«امام راضی نبود پیکرش این‌گونه دیده شود»؛ روایت عکاس مراسم رحلت از نگاتیوی به قیمت یک خانه! | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۲۷ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۲۷:۱۸
عکاس مراسم ارتحال امام خمینی(ره) در گفت وگو با صبا؛

«امام راضی نبود پیکرش این‌گونه دیده شود»؛ روایت عکاس مراسم رحلت از نگاتیوی به قیمت یک خانه!

محمود عبدالحسینی، عکاس باسابقه و ثبت‌کننده برخی از ماندگارترین تصاویر مراسم تشییع و تدفین امام خمینی(ره)،به صبا گفت: در روزهای رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بیش از ۱۳ حلقه فیلم عکاسی کرده و با وجود پیشنهاد مالی قابل توجه یک آژانس خارجی برای خرید یکی از نگاتیوها، حاضر به فروش آن نشده است. محمود عبدالحسینی معتقد است «شناخت» مهم‌ترین اصل در عکاسی خبری است و همین شناخت بود که او را به ثبت لحظاتی رساند که امروز بخشی از حافظه تصویری تاریخ معاصر ایران محسوب می‌شوند.

ناصر ارباب/صبا، سالروز رحلت امام خمینی(ره)، فرصتی برای مرور بخشی از تاریخ معاصر ایران است؛ تاریخی که علاوه بر روایت‌های مکتوب، در قاب عکس‌های ماندگار نیز ثبت شده است. محمود عبدالحسینی از جمله عکاسانی است که در روزهای پرالتهاب خرداد ۱۳۶۸ در میان جمعیت میلیونی عزاداران حضور داشت و لحظات مختلف تشییع و تدفین امام را به تصویر کشید. برخی از تصاویر او، به ویژه عکسی که بعدها با عنوان «مسیح» شناخته شد، به نمادهای تصویری آن روزها تبدیل شدند. در گفت‌وگوی صبا با محمود عبدالحسینی از ورودش به عرصه عکاسی خبری، خاطرات روزهای رحلت امام خمینی(ره) و توصیه‌هایش به نسل جوان عکاسان سخن گفته است.

از خبرنگاری تا عکاسی حرفه‌ای
محمود عبدالحسینی در ابتدای این گفت‌وگو درباره ورود خود به عرصه رسانه می‌گوید:
«از اردیبهشت سال ۱۳۵۹ به صورت حرفه‌ای وارد رسانه شدم. هم در حوزه خبرنگاری و هم در حوزه عکاسی فعالیت می‌کردم. آن زمان خبرنگار باید هم مصاحبه می‌کرد، هم ضبط صدا انجام می‌داد و هم عکس می‌گرفت. به همین دلیل در کنار گفت‌وگو و گزارش‌نویسی، دوربین هم همیشه همراهم بود.»
وی ادامه می‌دهد: «از سال ۱۳۶۴ به شکل جدی‌تر به شاخه‌های مختلف عکاسی از جمله عکاسی صنعتی و تبلیغاتی پرداختم و نزد زنده‌یاد مسعود معصومی آموزش دیدم. تا زمانی که ایشان در قید حیات بودند، افتخار شاگردی‌شان را داشتم. در دوران دفاع مقدس نیز در کنار رزمندگان حضور داشتم؛ گاهی با دوربین، گاهی با میکروفن و در برخی مواقع حتی با اسلحه.»
این عکاس پیشکسوت می‌افزاید: «از سال ۱۳۷۳ و به شکل جدی‌تر از سال ۱۳۷۵ وارد حوزه آموزش شدم و تاکنون در مراکز آموزش عالی کشور مشغول انتقال تجربه و دانش عکاسی به دانشجویان هستم.»

دلبستگی به امام خمینی(ره)
عبدالحسینی درباره ارتباط خود با امام خمینی(ره) می‌گوید: «پیش از آنکه وارد حرفه خبرنگاری شوم، از طریق رساله امام با ایشان آشنا شده بودم. به مرور علاقه و دلبستگی خاصی نسبت به امام پیدا کردم. نخستین دیدارم با امام نیز پس از پیروزی انقلاب و در مدرسه علوی رقم خورد؛ زمانی که به عنوان نیروی انتظامات در دیدار همافران حضور داشتم.»
وی ادامه می‌دهد: «بعدها به واسطه فعالیت رسانه‌ای بارها به جماران رفتم و مراسم‌ها و دیدارهای مختلف امام را پوشش خبری دادم. به همین دلیل وقتی خبر بیماری و سپس رحلت ایشان را شنیدم، شرایط روحی بسیار سختی داشتم.»

تصمیمی که به ثبت عکس‌های تاریخی منجر شد
این عکاس درباره روزهای تشییع امام خمینی(ره) می‌گوید: «دو روز کامل در مصلی تهران حضور داشتم و مراسم وداع مردم را عکاسی کردم. اما برای مراسم تشییع با خودم فکر کردم اگر در مصلی بمانم، نهایتاً چند عکس از یک صحنه ثابت ثبت خواهم کرد و دیگر نمی‌توانم خودم را به بهشت زهرا(س) برسانم.»
او ادامه می‌دهد: «بر همین اساس تصمیم گرفتم یک روز زودتر به بهشت زهرا بروم. از لحظه آماده‌سازی محل دفن، کندن قبر و همه مراحل عکاسی کردم. شب قبل را با یکی از دوستانم همانجا ماندم تا بتوانم بهترین موقعیت را برای ثبت تصاویر روز بعد به دست بیاورم.»
عبدالحسینی می‌گوید: «صبح روز تشییع، کانتینرهایی را دیدم که روی هم قرار گرفته بودند. احساس کردم بهترین نقطه برای عکاسی همانجاست. ابتدا کیف دوربینم را بالا فرستادم و بعد خودم را به زحمت به بالای کانتینر رساندم. هنوز هم نمی‌دانم چطور توانستم بالا بروم، اما آن موقع تنها چیزی که اهمیت داشت ثبت آن لحظات تاریخی بود.»

۱۳ حلقه فیلم و ۴۵۰۰ فریم عکس
وی درباره حجم عکاسی خود در آن روز می‌گوید: «در مجموع ۱۳ حلقه فیلم ۳۶ تایی عکاسی کردم. حدود چهار هزار و ۵۰۰ فریم عکس ثبت شد و تقریباً هیچ دو عکسی شبیه هم نبود. آن زمان خبری از دوربین دیجیتال و عکاسی پیاپی نبود. هر فریم ارزش داشت و عکاس باید دقیقاً می‌دانست چه لحظه‌ای شاتر را فشار دهد.»
این عکاس پیشکسوت می‌افزاید: «از لحظه ورود هلیکوپتر تا انتقال پیکر امام و واکنش مردم، همه چیز را مرحله به مرحله ثبت کردم. جمعیت حاضر در مراسم از شدت علاقه و احساسات می‌خواستند خود را به تابوت برسانند و همین موضوع باعث اتفاقاتی شد که بعدها روایت‌های مختلفی درباره آن مطرح شد.»

روایت واقعی از اتفاقات بهشت زهرا
عبدالحسینی با اشاره به برخی روایت‌های رسانه‌های خارجی درباره مراسم تدفین امام می‌گوید:«برخی رسانه‌ها روایت‌هایی غیرواقعی از آن روز منتشر کردند. من به عنوان کسی که در قلب ماجرا حضور داشتم، شهادت می‌دهم که آنچه رخ داد ناشی از عشق و علاقه مردم به امام بود. چهره‌ها، دست‌ها و واکنش‌های مردم در عکس‌ها کاملاً این موضوع را نشان می‌دهد. هیچ نشانی از خشونت یا رفتار سازمان‌یافته در آن جمعیت وجود نداشت؛ همه چیز از احساسات عمیق مردم سرچشمه می‌گرفت.»

عکس «مسیح» و پیشنهادی که رد شد
یکی از معروف‌ترین عکس‌های عبدالحسینی تصویری است که بعدها با عنوان «مسیح» شناخته شد.
او درباره این عکس می‌گوید: «پس از پایان مراسم، یکی از آژانس‌های خارجی برای خرید نگاتیو این عکس ها با من صحبت کردند و مبلغ بسیار بالایی پیشنهاد داد؛ مبلغی که در آن زمان می‌توانستم با آن یک خانه بخرم. من آن زمان تازه ازدواج کرده بودم و مستأجر بودم و طبیعتاً به چنین پولی نیاز داشتم، اما حاضر نشدم عکس را بفروشم.»
وی ادامه می‌دهد: «دلیلش روشن بود. احساس می‌کردم امام راضی نیست پیکر ایشان به آن شکل در اختیار دیگران قرار بگیرد. به همین دلیل پیشنهاد را نپذیرفتم.»
ماجرای نامگذاری عکس «مسیح»
عبدالحسینی درباره نامگذاری این عکس نیز توضیح می‌دهد: «سال‌ها بعد در دیداری که با رهبر معظم انقلاب داشتم، این عکس را خدمت ایشان نشان دادم. ایشان چند لحظه به تصویر نگاه کردند و فرمودند: عجب! حضرت مسیح را تداعی می‌کند.»( اشاره به مجسمه میکل مسیح میکل آنژ)
او می‌گوید: «از آن زمان این تصویر با عنوان “مسیح” شناخته شد. نکته جالب این بود که پیش از آن نیز بسیاری از مهمانان داخلی و خارجی که این عکس را در دفترم می‌دیدند، همین برداشت را از آن داشتند.»

لحظه‌ای که اشک اجازه فوکوس نمی‌داد

این عکاس باسابقه در بخش دیگری از گفت‌وگو به خاطره‌ای شخصی اشاره می‌کند: «در یکی از لحظات عکاسی از پیکر امام متوجه شدم نمی‌توانم فوکوس کنم. ابتدا تصور کردم دوربین دچار مشکل شده است، اما بعد فهمیدم حلقه‌های اشک در چشمانم اجازه نمی‌دهد تصویر را واضح ببینم. اشک‌هایم را پاک کردم و دوباره به کار ادامه دادم.»
او می‌افزاید: «آن روز فهمیدم عکاس نباید مغلوب سوژه شود؛ هرچند برخی سوژه‌ها آن‌قدر بزرگ و تأثیرگذار هستند که گاهی بر عکاس غلبه می‌کنند.»

مهم‌ترین توصیه به نسل جوان عکاسان
عبدالحسینی در پایان این گفت‌وگو مهم‌ترین اصل در عکاسی را «شناخت» می‌داند و می‌گوید: «همیشه در کلاس‌هایم می‌گویم همه چیز از شناخت آغاز می‌شود. اگر بدانیم کجا می‌رویم، چه موضوعی را عکاسی می‌کنیم و مخاطب ما کیست، بخش بزرگی از مسیر را طی کرده‌ایم. شناخت، پایه و اساس موفقیت در عکاسی خبری است.»
وی ادامه می‌دهد: «در کنار شناخت، سه عنصر عشق، دانش و بینش نیز اهمیت فراوانی دارند. اگر عکاس به کارش عشق نداشته باشد، دانش لازم را کسب نکند و از بینش کافی برخوردار نباشد، نمی‌تواند اثری ماندگار خلق کند.»
این عکاس پیشکسوت در پایان تأکید می‌کند: «یادگیری باید تدریجی و مستمر باشد. خود من با وجود سال‌ها فعالیت حرفه‌ای، هنوز هر روز عکاسی می‌کنم. عکاسی برای من فقط یک شغل نیست؛ بلکه بخشی از زندگی من است.»

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها