
به گزارش صبا، به مناسبت تشییع رهبری شهید، سعید رجبی فروتن، معاون اسبق ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی، یادداشت اختصاصی خود را جهت انتشار در اختیار صبا قرار داد، متن یادداشت از این قرار است؛
سه دیدار در سی سال
در دوران سیساله خدمت سه بار به همراه سینماگران و مدیران سینمایی با مقام رهبری دیدار داشتم.
یکی از این سه دیدار خصوصی بود و تا جایی که میدانم، خبر و مطلبی از آن منتشر نشد. چرا؟ به نظرم جلسه بیشتر اداری و اجرایی بود که شاید در طول سال دهها جلسه شبیه به آن در بیت برگزار میشد. جلسه محدود و خصوصی اقتضائات خاص خود را دارد و اگر گفتگویی رد و بدل میشود، مخاطب عمومی را مدنظر قرار نمیدهد. نظیر تشکیل چنین جلساتی حکایت از قصد آقا برای آگاهی از واقعیات میدانی از زبان مدیران و کارگزاران نظام در امور مختلف داشت. در این یادداشت به مرور دیدارهای سهگانه و اوضاع کلی سینما در سه مقطع زمانی مختلف پرداختهام.
دیدار اول(۱۳۸۰)
در دولت هشتم و وزارت احمد مسجدجامعی، جمع بزرگی از اهالی فرهنگ و هنر به خدمت مقام رهبری رسیدند. به یاد دارم در آن جلسه بعد از آنکه برخی از چهرههای سینمایی منتقد دولت، لب به سخن گشودند، منوچهر محمدی تهیهکننده برخاست و آنها را به انصاف در قضاوت و داوری یادآور شد و خواست نیمه پر لیوان را هم ببینند. در دولت دوم اصلاحات با معرفی مسجدجامعی به مجلس، تلاش شد تا فضای منفی علیه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تعدیل شود و تاحدی بهانه از دست مخالفان سیاسی دولت گرفته شود. مسجدجامعی از بدنه وزارت ارشاد با پشتوانهای از فعالیتهای فرهنگی و مذهبی، چهره معتدلی بود که میتوانست کشتی طوفان زده وزارتخانه را به ساحل مقصود هدایت کند. از بد حادثه محمدحسن پزشک معاون سینمایی وقت، به دلیل بیماری بعد از یکسال و اندی، جای خود را به مهندس محمدمهدی حیدریان سپرد تا دوره چهار ساله مسجدجامعی با دو معاون سینمایی و سیاستهای متفاوت به پایان برسد. به این ترتیب حیدریان فرصتی زیادی برای انجام تغییرات اساسی پیدا نکرد. او در دولت دوازدهم هم مشمول منع بکارگیری بازنشستگان شد و خیلی زود از ریاست سازمان سینمایی کنار رفت.
دیدار دوم(۱۳۸۵)
در دولت نهم و وزارت حسین صفارهرندی ۱۳۸۴ -۱۳۸۸ جمعی از سینماگران شاخص فرصت داشتند تا به تفصیل دیدگاهها و نقطهنظرات خود را مطرح کنند. جمله طلایی «سینما کلید توسعه کشور است»، پس از آن نشست بسامد زیادی یافت. همچنین ایشان در تایید ساخت فیلمهای انتقادی، از تعبیر «تلخی گوارا» استفاده کرد تا آثار انتقادی را موجه و کارساز جلوه دهند. جعفری جلوه معاون وقت سینمایی سخنان رهبر را با یک مقدمه، در کتابی با عنوان «در مسیر سینمای ملی» منتشر کرد. در آن دیدار به تشخیص دفتر بیت رهبری، طیف و ترکیب خوب و متنوعی از سینماگران دعوت شده بودند و جماعت حاضر محدود به جناح سیاسی خاصی نبود. از مدیران خانه سینما بگیر تا سینماگران اصولگرا و انقلابی.
در این نشست تاریخی مواضع آقا و انتظارات او از سینما با صراحت و تفصیل بسیار خوبی بیان شد و مبنای نظری روشنی برای سیاستگذاریهای بعدی شد. ماهعسل بین طیف سینماگران همراه و همسو با دولت خیلی زود به پایان رسید. جعفری جلوه معاون سینمایی با آن مشی آرام و معتدل خود، در سیبل انتقادات قرار گرفت. او از جایی آمده بود که کمتر محل بروز تنش و اصطکاک بین مدیران و برنامهسازان بود. برنامهسازان در تلویزیون ایران سفارش تلویزیون را موبهمو اجرا میکنند و تابع و تسلیم ضوابط حاکم بر تلویزیون هستند. در سینما قصه فرق میکرد. عدهای حمایت مالی دولت را حق خود میپنداشتند و فشار را بر دولت هر روز افزایش میدادند. در این بین وزیر ارشاد هم بدش نمیآمد شخصا در کار معاون خود دخالت کرده و حرف آخر را او بزند. توقیف فیلم سنتوری ساخته داریوش مهرجویی با تاویل و تفسیرهای وزیر از نام فیلم تا صحنههایی از آن را دربرمیگرفت. صفارهرندی اگر تا دیروز در کیهان به دولت اصلاحات میتاخت، حالا سکان در دستان او قرارگرفته بود تا مبادا دل متدینین از دیدن برخی فیلمها بلرزد و یا بولتن نویسان به سیاستهای سینمایی دولت معجزه هزاره سوم بتازند.
دیدار سوم(۱۳۸۹)
در زمان وزارت سیدمحمد حسینی وزیر ارشاد، شاید برای اولین بار پس از انقلاب جمعی از مدیران سینمایی کشور فرصت کردند تا در دیداری خصوصی با رهبر انقلاب گفتگو و مذاکره کنند. جواد شمقدری در سال نخست حضور خود در سازمان سینمایی، تعدادی از مدیران سینمایی را راهی بیت رهبری کرد تا از رهنمودهای ایشان استفاده شود. شمقدری پیش از دیدار، گزارشی تحلیلی از وضعیت سینما در دوره دولت اصلاحات نوشته بود و برای دفتر آقا ارسال کرده بود. آن گزارش احتمالا همانی بود که معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در بهار ۱۳۸۹ و در جریان نشست رسانهای خود در مقابل دوربینها بلند کرد و به توضیح مختصری در باره آن پرداخت. همانطور که گفته شد از دیدار سوم و آن جلسه خصوصی، خبر و گزارشی در بیرون منتشر نشد و شمقدری در یک گفتگو از آن به جلسه محرمانه یاد کرد و اظهار داشت: «رهبر انقلاب فرمودند، امروز تیمی در معاونت سینمایی حضور دارد که امید داریم بعد از سی سال بتواند بین سینما و انقلاب اسلامی پیوندی ایجاد کند.»
نگارنده مادام که اطلاعاتی رسماً از جلسه یادشده منتشر نشود، به رسم امانت سخنی نخواهم گفت. آن روز از نگاه آقا و چهره متبسم ایشان، میشد استنباط کرد که امیدوار به روزهای بهتری برای سینمای ایران است. حالا دیگر ارزیابی کارنامه شمقدری و تیم همراه او در تحقق وعدههایی که به حضرت آقا و جامعه سینمایی دادند، چندان مشکل نیست. در دوره معاونت او ارتقای تشکیلاتی مدیریت سینمای ایران از معاونت به سازمانی با بودجه مستقل، نقطه عطفی به حساب میآمد. نقاط قوت و ضعف عملکرد شمقدری همانند معاونین قبل و پس از او مجال دیگری را میطلبد.
در این سه نشست آنچه که شاهد بودم اظهارات بیتکلف و راحت اهالی سینما با رهبری نظام بود. میزبان با سعه صدر و حوصله، دل به سخن میهمانان میداد و دست آخر به رسم جلسات مشابه درصدد صحبت و حسب مورد به پارهای از گلایهها و انتقادات پاسخ میداد. به نظرم نکته برجسته در مواجهه رهبری با سینما، انتقاد از فیلمهای شعاری بود. او با ایمان به ارزشها و آرمان بلند انقلاب اسلام انتظار داشت فاخرترین و تواناترین هنرمندان به کار در حوزه هنر انقلاب بپردازند.
البته رهبری نظام با اعتقادی که به بالندگی و رویش فرهنگ دفاع مقدس داشت، به آثار ادبی و هنری پیرامون موضوع مقاومت دلبستگی داشت و بر این باور بود که بسیاری از جلوههای معنوی و صفات عالیه انسانی مثل ایثار، حماسه و شهادت در دوران دفاع مقدس به بهترین شکلی متجلی شدند. به عنوان مثال در همان جلسه سال ۸۵ ایشان از شهید سالهای جنگ برونسی صحبت کردند و بعداً جواد اردکانی فیلمی را بر اساس شخصیت محوری برونسی کارگردانی کرد. شنیده بودم که ایشان نسخه ۳۵ میلیمتری فیلمهای سینمایی قبل از دوران دیجیتال را تماشا میکرد. معیار انتخاب فیلمها چه بود را نمیدانم. بعید نیست که تهیهکنندگان و کارگردانان مشتاق دریافت نظر ایشان بودند.
این روزها در بدرقه رهبر شهید قطعا همه اهالی هنر با احترام از دیدگاهها و نظرات او که در پیامهای مختلف به مناسبت جشنوارههای هنری در سالهای ریاستجمهوری و سپس در جایگاه رهبری نظام و در دیدار و گفتگو با اصحاب فرهنگ و هنر ابراز میشد، یاد خواهند کرد.