تلویزیون روشن است، اما آیا انتخاب مخاطب هم دارد؟ | مجموعه رسانه ای صبا
امروز یکشنبه, ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵ ساعت ۰۷:۲۷:۳۳
فواد صفاریان‌پور،در گفت‌وگو با صبا،

تلویزیون روشن است، اما آیا انتخاب مخاطب هم دارد؟

«تلویزیون چند درصد مخاطب دارد؟»؛ و چرا روایت‌های متفاوتی از وضعیت رسانه ملی ارائه می‌شود و در میان این اعداد، تجربه و رضایت واقعی مخاطب کجای معادله قرار دارد؟

سمیرا جعفری/صبا، تلویزیون در حالی از «تحول» و افزایش مخاطب سخن می‌گوید که بحث بر سر میزان واقعی تماشای رسانه ملی دوباره بالا گرفته است؛ از یک سو پیمان جبلی از مخاطب بیش از ۷۰ درصدی تلویزیون دفاع می‌کند و معتقد است برخی منتقدان تنها به آمارهای کاهشی توجه دارند، از سوی دیگر رئیس مرکز تحقیقات صداوسیما نیز از رقم ۷۰.۵ درصدی مخاطبان سخن گفته است؛ در مقابل، آمارهای منتشرشده از سوی دیگر مراکز افکارسنجی و همچنین اظهارات اخیر عبدالحسین خسروپناه درباره اینکه ۶۰ تا ۷۰ درصد مردم تلویزیون را نمی‌بینند، تصویری متفاوت پیش روی افکار عمومی گذاشته است.  حالا سؤال فقط این نیست که «تلویزیون چند درصد مخاطب دارد؟»؛ مسئله این است که چرا روایت‌های متفاوتی از وضعیت رسانه ملی ارائه می‌شود و در میان این اعداد، تجربه و رضایت واقعی مخاطب کجای معادله قرار دارد؟ در شنبه‌های چالشی این هفته روزنامه صبا برای بررسی همین تناقض و نسبت تلویزیون با مخاطب امروز، سراغ  فؤاد صفاریان‌پور رفته‌ایم.

تلویزیون سال‌هاست با پرسشی اساسی روبه‌روست؛ چرا بخشی از مخاطبانش دیگر انتخاب اولشان برای دریافت خبر، سرگرمی و حتی تحلیل نیست؟ فؤاد صفاریان‌پور، تهیه‌کننده و برنامه‌ساز شناخته‌شده حوزه علم و فناوری که تجربه سال‌ها فعالیت در تلویزیون و ساخت برنامه‌های تخصصی برای مخاطب عمومی را در کارنامه دارد، در گفت‌وگو با روزنامه صبا درباره وضعیت امروز رسانه ملی، از تغییر ذائقه مخاطب و رقابت تلویزیون با رسانه‌های جدید گفت؛ رقابتی که به نظر می‌رسد دیگر نمی‌توان با نسخه‌های قدیمی برای آن پاسخ پیدا کرد.

صفاریان‌پور در ابتدا با اشاره به تجربه رسانه‌های رقیب و خصوصی‌تر گفت: اتفاقی که در سال‌های اخیر افتاد و رسانه‌های آلترناتیو و خصوصی‌تر به میان آمدند، این تصور را ایجاد کرد که شاید از نظر اقتصادی شرایط بهتر و آزادی عمل بیشتری داشته باشند. برای من، تجربه‌ای که به موازات این اتفاق و نزدیک به آن، به‌ویژه در جریان جنگ، رخ داد، بسیار شگفت‌انگیز بود.

وی افزود: یکی از پرسش‌های اصلی برای من و گروه ما این بود که مخاطب در چنین شرایطی اصلاً چه می‌خواهد؟ چه رسانه‌ای را نگاه می‌کند و چه رسانه‌ای را دنبال می‌کند؟ اینکه بخواهیم در قالب سرگرمی مفاهیمی را منتقل کنیم و در عین حال حرف حساب بزنیم و محصولی تولید کنیم که به درد مخاطب بخورد، کار بسیار دشوارتری شده است.

او با بیان اینکه تولید یک کالای فرهنگی معتبر و در عین حال دارای مخاطب، به سادگی گذشته نیست، ادامه داد: شرافتمندانه کالای فرهنگی تولید کردن، مشتری و مخاطب داشتن، واقعاً کار دشواری است. زمان‌بندی انتقال پیام و چیزی به نام برندینگ، یعنی آشنا کردن مخاطب با عنوانی که مورد نیازش باشد، بخش دیگری از این ماجراست.

این برنامه‌ساز درباره تغییر رفتار مخاطب در سال‌های اخیر توضیح داد: وقتی درباره مخاطب و رسانه نسبت به ۱۰ سال گذشته صحبت می‌کنیم، پارامترهای بسیار مختلف و متعددی برای بررسی وجود دارد. در عین حال، موقعیت تاریخی و رویدادهایی که پیرامون جامعه اتفاق می‌افتد، مثل جنگ، خودش یک غافلگیری دیگر است.

صفاریان‌پور تأکید کرد: مواجه شدن با همه اینها و برطرف کردن نیاز مخاطب در شرایط سخت اقتصادی، کار برنامه‌سازی را بسیار دشوارتر کرده است. محصولی که تولید می‌کنیم باید اعتبار محتوایی داشته باشد، نه اینکه بخواهیم یک محصول سردستی تولید کنیم..

وی افزود: مخاطب به سادگی دیگر هر چیزی را نمی‌تواند بپذیرد و نمی‌خواهد بپذیرد؛ چون تنوع و تکثری که در رسانه‌ها ایجاد شده، چیزی نیست که بتوان جلویش را گرفت یا مخاطب را از آن دور کرد. از طرف دیگر، شبکه‌های اجتماعی در زمان کوتاه، محتواهای بسیار متنوعی در اختیار مخاطب قرار می‌دهند و همین مسئله باعث شده دیگر به سادگی نتوان مخاطب را پای تلویزیون نشاند.

او درباره بحث‌های اخیر پیرامون میزان مخاطب تلویزیون و ادعای سهم ۷۰ درصدی این رسانه گفت: فکر می‌کنم باید یک بار دیگر بازنگری کنیم و اصلاً بفهمیم رسانه کارکردش چه بوده است. الان درباره چه چیزی صحبت می‌کنیم؟ درباره چه رسانه‌ای حرف می‌زنیم؟ قرار است چه چیزی را روبه‌روی چه چیز دیگری قرار بدهیم؟ چه کسی را با چه چیزی مقایسه می‌کنیم؟

صفاریان‌پور ادامه داد: جامعه آماری ما با چه پرسشنامه‌ای این آمار را به ما می‌دهد؟ وقتی دقیق به این مسائل نگاه کنیم، تناقض‌های بسیار زیادی می‌بینیم. در بسیاری از موارد، یک عدد و رقم به ما نشان داده می‌شود که لزوماً بازتاب واقعیت نیست، چون سؤال‌های ما دقیق نیست.

وی تصریح کرد: تا روزی که پلتفرم‌ها به وجود نیامده بودند، شاید به اصل ماجرا به صورت واقعی پی نبرده بودیم که وقتی کسی قرار است برای دیدن یک محصول، ترافیک بخرد و اینترنت خودش را مصرف کند، آیا با همین شکل آن را خواهد دید یا نه. وقتی تماشای یک محصول فرهنگی دیگر رایگان نیست، آیا کسی برای آن هزینه می‌کند؟ آیا ما نیازش را برطرف می‌کنیم یا خیر؟ اینها سؤال‌های اصلی است. وقتی می‌بینیم برای بیشتر این سؤال‌ها پاسخ درست و قانع‌کننده‌ای نداریم، نمی‌توانیم خیلی به آمارها تکیه کنیم. اما در عین حال نمی‌توان به آمار دیگری که می‌گوید تلویزیون مخاطب ندارد هم تکیه کرد. این هم کاملاً غلط است.

صفاریان‌پور با تأکید بر اینکه نمی‌توان وجود مخاطب تلویزیون را انکار کرد، گفت: تلویزیون مخاطب دارد، اما اینکه بگوییم ۷۰ درصد مخاطب دارد، قطعا نمی‌تواند به همین سادگی پذیرفته شود. تلویزیون مخاطب دارد، ولی مخاطب ناراضی هم دارد.

او در توضیح تفاوت «روشن بودن تلویزیون» با «انتخاب شدن تلویزیون» گفت: تلویزیون رایگان روشن است، ولی انتخاب مخاطب نیست. انتخاب مخاطب زمانی اتفاق می‌افتد که شهر خلوت شود، آدم‌های کمتری در خیابان باشند و فردا درباره چیزی صحبت کنند که شب قبل از تلویزیون دیده‌اند.

این برنامه‌ساز با اشاره به تجربه سال‌ها برنامه‌سازی در تلویزیون درباره شیوه سنجش مخاطب گفت: وقتی تلویزیون می‌خواهد مخاطب را با تعداد و تکثر بشمارد، آمارش الزاماً دقیق نیست. یکی از علت‌های دقیق این مسئله همین است که می‌گوییم فلان برنامه در شبکه‌ای مشخص، زمان تماشای بالایی داشته است.

وی ادامه داد: ما که سال‌ها برنامه ساخته‌ایم، می‌توانیم تشخیص بدهیم این برنامه چه نیازی از مخاطب را برطرف می‌کند. وقتی می‌بینیم هیچ نیازی را برطرف نمی‌کند، آیا می‌توانم به آن واچ‌تایمی که به من اعلام می‌شود تکیه کنم؟

صفاریان‌پور افزود: وقتی برنامه‌هایی را می‌بینم که خالی از محتوا هستند و اسمشان را می‌توان نزدیک به طنز گذاشت، همچنان مخاطب بیشتری دارند، این نشان می‌دهد مخاطب الزاماً دنبال این نیست که نیازهای اصلی خودش را از تلویزیون دریافت کند.

او درباره تفاوت شبکه‌های تخصصی با تلویزیون عمومی نیز توضیح داد: زمانی که شبکه‌های تخصصی به وجود آمدند، قرار نبود مخاطب کثیری داشته باشند؛ قرار بود مخاطب‌های متنوعی را اقناع کنند. بنابراین الان داریم درباره مسئله‌ای کاملاً تخصصی صحبت می‌کنیم که در آن عدد و رقم می‌تواند اثبات‌کننده باشد، اما باید بدانیم این عدد دقیقاً چه چیزی را اندازه می‌گیرد.

صفاریان‌پور مثال زد: وقتی یک شبکه تلویزیونی ورزشی وجود دارد، مسلم است که تعداد افرادی که برای دیدن یک رویداد ورزشی سراغ آن می‌روند زیاد است، اما آیا این افراد را می‌توان مخاطب اصلی و عمومی تلویزیون دانست؟ خیر؛ آنها مخاطبان آن رویداد هستند.

این برنامه‌ساز درباره مهاجرت بخشی از مخاطبان تلویزیون به پلتفرم‌ها و شبکه‌های اجتماعی گفت: من همیشه به سفارش برمی‌گردم. سفارش دقیق و منطبق با خواسته مخاطب نیست. اگر امروز مخاطب احساس کند تلویزیون زبانش را نمی‌فهمد، دیگر مسئله فقط عدد نیست؛ مسئله رابطه است.

او درباره برنامه‌سازی برای مخاطب دوره پساجنگ گفت: اگر قرار باشد برای تلویزیون برنامه بسازیم که مخاطب ۱۴ سال به بالا را پای تلویزیون نگه دارد، باید در محتوا، فرم، مدیریت و حتی زیبایی‌شناسی تغییر ایجاد کنیم.

صفاریان‌پور ادامه داد: باید به چیزی که در جهان پخش و توزیع می‌شود و کالاهایی که وجود دارد توجه کنیم. زرق و برق محصول مخاطب را به سمت خودش می‌کشاند.

وی افزود: نکته دوم این است که سعی کنیم محصولی تولید کنیم که بخشی از مشکل جامعه را برطرف کند؛ آن هم آگاهی، فهمیدن و دانستن. این می‌تواند در قالب سرگرمی، رویداد خبری، برنامه علمی یا برنامه کودک باشد.

صفاریان‌پور درباره فعالیت فعلی خود در تلویزیون گفت: من در حال حاضر «هزار داستان» را روی آنتن شبکه نسیم دارم.. در این برنامه، واکنش مخاطب را می‌بینیم. همین مقدار که واکنش مخاطب دیده می‌شود، برای من ملاک است. ممکن است تعداد مخاطبان نامحدود نباشد، اما تعداد محدودی هم نیست. تلویزیون همچنان فراگیر است. من همیشه سعی کردم واقعی و راستگو باشم. سعی کردم دنبال چیزی بگردیم که اورجینال و مرجع باشد و بتواند بخشی از مشکل بخشی از جامعه را حل کند.  مخاطب زمانی معنا دارد که واکنش او دیده شود؛ نه اینکه فقط یک عدد در جدول باشد.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها