به گزارش خبرنگار ادبیات خبرگزاری صبا، رمان «هادس» تریلر روانشناختی نوشته مریم نفیسیراد از انتشارات نسل نواندیش در ۳۵۴ صفحه منتشر شد.
این نویسنده در گفتگو با صبا درباره این رمان توضیح داد: رمان «هادس» سرگذشت زندگی زنی با دو نام میریام و پاندورا را در سالهای ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۹ روایت میکند که در دوران نوجوانی دانشآموز مدرسه زید بن خطاب در محله عباسیین بوده و به موجب همکلاسی و هم محلهای بودن، با یکسری از افراد آشنا میشود که همین آشناییها و وجود همین افراد زندگی او را برای همیشه دستخوش تغییر میکنند.
او ادامه داد: درواقع این رمان درباره میریام و اتفاقات دلهرهآور زندگی او در سوریه پیش از جنگ است.
این نویسنده درباره نام رمان توضیح داد: هادس در اساطیر یونان به معنای فرمانروای دنیای مردگان است، او پرسفونه را میدزد به او تعرض میکند و برای همیشه پیش خود محبوس میکند. در سراسر رمان، شباهتهایی میان میریام و پرسفونه و اهالی دمشق با هادس میبینیم.
وی افزود: رمان «هادس» بسیار بیرحم است و مانند بلایی که اهالی هادس سر پاندورا میآورند، مرحله به مرحله خوانندگانش را با لبخند، غذاهای خوشمزه و مکانهای زیبا، محبت و دوستیها و تصدق رفتنهایی که از صدها دشنام و سوزن و تیغ و فریاد دردناکتر هستند زجرکش میکند.
نفیسی در پایان صحبت هایش خاطرنشان کرد: هدف من از نوشتن این رمان، روایت داستانی دلهرهآور بود پس زبانی ساده و نسبتا روان برای نوشتن آن انتخاب کردم.
در پایان قسمتی از این رمان را میخوانیم: «خودم را میبینم. موهای بلندم را میبینم. سرش را کج میکند و به چشمهایم خیره میشود. به نفسنفس زدن میافتم. به سمتم میآید. قدمی به عقب میروم. روبهرویم میایستد. از ترس احساس میکنم هر لحظه میخواهم قالب تهی کنم. نه، امکان ندارد واقعی باشد. توهم است، میدانم. دستم را دراز میکنم و به موهایش میکشم.
ناگهان سر کجش را صاف میکند. با کف دست به سینهام میکوبد و کنارم میزند. وارد پذیرایی میشود.
گلدان سبزآبی محبوب مادرم را برمیدارد و روی زمین پرت میکند. به خودم میآیم. پس واقعی است، من دارم خودم را میبینم. گلدان بعدی را از کنار میز تلویزیون برمیدارد. به سمتش میروم.
– نکن! مادر دعوام میکنه.»
انتهای پیام/