و در برگیرنده سلایق جوانان و افرادی باشد که جویای آگاهی و نوآوری هستند و بتوانند به دفعات متعددی بشنوند و لذت ببرند و با هر دفعه شنیدن، به مطالب تازهتری دست پیدا کنند.
غزاله سعادتی