

به گزارش خبرنگار تئاتر صبا، مارگریت در نمایش«ژنرال مجهول» به نوعی نقطهثقل داستان نمایش است. شخصیتی چند وجهی در قالب یک زن خانهدار روستایی تا زنی که بهتدریج دارای نفوذ، جهان بینی و اثرگذاری روی ژنرال آشیل دیگر شخصیت نمایش میشود. سارا مقدم با درک درست از شخصیت و کنشهای مارگریت موفق میشود تا دنیای این شخصیت را در معرض دید مخاطبان قرار بدهد.
فیلم تئاتر نمایش در ایران، شاه اوبو، اسم، دیوونه من رستاکتم و… از جمله کارهای مهم کارنامه بازیگری مقدم هستند. نمایش «ژنرال مجهول» به نویسندگی رنه دُ ابالدیا و ترجمه پروفسور فرهاد ناظرزاده کرمانی برای اولین بار در ایران و در سالن چهارسو مجموعه تئاتر شهر تا اواخر مرداد ماه به اجرا درمیآید و میرعلیرضا دریابیگی طراح، دراماتورژ، کارگردان و تهیهکننده این اثر نمایشی است.
در خلاصه نمایش آمده: ژنرال آشیل بولییو دُ شامفور مورون، بلندمرتبهترین مقام نظامی با همسرش مارگریت در فضایی با نُه اتاق تو در تو و دوازده درِ زره پوش سنگین و محکم! درست مثل درِ تانک! میزیَد؛ هر لحظه ممکن است آغازِ یک پایان باشد؛ پایان زمان برای کره زمین!
مروارید جعفری، امیرحسین رضایی، فهیمه شایانفر، شهراد قدیری، علیرضا نیما قربانزاده، علیرضا قیاسوند، سارا مقدم، بهراد محمدی، افسانه نیازی و میرعلیرضا دریابیگی بازیگران این نمایش هستند. با سارا مقدم درباره فضای نمایش و ابعاد نقش مارگریت گفتوگویی انجام دادهام.
احمد محمد اسماعیلی

٭٭٭ کارگردان نمایش «ژنرال مجهول» رو به تماشاگران عنوان کرد که با داستانی ساده درباره سه شخصیت و در اجرا با کار پیچیدهای با تکثر شخصیتها روبه رو هستید. این رویکرد برای شمای بازیگر چه ویژگیهایی داشت؟
– موقعی که متن «ژنرال مجهول» را بخوانید با سه شخصیت (مارگریت، ژنرال و کاپیتان) مواجه هستید و به طور معمول در این داستان تکرار شونده، همیشه یکسری تیپ و تصویرهای آشنا (چه در بازیگری و چه در بخش کارگردانی) وجود دارند که باعث میشود به آنها رجعت داشته باشیم. با توجه به دراماتورژی که دکتر دریابیگی انجام داد، ایده اجرایی از سادگی دور شد و این پیچیدگی به نقش مارگریت و نقش ژنرال راه یافت… نقشهایی که تکثر پیدا کردند و حالا من بازیگر میبایست نقش را در بیش از دو، سه لایه بازی میکردم. این چیدمان در بازیها از بدن، صدا، اعمال و … نشات گرفت و به تمام جزئیات وارد شد.
٭٭٭ در جنس بازی شما، مدل بازی فیگوراتیو و فیزیکال دیده میشود…
– شیوه کارگردانی و تمریناتی که دکتر دریابیگی در تمرینات اعمال کرد، یک شیوه کارگاهیست. در این حالت تجربه میکنیم و چیزهایی در این تجربه کردن ساخته میشود و از دل ویرانساختن چیزهای نو خلق میشود. هر آنچیزی که در صحنه دیدید، شامل و حاصل همین روند و رویه بود.
٭٭٭ آیا میتوانیم بر مبنای کارهای کلاسیک مارگریت را یک دختر کشیشزاده روستایی بدانیم و یا تعاریف دیگری برایش قائل هستید؟
– متنی که با آن روبه رو بودیم، مایههای کلاسیک داشت. از آنجائی که این نوع متنها در ایران کمتر ترجمه و اجرا شده و کمتر با آن مواجهه داشتهام، شاید نتوانم واژه درستی برای دستهبندیاش انتخاب کنم. بنمایههای نمایش کاملا کلاسیک است اما پرداختها شبیه به تئاتر ابزورد و تفکرات یونسکو است.

٭٭٭ اشاره ژنرال به روستایی بودن مارگریت و آرایش نکردنش در ابتدای نمایش – و این که در اواخر نمایش در گوشه صحنه مشغول آرایش کردن است- یک سیر تحولی است؟
– تلاش کردم تمام سرخوردگیهای مارگریت را بهتدریج در طول روایت داستان، کمرنگ کنم و قدرت زنانهای که ژنرال از او دریغ کرده را با آرایش کردن در اواخر نمایش به این شخصیت الصاق کنم.
٭٭٭ آیا از لحاظ ژانرشناسی، نمایش ژنرال مجهول یک درام عاشقانه با حضور مارگریت، ژنرال و کاپیتان است؟
– بله، ژنرال به سمت کاپیتان علاقه و تمایل دارد…
٭٭٭ البته نه از منظر کلاسیکش…
از همان منظر تم جاسوسی که ما همه در نظر داریم و یک مفهوم کاملا زمینی.
٭٭٭ در نمایش «ژنرال مجهول»، شخصیت ژنرال در قالب چند نفر تکثیر میشود. اما برای مارگریت این تکثر درقالب یک شخصیت دیگر انجام میشود…
– معتقدم مارگریت هم در قالب سه شخصیت دیگر تکثیر شده است…
٭٭٭ زن کتابخوان و زن نوازنده؟
– بله، هر کدامشان میتوانند ابعاد مختلفی از شخصیت مارگریت را نشان بدهند.
٭٭٭ این استباط شما به عنوان بازیگر است؟
– نه، در جهان نمایش این تعداد تکثر در مورد شخصیت مارگریت وجود دارد
٭٭٭ اما به من مخاطب تکثر شخصیت مارگریت آنطور که باید منتقل نشد…
– این مسئله دو رویه دارد… جهان نمایش تجزیه و تحلیل را نزد مخاطبان باز گذاشته و هیچ قطعیتی در آن وجود ندارد. چیدمان نشانهها در فضای نمایش، کارش را انجام میدهد. شما صدای مارگریت با ویلونسل را شنیدهاید و احساسش را با زنی که کتاب میخواند دیدهاید…
٭٭٭ طبق نقشه راهی که در ابتدا در نمایش میبینیم، مارگریت را یک زن عامی خانهدار میبینیم که در حال خرد کردن سیب زمینی و درست کردن غدا است…
– اینگونه در نظر بگیرید که مارگریت دختر کشیشی است که به کتاب مقدس علاقه خاصی دارد. با توجه به روابط احساسی که مارگریت با پدرش داشته است، به او وابستگی دارد و عادات پدرش و کتاب خواندن هم جزو موتیفهای پدر کشیش است. چیزی که در صحنههای ابتدایی درباره مارگریت میبینید، در واقع ریشهاش در دنیای ذهنی ژنرال است و ما از زاویه دید او شخصیت عامی مارگریت را میبینیم. اینکه زن پشت در زره پوش سنگین بدون نگاه و نظر به بیرون حبس شده است، ریشهاش بر میگردد به ژنرال و عملکردش. بنایراین ما به خصوص در صحنههای ابتدایی، تمام شخصیت واقعی مارگریت را نمیبینیم و بیشتر، همان چیزی را میبینیم که شما به آن اشاره کردید.
٭٭٭ برای مخاطبی که شاید نتواند با این فضای چند لایه ارتباط برقرار کند، بازی بازیگران میتواند مثل یک پل ارتباطی عمل کند؟
– فضای اجرایی نمایش به فضای گیم نزدیک است و با توجه به نوع کار، تلاش کردم بازی گرمتر و آشناتری نسبت به سایر بازیگران ارائه دعم.
٭٭٭ میشود گفت از بازی سرد سبک ابزورد فاصله گرفتید…
– با توجه به راهنماییهای کارگردان، قرار بر این شد تا نقشم را نسبت به دیگر بازیگران نمایش، آشناتر بازی کنم. در هر صورت امیدوارم که مخاطبان با نمایش ارتباط برقرار کنند.
