
ناصرارباب/ صبا، همزمان با سومین سالگرد درگذشت زندهیاد فریماه فرجامی، فرصتی است برای بازخوانی کارنامه یکی از ماندگارترین بازیگران سینمای ایران؛ هنرمندی که با نقشآفرینیهای دقیق، عمیق و انسانی، جایگاهی ویژه در تاریخ بازیگری کشور به دست آورد. فرجامی که ۱۸ اردیبهشت ۱۳۳۱ چشم به جهان گشود و ۹ تیر ۱۴۰۲ چشم از جهان فروبست، در طول بیش از چهار دهه فعالیت هنری، با حضور در آثار شاخص سینمایی و تلویزیونی، تصویری ماندگار از بازیگری متعهد و تأثیرگذار بر جای گذاشت.
او برای بازی در فیلم «سرب» ساخته مسعود کیمیایی، دیپلم افتخار جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد و با نقشآفرینی درخشانش در «پرده آخر»، سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را به دست آورد. همچنین در سال ۱۴۰۲، به پاس یک عمر فعالیت هنری، سیمرغ ویژه نکوداشت به او اهدا شد.
نهم تیر، فقط سالروز درگذشت فریماه فرجامی نیست؛ یادآور خاموشی یکی از تاثیرگذارترین بازیگران زن سینمای ایران است؛ هنرمندی که با نقشآفرینیهای عمیق و انسانی، تصویری متفاوت از زن ایرانی بر پرده سینما آفرید و با وجود سالهای تلخ بیماری و انزوا، نامش همچنان در حافظه سینمای ایران زنده مانده است.
فریماه فرجامی از آن دسته بازیگرانی بود که حضورش بر پرده سینما، بیش از آنکه به نمایش تکنیک بازیگری شباهت داشته باشد، تجربهای از زیستن شخصیت بود. او هر نقش را با ظرافتی کمنظیر به بخشی از وجود خود تبدیل میکرد و همین ویژگی، بازیهایش را سالها پس از اکران فیلمها نیز تماشایی نگه داشته است.

او پس از تحصیل در دانشکده هنرهای دراماتیک، فعالیت حرفهای خود را از رادیو، تئاتر و تلویزیون آغاز کرد. ورودش به سینما در ابتدای دهه ۶۰، همزمان با شکلگیری نسل تازهای از بازیگران پس از انقلاب بود؛ نسلی که قرار بود زبان جدیدی برای بازیگری در سینمای ایران تعریف کند.
فرجامی خیلی زود توانست جایگاه خود را در میان مهمترین بازیگران زن کشور تثبیت کند. همکاری با کارگردانانی چون مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، علی حاتمی، رخشان بنیاعتماد، واروژ کریممسیحی و فریدون جیرانی، کارنامهای را برای او رقم زد که هرچند از نظر تعداد آثار بسیار پرحجم نبود، اما از حیث کیفیت، در شمار ماندگارترین کارنامههای بازیگری سینمای ایران قرار گرفت.
در فیلم «سرب»، ساخته مسعود کیمیایی، حضوری تاثیرگذار داشت و برای بازی در این اثر موفق به دریافت دیپلم افتخار جشنواره فیلم فجر شد. چند سال بعد، با بازی در «پرده آخر»، یکی از بهترین نقشآفرینیهای تاریخ سینمای ایران را خلق کرد و سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن را به دست آورد؛ جایزهای که مهر تاییدی بر توانایی کمنظیر او در خلق شخصیتهای پیچیده و چندلایه بود.
اما شاید بسیاری، فریماه فرجامی را بیش از هر چیز با فیلم «نرگس» به یاد بیاورند؛ فیلمی که در آن، تصویری از زنی عاشق، رنجدیده و گرفتار در تناقضهای زندگی را با چنان صداقتی به نمایش گذاشت که هنوز هم از نمونههای درخشان بازیگری در سینمای اجتماعی ایران محسوب میشود.
در کنار سینما، حضور او در مجموعههای تلویزیونی مانند «پهلوانان نمیمیرند»، «خانه سبز»، «ولایت عشق» و «روشنتر از خاموشی» نیز نشان داد که توانایی او محدود به پرده نقرهای نیست و میتواند در قالبهای مختلف نمایشی، شخصیتهایی باورپذیر و ماندگار خلق کند.
یکی از ویژگیهای برجسته فریماه فرجامی، دوری از حاشیه و تمرکز کامل بر حرفهاش بود. او کمتر درباره زندگی شخصی خود سخن گفت و ترجیح داد مخاطبانش او را با نقشهایی که آفرید به یاد بیاورند، نه با اخبار و جنجالهای پیرامون زندگی خصوصی.

سالهای پایانی زندگی فریماه فرجامی، فاصلهای تلخ با روزهای درخشان حضورش بر پرده سینما داشت. از اواخر دهه ۱۳۸۰، بیماری و مشکلات جسمی او را به تدریج از فضای حرفهای دور کرد و خانهنشینی ناخواسته، جای سالهای پرکار بازیگری را گرفت. بازیگری که روزگاری یکی از مهمترین چهرههای سینمای ایران بود، سالها از مقابل دوربین فاصله گرفت و کمتر در محافل هنری دیده شد.
شاید تلختر از بیماری، احساس فراموششدگی بود؛ موضوعی که خود او نیز در گفتوگوهایش از آن سخن گفته بود. فرجامی با گلایه از کمرنگ شدن ارتباط همکارانش گفته بود: «سالهای سال در سینمای ایران کار کردم… اما بعد از اینکه کمکار شدم، هیچکس به من سر نزد.» جملهای که برای بسیاری، تنها روایت شخصی یک بازیگر نبود، بلکه بازتاب سرنوشت شماری از هنرمندانی بود که پس از پایان دوران اوج، در سکوت و انزوا روزگار گذراندند.
با این حال، او هرگز امیدش را به بازگشت از دست نداد. پس از حدود یازده سال دوری از سینما، با بهبود نسبی وضعیت جسمانی بار دیگر مقابل دوربین رفت و در فیلم «نیم» (که بعدها با نام «تاول» شناخته شد) ایفای نقش کرد. آخرین حضور سینمایی او نیز در فیلم «لامینور» ساخته داریوش مهرجویی رقم خورد؛ حضوری کوتاه اما ارزشمند که برای دوستدارانش یادآور همان بازیگر توانمند سالهای طلایی بود.
سالهای پایانی زندگی اما برای این بازیگر، روزگار آسانی نبود. سکته مغزی در نوروز ۱۴۰۲، آغاز دورهای دشوار از بیماری بود که سرانجام در نهم تیر همان سال به پایان زندگی او انجامید. هرچند چند ماه پیش از درگذشتش، در چهلویکمین جشنواره فیلم فجر، سیمرغ ویژه نکوداشت یک عمر فعالیت هنری به او اهدا شد؛ تقدیری که بسیاری معتقد بودند باید سالها زودتر صورت میگرفت.
اکنون سه سال از خاموشی فریماه فرجامی میگذرد، اما آثارش همچنان زندهاند. از «اجارهنشینها» و «مادر» گرفته تا «پرده آخر»، «نرگس» و «لامینور»، هر کدام بخشی از میراث هنری بازیگری هستند که با کمترین اغراق و بیشترین صداقت، احساسات انسانی را به تصویر میکشید.
فریماه فرجامی از آن هنرمندانی است که با گذشت زمان، ارزش کارنامهاش بیش از پیش آشکار میشود؛ بازیگری که نشان داد قدرت یک نگاه، یک مکث و یک سکوت، گاه میتواند از بلندترین دیالوگها تاثیرگذارتر باشد. نام او امروز نه فقط در فهرست بازیگران برجسته، بلکه در حافظه فرهنگی سینمای ایران ثبت شده است؛ حافظهای که هنوز، سه سال پس از رفتنش، جای خالی آن بانوی نجیب و کمادعا را احساس میکند.
اما بیماری مجال ادامه این بازگشت را نداد. فریماه فرجامی در نوروز ۱۴۰۲ دچار سکته مغزی شد و با وجود درمان و بهبودی نسبی، چند ماه بعد بار دیگر سکته کرد و سرانجام در ۹ تیر ۱۴۰۲، در ۷۱ سالگی، چشم از جهان فروبست. پایان زندگی او، اگرچه تلخ و در سکوت بود، اما خاطره نقشهایی که با صداقت و ظرافت آفرید، همچنان در حافظه سینمای ایران زنده مانده است.