
بعد از حضور در فیلم سینمایی «مالاریا» چیزی
حدود دو سال کار نکردید تا با فیلم «جشن دلتنگی» دوباره در سینما شما را دیدیم، دو
سال مدت کمی نیست، از آنجایی که تجربه اولتان با پرویز شهبازی بود میخواستید در
ادامه هم با نقشها و فیلمهای مهم ظاهر شوید و پیشنهادها برایتان جذاب نبود یا
ترجیحتان این است که با طمأنینه در سینما کار کنید؟
بعد از حضور در «مالاريا» و تجربه همكاري با پرويز شهبازي، برايم
مهم بود با كسي كار كنم و در فيلمي ديده شوم كه در مقابل «مالاريا» پسرفت به حساب
نيايد. آقاي شهبازي نيز روي اين مسئله حساسيت داشت و همه به نوعي اتفاق نظر داشتند
كه تا زمان اكران «مالاريا» صبر كنم و بعد انتخاب كنم كه سر چه فيلمي بروم. به همين
دليل تا زمان اكران «مالاريا» صبر كردم، متاسفانه اكران اين فيلم هم به تعويق افتاد
و بهخاطر اين موضوع ميان فيلم اول و دومم اين فاصله نسبتا طولاني پيش آمد. البته پس
از «مالاريا» بيشتر نقشهايي كه به من پيشنهاد شد شبيه به «حنا» بودند؛ دختربچهاي
ساده كه از شهرستان فرار كرده بود. اصلا دوست نداشتم دوباره حنای «مالاريا» را تكرار
كنم. تا اينكه نقش سارا در فيلم «جشن دلتنگي» پيشنهاد شد. به نظرم نقش متفاوتي بود
و احساس كردم جاي بازي دارد. بهطور كل فيلمنامه و نقش را دوست داشتم و تفاوت سارا
با نقشهاي پيشنهادي ديگر باعث شد بازي در «جشن دلتنگي» را قبول كنم.
پس اینطور که میگویید تفاوت نقشها برایتان
خیلی مهم است، همین مسئله میتواند در ادامه شما را گزیدهکار کند این در حالی است
که در فیلمهای ما تنوع و تفاوت زیادی در شخصیتها وجود ندارد…
من چون اول راه بازيگري هستم دوست دارم نقشهاي متفاوت بازي
كنم شايد بعدها اگر به پختگي بيشتري برسم خودم اين تفاوت را در نحوه ارائه بازيام
ايجاد كنم. بازي نقشهاي متفاوت برايم مهم است اما اين تفاوت مگر تا كجا ميتواند ادامه
داشته باشد؟ خودتان بهتر ميدانيد، بهخصوص اينكه شخصيتهاي زن فيلمنامهها به جهت
تنوع خيلي محدود هستند و تفاوت زیادی وجود ندارد. بيشتر اميدوارم كه در ادامه راه قصه
و شخصيت در درون قصه متفاوت باشد.
خیلیها در زمان جشنواره «جشن دلتنگی» را در
منع فضای مجازی دانستند البته خود من اصلا با این نگرش موافق نیستم و به نظرم
پوریا آذربایجانی تلاش کرده بود به آسیبهای این فضا و تنهایی انسان امروز نگاه
کند، اما با این همه به نظرتان با وجود درگیری عمیق و افراطی که انسان امروز با
فضای مجازی دارد «جشن دلتنگی» تا چه اندازه توانسته به مخاطب خود این تلنگر را
بزند؟
اول در جواب اینكه برخي فكر ميكنند «جشن دلتنگی» در منع فضاي
مجازي است، بايد بگويم به هيچ وجه «جشن دلتنگي» نميخواهد استفاده از فضاي مجازي
را منع كند. فضاي مجازي و اينستاگرام در فيلم، بيشتر بهانهاي است تا تنهايي انسان
حال حاضر به تماشاگر نشان داده شود و بگوییم شاید این فضا در همین دوری و تنهایی
تاثیرگذار است. در پاسخ بخش دوم سوالتان باید بگویم واقعا نمیدانم تا چه حد در
این زمینه موفق بودیم و توانستیم به مخاطب تلنگر بزنیم. البته این نکته را اضافه
کنم که بهطور کلی اکثر آدمها نسبت به این موضوع یک گاردی دارند به خصوص اینکه در
این برهه زمانی بحث فیلترینگ هم پیش آمده است. چند روز پیش نقدی خواندم که موضوع
فیلم ما را به فیلترینگ حال حاضر ربط داده بود درحالیکه فیلم «جشن دلتنگی» در
زمانی ساخته شد که اصلا بحث فیلتر هیچ یک از شبکههای اجتماعی مطرح نبود و باز هم
میگویم اساسا این فیلم در منع فضای مجازی نیست بلکه فقط آگاهانه به آسیبهای آن
نگاه میکند.
خودتان تا چه اندازه با فضای مجازی درگیر
هستید؟
همه ما درگیر هستیم، من خودم همین چند روز که تلگرام فیلتر
شده واقعا اذیت شدم اما در رابطه با اینستاگرام اصلا اینطور نیستم که هر اتفاق
زندگی شخصی و کاریام را فورا استوری کنم تا همه در جریان قرار بگیرند یا مثل خیلی
از همسنوسالهای خودم مدام عکس بگیرم و منتشر کنم. در حد معمول در فضای مجازی
فعالیت میکنم و به نظرم حضور در فضای مجازی کاملا لازم است.
مواجههتان با شخصیت سارا چطور بود؟ به
فیلمنامه و کدهای پوریا آذربایجانی بسنده کردید یا برای ایفای آن مابهازای
بیرونی داشتید؟
بعد از اینکه فیلمنامه را خواندم سعی کردم روی کلیت آن تمرکز
نکنم، شاید این چیزی است که از آقای شهبازی با خود به همراه دارم چون او در «مالاریا»
فقط آنچه به تو مربوط بود را میگفت و سعی میکرد تو را درگیر چیزهایی که برای
نقشت اهمیت ندارد، نکند. به همین دلیل در «جشن دلتنگی» هم سعی کردم خودم را خیلی
درگیر قصه اپیزودهای دیگر نکنم همانطور که در فیلم هم میبینید قصه سارا و جهان
با ماجراهای دیگر فاصله دارد. بیشتر تمرکز خود را روی نقش سارا و مواجهه آن با
شخصیت جهان گذاشتم. از ابتدا پوریا آذربایجانی خیلی در مورد شخصیت و گذشته او با
من صحبت کرد و درواقع کاراکتر را روانشناسی میکرد. چند فیلم به من پیشنهاد داد
که آنها را ببینم البته نه برای اینکه مثل بازیگران آن فیلمها بازی کنم بلکه بهخاطر
اینکه بتوانم فضا را بهتر درک کنم. درکل دیالوگهایی که با کارگردان داشتم و همچنین
توجه به چند شخصیت واقعی سبب شد به دیدگاهی نسبت به شخصیت سارا برسم و بتوانم آن
را ایفا کنم. خوشبختانه تا آنجا که میدانم آقای آذربایجانی هم از خروجی بازیام رضایت
داشت.
«جشن دلتنگی» چند زندگی را روایت میکند اما در
روایتهای خود دچار پراکندهگویی میشود و آن انسجامی را که توقع داریم نمیبینیم.
پوریا آذربایجانی نقطههای متفاوتی از آدمها را در «جشن
دلتنگی» به هم وصل کرد. سارا یک قصه داشت و شخصیتهای اپیزودهای دیگر قصه
خودشان را داشتند اما به هم گره خوردند.
این فیلم، دست روی موضوعی گذاشته است که پرداخت به آن و خلق
شخصیتهایی برای روایت این موضوع نیاز به نگاه روانشناسانهای دارد اما بعضا با
این مواجه میشویم که شخصیتها در سطح باقی ماندند و خیلی با تودرتوهای آنها برخورد
نمیکنیم. تا حدودی با حرف شما موافقم البته من بازیگر فیلم هستم و خیلی نمیتوانم
پاسخ این سوال را بدهم. شاید بتوان گفت «جشن دلتنگی» بیشتر قصهمحور بوده و طرح
موضوع موردنظر برایش در اولویت قرار داشته است.
فارغ از شخصیت جهان، قاطبه کاراکترهایی که در
فیلم با فضای مجازی خود را درگیر کردند زنان هستند، به نظر خودتان در کشور ما زنان
بیشتر مبتلا به این قضیه هستند و مورد آسیبهای فضای مجازی قرار میگیرند؟
به نظرم جهان آنقدر با فضای مجازی درگیر بود برای کل جامعه
مردان کفایت میکرد(باخنده) اما بهطور کلی با بخش اصلی سوالتان موافقم به نظرم
زنان بیشتر به این ارتباط نیاز دارند و بهنوعی تنهاتر هستند تا جایی که به اطراف
خودم هم وقتی نگاه میکنم میبینم زنان به نسبت مردان بیشتر با فضای مجازی درگیر
شدند این مسئله حتی ربطی به سن و سال هم ندارد. دلیل اصلی این موضوع را نمیدانم
اما فکر میکنم شاید بهخاطر تمایل به ارتباط و تنهایی بیشتر در دنیای زنان باشد.
جالب است فیلم «جشن دلتنگی» به موازات فیلترینگ
برخی شبکههای مجازی اکران شده، به نظرت این قضیه میتواند تأثیری در اکران فیلم
داشته باشد؟
نمیدانم بازخوردها مثبت خواهد بود یا منفی، حتی نمیدانم
با وجود این اتفاقات مردم گارد میگیرند یا نه، اما امیدوارم اکران خوبی را داشته
باشیم.
شما در رشته کارگردانی تحصیل میکنید، میخواهید
بازیگری را ادامه دهید یا در آینده به فعالیت در رشته تحصیلیتان رجوع میکنید؟
رشته تحصیلیام کارگردانی است و در آینده دور فیلم خواهم
ساخت. کارگردانی را خیلی دوست دارم البته منظورم این نیست که بازیگری را دوست
ندارم اما نمیدانم جای پیشرفت آن چقدر است. ترجیح من بازی در سینماست و به هیچ
وجه نمیخواهم در سریالی حضور پیدا کنم.
ملیکا مومنیراد