به گزارش خبرنگار ادبیات خبرگزاری صبا، کتاب «کارل پوپر: منطق اکتشاف علمی» به نویسندگی جرمی شییرمر و با ترجمه آرش جمشیدپور به همت انتشارات زندگی روزانه منتشر شده است.
این کتاب بخشیست از مجموعهای با عنوان «متون محوری فلسفه» که بنا دارد با توضیحاتی کوتاه و روشن مهمترین آثار تاریخ فلسفه را به خوانندگان خود معرفی و آنها را برای مواجهه با این متون آماده و ترغیب کند.
فهرست این کتاب شامل پیشگفتار، مقدمه، پسزمینه، درآمد، ابطال پذیری، مبنای تجربی، چگونه چیزها تغییر میکنند و نتیجهگیری است.
در قسمتی از مقدمه این کتاب نوشته شده است: «به احتمال زیاد افراد، این کتاب را با انتظاراتی که سنت تجربهگرایی در معرفتشناسی و فلسفه علم پدید آورده است مطالعه میکنند اما در کتاب پوپر چیزی حقیقتا متمایز وجود دارد. او به هیچ معنای متعارفی تجربهگرا نیست و نه تنها بسیاری از انتقادات مطرح شده به کتابش را پیشبینی کرده است بلکه برخی از متمایزترین خصوصیات معرفتشناسی او مبتنی بر نوع پاسخی است که به مسایل میدهد.»
کتاب «کارل پوپر: منطق اکتشاف علمی» که نخستین بار در سال ۱۹۳۴ در مجموعهای مرتبط با حلقه وین به آلمانی چاپ شد و توجه زیادی را به خود جلب کرد. پوپر تاکنون ۲ اثر ۲جلدی با عنوان «۲ مساله بنیادی نظریه معرفت» را نوشته است که جلد اول آن درباره مساله استقرا است و جلد دوم آن به بررسی پیشینه مساله مرزگذاری میپردازد.
این نویسنده به وحدت روششناسی در علوم طبیعی و اجتماعی معتقد است و به عقیده او بین روشهای علوم طبیعی و اجتماعی اختلاف وجود دارد اما در روششناسی این ۲ شاخه علم، اساسا یکی است. در هر ۲ علم ابتدا فرضیه شکل گرفته، آن فرضیه مورد آزمون قرار میگیرد و در آخر برای ابطال آن کوشش میشود.
او در این کتاب سعی دارد تا پاسخی برای پوزیتیویستهای منطقی حلقه وین فراهم کند. اعضای حلقه وین معتقد بودند که اگر کسی بتواند گزارههایی ایجاد کند که مستقیما به مشاهداتی از جهان مرتبط باشد تمام مسایل و مشکلات جهان حل خواهد شد. این گروه اعتقاد کامل و تعصب گونهای به استقرا داشتند؛ استقرا روشی است که در آن ذهن از قضایای جزیی به نتیجه کلی میرسد.
مساله دیگری که در این کتاب مطرح میشود «ابطالگرایی از دیدگاه پوپر» است و مولف میکوشد به روشی انتقادی نشان دهد که ریشه مسایل نظریه شناخت در زمان گذشته و حال را میتوان به مساله تمییز یعنی مساله یافتن معیاری برای تشخیص خصلت تجربی علوم رساند.
به عقیده پوپر، ساختار علم تجربی مبتنی بر حدس و ابطال است و کار علم به جای جمع کردن و اندوختن دادههای حواس و تئوریهای درست، حذف نظریات و طرحهای غلط است. تجربه و آزمایش توان اثبات یا تایید هیچ نظریهای را نداشته و تنها در ابطال آن توانمند است.
در چارچوب ایدههای بنیادی پوپر به نظر میرسد دو جریان فکری بیش از همه مهم بوده باشند؛ اول اینکه پوپر به روانشناسی علاقهمند شده بود و نسبت به منتقدان روانشناسی تداعیگرایانه نظری مساعد داشت. پوپر مضامین کانتی را روانشناختی تفسیر میکرد و آنها را تمایلاتی برای تفسیر جهان به شیوههایی خاص میدانست و این ایدههای روانشناختی را برحسب مفاهیم زیستشناختی میفهمید. عامل تاثیرگذار دوم از تفسیری متمایز و نامعمول کانت نشات میگیرد. البته خود پوپر کانتی نبود اما نظر مساعدی نسبت به کانت داشت و کانت تاثیر چشمگیری بر او گذاشته بود.
این عوامل پوپر را به تاکید بر کنشگرایی معرفتشناختی کانتی سوق دادند. براساس این دیدگاه ما میکوشیم به جای اینکه منفعلانه از جهان بیاموزیم، تفسیرها را بر جهان تحمیل کنیم او این شیوه از رفتار را بر حسب تمایلات زیستشناختی میفهمید و درعینحال تاکید میکرد که ممکن است کاملا این نوع نگرش به جهان کاذب باشد در نتیجه مانند دیدگاه کانتی مطلقگرایی درتفسیر این تمایلات صحیح نیست و به آزمون بردن آنها اهمیت دارد.
به نظر پوپر، تجربه آن چیزی نیست که طبیعتگرایانه تعیین شود بلکه باید محصول قرارداد یا تصمیم باشد برایناساس پوپر هر چند که به علوم طبیعی میپردازد ولی دیدگاههایش را از دیدگاه سنت تجربهگرایانه متمایز میکند زیرا این دیدگاهها برخلاف دیدگاه پوپر به محوریت تصمیم یا قرارداد قایل نیستند.
چاپ نخست کتاب «کارل پوپر، منطق اکتشاف علمی» در ۷۵ صفحه به شمارگان ۷۰۰ نسخه ۱۹ هزارتومان در اختیار علاقهمندان این حوزه قرار گرفته است.
دنا خواجزاده
انتهای پیام/