انیمیشن را گام به گام به سیمرغ رساندیم / درآمد بی‌سابقه ۱۲میلیارد تومانی مرچندایز «بچه زرنگ» | مجموعه رسانه ای صبا
امروز پنجشنبه, ۲۸ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۵۸:۵۹
حامد جعفری در گفت‌وگو با صبا:

انیمیشن را گام به گام به سیمرغ رساندیم / درآمد بی‌سابقه ۱۲میلیارد تومانی مرچندایز «بچه زرنگ»

تهیه‌کننده «بچه زرنگ» با اشاره به تلاش برای پیشرفت گام به گام انیمیشن بلند سینمایی در ایران، اظهار داشت: محصولات جانبی «بچه زرنگ» تاکنون یک درآمد بی‌سابقه 12میلیارد تومانی داشته که این رقمی بی‌سابقه درحوزه مرچندایز در سینمای ایران است.

به گزارش خبرنگار سینما صبا، «بچه زرنگ» یک انیمیشن سینمایی در ژانر ماجراجویی به شمارمی‌رود که در سال ۱۴۰۲ با فروش بالای ۵۰ میلیارد تومان توانست رکورد پرمخاطب‌ترین انیمیشن سنیمایی را به خود اختصاص دهد. بهنود نکویی، هادی محمدیان و محمدجواد جنتی کارگردانی این فیلم را به‌عهده داشته و حامد جعفری نیز تهیه‌کننده این اثر بوده است. این سومین انیمیشن سینمایی گروه هنر پویا بعد از شاهزاده روم و فیلشاه است که به اکران عمومی درآمده است. از این رو با حامد جعفری تهیه‌کننده این اثر درباره جایگاه انیمیشن‌های داخلی در بین مخاطبان کودک‌ونوجوان، وضعیت اکران این نوع آثار در مقایسه با کمدی‌های پرفروش و… به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

 

***اگر موافق هستید بحث را با سوالی درباره نقش انیمیشن‌های پرفروش در سینما و نقش آن در تبلیغ و فروش کالاهای مصرفی شروع کنیم. دراین زمینه، حرکت‌هایی بعد از اکران انیمیشن «پسر دلفینی» شروع شد و کاراکترهای این انیمیشن روی لوازم‌التحریر قرارگرفت، اما این حرکت ادامه نیافت. یا درباره «بچه زرنگ» که در مدت اکران با اقبال خوبی از سوی مخاطبان مواجه شده است، ولی اصولا می‌بینیم که انیمیشن ازاین نظر در زمینه تبلیغات دراغلب موارد مغفول مانده است، به نظر شما دلیل این مسئله چیست؟

-موضوع مرچندایز یا بازارپردازی محصولات مرتبط با یک اثر انیمیشنی که بااستفاده از کاراکترهای قهرمان یک فیلم انیمیشن به تولید می‌رسد یک مقوله جدید نیست و از خیلی قدیم‌تر در کشور ما به آن توجه شده است. اتفاقا چنین حرکتی سال‌ها قبل از اثری که اسم بردید شروع شد و شاید اولین انیمیشنی که به موضوع مرچندایز به طور جدی و همه جانبه توجه کرد مربوط به سریال «شکرستان» و بعد انیمیشن «رستم و سهراب» بود. فعالان صنایع خلاق بر پایه انیشمین‌هایی که ساخته می‌شود، برای بچه‌ها محصولات مختلفی را تولید و روانه بازار می‌کنند که عموما مورد استقبال مخاطبان نیز قرار می‌گیرد. البته این موضوع مبنای علمی و پژوهشی دارد. پژوهش‌هایی که روان‌شناسان در زمینه انیمیشن انجام داده‌اند می‌گوید، بچه‌ها از طریق قوه تخیل‌شان با قهرمان قصه‌های انیمیشنی ارتباط برقرار می‌کنند و با آن قهرمان مدت‌ها در تخیلشان زندگی می‌کنند و بعد تلاش می‌کنند که این قهرمان‌ها را به عالم واقع بیاورند و اینجا دقیقا نقطه ایست که بحث مرچندایز موضوعیت پیدا میکند. و به همین جهت هم مرچندایز آثار انیمیشنی خود به یکی از سرفصل‌های پرسود در دنیا تبدیل شده است. وقتی درکشور ما برای اولین بار سریال «شکرستان» پخش شد، زنجیره‌ای از محصولات مرتبط با این اثر نیز تولید و روانه بازار شد و اتفاقا من فکر می‌کنم محصولات مرتبط با این سریال در زمان خودش اتفاق قابل تاملی هم بود ولی متاسفانه به دلایل مختلف این محصولات مورد استقبال قرار نگرفت، که به نظرمن یکی از دلایل این موضوع این بود که جنس شوخی‌ها و موضوعاتی که دراین سریال به آنها پرداخته می‌شد، بیشتر از جنسی بود که مخاطبان اثر را بین بزرگسالان و بچه‌ها بلاتکلیف می‌کرد. بعد از این تجربه، محصولات نسبتا متنوعی هم برای انیمیشن «رستم و سهراب» تولید شد اما به دلیل اینکه خود اثر مورد استقبال مخاطبان قرار نگرفت، لذا طبیعی بود که محصولات مرتبط با آن نیز مورد استقبال قرار نگیرد و همین تجربه‌ها باعث شدند تا ذهنیتی بین تولیدکنندگان مختلف به ویژه کسانی که در بحث عروسک‌سازی و لوازم‌التحریر فعالیت می‌کردند، شکل بگیرد که سرمایه‌گذاری در حوزه محصولات جانبی یک انیمیشن جواب نمی‌دهد. البته حوزه مرچندایز در کشور ما ضعف‌های جدی دیگری هم دارد، مثلا یک بخش که به ما فیلمسازان بر می‌گردد این است که چون آثار پشتوانه یا ادامه ندارند طبعا اگر با اقبال مواجه شوند هم، استقبالی مقطعی است و ممکن است کسانی که مثلا آمده‌اند و کوله پشتی یک اثر را تولید کرده‌اند بخشی از تولیدات‌شان در انبار بماند و فروش نرود و این به دلیل عدم استمرار ارتباط مخاطبان با آثار است که به سمت خود ما بر می‌گردد. اما تجربه‌ای هم خود ما در مجموعه هنرپویا داشته‌ایم که به اجمال به آن هم اشاره می‌کنم. زمانی که ما انیمیشن سینمایی «شاهزاده‌روم» را ساختیم، تعداد اندکی محصول مرتبط با این اثر را که در حد ۱۰-۱۲ قلم محصول (از جمله لباس و لوازم‌التحریر) بود را بااستفاده از کاراکترهای «شاهزاده‌روم» و در همکاری با تولیدکنندگان مختلف تولید و عرضه کردیم که اتفاقا تجربه نسبتا خوبی هم بود. اینجا باید به این نکته مهم اشاره کنم که مواجه ما با بحث مرچندایز در انیمیشن سینمایی «شاهزاده‌روم» یک مواجهه پسینی بود و ما از قبل برای این بخش طراحی و فکری نداشتیم ولی وقتی اثر را ساختیم، تولیدکنندگان مختلفی به ما مراجعه کردند و ما با آنها تجربه موفقی کسب کردیم لذا در «فیلشاه» خودمان تلاش کردیم تا بتوانیم این تجربه را مجددا تکرار کنیم. پس همزمان و بعد از اکران «فیلشاه»، حدود سی و چند محصول از جمله لوازم‌التحریر، لوازم جشن تولد، شامپو و … را با تصویر «فیلشاه» تولید و روانه بازار کردیم و استقبال از این محصولات به حدی بود که در سال ۹۷ در نمایشگاه نوشت‌افزار محصولاتی که با کاراکترهای «فیلشاه» عرضه شده بودند، به‌عنوان پروفروش‌ترین کاراکترهای داخلی شناخته شد. اما درمورد «بچه زرنگ» با تجربه‌ای که به دست آمده بود موضوع را کمی متفاوت‌تر پیش بردیم و از زمانی که مشغول طراحی «بچه زرنگ» بودیم به موضوع مرچندایز توجه داشتیم. حتی وقتی در مورد سرمایه‌گذاری در این پروژه پیشنهاداتی مطرح شد، نگاهمان این بود که با کسی همکاری کنیم که بتواند ارزش افزوده برایمان ایجاد کند لذا پیشنهاد کانون پرورش فکری کودکان‌ونوجوانان را پذیرفتیم چون کانون سال‌ها درحوزه محصولات کودک فعالیت کرده بود و تجربیات موفق زیادی در این زمینه داشت. بنابراین طبیعی بود که این تجربه هم به کار اضافه شود تا کار به بهترین وجه پیش برود. با این مقدمه ۴۰۰‌و‌خرده‌ای محصول برای «بچه زرنگ» براساس الگوی بین‌المللی طراحی شد و از محصولات قابل تولید که بخش طراحی را طی کرده بودند آلبومی درست کردیم تا بتوانیم بهتر با تولیدکنندگان مذاکره کنیم و تصویری از آنچه می‌گوییم را بتوانیم به آنها منتقل کنیم. در قدم‌های اول هم همزمان با اکران فیلم، ۳۰ محصول مختلف مرتبط با این اثر را دربازار عرضه کردیم که ۱۴ محصول از آن ۳۰ محصول مربوط به حوزه لوازم‌التحریر بود و در نمایشگاه نوشت افزار عرضه هم شد و با استقبال خوب مردم کل تیراژ تولید شده از این بخش از محصولات به فروش رفت و یک درآمد بی‌سابقه ۱۲میلیارد تومانی را به جا گذاشت. این رقم، رقمی بی‌سابقه درحوزه مرچندایز است که تا پیش ازاین کسی به آن دست نیافته و به نظرم این یعنی هم افزایی کانون و هنرپویا و همکاری درست و دقیق. لذا بنا داریم همین مسیر را ادامه دهیم و امیدوام بتوانیم درطول اکران داخلی و بین‌المللی «بچه زرنگ»، این زنجیره را کامل‌تر و متنوع‌تر به مخاطبان عرضه کنیم و تعداد محصولات را حداقل سه رقمی کنیم تا یک گام این عرصه را به جلو ببریم و مسیر را برای همکاران دیگرمان که در آینده آثار انیمیشنی خواهند ساخت هموار کنیم.

 

***باتوجه به این‌که «بچه زرنگ» محصول مجموعه هنرپویا به شمار می‌رود، مهم‌ترین هدف شما دراین مجموعه در زمینه ارتقاء انیمیشن چه بوده است؟

-عمده تلاش ما در مجموعه هنر پویا این است تا با تولید هراثر، انیمیشن کشور را یک گام به جلو ببریم. به عنوان مثال وقتی «شاهزاده‌روم» را درسال ۹۳ ساختیم، آن را برای اولین بار در جشنواره فیلم فجر شرکت دادیم، دست‌اندرکاران جشنواره و هیئت انتخاب جشنواره، در بیانه خود به این مسئله اشاره کردند که انیمیشین قابلیت رقابت با آثار رئال را ندارد و نمی‌تواند دربخش مسابقه شرکت کند و لذا «شاهزاده‌روم» در خارج از مسابقه به نمایش درآمد و مورد تقدیر دبیر جشنواره قرار گرفت. بعد از جشنواره، وقتی «شاهزاده‌ روم» در اکران توانست موفقیت‌های مختلفی به دست آورد و بیش از یک میلیون مخاطب جذب سینماها کرد و تا جایگاه سومین فیلم پرمخاطب سینمای ایران در اکران سال ۱۳۹۴ بالا آمد، باعث شد که انیمیشن بیشتر مورد توجه منتقدان و اهالی سینما قرار بگیرد و همین هم زمینه‌ساز شد تا در جشنواره فجر سال ۹۶ با رای هیئت انتخاب «فیلشاه» در بخش سودای سیمرغ جشنواره حضور یابد؛ البته این بار هیئت داوران اعلام کرد که امکان مقایسه کار رئال و انیمیشن را ندارد و «فیلشاه» مورد داوری قرارنگرفت اما یک گام جلو رفته بودیم و از خارج از مسابقه به بخش مسابقه رسیده بودیم! بعد از تکرار موفقیت‌های «شاهزاده‌روم» توسط «فیلشاه» و جذب بیش از یک میلیون و ۲۵۰هزار مخاطب در سینماها، انیمیشن به عنوان یک ژانر شاخص و پیشرو در سینما، به رسمیت شناخته شد، لذا در جشنواره چهل و یکم خوشبختانه سد بعدی هم شکسته شد و برای اولین بار در تاریخ سینمای ایران، مثل جشنواره‌های مهم دنیا، «بچه زرنگ» هم وارد بخش مسابقه شد و هم توسط هیئت داوران، مورد داوری قرار گرفت و خوشبختانه در رقابت با فیلم‌های رئال در همه بخش‌هایی که امکانش را داشت مثل موسیقی، فیلم‌نامه، صداگذاری، تدوین، کارگردانی، تهیه‌کنندگی (بهترین فیلم) کاندیدای سیمرغ شد و درنهایت نیز سیمرغ بهترین فیلم پویانمایی را ازآن خود کرد. این یک نمونه است که هنرپویا هربار با آثارش یک گام هنرصنعت انیمیشن را پیش برده است.

 

***اگرممکن است درباره جایگاه فعلی فیلم‌های کودک ونوجوان درشرایط کنونی هم صحبت کنیم، به‌خصوص این‌که گاه دیده می‌شود یک انیمیشن مانند «بچه زرنگ» می‌تواند همپای یک فیلم کمدی از فروش خوبی برخوردار شود، بااین‌حال به نظر می‌رسد که مدت اکران این آثار برروی پرده کوتاه است و ازاین نظر تعاملی با شورای صنفی صورت نمی‌گیرد، اساسا قاعده فروش انیمیشن دراکران به چه شکل است؟

-«بچه زرنگ» درحقیقت چهارمین فیلم سینمایی ‌و سومین تجربه ما در عرصه ساخت و اکران فیلم در سینماست. جالب است بدانید که اولین تجربه اکران سراسری ما به بعد از ساخت «شاهزاده‌روم» برمی‌گردد. زمانی که می‌خواستیم این اثر را اکران کنیم، هیچ شرکت پخشی، قبول نکرد آن را اکران کند، چون تلقی همه این بود که این فیلم در اکران موفق نخواهد شد. لذا ما هر شرطی را که برای اکران فیلم گذاشته شده بود، پذیرفتیم و حتی وقتی در جلسه شورای صنفی اشاره شد که این کار نمی‌تواند سرگروه داشته باشد، ما پذیرفتیم و تعهد دادیم که به این موضوع معترض هم نخواهیم شد. طبعا عدم شناختی که نسبت به انیمیشن در کشور ما وجود دارد باعث می‌شود مواجهه با این هنر-صنعت به شکل نادرستی صورت گیرد. هرچند ما تلاش می‌کنیم تا با ممارست و خلق آثار خوب و با کیفیت این مسیر را رفته رفته هموارتر کنیم. ضمن این‌که در همه جای دنیا وقتی یک نمونه‌ها و الگوهای موفقی در یک حیطه‌ای شکل می‌گیرد، زمینه‌ساز ایجاد رشد در آن بخش می‌شود. ما در هنرپویا هم تمام تلاش‌مان این است که نمونه‌های موفقی از انیمیشن در سینما ایجاد کنیم تا در سرمایه‌گذاران و فعالان و تصمیم‌گیران، امید و انگیزه ایجاد کنیم و بگوییم انیمیشن هم می‌تواند مورد اقبال مخاطب قرار گیرد و فروش بسیار موفقی داشته باشد. اینها، موضوعات بسیار مهمی است و تاثیرگذاری بالایی هم دارد و به همه از هنرمند و انیماتور و سینماگر تا سرمایه‌گذار و سینمادار و شرکت پخش امید و انگیزه برای ساخت و اکران انیمیشن سینمایی می‌دهد و درنهایت به رونق و رشد این هنر-صنعت خواهد انجامید. لذا درست است درسالی که «شاهزاده روم» اکران شد محدودیت‌هایی زیادی مانند نداشتن سرگروه پیش پای این انیمیشن گذاشته بود که گاه یکی از آنها می‌تواند منجر به شکست یک فیلم در اکران شود. اما ما به اینها توجه نکردیم و پاشنه‌های کفش‌هایمان را ورکشیدیم تا موفق شویم و با لطف خدا و استقبال مخاطبان، «شاهزاده‌روم» توانست به سومین فیلم پرمخاطب اکران سال ۹۴ تبدیل شود و انگیزه‌ای را ایجاد کند که دیگران هم به سمت تولید انیمیشن بروند. به‌عنوان مثال، در جشنواره فیلم فجر سال بعدش، ۸ فیلم انیمیشن متقاضی حضور در جشنواره شدند، چرا؟ چون «شاهزاده‌روم» را به‌عنوان یک الگوی موفق دیده بودند و همه انگیزه پیدا کرده بودند. در زمان اکران “فیلشاه”، هم یک حالت سهل ممتنعی وجود داشت، یعنی هم سختی‌هایی را پیش رو داشتیم و هم از جهتی کارمان راحت بود. ازاین جهت راحت بود که باتوجه به فیلم قبلی، دیگر سینماداران ما را می‌شناختند و می‌توانستیم در سینماهای مختلف برای سئانس گرفتن چانه زنی کنیم و کارمان سخت بود چون یک سری فیلم‌هایی دراین فاصله اکران شده بودند که استانداردها را رعایت نکرده بودند و در جذب مخاطب شکست خوردند، لذا یک خوف و رجایی دربین سینماداران به وجود آمده بود که اگر این فیلم هم نفروشد چه و طبیعتا همین‌ها مانع ایجاد می‌کرد. از سوی دیگر، موفقیت مجدد و رونق «فیلشاه» در اکران کمک کرد تا بتوانیم به فعالیت سینما این پیام را منتقل کنیم که هنرپویا مسیر درست را شناخته و در این مسیر گام بر می‌دارد. ما تجربیات خود را در ساخت و اکران «بچه‌زرنگ» هم مجددا به‌کار گرفتیم و به لطف الهی و با استقبال کودکان و نوجوانان و خانواده‌ها، این فیلم از آغاز اکران تاامروز با استقبال خیلی خوبی مواجه بوده و توانسته نظر یک ونیم ملیون مخاطب کودک ونوجوان را به خود جلب کند و به فروش بیش از ۵۰ میلیارد تومانی دست یابد، به نظرم این یک پدیده مهم است که کمتر به آن توجه می‌شود. در تاریخ سینمای ما، فقط ۷فیلم بیش از ۵۰میلیارد فروش داشته‌اند و از این بین انیمیشن سینمایی «بچه‌زرنگ» تنها فیلم غیر کمدی این جمع است.

***برخی از سازندگان فیلم‌های کودک‌ونوجوان درسال‌های اخیر از اکران همزمان چند فیلم دراین حوزه گلایه داشته و آن را آسیب جدی برای سینمای کودک می‌دانند، نظر شما دراین‌باره چیست؟

-مسئله‌ای که اشاره می‌کنید یکی از معضلات سینمای کودک‌ونوجوان است. درواقع، این که در نیمه اول امسال فیلم کودک اکران نشود و الان به صورت همزمان ۵ فیلم کودک همزمان روی پرده برود و حتی دو فیلم به فاصله کمتر از یک هفته اکران شود، به نظرم نشان از بی‌تدبیری دارد. حالا شاید مسئولین سینمایی به این مسئله اشاره کنند که هرکدام از این فیلم‌ها به لحاظ کیفی متفاوتند و صدمه‌ای به مخاطبان نمی‌زنند، یا شاید برای اکران برخی از فیلم‌ها تحت فشار نهادهای دیگر بوده‌اند اما اصل ماجرا این است که اکران همزمان چند فیلم کودک عملا در سئانس‌دهی سینماداران به این فیلم‌ها اختلال ایجاد می‌کند. اینکه ما در گذشته فیلم‌های داشتیم که مخاطبان زیادی داشتند، بر پایه اکرانهای چندین و چند ماهه‌ی بدون رقیب شکل گرفته است. الان مگر سینمادار چقدر ظرفیت دارد و مگر ما اساسا چند پردیس سینمایی در کشور داریم که انتظار داشته‌ باشیم فیلم‌ها درآنجا به در کنار هم به نمایش درآیند؟! درنتیجه، اتفاقی که رخ می‌دهد این است که ظرفیت محدود سئانس‌دهی به فیلم‌های کودک بین این فیلم‌ها تقسیم می‌شود و اکران فیلم‌های کودک با ورود هر فیلم کودک جدید به چرخه اکران، محدودتر می‌شود. این اتفاق درحالی رخ داده که اگر مسئولین و شورای صنفی به جدول فروش نگاهی بیندازند متوجه می‌شوند که درکنار سه فیلم کمدی، یک فیلم کودک به فروش مطلوبی دست یافته و ازاین منظر اتفاق مهمی افتاده است. طبعا جادارد که تلاش‌ها معطوف به حمایت از این اثر باشد تا با تخصیص سئانس‌های مناسب از چنین اتفاق خوشایندی مراقبت و حمایت شود تا فروش فیلم‌های کودک توسعه یابد و الگوی موفقی برای دیگر سازندگان این حیطه ایجاد شود. اما الان ما بینیم با ورود فیلم‌های جدید، عملا با کاهش سئانس دهی مواجه شده و بلافاصله کاهش سئانس‌دهی هم باعث می‌شود فیلم که چندین هفته در جایگاه دوم فروش هفتگی قرار داشته، با کاهش فروش مواجه شود. یعنی ما علاوه ما برای اکران موفق با موانعی از این دست هم مواجهیم.

 

***از منظر پخش بین‌المللی، وضعیت انیمیشن‌های داخلی درحال‌حاضر به چه شکل است، مشخصا درباره کارهایی که مجموعه «هنرپویا» تاامروز تولید کرده، این وضع چطور پیش رفته است؟

-من تجربه خودمان را می‌گویم، زمان اکران «شاهزاده روم» سعی کردیم از با تکیه بر ظرفیت گروه‌هایی که درکشورهای مختلف فعالیت داشتند، مثل انجمن ایرانیان مقیم یک کشور، یا انجمن مسلمانان یک کشور و…. درواقع به پخش گلخانه‌ای فیلم بپردازیم و با همین برنامه‌ریزی و اقدام، به تجربه‌های موفقی هم دست پیدا کردیم. در «فیلشاه» تلاش‌مان این بود تا همزمان با اکران داخلی و پخش گلخانه‌ای در برخی از کشورها، بتوانیم فیلم را در چند کشور دیگر اکران سراسری کنیم که این اتفاق هم افتاد. در «بچه زرنگ» هم تمهیدی اندیشیدیم تا با پخش‌کننده‌های بین‌المللی که توانایی پخش آثار مستقل را درخارج از ایران دارند کار کنیم. البته نسخه بین‌المللی فیلم با نسخه داخلی که امروز در سینماها درحال اکران است، براساس الگوهای شناخته شده بین‌المللی تفاوت‌هایی خواهد داشت.

 

***از چه جهت؟

-اصولا آثار کودک ناخودآگاه دارای ادبیات بین‌المللی هستند. به عنوان مثال عرض میکنم وقتی اثری برای مخاطب بزرگسال ساخته می‌شود معمولا به اندوخته دانشی و عقبه فکری بزرگسالان تکیه دارد و این عقبه به درک و دریافت بهتر مخاطب از اثر کمک می‌کند. ولی مخاطب کودک اندوخته دانشی کمتری دارد و این سبب می‌شود کودکان در جغرافیای متفاوت مشابهت‌های بیشتری داشته باشند تا مخاطب بزرگسال. جالب است که بگویم، حتی خط‌ قرمزهایی هم که دراین حوزه وجود دارد تقریبا در بسیاری از کشورها مشابه هم هستند. کمااین‌ که یک‌بار یکی از آثارمان را در یکی از استودیودهای خارج از کشور برای مدیران آن استودیو پخش کردیم، ابتدا از فیلم خیلی خوش‌شان آمد و گفتند می‌خواهند رایت ان اثر را خریداری کنند ولی وقتی به قسمتی از فیلم رسیدیم که کاراکتر، با یک جسم نسبتا تیز زمین را می‌کند، به این مسئله اشاره کردند که نمی‌توانند این فیلم را در کشور خودشان پخش کنند؛ چون قرارگرفتن جسم تیز در دست قهرمان فیلم برای مخاطب خردسال ممنوع است. به‌هرحال با همه این اوصاف امیدوارم مسیر اکران بین‌المللی فیلم‌های انیمیشن رفته رفته بهتر شود و اتفاقات بهتری دراین حوزه برای همه بیافتد.

آزاده صالحی

 

 

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها