

به گزارش خبرنگار سینما صبا، سینمای ایران جنس بازیگرانی نظیر «رویا جاویدنیا» را کم دارد. بازیگرانی که میتوانند نقشهای سخت را به راحتی بازی کنند. او در بیش از یک دهه ونیم حضور موثر در بازیگری، بهخوبی توانسته در قالب نقشهای مختلف و نیز مکمل، بازیهای موثری در سینما و تلویزیون و تئاتر به خصوص در قالب زنان درونگرا، هنرمند و آرام طبقه مرفه و روشنفکر و شخصیتهایی با کمترین اکتهای بیرونی ارائه کند. شاید به همین دلیل است که بازیهای او در آثار برادران محمودی (مثل سایهبان) و یا فیلمسازانی نظیر کیارش اسدیزاده (در گس در نقش یک زن به بن رسیده در زندگی زناشویی که دچار طلاق عاطفی با همسرش شده) بهتر دیده میشود. او در سینما بازیگر گزیدهکاری است و در تئاتر هم نقشهای ارزشمند و ماندگاری نظیر یک مامور انضباطی دانشگاه با رفتار خشک و جدی در نمایش «خیالهای جاده جاجرود-تهران» (غزاله معتمد) به بازی پرداخته است. رویا جاویدنیا در آثاری در تئاتر، سینما، تلویزیون و شبکه خانگی نظیر ناتمام (سیما تیرانداز)، عصر جمعه (مونا زندی حقیقی)، وضعیت سفید (حمید نعمتالله)، بیداری (فرزاد موتمن)، مینای شهر خاموش (امیرشهاب رضویان)، علفزار (کاظم دانشی)، شبهای مافیا (سعید ابوطالب)، سیاوش (سروش محمدزاده)، آمستردام (مسعود قراگوزلو)، وارونگی (بهنام بهزادی)، سوم آذر شهر (کامبیز صفاری)، شبانه روز (امید بنکدار و کیوان علیمحمدی) و … نقش آفرینی کرده و این روزها فیلم «شهرک» را در اکران دارد. فیلمی متفاوت به لحاظ موضوع و ساختار. با این بازیگر درباره حضورش در این فیلم و چند نقطهعطف دیگرش در بازیگری گفتوگو کردهام.
احمد محمد اسماعیلی

*** در سینمای معمول ما که اکثر تولیدات آثار درباره طبقه فرودست هستند، شهرک فضایی نوین را به لحاظ بصری و ساختاری در پیش چشم مخاطبش قرار داده است… «علی حضرتی» بکگراند قابل اعتنایی در تهیهکنندگی دارد. حضور در «شهرک» اولین ساخته سینمایی او را به چه دلائلی پذیرفتید؟
-سوژه و موضوع فیلم «شهرک» در سینمای ایران نو و متفاوت بود و کمتر فیلمی با این فضا و مضمون در سینمای ایران ساخته شده است. بیشتر به این دلیل که دغدغه «علی حضرتی» در ساخت «شهرک» خیلی جذاب و قابل توجه بود… زاویه دید حضرتی در «شهرک» به ماهیت سینما و تاثیرش بر آدمها و علاقمندان به آن بازتعریف میشود، در ضمن نقشم هم در این فیلم با نقشهای گذشتهام تفاوت داشت و فرم اجرای نقش هم برایم همراه با کلی هیجان و چالش بود.
*** در فضای بین واقعیت و مجاز فیلم «شهرک»، با این چالش در ایفای نقش را چگونه کنار آمدید؟
– توضیح جنس و فرم بازی به خاطر فضای سوررئال فیلم دشوار است. قاب داستان فیلم، این پیشفرض را با خواندن فیلمنامه در اختیار من قرار داد که وارد پروژهای میشوم که واقعیت ندارد و آنچیزی که خودش را بروز میدهد، پروژه ساختن یک فیلم است و نوعی فیلم در فیلم است که در آن، ما وارد شهرکی میشویم که مرز میان واقعیت و خیال در آن به سختی قابل تفکیک است. گاهی وقتها آدمها میتوانند در فانتزیهای خودشان غرق شوند و با همان به زیستشان ادامه دهند.
*** به نظر میرسد خودتان هم آدم تخیلگرایی هستید. این را هم میتوان یک شاخصه در پذیرفتن بازی در «شهرک» دانست؟
– آدم واقعگرایی هستم و کمتر رویاپردازی دارم و اگر هم به آن بپردازم، در حد نرمالی است. همه آدمها چنین خصلتی دارند… اما به نظرم فانتزی زیباتر از زندگی واقعی است چون در درونش میتوانی به هر چه آرزو داری برسی! البته این تلقی من است. گاهی مواقع برخی از مسائل در زندگی واقعی آدم را تحت فشار قرار میدهد و یک روز نقشی به شما پیشنهاد میشود که باید برای ایفای آن رویاپردازی کنی و خب، این خیلی دلچسب و خوب است! در این وضعیت احساس سیال بودن پیدا میکنی و خودت را در غیرواقعی بودن رها میکنی…
***در دوران نوجوانی هم این نگاه را داشتید؟
-نه، ما از نسلی هستیم که مجبور بودیم خیلی واقعبین باشیم …
***در دهه شصت با توجه به شرایط زمانی رویابینی خیلی کمرنگ بود و آن نسل مجبور بودند با وقایع ریز و درشت و بعضا تلخ زندگی روبه رو باشند…
-در آن دوران نوجوانی که باید تخیلش را بال و پر میداد، مجبور بود بلوغ زودرس داشته باشد و به عمق واقعیتها گام بردارد و گوشزد میکردند که باید پایمان روی زمین باشد و نه روی ابرها. امروز شرایط تغییر کرده و به تخیل پر و بال میدهند.
*** تاچه حد گسترش فضای مجازی چنین شرایطی را به وجود آورده؟
– طبیعتا اثرگذار بوده و این روزها نمیشود بدون تخیل و آرزو زندگی کرد.
***شاید «علی حضرتی» هم در «شهرک» قصد داشته تا در پرده نقرهای رویاهایش را با دیگران با اشتراک بگذارد…
– بله و این قابل احترام است.
***روز اولی که برای بازی با او صحبت داشتید، در ایفای نقش چقدر به شما آزادی عمل داد؟
– به هر حال با یک ایده و فیلمنامه طرف بودیم و درباره فیلمنامهای که ساخته نشده، نمیشد اظهارنظر قطعی کرد، اما همانطور که اشاره کردم، دریچهای برای ایفای نقش متفاوت در این فیلم متفاوت برایم باز شد.
*** با وجود این که «شهرک» را فیلم متفاوتی در کارنامه خود میدانید اما در کارنامه کاری شما نقشهای متفاوت و خاکستری مثل سهیلای فیلم «گس» و یا مهشید «سایهبان» هم دیده میشود…
-سهیلا مددکار اجتماعی است و کارش کمک کردن به دیگران است. این زن بیشتر خودش را وقف شغلش کرده زیرا از زندگی زناشوئیاش احساس رضایت ندارد، بنابراین هدف اصلی او فعالیت در بهزیستی و آسایشگاه محل زندگی بچههاست. او در خانه انگاری یک ماشین بدون احساس و عاطفه است و فقط یکسری کار روتین را انجام میدهد. به نوعی بین او و دکتر ارفع شوهرش دیگر هیچ بند و تعلق عاطفی و احساسی وجود ندارد و در این زندگی هیچ چیزی وجود ندارد که سهیلا را به هیجان بیاورد. خیلی از مسائل بین این زن و شوهر از بین رفته است. سریال «سایهبان» کار خوب ، یکدست و منسجمی بود و شخصیتپردازی در این کار بسیار درست و منطقی صورت گرفته بود. آدمهای این سریال، همگی پرداختی درست و رئالیستی داشتند و به طیف کلیشهای خوب و یا بد مظلق تقسیمبندی نشده بودند. مهشید برای من نقش متفاوتی در مدیوم تلویزیون بود. نقشی که ویژگیهای آشکار و پنهان یک زن میانسال طبقه متوسط را از خودش بروز میداد و جای کار زیادی در بازی برایم ایجاد کرده بود.
*** به خاطر دارم در سریال «دلدار» هم در نقش مادری مقتدر که تمام کارهای پسرش را رصد میکند، حضور پیدا کردید که آن بازی هم به چشم آمد…
-دوستان برخی از مواقع به من لطف دارند و نقشی را پیشنهاد میدهند. شاید نباید آن نقش را بازی میکردم، اما از آنجائی که به دنیا و تفکر و سریالسازی نوید و جمشید محمودی علاقه دارم، پیشنهادشان را قبول کردم، کمااین که در ساخته بعدیشان (پوست شیر) هم حضور پیدا کردم.
***سریالی که بازتابهای مثبت زیادی حین پخش در شبکه نمایش خانگی داشت…
– در «پوست شیر» ابتدا قرار بود نقش مادر صدرا بیش از این باشد که در ادامه به این جمعبندی رسیدند با توجه به بستر و ظرفیتهای داستان، این حضور محدود شود. او مادر پسری است که اصرار دارد از خانه بزند بیرون و تواناییهایش را نشان بدهد.
***مادری که نگران است…
-بله و دنبال فرزندش میگردد.
***این سریال به دلیل موضوع و کست بازیگرانش خوب دیده شد… کاری که تصویری ملموس از طبقه متوسط ایرانی ارائه کرد…
– بله و به نظرم نوید و جمشید محمودی در کارگردانی به تکامل و پختگی رسیدهاند و به خوبی توانستند سریالی در ابعاد «پوست شیر» را جمع و جور کنند. موفقیت آنها در ارائه تصویر باورپذیر از یک طبقه هم از آنجا میآمد که خودشان هم از این طبقه هستند و نگاهی واقعبینانه و واقعگرایانهای دارند .
*** برگردیم به «شهرک» که این روزها روی پرده است. حالا که نسخه نهایی فیلم را دیدهاید، فیلم نهایی چقدر مطابق انتظارات شما از فیلمنامه است…
– در هر حال این حضور برایم جالب بود و فیلم را دوست دارم… مگر در این چند ساله چند فیلم مثل «شهرک» ساخته شده است؟ «علی حضرتی» برای ساخت این فیلم با جسارت عمل کرد. پروژهای که شاید برگشت مالی برایش نداشته باشد. وقتی فیلم را دیدم، نگرانیام از بین رفت و بیشتر غافلگیر و خوشحال شدم. به نظرم «شهرک» فیلم شاعرانهای است.
