دکتر غلامعلی حدادعادل که ظهر روز جمعه ۱۷ اردیبهشت ماه برای بازدید از نمایشگاه بینالمللی کتاب به شهر آفتاب امده بود، در گفت وگو با خبرنگار صبا در خصوص انتشار اولین مجموعه شعر با عنوان «هنوز هم…» اظهار داشت: در طی این سالها همواره مشلغههای زیاد باعث میشد تا نتوانم کتابم را منتشر کنم و در واقع مشغلههای عالم سیاست باعث شد که اولین کتاب شعرم را با عنوان «هنوز هم …» در این سن منتشر کنم.
وی افزود: مکان کنونی نمایشگاه تهران در مقایسه
با نقاط غربی و شرقی و شمالی تهران و موقعیت مکان خوب و مناسبی قرار دارد و خلوتتر
است و میتوان گفت تنها گزینه موجود برای استقرار مرکز نمایشگاهی به شمار میآمد.
حداد عادل با بیان اینکه مسیر مکان فعلی نمایشگاه
برای رفت و آمد از استانهای دیگر خوب و مناسب است، یادآور شد: با توجه به قرار گرفتن
شهر آفتاب در مسیر جاده قم، ناشران و بازدیدکنندگانی که از استانها و شهرهای مختلف
به نمایشگاه میآیند میتوانند دسترسی آسانتری به آن داشته باشند.
عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی تاکید کرد: نمایشگاه
بینالمللی کتاب تهران فصل ترمیم کسری بودجه برای ناشران است. اگرچه برخی از آنها نگران
جابجایی بودند ولی خوشبختانه استقبال مردم نگرانی آنها را برطرف کرد.
وی همچنین درباره لزوم ایجاد عادت به کتابخوانی
در میان عموم مردم گفت: کتاب باید به صورت جدی در نظام آموزشی ما قرار گیرد و اگر دراین
نظام معلمان ما کتابخوان باشند همچنین شیوه آموزشی به گونهای باشد که دانش آموزان
را به خواندن تشویق کند، عادت مطالعه به مرور در میان مردمایجاد میشود.
به گزارش صبا، حدادعادل پیش از این ۲۹ فروردین ماه و در حاشیه مراسم رونمایی از مجموعه شعر «هنوز هم …» گفته بود:«اتفاقی که باعث شد تا دوباره با حال و هوایی دیگر به شعر گفتن بازگردم
شهادت برادرم، مجید، بود. تأثیر این اتفاق در من شبیه تأثیر بعضی زمینلرزههای سخت
بود که سبب پیدا شدن چشمههای جدیدی در زمین میشوند؛ شعرهایی که در این دفتر آمده،
عمدتاً، شعرهایی است که زان پس سرودهام.»
سروده ذیل، غزلی به چاپ رسیده در این کتاب است که
عنوان کتاب نیز برگرفته از این غزل است
با من به خنده گفت که باری هنوز هم؟
گریان جواب دادمش، آری هنوز هم
آری اگر تو نام من از یاد بردهای
از دل نرفته یاد تو، باری، هنوز هم
شوق هزار غنچه نشکفته با من است
تا بشکفد به باغ بهاری، هنوز هم
سر مینهم به بالش حسرت، در این امید
تا سر نهم به دامن یاری، هنوز هم
زآن آتشی که عشق تو در جان من فکند
مانده است شعلهوار شراری، هنوز هم
عادل! صبور باش که در این جهان کسی
یک گل نچیده بیغم خاری هنوز هم
انتهای پیام/