
بیستوسومین نمایشگاه مطبوعات به سومین روز خود رسیده است. به
رسم مالوف روزنامه «صبا»، در این دوران میپردازیم به نقش رسانهها در هنر
کشورمان. به همین بهانه بهسراغ ایرج راد؛ بازیگر و کارگردان تئاتر و همچنین نایبرئیس
خانه تئاتر رفتهایم تا نظر او را درباره شرایط رسانه در این روزگار جویا شویم.
امسال بیستوسومین دوره نمایشگاه مطبوعات را پشتسر
میگذاریم. این نمایشگاه چقدر میتواند بر آشنایی مخاطبان با رسانهها مفید واقع
شود؟
هر سال این نمایشگاه برگزار میشود. طبیعتا این اتفاق که
تمام مطبوعات در یک مدتزمانی مشخص دور هم جمع شوند و مردم با خدماتی که این رسانهها
در عرصههای مختلف انجام دادهاند، آشنا میشوند، جایگاهشان در ارتباط با مردم باتوجه
به اهدافی که دنبال میکنند مشخص میشود و مردم با نگاه و نظر مطبوعات در ارتباط
با مسائلی که پیگیری میکنند به فراخور سلیقهشان از قبیل سیاسی، اقتصادی، فرهنگی
و هنری آشناتر میشوند. آشنایی با نگاه، اهداف و مشخصات نشریات میتواند بر میزان
ارتباط مردم با رسانهها تاثیرگذار باشد. همچنین جایگاه مطبوعات مشخص میشود و
مطبوعاتی که ارتباط بیشتری با مردم دارند، از سوی آنها بیشتر مورد استقبال و توجه
قرار میگیرند.
باتوجه به اینکه فضای مجازی رونق بسیار زیادی
پیدا کرده است، آیا نشریات مکتوب(روزنامهها و مجلات) میتوانند در جامعه مخاطبان
خود را داشته باشند؟
فضای مجازی اختلافی با مطبوعات بهخصوص بهشکل کاغذی دارد.
برخی مقررات و آییننامههای خاص از سوی مطبوعات در نظر گرفته میشود و در خروجی
این رسانهها لحاظ میشود اما در فضای مجازی هر فردی هرچه میخواهد را به هر شکلی
که تمایل دارد، میگوید. طبیعتا سندیتی که مطبوعات دارند را فضای مجازی ندارد.
مطبوعات تلاش میکنند براساس مستندات اخبار و مسائل روز را مطرح کنند. اگر خارج از
این عمل کنند، از قانون سرپیچی کردهاند. درنتیجه به فضای مجازی به اندازه مطبوعات
نمیتوان اعتماد کرد. همچنین هر نوع حرکتی در ارتباط با مسائل فرهنگی و هنری که به
گرایش پیدا کردن جامعه به زمینههای ارزشی و گسترش فضاهای فرهنگی و هنری منجر شود
و بهصورت زیرساخت و زیربنا دید تماشاگر و تعریف او از مسائل فرهنگی و هنری و
نیازهای جامعه را تامین کند، میتواند به حرکت گسترده فرهنگی در جامعه کمک کند و
در همه زمینهها تاثیرگذار باشد. یکی از ارکان بسیار بسیار مهم رسانههایی هستند
که آنها را بهصورت مطبوعات میشناسیم؛ همچون روزنامه، کتاب، مجله، فصلنامه و…
باید حمایت شوند و جای گسترش این نوع رسانهها را در زندگی مردم فراهم کنیم تا در
دسترس آنها قرار گیرد و بتوانند با علاقه و اشتیاق آنها را بخوانند.
برخی معتقد هستند در سالهای اخیر رسانهها
بیشتر به تئاتر میپردازند. آیا رسانهها به اندازه کافی و باتوجه به تعداد
تئاترهایی که این روزها روی صحنه هستند، به تئاتر میپردازند؟
امیدوار هستم به تئاتر به معنای واقعی آن بپردازند؛ یعنی
جوسازی نکنند! بهاندازه کافی ما در فضاهای مجازی با جوسازیها مواجه هستیم پس
بهتر است در مطبوعات این اتفاق نیفتد و بهصورت حمایت از زمینههای فرهنگی و هنری
به تمام عرصههای هنر؛ تئاتر، موسیقی، تجسمی و… بپردازند تا بتوانند واسطهای
تعریفکننده بین هنرمند و جامعه باشند و فضای فرهنگی جامعه را ارتقا ببخشند. باید
دید مردم به مسائل فرهنگی و بهخصوص هنری را بازتر کنند و مردم را با هنرهای مختلف
آشناتر کنند. در این شرایط است که میتوانند بر فرهنگ و هنر این مرز و بوم تاثیر
بگذارند.
نقد و تحلیل چه از منظر کمی و چه از منظر کیفی
چه جایگاهی را در رسانههای ما دارد؟
متاسفانه نقد به آن شکل که بایدوشاید جایی در رسانههای ما
ندارد. آن جنس از نقد کامل و جامعی که مورد نظر ما است را کمتر در مطبوعات میبینیم.
معمولا دیده میشود که وقتی بهعنوانمثال یک اثر نمایشی روی صحنه میآید، خلاصهای
از داستان را در برخی از موارد بهصورت درست تعریف میکنند و درنهایت عنوان میکنند
فلان بازی خوب بود، کارگردانی خوب یا بد بود و… شکل اصولی نقد در اغلب نقدها
دیده نمیشود. این نوع نقد، اصلا تاثیرگذار نیست و نمیتوانند نقشی که باید بهعنوان
یک اثر خلاق در ارتباط با نقد یک اثر هنری داشته باشند. چون اینگونه متون باید هم
تماشاگر را با یک اثر هنری و تحلیل واقعی و درست روبهرو کنند و هم سبب شوند
هنرمند متوجه کاستیها و اشکالاتی که در نگاه و کارش وجود دارد بشود و بتواند
سازندگی لازم را داشته باشد. البته گاهی با منتقدانی مواجه میشوم که درست قلم میزنند،
سواد این کار را دارند، میدانند چگونه مسائل را تعبیر و تفسیر و درنهایت عنوان
کنند اما جمع قلیلی را تشکیل میدهند. وقتی فردی بهعنوان یک منتقد در اجتماع
جایگاه ویژهای پیدا کرده باشد، میتواند بسیار برای اثر نمایشی که روی صحنه آمده
است تاثیرگذار باشد چون مردم به او اعتماد میکنند و طبق نقد او، برای دیدن یا
ندیدن اثر نمایشی تصمیم بگیرند یا اگر اثر اشکالاتی دارد باید آنها بهصورت دقیق
عنوان شده باشند تا علاقهمند به هنر تئاتر وقتی کار را میبیند، از کموکیف آن،
ضعفها و قدرتهایش، تحلیل شخصیتها، اصل موضوع نمایش، طراحیها و ارتباط آنها با
شخصیتها و… آگاهی پیدا کند. یک منتقد باسواد و توانمند میتواند این نکات را به
علاقهمندان به هنر منتقل کند.
کمرنگ بودن نقد در رسانهها به کم بودن تعداد
منتقدان مربوط میشود یا به این دلیل است که مدیران مسئول یا دبیران اهمیتی به این
بخش نمیدهند؟
طبیعتا رسانهها بر نحوه و نگاه مردم جامعه و انتظارات آنها
درباره یک اثر فرهنگی و هنری تاثیرگذار هستند. نقد در این زمینه میتواند بسیار
بسیار راهگشا باشد چون متاسفانه الان در زمینه نقد حرکتی که باید بین یک کار خوب،
متوسط یا بیارزش در جامعه گسترش پیدا نکرده است. نیازمند منتقدانی هستیم که آنچنان
درست در جامعه عمل کرده باشند که چه جامعه هنری و چه جامعه هنردوست و افرادی که به
برنامههای هنری علاقهمند هستند، اعتقاد و باور پیدا کرده باشند. این مهم، با
تحلیل و نقد درست و سازنده این افراد میسر میشود. رسانه در هر زمینه میتواند
یاریرسان هنرمندان باشد. متاسفانه کمی این بحث سرسری گرفته شده است و نگاه جدیای
به نقد وجود ندارد درصوتیکه نقد جایگاه ویژهای دارد و بسیار حائز اهمیت است.
مینا صفار