صداوسیما علیه بازگشت هنرمندان؛ وقتی رسانه ملی به جای ترمیم شکاف‌ها، بر زخم‌های جامعه دست می‌گذارد! | مجموعه رسانه ای صبا
امروز جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۲۰:۱۷

صداوسیما علیه بازگشت هنرمندان؛ وقتی رسانه ملی به جای ترمیم شکاف‌ها، بر زخم‌های جامعه دست می‌گذارد!

بازگشت برخی هنرمندان به کشور، در شرایطی که بیش از هر زمان دیگری به تقویت وحدت و انسجام ملی نیاز است، می‌تواند فرصتی برای ترمیم فاصله‌ها باشد؛ اما واکنش اخیر صداوسیما با برجسته‌کردن مواضع و اختلافات گذشته این چهره‌ها، این پرسش را ایجاد کرده که آیا رسانه ملی به جای کمک به بازسازی سرمایه اجتماعی، خود به بازتولید شکاف‌ها و تضعیف انسجام ملی دامن نمی‌زند؟

سمیه خاتونی/صبا، در شرایطی که حفظ وحدت و انسجام ملی بیش از هر زمان دیگری به گفت‌وگویی آرام، منطقی و دور از دو قطبی‌سازی نیاز دارد، انتشار گزارشی از سوی صداوسیما درباره بازگشت برخی هنرمندان به کشور، بار دیگر این پرسش را پیش روی افکار عمومی قرار داده است که رسانه ملی در مواجهه با ایرانیانی که پس از سال‌ها تصمیم به بازگشت گرفته‌اند، چه رویکردی را دنبال می‌کند.

روایت منتشرشده از سوی خبرگزاری صداوسیما، بازگشت برخی چهره‌های هنری را نه صرفاً به عنوان یک اتفاق اجتماعی، بلکه از زاویه طرح اتهام‌ها و مواضع گذشته آنان بررسی می‌کند؛ رویکردی که می‌تواند به جای ایجاد زمینه برای بازگشت و ترمیم فاصله‌ها، بر شکاف‌های موجود بیفزاید.

در ابتدای این گزارش با اشاره به مفهوم وطن آمده است: «وطن مثل مادری است که همیشه آغوشش برای فرزند باز است؛ حتی برای فرزندانی که روزی از این خانه قهر کردند و حتی گاهی به سمت خانه سنگ انداختند.»

این گزارش سپس با طرح این ادعا که «هیچ‌کس جلوی هیچ‌کس دیگری را نگرفته که آقا وارد کشورت نشو»، بازگشت ایرانیان خارج از کشور را به مسئله‌ای مناقشه‌برانگیز تبدیل می‌کند و می‌گوید: «اینجا کشور همه ایرانی‌هایی است که خارج از ایران زندگی می‌کنند.»

با این حال، در ادامه گزارش به جای تمرکز بر امکان بازگشت، گفت‌وگویی دوگانه درباره بازگشت چهره‌های هنری شکل می‌گیرد. در این بخش آمده است که «در افکار عمومی دو روایت شکل گرفته»؛ یک روایت که بازگشت هر ایرانی به کشور را «یک خبر خوش» می‌داند و روایت دیگری که درباره مواضع برخی افراد در روزهای جنگ و بحران پرسش‌هایی دارد.

گزارش صداوسیما در ادامه می‌پرسد: «وقتی برخی خارج از کشور در روزهای سخت جنگ و بحران شعله‌های تنش را بیشتر کردند، ما این همبستگی یا با کلماتشان بر زخم‌های ملت نمک پاشیدند، حالا بازگشت بدون هزینه آنها توجیه عقلانی دارد؟»

طرح چنین پرسشی، در شرایطی که جامعه نیازمند تقویت نقاط اشتراک و بازسازی اعتماد عمومی است، این نگرانی را ایجاد می‌کند که رسانه ملی به جای فراهم کردن بستری برای گفت‌وگوی ملی، بار دیگر بر اختلافات گذشته تأکید می‌کند.

از بازگشت تا بازخواست؛ مسئله‌ای که صداوسیما برجسته کرد

بخش دیگری از گزارش، با اشاره به بازگشت برخی بازیگران، خوانندگان و کارگردانان، مواضع گذشته آنان را یادآوری می‌کند و می‌پرسد: «تکلیف آن پست‌های ضد وطن و آن مواضع دوران بحران چه شد؟ زیر خاک است؟»

در ادامه نیز درباره برخی چهره‌ها از عباراتی مانند «ادبیاتی خاص از آتش زیر خاکستر می‌گفت» و «با پرونده توهین به مقدسات» استفاده می‌شود و درباره یک کارگردان نیز ادعا می‌شود که «تریبون‌های رسانه‌های معاند را سکوی تأیید اغتشاشات کرده بود.»

این ادعاها، بدون آنکه در متن گزارش چارچوب روشنی برای تفکیک میان اتهام، موضع سیاسی، رفتار مجرمانه اثبات‌شده و اختلاف نظر سیاسی ارائه شود، در کنار موضوع بازگشت هنرمندان قرار گرفته‌اند؛ مسئله‌ای که می‌تواند برداشت عمومی از بازگشت به کشور را تحت تأثیر قرار دهد.

مسئله‌ای به نام «هزینه بازگشت»

محور اصلی گزارش صداوسیما در ادامه، پرسش درباره هزینه بازگشت برخی هنرمندان است. در متن آمده است: «حالا می‌پرسند آیا بازگشت به این خاک می‌تواند مجوز فراموشی خطاهای هزینه‌ساز دوران بحران باشد؟»

گزارش سپس این پرسش را مطرح می‌کند که آیا حضور افراد در کشور «بدون یک پاسخگویی قانونی» نوعی سهل‌انگاری در قبال کسانی نیست که «هرگز میدان را ترک نکردند».

در اینجا مسئله‌ای مهم شکل می‌گیرد: اگر فردی مرتکب جرم شده باشد، رسیدگی به آن باید در چارچوب قانون و از مسیر نهادهای قانونی انجام شود؛ اما تبدیل بازگشت ایرانیان به عرصه‌ای برای محاکمه رسانه‌ای، موضوعی متفاوت است.

قانون یا داوری رسانه‌ای؟

در بخش دیگری از گزارش، با اشاره به برخی پرونده‌ها آمده است: «مردم می‌گویند قانون در جای خود اقتدارش را نشان داده.»

گزارش همچنین به برخورد با برخی اقدامات و پرونده‌ها اشاره می‌کند و آن را «مرهمی» برای کسانی می‌داند که معتقدند «امنیت ملی شوخی‌بردار نیست».

اما دقیقاً در همین نقطه، مرز میان اجرای قانون و داوری رسانه‌ای اهمیت پیدا می‌کند. اگر درباره فردی اتهامی وجود دارد، مرجع تشخیص آن قانون است؛ نه افکار عمومی و نه یک گزارش تلویزیونی.

رسانه ملی و آزمون حفظ انسجام

آنچه گزارش صداوسیما را قابل تأمل می‌کند، صرفاً نقد مواضع برخی هنرمندان نیست؛ مسئله اصلی، نوع مواجهه با مفهوم «بازگشت» است.

در شرایطی که جامعه برای عبور از بحران‌ها به حداکثر همدلی و حداقل شکاف نیاز دارد، رسانه ملی می‌تواند نقش واسط میان بخش‌های مختلف جامعه را ایفا کند. اما وقتی بازگشت یک ایرانی به کشور بلافاصله با فهرستی از مواضع گذشته، اتهامات و پرسش درباره «هزینه» بازگشت همراه می‌شود، این پیام نیز ممکن است به جامعه منتقل شود که بازگشت، به جای آنکه فرصتی برای ترمیم فاصله‌ها باشد، خود به میدان تازه‌ای برای مناقشه تبدیل شده است.

این در حالی است که در ابتدای همین گزارش، وطن به «مادری» تشبیه می‌شود که «همیشه آغوشش برای فرزند باز است». اگر چنین تعبیری مبنای روایت باشد، پرسش این است که رسانه ملی چگونه می‌خواهد میان حفظ امنیت و قانون از یک سو و جذب دوباره ایرانیان و ترمیم شکاف‌های اجتماعی از سوی دیگر تعادل ایجاد کند؟

آیا همه اختلاف‌ها باید دوباره به جامعه بازگردانده شوند؟

هیچ‌کس نمی‌تواند منکر اهمیت قانون، امنیت ملی یا مسئولیت‌پذیری افراد در قبال رفتارهایشان باشد.

اما مسئله اینجاست که در شرایط حساس، رسانه ملی علاوه بر روایت اختلاف‌ها، مسئولیت مهم دیگری نیز دارد: کمک به پیدا کردن نقاط اشتراک.

اگر قرار است بازگشت ایرانیان خارج از کشور جدی گرفته شود، پرسش اساسی  این نیست که آنان در گذشته چه گفته‌اند؛ بلکه باید دید امروز چه می‌گویند، چه نسبتی با جامعه دارند و آیا امکان بازسازی ارتباط میان آنان و کشور وجود دارد یا خیر.

تبدیل هر بازگشت به پرونده‌ای از مواضع گذشته، می‌تواند این مسیر را دشوارتر کند.

صداوسیما و مسئولیت حفظ سرمایه اجتماعی

مفهوم «انسجام ملی» زمانی معنا پیدا می‌کند که جامعه بتواند با وجود اختلاف نظرها، همچنان نقاط مشترک خود را حفظ کند. رسانه ملی در چنین شرایطی صرفاً یک رسانه خبری نیست؛ بلکه یکی از بازیگران اصلی شکل‌دهی به روایت عمومی جامعه است.

از همین رو، نحوه پرداخت صداوسیما به موضوع بازگشت هنرمندان، صرفاً یک انتخاب رسانه‌ای نیست و می‌تواند بر نحوه مواجهه جامعه با مسئله بازگشت، بخشش، پاسخگویی و ترمیم شکاف‌های اجتماعی اثر بگذارد.

اگر رسانه ملی قرار است در مسیر تقویت وحدت و انسجام ملی حرکت کند، این پرسش همچنان باقی است که آیا بازخوانی تقابلی گذشته افراد، در مقطع حساس کنونی به حل مسئله کمک می‌کند یا خود به عاملی برای بازتولید همان شکاف‌هایی تبدیل می‌شود که جامعه برای عبور از آنها تلاش می‌کند.

گزارش خبرگزاری صداوسیما با طرح این پرسش که «عدالت» درباره بازگشت‌کنندگان چگونه باید اجرا شود، در واقع یک پرسش بزرگ‌تر را نیز پیش روی خود رسانه قرار می‌دهد: رسانه ملی در بزنگاه‌های حساس، قرار است حافظ شکاف‌های گذشته باشد یا زمینه گفت‌وگو و بازسازی انسجام ملی را فراهم کند؟

در پایان کامل گزارشگر صداوسیما آمده است؛ 

وطن مانند مادری است که همیشه آغوشش برای فرزند باز است؛ حتی برای فرزندانی که روزی از این خانه قهر کردند و حتی گاهی به سمت خانه سنگ انداختند.واقعیت این است که هیچ‌کس مانع بازگشت ایرانیان نشده است. اینجا کشور همه ایرانیانی است که خارج از ایران زندگی می‌کنند و هرکدام ممکن است به هر دلیلی از گذشته خود پشیمان شوند.در افکار عمومی دو روایت شکل گرفته است؛ جریانی که هر بازگشت به میهن را آرزو و صرفاً یک خبر خوش می‌بیند و جریانی که با دغدغه‌ای عمیق می‌پرسد: وقتی برخی ایرانیان خارج از کشور در روزهای سخت جنگ و بحران، شعله‌های تنش را بیشتر کردند و با کلماتشان بر زخم‌های ملت نمک پاشیدند، آیا بازگشت بدون هزینه آنان توجیه عقلانی دارد؟

تناقض در همین‌جاست. در حالی که برخی رسانه‌ها از بازگشت برخی چهره‌ها استقبال می‌کنند، فضای عمومی جامعه می‌پرسد: تکلیف پست‌های ضد وطن و مواضع آنان در دوران بحران چه شد؟

امروز مردم می‌بینند بازیگری به کشور بازگشته که پیش‌تر با ادبیاتی خاص درباره «آتش زیر خاکستر» سخن گفته بود. یا خبر بازگشت خواننده‌ای را می‌شنوند که با پرونده‌ای مرتبط با توهین به مقدسات مواجه بوده است. همچنین از بازگشت کارگردانی سخن گفته می‌شود که تریبون‌های رسانه‌های معاند را به سکویی برای تأیید اغتشاشات تبدیل کرده بود.

این تناقض همان حفره‌ای است که مردم را نگران می‌کند؛ نگرانی از عادی‌سازی کنش‌های ضدملی.

مردمی که در سخت‌ترین روزهای بحران، با هزینه جان و مال، امنیت این خاک را حفظ کردند، اکنون می‌پرسند: آیا بازگشت به این خاک می‌تواند مجوز فراموشی خطاهای هزینه‌ساز دوران بحران باشد؟ آیا حضور در کشور بدون پاسخگویی قانونی، نوعی سهل‌انگاری در قبال کسانی نیست که هرگز میدان را ترک نکردند؟

مردم می‌گویند قانون در جای خود اقتدارش را نشان داده است؛ از برخورد با اقدامات مخاطره‌آمیز در پرونده‌هایی مانند ساعدی‌نیا گرفته تا جلوگیری از فعالیت‌های اقتصادی افرادی که رفتارهای ضدایرانی داشته‌اند. این اقدامات برای کسانی که معتقدند امنیت ملی شوخی‌بردار نیست، مرهمی بوده است.

باید بسیار بیشتر از اینها دقت کنیم. باید مراقب باشیم افرادی که روزی به جمهوری اسلامی توهین کرده یا مواضعی علیه کشور داشته‌اند، بدون بررسی و پاسخگویی، امکان حضور یا برخورداری از منافع اقتصادی در کشور را پیدا نکنند.عدالت یعنی هیچ‌کس با پافشاری بر مواضع ضد میهنی و بدون ابراز پشیمانی از خطای ملی، تبرئه نشود.امروز مردم می‌خواهند بدانند آیا این افراد واقعاً از دشمن فاصله گرفته‌اند و در کنار ملت ایستاده‌اند یا خیر./زهرا ایزدخواه، خبرگزاری صداوسیما.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها