علی صاحبکار: رهبر شهید، مرزبانی که ابتدا در جهان رمان‌ها زیست | مجموعه رسانه ای صبا
امروز پنجشنبه, ۲۶ شهریور , ۱۴۰۵ ساعت ۲۳:۵۳:۵۵

علی صاحبکار: رهبر شهید، مرزبانی که ابتدا در جهان رمان‌ها زیست

علی صاحبکار، شاعر، با اشاره به خاطره‌ای از بازدید رهبر شهید از نمایشگاه کتاب، گستره مطالعات ادبی و تاریخی ایشان را کم‌نظیر توصیف کرد و گفت تسلط رهبر شهید بر ادبیات، شعر و تاریخ، نشان‌دهنده شخصیتی بود که فراتر از یک سیاستمدار، یک اندیشمند و ادیب برجسته به شمار می‌رفت.

به گزارش صبا، علی صاحبکار، شاعر، در یادداشتی با روایت خاطراتی از علاقه رهبر شهید به ادبیات و کتاب، از دانش گسترده و نگاه عمیق ایشان به آثار ادبی و تاریخی سخن گفت و تأکید کرد که این ویژگی‌ها در کنار دوراندیشی، از ابعاد کمتر شناخته‌شده شخصیت ایشان بود.

مرزبانی که ابتدا در جهان رمان‌ها زیست

همین چند وقت قبل از حمله بود که ویدئویی از بازدید رهبری از نمایشگاه کتاب در فضای مجازی وایرال شد و خیلی‌ها از آن تعجب کردند. داستان ازاین‌قرار بود که حین بازدید از نمایشگاه جلوی غرفه نشر نیلوفر توقف کرده به کتاب «خانواده تیبو» اشاره کردند و از متصدی پرسیدند: این همان چهارجلدی قدیمی است؟
متصدی پاسخ دادند بله آقا همان است.
– ترجمه ابوالحسن نجفی؟
متصدی که تعجب از چهره‌اش می‌بارید پاسخ داد: بله آقا ترجمه آقای نجفی است!
آقا که متوجه تعجب متصدی و حضار شدند، گفتند بگذارید خاطره‌ای برایتان تعریف کنم: «سال‌ها قبل ابوالحسن نجفی با آقای مرحوم حبیبی و چند نفر دیگر از بزرگان ادبیات آمدند پیش ما. من پرسیدم «شما مترجم «خانواده تیبو» هستید؟» آقای نجفی از اینکه من اسم این رمان را بلدم تعجب کردند. بعد که نشستیم من از رمان تعریف کردم و نقدی هم به ترجمه ایشان گفتم. آقای نجفی با تعجب بیشتر پرسید: «شما واقعاً هر چهار جلد را خوانده‌اید؟ من اصلاً فکرش را نمی‌کردم شما حتی اسمش را شنیده باشید!»
آقا با خنده ادامه داد: «گفتم حالا خوانده بودم دیگر… خدا آقای ابوالحسن نجفی را بیامرزد. کتاب «خانواده تیبو» رمان خیلی خوبی بود که متأسفانه در حد قدرش معروف نشد.» همه این‌ها را گفتم که بگویم این ماجرا برای منی که غالب افراد جامعه من را با آثار انتقادی‌ام می‌شناسند، تازگی نداشت. منی که پای صحبت اساتیدی مثل استاد قهرمان و قدسی مشهدی نشسته بودم و از آن‌ها شنیده بودم آقا در اوزان عروضی و سرایش غزل مدرن با ایجاز‌های عجیب تبحر خاصی دارند و بار‌ها از ایشان خواستند کتابی را به چاپ برسانند و مخالفت کردند. گرچه بعد‌ها تنی چند از ناشران به‌صورت خودجوش آثار ایشان را چاپ کردند؛ اما خود آقا هرگز راغب به این موضوع نبودند.

قدیمی‌ترهایی که من را می‌شناسند می‌دانند که مدت دو سال در کتاب‌فروشی کار می‌کردم و خلاصه کتاب برای معرفی آن می‌نوشتم. چند باری پیش آمد که نقد و نظرات آقا را در ابتدای کتاب می‌دیدم و مشتاق می‌شدم و اولویت خوانش را به آن کتاب اختصاص می‌دادم. کتاب‌های مثل: «همسفر آتش و برف»، «وقتی که مهتاب گم شد»، «خانم ماه» و… اما برای من که عاشق ادبیات روسیه بودم، اظهارنظر آقا روی کتاب‌های «دن آرام» شولوخوف و «گذر از رنج‌ها»ی تولستوی که ماجرای انقلاب ۱۹۱۷ را به تصویر می‌کشیدند، عجیب‌تر از بقیه بود. دلم می‌خواهد تا صبح از تنوع آثار موردمطالعه رهبری بنویسم؛ اما یاد حرف سردبیر می‌افتم که لطفاً بیش از ۱۰۰۰ کلمه نشود و به همین کلام آخر بسنده می‌کنم؛ بدون شک دامنه مطالعاتی رهبری گسترده بود و به تاریخ علاقه خاصی داشتند. شاید همین علاقه وافر به تاریخ این دیدگاه را در آقا ایجاد کرد که کشور ما همواره مورد طمع کشور‌های متخاصم بوده و چه خوب که سال‌ها قبل به این نتیجه رسیدند و این تصمیم منتج به استقلال در تسلیحات نظامی برای دفع شر دشمنان این خاک شد. غیر این بود، شما بگویید ای مردم! بعد از جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، چه از این خاک می‌ماند جز تهران و اطراف آن و تجزیه‌طلبانی که هرکدام از شرق و غرب این خاک را شرحه، شرحه می‌کردند و خدا می‌داند عقده‌گشایی آن‌ها تا به کجا گریبان مردم را می‌گرفت! در انتها شاید همین آرزوی قلبی کافی باشد که ای‌کاش قدرت آن را داشتم تا ایشان را به دوره دیگری از تاریخ این خاک می‌بردم و شاهد تأثیراتشان در آن دوره می‌بودم… دانشمند و ادیبی که هرگز قدرشان دانسته نشد.

 

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها