
به گزارش خبرنگار فرهنگ و کتاب صبا، «میحانهمیحانه» از آخرین اثار محبوبه حاجیاننژاد است که به تازگی در انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. کتاب از زاویهای متفاوت به مقاومت و ایستادگی مردم خرمشهر در دوران دفاع مقدس نگاه میکند و روایتی سورئال به واقعیت جنگ دارد. درباره این اثر با محبوبه حاجیان نژاد به گفت و گو نشستیم.
٭٭٭ اگر امکان دارد کمی درباره کلیت کتاب و روایت آن برای مخاطب صحبت کنید.
– «میحانهمیحانه» داستان مقاومت مردم خرمشهر است. روزهای آغازین حمله عراق به ایران. در کتاب با زنی ۳۵ ساله آشنا میشوید که سازی به اسم «رباب» دارد. این زن توانسته از طریق این ساز ارتباط عمیقی با مردم پیدا کند و بین آنها جایگاه و منزلت پیدا کند. زن تنهاست و در دوران نوزادی در کارون پیدا شده و ریشه و تباری ندارد اما از آنجا که مردم به سازش باور دارند به او احترام میگذارند. حتی نخلها، حیوانات، اشیا و … به صدای ساز او واکنش نشان میدهند. این موضوع با حمله عراق به ایران همزمان میشود. مردم، خرمشهر را تخلیه میکنند. این در حالی است که مردم تمام دار و ندار این زن هستند و اگر از آنها جدا شود رگ و ریشهای ندارد که به آن وصل شود. در نهایت زن از طریق ساز راهکارهایی پیدا میکند که باعث مقاومت و نجات مردم شود.
٭٭٭چطور این ایده به ذهن شما رسید که مقاومت را از طریق یک ساز امکانپذیر کنید؟
-میدانید که موسیقی در کشورمان به خصوص در جنوب اهمیت بالایی دارد. این یکی از ویژگیهای خاص این منطقه است که باعث میشود آلات موسیقی جایگاه ویژهای در فرهنگ مردم داشته باشد. من فکر کردم همین موضوع را تبدیل به یک ابزار مقاومت کنم. مردمی که با دستان خالی جلوی دشمن ایستادند.
٭٭٭ چرا اسم «میحانهمیحانه» را انتخاب کردید؟
-«میحانهمیحانه» نام ملودی است که در بین مردم جنوب محبوبیت بالایی دارد و مردم همگی این ملودی را حفظ هستند و زمزمه میکنند. شعری که این ملودی دارد خیلی به شخصیت و ماجرای داستان من میخورد. کلمه میحانه مخفف «ما حون موعدنا / مگر وقت دیدارمان نبود؟» است. احمد شاملو هم میحانه را «نیامد وقت دیدار؟» ترجمه کرده است. خوب این خیلی به شخصیت داستان من نزدیک بود یعنی کسی را دوست داشت که سالها انتظار او را کشیده بود.
٭٭٭هدفتان از نگارش این کتاب چه بود؟
– هدفم این بود که به زندگی مردم در خرمشهر در زمان جنگ بیشتر توجه شود. خیلی برایم مهم بود که نگاهها به مشکلات این مردم معطوف شود. چه در زمان جنگ چه الان که مشکلات بسیاری دارند. باید نگاه دوبارهای به این مردم و شهر شود و فراموش نکنیم این مردم از جان و مال خودشان گذشتند تا در مقابل دشمن ایستادگی کنند.
٭٭٭این مقاومتی که مد نظر شما هست از کجا نشات میگیرد؟
-این مقاومت که در این کتاب هم به آن اشاره شده جز ذاتی و اساسی فرهنگ مردم جنوب است که نمادها و مفاهیم خاص خود را دارد. مردم جنوب عموما نسبت به حفظ اتحاد خود بسیار متعهد هستند. شما دقت کنید که مردم با دست خالی در مقابل حمله دشمن ایستادند.
٭٭٭شما پیش از نوشتن اثر منطقه را از نزدیک دیده بودید؟
– بله من پیش از نگارش این کار سفر ۵ روزه به این منطقه داشتم. چیزی که عجیب بود این بود که انگار نه انگار از آغاز جنگ، چهل سال گذشته و گویی همین ۵ سال پیش جنگ بوده است. در خرمشهر، هنوز آثار عمیق جنگ بر دیوارهای شهر وجود دارد و مردم خواستههایی دارند که طی این چند سال اصلا دیده نشده است. به معنای واقعی کلمه این شهر همچنان یک شهر جنگزده است. جنگی که نسلهای بعدی شهر هم همچنان هزینه آن را میدهند. به همین جهت من سعی کردم به شکلی موازی مشکلات زمان حال خرمشهر را هم ببینم و روایت کنم.