زیستن در مردگی با شلیک نویسنده | مجموعه رسانه ای صبا
امروز سه‌شنبه, ۲ تیر , ۱۴۰۵ ساعت ۱۸:۳۲:۰۶
میرعلیرضا دریابیگی در گفت‌وگو با صبا:

زیستن در مردگی با شلیک نویسنده

کارگردان، طراح و بازیگر نمایش «ژنرال مجهول» گفت: هر کدام از شخصیت‌های این نمایش، یک مارگریت و یک ژنرال هستند و در هیچ صحنه‌ای نمی‌دانند که قرار است بمیرند. این میزانسن‌های متغیر، فضایی را به وجود می‌آورد و با شلیک نویسنده، هر کدام‌ از شخصیت‌ها تبدیل به مرده می‌شوند و در مردگی زندگی می‌کنند.

به گزارش خبرنگار تئاتر صبا، نمایش «ژنرال مجهول» نمایشی ابزورد از جهانی آخرالزمانی در فضای نوار و اغلب گونه‌های نمایشی است و کارگردان با پشتکاری درخور توجه، در تلاش برای نمایش این فضا برای مخاطبان نمایش است. دکترمیرعلیرضا دریابیگی مدیر فرهنگی، استاد دانشگاه، پژوهشگر، مترجم، نویسنده، بازیگر، کارگردان و عضو هیأت علمی گروه آموزشی و تحصیلات تکمیلی نمایش دانشکده هنر است. در کارنامه کاری او اجراهایی نظیر نمایش در ایران، شاه اوبو، دیوونه من رستاکتم و… دیده می‌شود. کتاب‌هایی چون آزمایشگاه تئاتر، کارناوال، خوانش فمینیستی آیینی اژدهاک بیضایی، کارگاه روش پژوهش در هنر، مروری بر تاریخ تحولات دکور در جهان، جستارهایی در باب هنر، گزیده‌ای از تاریخ تئاتر اروپا، هنر و پست مدرنیسم، فیلمنامه نویسی برای انیمیشن و… از آثار مهم نوشتاری کارنامه کاری دریابیگی به شمار می‌رود. نویسنده‌ای که به عنوان پژوهشگر برتر دانشگاه هم ملقب شده است.

نمایش «ژنرال مجهول» به نویسندگی رنه دُ ابالدیا و ترجمه پروفسور فرهاد ناظرزاده کرمانی برای اولین بار در ایران و در سالن چهارسو مجموعه تئاتر شهر تا اواخر مرداد ماه به اجرا درمی‌آید و میرعلیرضا دریابیگی طراح، دراماتورژ، کارگردان و تهیه‌کننده این اثر نمایشی است.

در خلاصه این نمایش آمده: «ژنرال آشیل بولییو دُ شامفور مورون بلندمرتبه‌ترین مقام نظامی با همسرش مارگریت در فضایی با نُه اتاق تو در تو و دوازده درِ زره پوش سنگین و محکم! درست مثل درِ تانک! می‌زیَد؛ هر لحظه ممکن است آغازِ یک پایان باشد؛ پایان زمان برای کره‌ زمین.»

مروارید جعفری، امیرحسین رضایی، فهیمه شایان‌فر، شهراد قدیری، علیرضا نیما قربان‌زاده، علیرضا قیاسوند، سارا مقدم، بهراد محمدی، افسانه نیازی و میرعلیرضا دریابیگی بازیگران «ژنرال مجهول» هستند. با دکتر دریابیگی در باره اجرای این نمایش گفت‌وگویی انجام داده‌ام.

احمد محمد اسماعیلی

***از شکل گیری اجرای نمایش «ژنرال مجهول» بگوئید. نمایشی که به گفته شما داستانی ساده درباره سه شخصیت است، اما در اجرا با کاری پیچیده و شخصیت‌های متعدد روبه رو هستیم…

-این پژوهش برای آزمایش و اجرا پس از تجربه موفق «نمایش در ایران» توسط گروه یوونتوس شکل گرفته است. به‌اتفاق دکتر امیرحسین رضایی، کتابی را با عنوان «آزمایشگاه تئاتر» منتشر کرده‌ایم. این کتاب با رویکرد یادگیری گروهی و تعلیم و تربیت هدف‌گذاری شد و در این پروسه آزمایشگاهی، متون دانشگاه انسان شناسی یوجینیو باربا مورد بررسی قرار گرفت و با روش‌های آموزشی از طریق تئاتر و چگونگی ساختن تکمیل شد…

*** از ایده‌های این شیوه اجرایی تا چه حد در اجرای نمایش استفاده کردید؟

-از سال ۱۹۶۴ که یوجینو باربا سبکش را راه‌اندازی کرد، لاین جدیدی در حوزه یادگیری گروهی و تمرینات بر پایه بنیان بداهه‌سازی و هم‌زمان کردن بدن، ذهن در بازیگری شکل گرفت. همانطوری که اشاره کردم کاری پژوهشی را در گروه تئاتری‌مان انجام داده‌ایم. در روال کاری گروه بر اساس یکسری از شرایط، آزمایش‌هایی روی متونی مانند «نمایش در ایران» نوشته بهرام بیضایی انجام می‌دهیم. در این کار اولین لاین تئاتر پست دراماتیک را در اجرای متنی پژوهش‌محور مورد استفاده قرار دادیم. یک درام که همراه با مجموعه نمایشگاهی از انواع گونه نمایش ایرانی قبل و بعد از اسلام ساخته شده است.

***آیا «ژنرال مجهول» یک درام عاشقانه است؟

-نمایشنامه «ژنرال مجهول» که نویسنده‌اش آن را در سال ۱۹۶۴ نوشته، درامی‌ست که شما می‌توانید گرته‌برداری و ویژگی‌هایی از چند نویسنده (از قبیل اوژن یونسکو، ساموئل بکت، آلفرد ژاری، ژان ژیردو و …) را درآن می‌بینید. در ضمن شخصیت‌های پروتاگونیست نمایش حجم زیادی از جملات و واژگان را خیلی سریع و تند بر زبان می‌رانند. فضای نمایش با سبک ساختاری یونسکو در ترسیم فضای ابزورد نزدیک است و با بکت در پردازش و آموزش شخصیت‌هایی که هر کدام‌شان شخصیت‌های وامانده و مطرود و نیمه مجنون در جامعه هستند، همراه می‌شود. تمام این ویژگی در کار ما منجر به خلق درامی شد با داشتن قصه‌ای درباره یک ژنرال با همسری کشیش‌زاده که دچار ناباروی است، یک کاپیتان زن و…

***یک نوع فضای هشدار درباره پایان دنیا در فلسفه ژنرال دیده می‌شود؟

-بله. از نظر ژنرال با توجه به گسترش سلاح‌های هسته‌ای همه چیز روبه پایان است. این نمای ترسناک از پایان جهان و پایان تاریخ، از ویژگی‌های آثار نویسندگان اشاره شده هم به شمار می‌رود و می‌تواند جزو موتیف‌های تئاتر ابزورد باشد.

***حتی مارگریت در خلال جملاتش به بحث آخرالزمانی اشاره دارد…

-بله، در این میان کاپیتان می‌آید و با ژنرال رابطه‌ای عاشقانه را آغاز می‌کند…

***این خانم کاپیتان با توجه به رفتارش اغواگر به نظر می‌رسد و گویی از ژانر نوآر آمده …

-می‌تواند این گونه باشد. البته در زمان نوشتن متن نمایشنامه، هنوز نوآر شکل‌گیری نشده بود.

***داستان در سال ۱۹۶۴ نوشته شده و ژانر نوآر در یک دهه قبل با فیلم‌هایی نظیر «شاهین مالت» و «جنگل آسفالت» (از آثار جان هیوستون) حضورش را اعلام کرده بود…

-ادبیات نوشتاری «ژنرال مجهول» با نوآر خیلی فاصله دارد…

***اما به نوآر پهلو می‌زند و در نمایش هم در صحنه‌ای، خانم کاپیتان در فضای سیاه و دودآلود و مبهمی، مشغول سیگار کشیدن است که این قاب و فضابندی جزو موتیف‌های نام‌آشنای نوآر است…

-این خوانش شما، غلط نیست و این بنیان در متن وجود دارد. ببینید در اصل ما یک وضعیت ساختیم و با تکثر شخصیت‌ها…

*** و به نظرم می‌آید که نمایش «ژنرال مجهول» اتودی از سبک‌های مختلف است و نباید به دنبال ژانربندی خاصی برویم…

-ممنوم از نظرت. هر کسی می‌تواند استنباطش را بیان کند. یکی عنوان کند نمایش پست مدرن و دیگری فلان سبک را اشاره کند. کوشیدیم در این اجرا تا می‌توانیم از بازنمایی دوری کنیم و فضای متفاوتی را نشان بدهیم. به همین دلیل از بین شخصیت‌های نمایش، هر کدام‌شان یک مارگریت و یک ژنرال هستند و در هیچ صحنه‌ای نمی‌دانند که قرار است بمیرند. این رویکرد و میزانسن‌های متغیر، فضایی را به وجود می‌آورد و با شلیک نویسنده، هر کدام‌ از شخصیت‌ها در طول اجرا تبدیل به مرده می‌شوند و در مردگی زندگی می‌کنند.

***شما در نمایش، نقش نویسنده را بازی می‌کنید. آیا این حضور به خدایگان قابل تفسیر است یا خالق اثر که قدرت کشتن و زنده کردن تکثیر شده‌های ژنرال را دارد؟

-داستان را در طول اجرای نمایش در سه لایه به طور همزمان می‌بینیم. لایه اول راوی اثر مارگریت است که قبل از ورود به سالن با حضورش در محوطه بیرونی محل اجرا روایت کار را از زبانش می‌شنوید. همزمان با نویسنده، خالق اثر، دراماتورژ و کارگردانی مواجه هستید که خودش متن را نوشته و شک می‌کند که آیا برای ایفای این نقش مناسب است و یا شاید باید از کس دیگری استفاده شود. همزمان که نمایش پیش می‌رود، مارگریت است که از ابتدا تا به انتها تمام مسائل درون نمایش را مثل داستان‌های پلیسی و جنایی شرلوک هملز و… کنار هم چیده و بیانش می‌کند  و از ژنرال انتقام می‌گیرد. واقعا ژنرال عروسک دست مارگریت در چرخه این قدرت است.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها