سمیرا جعفری/ صبا، رضا مقصودی که این روزها فیلم «خوابنما» را روی پرده سینما دارد، در گفتوگویی با صبا درباره جایگاه عشق و روابط انسانی در روایتهای سینمایی، تأثیر محدودیتها بر قصهپردازی و وضعیت امروز فیلمنامهنویسی در شبکه نمایش خانگی گفت. او با تأکید بر ضرورت حفظ تعادل میان واقعگرایی و اخلاق، معتقد است نمایش این مضامین زمانی مسئلهساز میشود که از مرز روایت به ورطه ابتذال و وقاحت کشیده شود. او که سالهاست از زاویه فیلمنامه به نسبت میان قصه، مخاطب و واقعیتهای اجتماعی نگاه میکند. گفت: پرداختن به موضوعاتی مانند عشق، خیانت و روابط پیچیده انسانی، ذاتاً مسئلهای منفی نیست؛ چرا که این مضامین همواره بخشی از ادبیات و سینما بودهاند. مسئله اصلی، نه انتخاب سوژه، بلکه شیوه پرداخت آن است؛ اینکه اثر چگونه میتواند به مسائل اجتماعی بپردازد، بدون آنکه به ورطه سطحینگری یا نمایش بیپرده و غیرضروری بیفتد.
وی گفت: اگر قرار باشد قصهپردازی کنیم، باید به مسائلی چون خیانت و عشق های ممنوعه هم توجه داشته باشیم. چه بسا ادبیات تاریخی خودمان، در بخشهای مختلف، پر از چنین موضوعاتی است. در ادبیات جهان هم همینطور است. این موضوعات ابزار قصهپردازی هستند. نمیشود همه اینها را کنار بگذاریم؛ چون به نظر من، در این صورت دیگر قصهای باقی نمیماند..
کارگردان سینما افزود: من شخصاً در آثارم به این موضوعات میپردازم، اما مراقبت میکنم که چگونه به آنها نزدیک شوم. در کار قبلی خودم، «خجالت نکش»، ماجرایی داشتیم که خانم و آقا به هم علاقهمند میشوند. ما این علاقه را این طور نشان دادیم؛ که دو نفر قرار میگذارند، با هم قدم میزنند، در باغ یا کوچه با هم صحبت میکنند و حرفهای عاشقانه میزنند. پس به نظر من، چنین صحنههایی را میتوان نشان داد ولی باید حدود اخلاقی را رعایت کنیم.
مقصودی توضیح داد: موضوعاتی مانند عشق، خیانت یا روابط پیچیده انسانی را میتوان روایت کرد، اما مهم این است که چگونه به آنها نگاه کنیم و چگونه آنها را به تصویر بکشیم. من معتقدم «وقاحت» موضوع متفاوتی است. من نمیخواهم وارد مقایسه با سینمای خارجی شوم، اما اگر نگاه کنید، در بسیاری از فیلمهای خارجی، برای نشان دادن عشق، گاهی صحنههایی نمایش داده میشود که حتی اگر در ایران هم آزادی بیشتری وجود داشت، من شخصاً چنین کاری نمیکردم. اما در عین حال، عشق را میتوان به شکل دیگری هم روایت کرد. میشود احساس، علاقه و رابطه انسانی را نشان داد، بدون اینکه وارد آن فضاها شد.
فیلمنامه نویس و کارگردان «خجالت نکش» ادامه داد: سالها پیش، زمانی که در حال ساخت یک سریال تلویزیونی بودم، میخواستم نشان بدهم یک دختر و پسر عاشق هم هستند و با هم حرفهای عاشقانه میزنند. در یکی از سکانسها، دختر و پسر با تلفن صحبت میکردند. پسر به دختر گفت: «باران میآید؟ پنجره را باز کن، دستت را زیر باران بگیر؛ همان باری که دست تو را خیس میکند، دست من را هم خیس کند.» همین جمله را هم از کار درآوردند و گفتند اروتیک است. آن زمان چنین چیزی اروتیک تلقی میشد، در حالی که امروز اتفاقات بسیار متفاوت و تندتری در آثار مختلف دیده میشود. حرف من این است که وقتی نمیگذاریم برخی چیزها نمایش داده شود و بیش از حد محدودیت ایجاد میکنیم، گاهی به سمت افراط میرویم. در نتیجه، به جای اینکه مسئله را درست مدیریت کنیم، وارد فضایی میشویم که تولیدکننده مجبور میشود راههای دیگری برای جذب مخاطب پیدا کند و مخاطب هم با آثار دیگری مواجه میشود. به نظرم اگر بخواهیم همه چیز را آنقدر بسته ببینیم که هیچ تعارضی امکان طرح نداشته باشد، بسیاری از قصهها دیگر شکل نمیگیرند.
مقصودی اذعان کرد: عشق مثلثی، اساساً یکی از عناصر قدیمی داستانپردازی است؛ اینکه دو نفر یک نفر را دوست دارند یا یک نفر میان دو انتخاب قرار میگیرد. اما زمانی حتی دستورالعملهایی وجود داشت که گفته میشد هیچکس حق ندارد از عشق مثلثی در تلویزیون استفاده کند. این در حالی است که واقعاً با چنین دستورالعملهایی نمیشود قصه ساخت. اگر قرار باشد این نگاه به یک الگوی تکراری تبدیل شود، بخش بزرگی از ظرفیت داستانگویی را از دست خواهیم داد.

وی افزود: موضوع خیانت و عشقهای ممنوعه همچنان جذابیت خودش را دارد، اما به نظر من اگر بیش از حد تکرار شوند، بهتدریج مخاطب هم دچار اشباع میشود. چون هر موضوعی اگر زیاد تکرار شود، مخاطب را خسته میکند و به دنبال چیز تازهتری میرود و فیلمساز به سراغ موضوع دیگری میرود. البته اگر از زاویه اخلاقی به این موضوع نگاه کنیم, این سوال برایمان پیش می آید آیا نمایش چنین روابطی ممکن است بدآموزی داشته باشد؟ در صورتیکه به نظر من، این گزاره که نمایش یک موضوع باعث میشود افراد به سمت آن بروند، گزاره دقیقی نیست. مثلاً اگر در یک فیلم رابطه یا مواردی مثل خیانت نشان داده شود، نمیتوان گفت چون در فیلم نمایش داده شده، افراد هم به سمت چنین روابطی میروند. من معتقدم این نگاه که فکر کنیم صرف نمایش یک مسئله، باعث ایجاد آن رفتار در جامعه میشود، درست نیست.
مقصودی ادامه داد: باید در نظر داشته باشیم که خیلی از این اتفاقات پیش از آنکه در فیلم و سریال مطرح شوند، در جامعه وجود داشتهاند. یعنی فیلم و قصه که این مسائل را به وجود نیاوردهاند. اینها بخشی از واقعیتهای انسانی هستند. بشر چنین ویژگیهایی دارد و به همین دلیل است که در طول تاریخ، مباحث اخلاقی شکل گرفتهاند. حتی در قرآن هم توصیه شده که خیانت نکنید، مال مردم را نخورید، مال یتیم را نخورید. چرا چنین توصیههایی وجود دارد؟ چون این رفتارها در جامعه امکان وقوع داشتهاند. حرف من این است که اگر چنین آسیبهایی در جامعه وجود دارد، دلیلش نمایش فیلمها نیست. فیلمها بخشی از این واقعیت را روایت میکنند و گاهی حتی میخواهند هشدار بدهند که چنین رفتارهایی چه پیامدهایی دارند.
وی گفت: اگر بخواهم در یک جمله وضعیت امروز فیلمنامههای شبکه نمایش خانگی را توصیف کنم، باید بگویم به نظر من وضعیت فیلمنامهنویسی ما نسبت به گذشته، از نظر فنی بهتر شده است. یعنی در ساختار و تکنیک فیلمنامهنویسی، پیشرفتهایی اتفاق افتاده است. بعضی کارها را میبینم که به نظرم آثار مردمپسند و خوبی هستند. مثل سریال «کلاغ» که یک اقتباس خوب است. با این حال، شبکه نمایش خانگی قرار است انبوهی از سلیقهها را پاسخ بدهد. یک سریال ممکن است برای یک گروه از مخاطبان جذاب باشد و سریال دیگری برای گروهی دیگر. قرار نیست همه مردم صددرصد یک اثر را بپسندند. همینطور که در سینما هم همه فیلمها برای همه مخاطبان ساخته نمیشوند. پس قرار نیست همه سریالها یک شکل باشند و همه یک سلیقه را پاسخ دهند. ما باید مجموعهای از رنگها و نگاههای مختلف داشته باشیم تا مخاطب بتواند انتخاب کند. شبکه نمایش خانگی زمانی موفق است که تنوع داشته باشد و بتواند سلیقههای مختلف را پوشش دهد.