
ناصر ارباب/صبا، نمایش «هملت قاتل» به نویسندگی یگانه محمدی و مسعود طیبی و کارگردانی مسعود طیبی، پس از اجرای نخست خود با بازی کارگردان در کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر، این بار با بازی علی یعقوبی در تماشاخانه مهرگان روی صحنه رفته است. این اثر با نگاهی متفاوت به شخصیت هملت، خشونت، جنون، انتقام و مسئولیت فردی و اجتماعی را در فضایی متفاوت بازخوانی میکند.
طیبی در گفتوگو با صبا، درباره بازگشت «هملت قاتل» به صحنه، نگاه خود به آثار شکسپیر و تفاوت اجرای دوم با اجرای نخست سخن گفت و در ادامه با انتقاد از شرایط اقتصادی، آموزشی و مدیریتی تئاتر ایران، از کاهش نقش اندیشه در تولید آثار نمایشی و غلبه مناسبات اقتصادی بر فضای تئاتر انتقاد کرد. او همچنین درباره شرایط معیشتی خود به عنوان کارگردان، بازیگر و مدرس دانشگاه گفت که بخش مهمی از درآمدش از مربیگری تنیس تأمین میشود و اگر این شغل را نداشته باشد، ممکن است برای گذران زندگی به کارهایی مانند رانندگی در اسنپ روی بیاورد.
«هملت» برای من تمام نشده بود
طیبی درباره بازگشت «هملت قاتل» به صحنه پس از اجرای نخست در کارگاه نمایش تئاتر شهر توضیح داد: «داستان من و کار کردن با آثار شکسپیر تقریباً نزدیک به دو دهه است که ادامه دارد. اینکه چرا کارها پشت سر هم اجرا شدند و چطور به «هملت قاتل» رسیدیم، بحث مفصلی است، اما «هملت قاتل» در واقع ادامه همان اقتباس و نگاهی بود که بر اساس دیدگاه یان کات نسبت به آثار شکسپیر شکل گرفته است.»
او ادامه داد: «در آثار شکسپیر، بدن، خشونت، قدرتطلبی، تکرار خشونت و از همگسیختگی ساختار قدرت اجتماعی و سیاسی، پایههایی هستند که در هر دورهای وجود دارند. شکسپیر شبیه یک اسفنج است که در هر دوره زمانی ویژگیهای ساختاری همان جامعه را به خودش جذب میکند؛ یک دوره خشونت اجتماعی، یک دوره خشونت خانوادگی، یک دوره ساختار سیاسی و یک دوره وضعیت اقتصادی.»
این کارگردان با اشاره به نگاه یان کات به شکسپیر گفت: «یک جمله معروف وجود دارد که اگر کسی در دنیای امروز شکسپیر را همانطور که بوده اجرا کند، یا ابله است یا چیزی از تئاتر نمیداند. من هم به شکلی ذهنی و بدون اینکه هدف مشخصی داشته باشم، انگار به سمت شخصیتهای آثار شکسپیر کشیده شدم.»
هملت؛ هم قاتل، هم دادگاه و هم زندانی خودش
طیبی درباره برداشت خود از شخصیت هملت در این نمایش نیز گفت: «آیا هملت در کشتن پدر و مادرش تردید دارد؟ نه، اصلاً. من در نگاه یان کات و حتی در شکسپیر، تردیدی برای این اتفاق نمیبینم.»
او افزود: «شاید مهمترین سؤالی که این نمایش مطرح میکند این باشد که قربانی و عامل، هر دو محصول یک ماشین جنایت سیاسی و اجتماعی هستند. این ماشین در «هملت» به انسانی منتقل میشود که هم قاتل است، هم دادگاه و هم زندانی خودش.»
کارگردان «هملت قاتل» ادامه داد: «ما روی همین قضیه تمرکز کردیم. این بار هملت خشونت را به خودش و خانوادهاش منتقل میکند؛ پدر و مادرش را میکشد، با سرهای آنها گفتوگو میکند و در راستای همین گفتوگو خودش را مجازات میکند.»
او درباره حضور خشونت در آثارش اظهار کرد: «خودم هم نمیدانم چرا به سمت این خشونت کشیده شدم. در زندگی شخصی آدم خشنی نیستم، فیلمهای خیلی خشن هم نمیبینم و علاقه خاصی به دنیای خشونت ندارم، اما نمیدانم چرا در خلق آثار شکسپیر ناخودآگاه به این سمت کشیده میشوم.»
طیبی افزود: «انگار یک ذاتیتی در آثار شکسپیر وجود دارد؛ همان چیزی که شاید بتوانیم آن را ژن هملت بدانیم. آن حس عدالتطلبی که آلوده شده، وضعیتی میان مرگ و زندگی که آدمها در آن معلق هستند. این تعلیق میان مرگ و زندگی ناخودآگاه خشونت را با خودش میآورد.»

«هملت» هنوز با جامعه امروز ما حرف میزند
این کارگردان درباره نسبت «هملت» با شرایط امروز جامعه نیز گفت: «وقتی به بودن یا نبودن هملت میرسی، با یک سؤال فلسفی مواجه میشوی که دقیقاً با وضعیت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی امروز ما همخوانی دارد؛ یک اتفاق میان بودن و نبودن، یک بحران مسئولیت فردی و در یک نگاه کلانتر، بحران مسئولیت اجتماعی.»
طیبی تأکید کرد: «به نظر من بله، این موضوع با جامعه امروز ما همخوانی دارد، اما بستگی دارد ما چقدر بتوانیم آن را با جامعه خودمان تطبیق بدهیم. من تلاش کردم این کار را انجام بدهم؛ اینکه چقدر موفق بودهام را مخاطب باید بگوید.»
«ما از دهه ۸۰ به این طرف عملاً دیگر تئاتر نداریم»
طیبی در بخش دیگری از صحبتهای خود با انتقاد صریح از وضعیت تئاتر ایران گفت: «یک ساختمانی وجود دارد، چند نفر در آن ساختمان میروند و یک عملی را انجام میدهند و چند نفر دیگر آن را میبینند و میگویند اوکی. من فکر میکنم ما از دهه ۸۰ به این طرف عملاً دیگر تئاتر نداریم.»
او ادامه داد: «جشنواره تئاتر دانشگاهی خیلی هوشمندانه از بین رفت. قرارداد تیپ مرکز هنرهای نمایشی باز شد. سالنهای خصوصی آمدند و آهستهآهسته هنرمندان به گوشهای خزیدند و جای آنها کاسبهای اقتصادی، بنگاهدارها، زمیندارها و کارخانهدارها آمدند؛ کسانی که میخواهند از این فضا پول دربیاورند و تهیهکنندگی کنند.»
این کارگردان افزود: «در چنین شرایطی یا باید خودکشی کنم، یا از ایران بروم، یا تن به این سیستم بدهم. یعنی تهیهکننده به من میگوید این کار را انجام بده؛ چون این کار پول درنمیآورد. میگوید فلان بازیگر در آن نیست، پس باید فلان بازیگر را بیاوری. در نهایت تو مجبور میشوی کاری را انجام بدهی که تهیهکننده راضی باشد.»
به گفته طیبی، در چنین شرایطی «نگاه هنری تو دیگر مهم نیست؛ خوراکی که میخواهی به جامعه بدهی هم مهم نیست. بنابراین آهستهآهسته همه چیز تهی میشود.»

«ما به معنای واقعی کلمه تئاتر داریم؟»
او درباره شرایط آموزش تئاتر نیز گفت: «دانشگاه هم وضعیت خوبی ندارد. بخش بزرگی از افراد وارد دانشگاه میشوند و بعد وارد فضای تئاتر میشوند، در حالی که سواد و تجربه کافی ندارند.»
طیبی ادامه داد: «شما به اساتید دانشگاه نگاه کنید. بخش زیادی از آنها خودشان تجربه کار حرفهای ندارند. ما هم سواد اندک داریم، هم تجربه کاری کم شده و هم اخلاق حرفهای آسیب دیده است. بنابراین در یک وضعیت بسیار عجیب و غریب گیر افتادهایم.»
او با طرح این پرسش که «آیا ما به معنای واقعی کلمه تئاتر داریم؟» گفت: «گاهی احساس میکنم یک نفر به کافه میرود، یک نفر به جای او میآید تئاتر میبیند؛ اما چیزی که میبینیم بیشتر شبهتئاتر است. این دیگر تئاتر نیست؛ بیشتر یک جشن است.»
طیبی درباره تغییر فرهنگ تماشای تئاتر نیز اظهار کرد: «شما در کشورهای مختلف نگاه کنید؛ چنین حجم عجیبی از آدمها و چنین تیپهایی را در سالن تئاتر نمیبینید. گاهی حتی پوشش و رفتار آدمها بیشتر شبیه یک مهمانی شبانه است.»
او تأکید کرد: «زندگی شخصی آدمها به خودشان مربوط است. من کاری ندارم کسی سیگار بکشد یا مشروب بخورد یا هر کار دیگری انجام دهد. اما وقتی این اتفاق به فضای تئاتر و تصویر عمومی جامعه از هنرمندان تبدیل میشود، مسئله فرق میکند.»
این کارگردان افزود: «خانوادههایی که از خیابان عبور میکنند، آدمهای عادی که ما را میبینند، چه تصویری از جامعه تئاتری دارند؟ ماشینهای عبوری را نگاه کنید؛ گاهی مسخره میکنند یا فحش میدهند. هیچکس ما را به عنوان متفکران و ایدهپردازان جامعه نمیشناسد؛ متأسفانه گاهی ما را به عنوان علافها و اراذل جامعه میشناسند. این درد بسیار بزرگی است.»
«هیچ رفرنسی برای کیفیت اجراها نداریم»
طیبی در ادامه با انتقاد از معیارهای فعلی ارزیابی موفقیت یک نمایش گفت: «معیار موفقیت تبدیل شده به اینکه فلان آدم پنج میلیاردی شده است. یعنی نمایش تبدیل شده به بنگاه ماشین یا بنگاه ملکی. مهم نیست آن آدم در کارش چه میگوید؛ مهم این است که چقدر میفروشد.»
او افزود: «ما هیچ رفرنس مشخصی برای قضاوت کیفیت اجراها نداریم. ممکن است من یک کار را ببینم و بگویم خوب است یا بد است، اما این قضاوت تا حد زیادی به سلیقه اجرایی من برمیگردد. ممکن است من تئاتر رئالیستی دوست نداشته باشم، اما این به این معنا نیست که آن نمایش بد است.»
«مگر ما مدیریت تئاتر داریم؟»
طیبی در واکنش به انتقادهای مطرحشده درباره مدیریت تئاتر نیز گفت: «سؤال من متفاوت است؛ مگر ما مدیریت داریم که درباره آن صحبت کنیم؟»
او درباره مدیران تئاتری توضیح داد: «اتابک نادری انسان شریفی است و هر کاری از دستش بربیاید انجام میدهد. نفر دیگری هم میآید و او هم هر کاری بتواند میکند. اما نهایت تأثیر این مدیران مقطعی است؛ چون پول ندارند و اجازه سیاستگذاری ندارند.»
این کارگردان ادامه داد: «ما زمانی اداره برنامهریزی و تولید تئاتر حرفهای کشور داشتیم. کارگاه لباس داشتیم، لباس را میدوختند، کمکهزینه وجود داشت و ساختار مشخصی برای تولید وجود داشت. امروز چنین چیزی نداریم که کسی بتواند مدیریت کند.»
طیبی تأکید کرد: «مدیریت یعنی پول و قدرت تصمیمگیری. وقتی این دو وجود ندارد، مدیر عملاً نمیتواند کاری انجام دهد.»
طیبی: «روی صحنه بودن مهم نیست؛ کیفیت روی صحنه بودن مهم است»
او در پایان درباره تصویری که از آینده تئاتر ایران دارد، گفت: «دوست دارم تئاتر دوباره به آدمهای متفکری مثل اکبر رادی، بهرام بیضایی و علی رفیعی و کارگردانهایی مثل طاهری برگردد؛ آدمهایی که اندیشه داشتند، درباره مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه فکر میکردند و صرفاً برای روی صحنه بودن کار نمیکردند.»
طیبی در پایان تأکید کرد: «روی صحنه بودن مهم نیست؛ کیفیت روی صحنه بودن مهم است.»
او همچنین با اشاره به شرایط اقتصادی خود برای تولید و اجرای «هملت قاتل» گفت: «من میخواستم اجرای جدیدی را شروع کنم اما میدانستم تولید آن شاید یک و نیم تا دو میلیارد تومان هزینه داشته باشد.تصمیم گرفتم «هملت قاتل» را دوباره اجرا کنم،»
این کارگردان درباره بازی نکردن خودش در اجرای دوم نیز توضیح داد: «درآمد و زندگی من از مربیگری تنیس و ورزش میگذرد. خیلی وقتها نمیتوانم سر اجرا بروم، چون باید کار کنم و درآمد داشته باشم. برای اینکه زندگی روزمرهام جلو برود و اقتصاد زندگیام آسیب نبیند، خودم در دور جدید اجرا بازی نکردم و علی یعقوبی را انتخاب کردم.»
طیبی در پایان گفت: «من کارگردان، بازیگر و مدرس دانشگاه با ۲۹ سال سابقه کار در تئاتر هستم، اما به جایی رسیدهام که اگر مربی تنیس نباشم، شاید مجبور شوم بروم اسنپ کار کنم. این وضعیت واقعاً دردناک است.»