تابستان ایرانشهر با چهره‌های آشنا | مجموعه رسانه ای صبا
امروز یکشنبه, ۲۹ شهریور , ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۲۶:۰۰

تابستان ایرانشهر با چهره‌های آشنا

چهار نمایش تازه تماشاخانه ایرانشهر این روزها با حضور جمعی از بازیگران شناخته‌شده تئاتر، سینما و تلویزیون روی صحنه رفته‌اند؛ آثاری با روایت‌هایی متفاوت که از نمایشنامه‌ای کلاسیک تا قصه‌هایی اجتماعی و انسانی را در بر می‌گیرند.

ناصر ارباب/صبا، تماشاخانه ایرانشهر که سال‌هاست یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های اجرای تئاتر حرفه‌ای کشور به شمار می‌رود، این روزها با چهار اثر تازه بار دیگر به یکی از پررفت‌وآمدترین مجموعه‌های نمایشی تهران تبدیل شده است. در روزگاری که بسیاری از گروه‌های نمایشی برای جذب مخاطب با چالش‌های اقتصادی و کاهش فروش بلیت روبه‌رو هستند، حضور بازیگران شناخته‌شده در کنار نمایشنامه‌های متفاوت، می‌تواند برگ برنده‌ای برای رونق دوباره سالن‌های تئاتر باشد.
چهار نمایشی که این روزها در سالن‌های ایرانشهر روی صحنه رفته‌اند، اگرچه از نظر مضمون، شیوه روایت و فرم اجرایی تفاوت‌های بسیاری با یکدیگر دارند، اما در یک نقطه به هم می‌رسند؛ هر چهار اثر از حضور بازیگران چهره بهره می‌برند؛ بازیگرانی که هر کدام سال‌ها در سینما، تلویزیون و تئاتر تجربه اندوخته‌اند و حضورشان می‌تواند برای طیف گسترده‌تری از مخاطبان انگیزه حضور در سالن نمایش ایجاد کند.
از اقتباس یکی از مشهورترین آثار آنتونیو بوئرو درباره جهان نابینایان گرفته تا نمایشی اجتماعی درباره انتخابات، روایتی شاعرانه از روابط انسانی و نمایشی درباره زلزله و تاب‌آوری انسان، جدول اجرای تابستانی ایرانشهر نشان می‌دهد مدیران این مجموعه تلاش کرده‌اند سلیقه‌های گوناگون مخاطبان را پوشش دهند و ترکیبی از آثار کلاسیک، اجتماعی و معاصر را در کنار هم قرار دهند.

کلاسیکی ماندگار با حضور دو چهره باسابقه
بی‌شک یکی از مهم‌ترین اجراهای این دوره، نمایش «شعله‌های سرکش تاریکی» به نویسندگی آنتونیو بوئرو، ترجمه مهین اسکویی و طراحی و کارگردانی هوشمند هنرکار است.
آنتونیو بوئرو والخو از مهم‌ترین نمایشنامه‌نویسان اسپانیا به شمار می‌رود و «شعله‌های سرکش تاریکی» یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار اوست؛ اثری که سال‌ها در کشورهای مختلف جهان اجرا شده و همواره به دلیل پرداخت عمیق به مفاهیم آزادی، هویت، حقیقت و پذیرش تفاوت‌ها مورد توجه منتقدان قرار گرفته است.
داستان نمایش در یک آموزشگاه شبانه‌روزی نابینایان می‌گذرد؛ جایی که دانش‌آموزان، زندگی آرام و سرشار از امیدی را تجربه می‌کنند و با شرایط خود کنار آمده‌اند. اما ورود دانش‌آموز تازه‌ای به نام «ایگناسیو» همه چیز را تغییر می‌دهد. او حاضر نیست محدودیت‌های موجود را بپذیرد و نگاه انتقادی‌اش نسبت به محیط پیرامون، نظم حاکم بر آموزشگاه را به چالش می‌کشد.
همین تضاد فکری، هسته اصلی درام را شکل می‌دهد؛ تقابل میان پذیرش واقعیت و تلاش برای تغییر آن؛ میان رضایت و اعتراض؛ و میان آسودگی ظاهری و جست‌وجوی حقیقت.
در این نمایش، ناهید مسلمی و کاظم هژیرآزاد به عنوان دو بازیگر باسابقه تئاتر ایران، در کنار گروهی از بازیگران جوان حضور دارند؛ ترکیبی که تجربه و جوانی را کنار هم قرار داده است. مسلمی که سال‌ها در تئاتر، تلویزیون و سینما حضوری مستمر داشته، همواره از بازیگران مورد اعتماد کارگردانان تئاتر بوده است. در مقابل، کاظم هژیرآزاد نیز از چهره‌هایی است که نامش با تئاتر حرفه‌ای ایران گره خورده و حضورش معمولاً تضمین‌کننده کیفیت بازیگری یک اثر محسوب می‌شود.
هوشمند هنرکار نیز در این پروژه تنها به کارگردانی بسنده نکرده و طراحی صحنه، نور، لباس و صدا را نیز خود بر عهده گرفته است؛ موضوعی که نشان می‌دهد او تلاش کرده تمام اجزای اجرایی نمایش در خدمت یک نگاه واحد قرار گیرند.
نکته قابل توجه دیگر، استفاده از متن ترجمه‌شده مهین اسکویی است؛ مترجمی که نقش مهمی در معرفی نمایشنامه‌های برجسته جهان به جامعه تئاتری ایران داشته و بسیاری از آثار کلاسیک با ترجمه او برای نخستین‌بار در ایران شناخته شدند.
«شعله‌های سرکش تاریکی» بیش از آنکه درباره نابینایی باشد، درباره نگاه انسان به حقیقت است؛ اینکه آیا آرامش در ندانستن ارزشمندتر است یا رنج دانستن؟ پرسشی که پس از گذشت دهه‌ها همچنان برای مخاطب امروز نیز تازه و قابل تأمل باقی مانده است.

از «شهرک» تا «یخ‌بستگی»؛ روایت‌هایی از جامعه و انسان امروز
اگر «شعله‌های سرکش تاریکی» مخاطب را به دنیای یک اثر کلاسیک و دغدغه‌های فلسفی می‌برد، دومین نمایش روی صحنه ایرانشهر، روایتی کاملاً امروزی و اجتماعی را پیش روی تماشاگر قرار می‌دهد.
نمایش «شهرک» به نویسندگی علی اصغری و طراحی و کارگردانی علیرضا مهران، اثری است که در بستر یک موقعیت اجتماعی، به روابط انسانی و تأثیر فضای سیاسی و اجتماعی بر زندگی افراد می‌پردازد.

داستان نمایش درباره زنی به نام «ساحل» است که پس از سال‌ها به دیدار خواهرش بازمی‌گردد؛ اما شهرکی که مقصد اوست، درگیر فضای انتخابات شده و همین موضوع، مناسبات میان شخصیت‌ها را دستخوش تغییر می‌کند. این روایت در ظاهر داستانی خانوادگی را دنبال می‌کند اما در لایه‌های زیرین، به تأثیر رخدادهای اجتماعی بر روابط انسان‌ها، فاصله‌های عاطفی، سوءتفاهم‌ها و شکاف‌های ایجادشده میان اعضای یک خانواده می‌پردازد.
علیرضا مهران که طی سال‌های گذشته با نمایش‌هایی در حوزه مسائل اجتماعی شناخته شده است، این بار نیز تلاش کرده از دل یک قصه خانوادگی، تصویری از جامعه امروز ارائه دهد؛ جامعه‌ای که تصمیم‌های جمعی، گاه بیش از هر چیز بر روابط شخصی انسان‌ها اثر می‌گذارد.
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های «شهرک»، حضور مه‌لقا باقری در نقش‌آفرینی این اثر است. باقری که سال‌ها در عرصه تئاتر فعالیت مستمر داشته و مخاطبان تلویزیون نیز او را با مجموعه‌های مختلف می‌شناسند، از جمله بازیگرانی است که همواره میان صحنه و قاب تصویر در رفت‌وآمد بوده است. حضور او در این نمایش، در کنار گروهی از بازیگران جوان از جمله دریا وهاب، ساقی حاجی‌پور، محمدرضا هلال‌زاده و محمدعلی محمدی، ترکیبی از تجربه و انرژی نسل تازه تئاتر را شکل داده است.
در کنار بازیگری، بهره‌گیری از ویدئوآرت، طراحی لباس و فضاسازی تصویری، نشان می‌دهد که گروه اجرایی تلاش کرده‌اند روایت صرفاً متکی بر دیالوگ نباشد و از عناصر بصری نیز برای پیشبرد داستان استفاده کنند. این ویژگی، «شهرک» را به نمایشی تبدیل می‌کند که علاوه بر روایت، بر تجربه دیداری مخاطب نیز تأکید دارد.

عاشقانه‌ای شاعرانه در خیابان ولیعصر
سومین نمایش روی صحنه ایرانشهر، «یخ‌بستگی؛ درخت‌های خیابان ولیعصر» نوشته و کار احمد سلگی است؛ نمایشی که از همان عنوان، حال‌وهوایی شاعرانه و استعاری را به مخاطب منتقل می‌کند.
داستان نمایش با جمله‌ای کوتاه اما تأثیرگذار آغاز می‌شود: «به هم‌دیگه قول داده بودیم که فصل آخرش رو با هم می‌سازیم؛ پس اگه اینجا فصل آخره، در رو باز کن و بیا تو…»
همین چند جمله، فضای کلی نمایش را مشخص می‌کند؛ روایتی درباره انتظار، خاطره، عشق، جدایی و امید؛ مفاهیمی که در کنار یکدیگر، جهان احساسی اثر را شکل می‌دهند.
این نمایش تنها با حضور دو بازیگر، سارا بهرامی و مجتبی پیرزاده اجرا می‌شود؛ دو بازیگری که هر دو علاوه بر تجربه‌های موفق سینمایی، سابقه حضور در آثار جدی تئاتری را نیز در کارنامه دارند.
حضور سارا بهرامی، برنده سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر، بدون تردید یکی از مهم‌ترین امتیازهای این اجرا محسوب می‌شود. او طی سال‌های اخیر نشان داده است که همچنان ارتباط خود را با صحنه تئاتر حفظ کرده و حضورش در نمایش‌های مختلف، تنها به واسطه شهرت سینمایی نیست، بلکه ریشه در فعالیت حرفه‌ای او در تئاتر دارد.
در کنار او، مجتبی پیرزاده نیز از بازیگرانی است که در سال‌های اخیر با ایفای نقش در آثار سینمایی، تلویزیونی و نمایشی، توانایی خود را در ایفای نقش‌های پیچیده به اثبات رسانده است. تقابل و همراهی این دو بازیگر، یکی از مهم‌ترین نقاط قوت «یخ‌بستگی؛ درخت‌های خیابان ولیعصر» به شمار می‌رود.
اما آنچه این اثر را از بسیاری از نمایش‌های رایج متمایز می‌کند، توجه به جنبه‌های فنی اجراست. طراحی صحنه، نور، موسیقی، انیمیشن، جلوه‌های ویژه و طراحی صدا، همگی در خدمت خلق فضایی قرار گرفته‌اند که مرز میان واقعیت و خیال را کمرنگ می‌کند. این ویژگی باعث شده است که مخاطب، علاوه بر دنبال کردن روایت، درگیر فضای بصری و حسی نمایش نیز شود.
استفاده از انیمیشن و جلوه‌های تصویری در کنار بازی زنده بازیگران، نشان می‌دهد احمد سلگی تلاش کرده از امکانات تئاتر معاصر برای روایت داستان خود بهره بگیرد؛ رویکردی که در سال‌های اخیر بیش از گذشته در اجراهای حرفه‌ای تئاتر ایران مورد توجه قرار گرفته است.
از سوی دیگر، انتخاب خیابان ولیعصر به عنوان بخشی از عنوان نمایش نیز بی‌دلیل نیست. خیابانی که برای بسیاری از شهروندان تهرانی، تنها یک مسیر شهری نیست، بلکه بخشی از حافظه جمعی، خاطرات و تجربه‌های زیسته آنان به شمار می‌رود و همین انتخاب، بار معنایی نمایش را افزایش می‌دهد.
«یخ‌بستگی؛ درخت‌های خیابان ولیعصر» را می‌توان اثری دانست که بیش از آنکه بر حادثه استوار باشد، بر احساس، خاطره و روابط انسانی تکیه دارد؛ نمایشی که مخاطب را به تأمل درباره مفهوم ماندن، رفتن و حفظ پیوندهای عاطفی دعوت می‌کند.


«هنوز زنده‌ایم»؛ روایتی از تاب‌آوری در دل بحران
چهارمین نمایشی که این روزها در تماشاخانه ایرانشهر میزبان علاقه‌مندان تئاتر است، «هنوز زنده‌ایم؛ داستان یک زلزله» به نویسندگی پویا مهدوی‌زاده و کارگردانی حسین میرزامحمدی است؛ نمایشی که با تکیه بر یک بحران طبیعی، به واکنش انسان‌ها در مواجهه با فقدان، ترس، امید و ادامه زندگی می‌پردازد.

خلاصه نمایش با جمله‌ای کوتاه اما تأثیرگذار آغاز می‌شود؛ «زلزله می‌آید اما هیچ‌کس حق لرزیدن ندارد.» جمله‌ای که از همان ابتدا نشان می‌دهد مخاطب قرار نیست تنها روایت یک حادثه طبیعی را دنبال کند، بلکه با قصه انسان‌هایی روبه‌رو است که در دل ویرانی، ناچارند بار دیگر زندگی را از نو بسازند.
در این اثر، زلزله تنها یک اتفاق نیست؛ بلکه استعاره‌ای از بحران‌هایی است که می‌توانند در هر مقطع از زندگی انسان رخ دهند. شخصیت‌های نمایش هر کدام به شکلی با این بحران مواجه می‌شوند و در مسیر روایت، مفاهیمی چون امید، همدلی، فقدان، مسئولیت و تاب‌آوری به تصویر کشیده می‌شود.
در این نمایش محسن قصابیان، سمیرا حسن‌پور، سارا رسول‌زاده، محمد موحدنیا و افشین حسنلو به ایفای نقش می‌پردازند و صدای بهار کاتوزی نیز بخشی از فضای دراماتیک اثر را شکل می‌دهد. همچنین حضور ماهان محمودی‌مقدم به‌عنوان بازیگر کودک، نگاه نمایش به تأثیر بحران بر نسل‌های مختلف را پررنگ‌تر کرده است.
در میان بازیگران، حضور محسن قصابیان بیش از دیگران جلب توجه می‌کند. قصابیان که سابقه‌ای طولانی در عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون دارد، برای بسیاری از مخاطبان تلویزیون با ایفای نقش «صدرا حسینی» در سریال «بازپرس» بیش از گذشته شناخته شد؛ نقشی که با محوریت مبارزه با فساد اقتصادی، یکی از شخصیت‌های اصلی آن مجموعه بود و توانست توجه مخاطبان را به خود جلب کند. با این حال، قصابیان همواره یکی از بازیگران فعال تئاتر بوده و در سال‌های گذشته حضور مستمری روی صحنه داشته است؛ حضوری که نشان می‌دهد همچنان تئاتر را مهم‌ترین بستر فعالیت حرفه‌ای خود می‌داند.
در کنار او، سارا رسول‌زاده، سمیرا حسن‌پور، محمد موحدنیا و افشین حسنلو نیز با تجربه‌های متفاوت خود، ترکیبی قابل‌توجه را شکل داده‌اند؛ گروهی که تلاش می‌کنند تصویری باورپذیر از انسان‌هایی ارائه دهند که پس از یک فاجعه، میان اندوه و امید، راهی برای ادامه زندگی پیدا می‌کنند.
طراحی صحنه، نور، موسیقی و گریم نیز در خدمت فضاسازی این اثر قرار گرفته‌اند تا مخاطب علاوه بر دنبال کردن روایت شخصیت‌ها، حس حضور در فضای پس از یک زلزله را نیز تجربه کند. این هماهنگی میان بازی‌ها و عناصر بصری، از جمله ویژگی‌هایی است که می‌تواند «هنوز زنده‌ایم؛ داستان یک زلزله» را به یکی از اجراهای قابل‌توجه این فصل تماشاخانه ایرانشهر تبدیل کند.


چهار نمایش، چهار جهان متفاوت
نگاهی به چهار نمایش روی صحنه تماشاخانه ایرانشهر نشان می‌دهد که هر یک از این آثار، جهان و دغدغه‌ای متفاوت را روایت می‌کنند؛ از اقتباس یکی از مهم‌ترین نمایشنامه‌های کلاسیک جهان در «شعله‌های سرکش تاریکی» گرفته تا روایت اجتماعی «شهرک»، فضای شاعرانه «یخ‌بستگی؛ درخت‌های خیابان ولیعصر» و درام بحران‌محور «هنوز زنده‌ایم؛ داستان یک زلزله».
وجه مشترک این آثار، حضور بازیگران شناخته‌شده در کنار نسل جوان تئاتر است؛ ترکیبی که ضمن بهره‌گیری از تجربه چهره‌های باسابقه، فرصت دیده‌شدن را برای بازیگران جوان نیز فراهم کرده است. ناهید مسلمی و کاظم هژیرآزاد، مه‌لقا باقری، سارا بهرامی، مجتبی پیرزاده و محسن قصابیان، هر یک با پیشینه حرفه‌ای خود، به جذابیت این اجراها افزوده‌اند.
تنوع مضمونی، حضور کارگردانان با نگاه‌های متفاوت و استفاده از بازیگران نام‌آشنا، باعث شده است فصل تازه اجراهای تماشاخانه ایرانشهر بار دیگر توجه علاقه‌مندان تئاتر را به خود جلب کند؛ مجموعه‌ای که همچنان یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های اجرای تئاتر حرفه‌ای کشور به شمار می‌رود و در این دوره نیز تلاش کرده است با ارائه آثاری متنوع، پاسخگوی سلیقه‌های مختلف مخاطبان باشد.

نقش بازیگران شناخته‌شده در رونق تئاتر
یکی از ویژگی‌های مشترک هر چهار نمایش، حضور بازیگران شناخته‌شده در کنار نسل جوان تئاتر است. ناهید مسلمی و کاظم هژیرآزاد در «شعله‌های سرکش تاریکی»، مه‌لقا باقری در «شهرک»، سارا بهرامی و مجتبی پیرزاده در «یخ‌بستگی؛ درخت‌های خیابان ولیعصر» و سمیرا حسن‌پور و سارا رسول‌زاده در «هنوز زنده‌ایم؛ داستان یک زلزله»، هر یک بخشی از اعتبار حرفه‌ای خود را به این آثار آورده‌اند.
حضور این چهره‌ها تنها به جنبه تبلیغاتی محدود نمی‌شود. بسیاری از آنان سال‌ها تجربه حضور روی صحنه دارند و انتقال این تجربه به بازیگران جوان، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای چنین همکاری‌هایی است. از سوی دیگر، حضور بازیگران شناخته‌شده می‌تواند مخاطبانی را که شاید کمتر به دیدن تئاتر می‌روند، به سالن‌های نمایش بکشاند و به رونق اقتصاد تئاتر نیز کمک کند.
البته آنچه در نهایت ماندگاری یک اثر را تضمین می‌کند، تنها حضور ستاره‌ها نیست. نمایشنامه قوی، کارگردانی دقیق، طراحی صحنه خلاقانه و بازی‌های باورپذیر، عواملی هستند که در کنار شهرت بازیگران می‌توانند تجربه‌ای موفق برای تماشاگر رقم بزنند.

تماشاخانه ایرانشهر در فصل تازه اجراهای خود، تصویری متنوع از تئاتر امروز ایران را پیش روی مخاطبان قرار داده است؛ تصویری که در آن، نمایشنامه‌های کلاسیک و معاصر، مضامین اجتماعی و انسانی، کارگردانان باتجربه و نسل تازه هنرمندان در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند
حضور بازیگران مطرحی چون ناهید مسلمی، کاظم هژیرآزاد، مه‌لقا باقری، سارا بهرامی، مجتبی پیرزاده، سمیرا حسن‌پور و سارا رسول‌زاده، بدون شک به دیده‌شدن بیشتر این آثار کمک خواهد کرد، اما آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، تنوع نگاه و روایت در این چهار اثر است؛ آثاری که هر یک از زاویه‌ای متفاوت، به دغدغه‌های انسان معاصر می‌پردازند.
با آغاز این اجراها، ایرانشهر بار دیگر به یکی از مهم‌ترین مقصدهای علاقه‌مندان تئاتر تبدیل شده است؛ مجموعه‌ای که تلاش می‌کند در کنار حمایت از کارگردانان و گروه‌های نمایشی، با ارائه آثاری متنوع و بهره‌گیری از ظرفیت بازیگران شناخته‌شده، سهم خود را در پویایی تئاتر ایران حفظ کند و تابستانی پررونق را برای مخاطبان هنرهای نمایشی رقم بزند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها