
مهدیه مالکی/صبا: محمدجواد موحد که به همراه محمدرضا شفاه تهیه کنندگی مجموعه «سرو، سپید، سرخ» را برعهده دارد درباره مهمترین چالشهای ساخت این مجموعه گفت: اصل پروژه در ابتدا غیرممکن فرض میشد، چرا که قرار بود در مدت کمتر از ۲۰ تا ۲۵ روز حدود ۶۰۰ دقیقه سریال، یعنی ۱۵ قسمت ۴۰ دقیقهای، تولید شود و از سوی دیگر تلویزیون معمولاً برای ایام نوروز و عید فطر آثار طنز و مفرّح میخواست، اما ما وارد یک دوره ۴۰ روزه عزاداری میشدیم و تصمیم گرفتیم کاری از این جنس تولید کنیم.
وی افزود: نخستین سختی ما مربوط به ایدهپردازی و متن بود و حدود ۳۰ تا ۴۰ نفر از فیلمسازان و فیلمنامهنویسان باید در کمتر از چهار تا پنج روز به ایده نهایی و فیلمنامه میرسیدند، چرا که باید سریع وارد پیشتولید میشدیم.
موحد در ادامه یکی دیگر از دشواریها را هماهنگکردن هشت تیم تولید دانست و گفت: برای اینکه بتوانیم به پخش ۲۰ تا ۲۵ روز آینده برسیم، به یک گروه بزرگ ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفره نیاز داشتیم؛ شامل هشت تیم فیلمبرداری، هشت طراح صحنه و مجموعه کامل عوامل تولید که هماهنگکردن این حجم از نیروها کاری بسیار سخت و پیچیده بود.
وی با اشاره به واکنش برخی عوامل نسبت به شرایط جنگی ادامه داد: برخی بازیگران و عوامل در ابتدا همراه نشدند، چون برایشان عجیب بود که در ایام جنگ و زیر بمباران کار کنیم، اما تعدادی همراه شدند و واقعاً جهاد کردند و در چند صحنه حتی هنگام گرفتن پلان صدای برخورد موشک نزدیک لوکیشن شنیده میشد و بچهها باید در شرایطی فیلمبرداری میکردند که تهران و شهرهای دیگر تحت بمباران بودند.
موحد درباره ویژگی تیم سازنده نیز توضیح داد: تقریباً تمام فیلمسازان این مجموعه سابقه ساخت حداقل یک فیلم سینمایی یا حضور جدی در سینمای کوتاه را داشتند، از آقای خواجهپاشا، آقای کریمی، خانم لیلی عاج، آقای ربیعی، آقای کشاورز و آقای پایدار گرفته تا دیگران، همه تجربه حرفهای داشتند، با این حال پیشتولید سهچهار روزه و تولید پنجشش روزه چالشی فوقالعاده دشوار بود و بسیاری از استانداردهای مرسوم در ذهنشان را فدا کردند تا کار در این فرصت کوتاه به نتیجه برسد.
وی افزود: از روز ششم یا هفتم کار آماده پخش بود، اما با توجه به نکاتی که سیمافیلم مطرح کرد و با توجه به اینکه تمایل داشتند مجموعه در زمان ویژهای پخش شود، چند روزی به ما مهلت داده شد و اعلام کردند احتمالاً از ۱۸ و ۱۹ فروردین از شبکه یک روی آنتن میرود، اما واقعیت این است که تیم ما چابک بود و بهموقع به زمانبندی رسید.
موحد همچنین به مشکلات ریز و درشت دیگر اشاره کرد و گفت: گرفتن مجوزهای فیلمبرداری در شرایط جنگی بهمراتب سختتر بود، از طرفی یافتن و اجارهکردن لوکیشنها در این شرایط دشوار بود، اما با پشتکار تیم و همراهی همه گروهها، پروژه به سرانجام رسید.
تهیهکننده این مجموعه درباره دلیل سپردن هر اپیزود به یک کارگردان متفاوت توضیح داد: در واقع دو سه رویکرد را مدنظر داشتیم و در نهایت به این جمعبندی رسیدیم که هر کارگردان یک اپیزود بسازد، یکی از مهمترین دلایل این بود که دوست داشتیم روایتهای متنوعی از جنگ و اتفاقاتی که در آن رخ میدهد ارائه شود و تمایل داشتیم قصهها رنگارنگ باشد و طعمهای متفاوتی داشته باشد تا مخاطب از زاویه نگاههای مختلف با این موضوع روبهرو شود، به همین دلیل از هرکدام از دوستان و همکاران کارگردان خواستیم اثری را برای این مجموعه بسازند.
موحد با اشاره به دلیل دیگر این تصمیم گفت: نکته دوم به مسئله تولید برمیگشت و با توجه به هدفی که داشتیم و میخواستیم مجموعه در هفته اول نوروز به آنتن برسد، ناچار بودیم روند تولید را با سرعت بیشتری پیش ببریم، بنابراین تصمیم گرفتیم تیمها را به صورت موازی وارد مرحله تولید کنیم و به همین علت در مقطعی به طور همزمان هفت تا هشت گروه تولید در شهرهای مختلف مشغول کار بودند، برای مثال در زمانی که آقای خواجهپاشا در ارومیه و مناطق مرزی فیلمبرداری میکردند، همزمان آقای ربیعی در تهران مشغول کار بودند و در همان زمان فرزاد رنجبر در قائمشهر فیلمبرداری داشت و یکی از دلایل سپردن هر اپیزود به یک کارگردان این بود که بتوانیم پروژه را در زمان مناسب به پخش برسانیم و سرعت تولید را افزایش دهیم.
تهیهکننده مجموعه درباره نحوه انتخاب کارگردانان نیز توضیح داد: در انتخاب کارگردانها چند مسئله برای ما مهم بود، نخست اینکه برخی از دوستان واقعاً خودشان داوطلب بودند تا برای این ایام کاری انجام دهند، به هر حال کشور درگیر جنگی تحمیلی شده بود و طبیعی بود که فیلمسازان هم احساس مسئولیت کنند و هم در تیم تهیهکنندگی این نگاه وجود داشت و ما اصرار داشتیم در این شرایط کاری انجام دهیم؛ کاری که از دستمان برمیآید و در آن تخصص داریم و بسیاری از کارگردانها نیز همین احساس را داشتند و بعد از اینکه متوجه شدند چنین پروژهای در حال شکلگیری است، خودشان اعلام آمادگی کردند و حتی برخی از دوستان میگفتند اگر امکان کارگردانی هم نباشد، حاضرند به عنوان دستیار یا مدیر تولید همکاری کنند و همه میگفتند میخواهیم با همان کاری که بلدیم، سهمی در این مسیر و برای کشور داشته باشیم.
وی ادامه داد: با این حال شاکله اصلی انتخاب ما بر اساس چند معیار شکل گرفت، نخست اینکه این افراد از فیلمسازانی باشند که دغدغهمند هستند و بتوانند نگاه ویژهای به موضوع جنگ داشته باشند، نکته دوم هم این بود که در چنین شرایطی آمادگی حضور در پروژه را داشته باشند؛ چرا که برخی ترجیح میدهند در فضای جنگی کار نکنند یا حرفی برای گفتن در این زمینه ندارند.
او تأکید کرد: به نظر من فیلمسازانی که امروز در این پروژه حضور دارند و حتی بسیاری از دوستانی که به دلایل مختلف امکان ساخت اثر برایشان فراهم نشد از جمله فیلمسازان متعهد به کشور، خاک و وطن هستند و بر همین اساس تلاش کردیم ترکیب کارگردانها را با همین نگاه و رویکرد انتخاب کنیم.
تهیهکننده این مجموعه درباره نحوه انتخاب موضوع هر اپیزود توضیح داد: در این بخش در واقع یک کار کاملاً تیمی انجام شد و برای تعیین رویکرد هر اپیزود، قصهها، موضوعات و حتی تم و نگاه هر قسمت، یک تیم مشترک تصمیمگیری داشت. در این تیم بنده حضور داشتم، آقای شفاه بودند و آقای آذرپندار که مدیر فیلم و سریال سازمان اوج هستند و اساساً شکلگیری اولیه این پروژه با حضور ایشان اتفاق افتاد.
وی گفت: اگر بخواهم صادقانه بگویم، شاید تجربهنگاری این پروژه بعدها نکات جالبی را روشن کند، چون بخش مهمی از شکلگیری سوژهها در جمعهای مشترک هنرمندان اتفاق افتاد وحدود ۳۰ تا ۴۰ نفر از فیلمسازان که اغلب حداقل یک فیلم سینمایی یا سریال در کارنامه داشتند دور هم جمع شدیم و ساعتها درباره جنگ، ابعاد مختلف آن و موضوعاتی که میتوان به آن پرداخت گفتوگو کردیم و بسیاری از ایدهها دقیقاً از دل همان نشستها و گعدههای دوستانه بیرون آمد و در آن فضا هر کسی ایدهای را که احساس میکرد با جهانبینی، ذهنیت و نگاه شخصیاش همخوانی بیشتری دارد انتخاب میکرد و بعد آن را تبدیل به فیلمنامه میکرد و در واقع موضوعات نه دستوری بود و نه از قبل متنی آماده وجود داشت و قصهها از دل گفتوگوها و تعامل خود هنرمندان شکل گرفت و هر کارگردان مسیر روایت خودش را پیدا کرد.
موحد تأکید کرد: البته در عین حال یک رویکرد کلی برای همه ما وجود داشت و آن این بود که همه آثار حول یک مفهوم مشترک یعنی «وطن» شکل بگیرد و برای ما مسئله همدلی و همچنین توجه به مردم در روزهای جنگ اهمیت زیادی داشت؛ مردمی که به اعتقاد من قهرمانان اصلی این دوران هستند؛ این نگاه کلی در ذهن ما بود، اما موضوعات و روایتها به همان شیوه جمعی که گفتم شکل گرفت.
تهیهکننده این مجموعه درباره اهمیت تولید چنین آثاری در روزهای جنگ گفت: معمولاً گفته میشود تولید آثاری که به اتفاقات روز میپردازد اهمیت زیادی دارد؛ چرا که رسانه را تقویت میکند، روایتهای مردم ثبت میشود و این تجربهها در تاریخ ماندگار خواهد شد و وقتی چنین آثاری در همان زمان وقوع رویدادها ساخته میشوند، کمک میکند حس و حال آن روزها دقیقتر منتقل شود؛ چون ما هنوز در دل همان فضا و اتمسفر قرار داریم و احساسات را به شکل ملموس تجربه میکنیم و طبیعی است اگر سالها از یک جنگ بگذرد، شاید دیگر نتوان همان حسها را به همان دقت بازشناسی و بازنمایی کرد.
موحد ادامه داد: با این حال به نظر من اهمیت این موضوع برای خود هنرمندان حتی پررنگتر است چون ما به عنوان هنرمند احساس میکنیم وظیفهای داریم و باید در چنین شرایطی کاری انجام دهیم و مهمترین دلیل ساخت چنین کارهایی زنده بودن هنر و هنرمند درکشور است.
وی گفت: در روزهای جنگ هر گروهی از مردم نقشی بر عهده دارد؛ مردم با حضورشان زندگی در شهرها را زنده نگه میدارند، نیروهای نظامی در میدان نبرد هستند، نیروی انتظامی امنیت داخلی را حفظ میکند و هر قشری وظیفهای بر دوش دارد و طبیعی است که هنرمندان و سینماگران هم مسئولیتی در این میان احساس کنند و اگر چنین آثاری شکل بگیرد، حتی پیش از آنکه کاری برای مخاطب انجام داده باشیم، در واقع برای خودمان انجام دادهایم؛ چون به ما حس زنده بودن، نفس کشیدن و نقش داشتن در یک واقعه مهم میدهد، اتفاقی که شاید بتوان آن را یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر کشور در دو قرن اخیر دانست و همین مسئله باعث میشود اهمیت پرداختن به آن برای ما چند برابر شود.
تهیهکننده این مجموعه درباره تجربه نزدیک گروه تولید با حملات دشمن در زمان فیلمبرداری گفت: در یکی از اپیزودهایی که در تهران فیلمبرداری میکردیم، اتفاقی افتاد که کاملاً از نزدیک آن را حس کردیم و ما داخل شهر مشغول فیلمبرداری بودیم که در فاصله یکی دو خیابان یا چند کوچه آنطرفتر انفجاری رخ داد و موج انفجار را تقریباً همه اعضای گروه احساس کردند و صدای آن واقعاً شوکآور بود و حدود نیم ساعت تا ۴۰ دقیقه گروه را به یک مجموعه امنتر منتقل کردیم تا شرایط آرامتر شود و بعد از فروکش کردن صداها، دوباره همه به صحنه برگشتند و کار را ادامه دادند.
موحد ادامه داد: «در یکی دیگر از اپیزودها نیز در مکانی فیلمبرداری داشتیم که دو سه روز قبل از آن موشکباران شده و یکی از ساختمانهای آنجا تخریب شده بود و ما در همان فضا مشغول کار بودیم و چند بار به ما تذکر دادند که موبایلها را جمع کنیم، چون اگر در محلی که قبلاً هدف قرار گرفته تجمع سیگنال موبایل ایجاد شود، ممکن است دوباره آن نقطه مورد هدف قرار بگیرد و با وجود چنین شرایطی، تلاش کردیم تمهیدات ایمنی را رعایت کنیم، اما گروه با شجاعت ایستاد و حدود ۱۲ ساعت کامل در همان محل کار کرد.
او همچنین به تجربهای دیگر اشاره کرد و افزود: در یکی از روزها که در جاده قم فیلمبرداری داشتیم، نیروهای نظامی به ما اطلاع دادند یک پهپاد بالای سر منطقه در حال پرواز است و چون ما با تجهیزات و نورپردازی در یک نقطه جمع شدهایم، ممکن است از بالا با لانچر اشتباه گرفته شویم و به همین دلیل مجبور شدیم مرتب جایمان را تغییر دهیم و مسیرمان را عوض کنیم تا بتوانیم فیلمبرداری را ادامه دهیم از این دست اتفاقات در طول تولید کم نبود.