
ناصرارباب/ صبا، او در این یادداشت ضمن مرور دههها خویشتنداری و صلحطلبی نجیبانه ملت ایران در برابر ترور، تحریم و عهدشکنی، تأکید کرد سرانجام دامن خودشان را خواهد گرفت و پایان این مسیر، تسلیم بی چون و چرای آنان در برابر استقلال و نجابت ایرانی است.
متن یادداشت این کارگردان به این شرح است؛
از صلح نجیبانه تا پاسخ قاطع، پایان عصر فریب و مذاکره
مردم ایران هرچه تلاش کردند به شما ، به جهان غرب و اروپا و امریکا صلح هدیه کند ، شما نپذیرفتید ، مردم ایران طعم هشت سال تحمیل جنگ و ویرانی و مرگ را چشیده بود و میدانست جنگ ننگ بشریت است ، ننگ تمدن است و همه تلاشش را کرد تا منطقه و خانه را از جنگ و ویرانی دور نگه دارد اما چه کردید با این ملت ، اجداد ما از شما رنج و درد و غارت کشیدند ، پدران ما از شما رنج و سختی و فقر کشیدند ، غارت دیدند ، ترور دیدند ، کودتا پشت کودتا دیدند ، باز هم طلب صلح کردند ، توقع داشتند اینبار انسانی رفتار کنید ، توقع داشتند با روی باز و بر اساس حقوق بین الملل و قانونی رفتار کنید ، نزدیک نیم قرن است ملت ایران را تحریم کردید ، ظلم کردید ، هشت سال یکی از دولت های ما تمام وقتش را گذاشت تا شما را راضی کند انسان باشید ، بیایید نفت ببرید ، گاز ببرید ، مس ببرید ، پتروشیمی ببرید ، منصفانه معامله کنید ، تجارت انسانی و قانونی داشته باشید و از ثروت ملی ایران قانونی بهره ببرید ، با یکدیگر تجارت پاک و سالم داشته باشیم ، تمام فعالیت های هسته ای که با جان و مال ملت ایران ساخته شده بود بر چیدیم بلکه شما روی صداقت و انسانیت خود را به ما نشان دهید اما درازای آن چه کردید ؟
دروغ گفتید ، نامردی کردید ، تحریم کردید و با لغات و واژگان بازی کردید و با روح و روان دولت و ملت بازی کردید و به ظلم خود ادامه دادید ، گذشت کردیم و بار دیگر سفیران ما شما را به صلح و گفتگوی انسانی دعوت نمودند و دست فشردید ، قول دادید در حالیکه داشتید نقشه قتل مهمانان صلح را میکشیدید و ترور کردید و کشتید و کوبیدید و ویران کردید و باز هم با واسطه همسایگان میز گفتگو و صلح و آرامش تزیین کردید و قول ها و وعده ها و قسم ها یاد کردید و نوشتید و امضا کردید و ملتی را به تمدن انسانی خوش بین نمودید و باز هم خیانت و ویرانی و قتل عام دانش آموزان و رهبران و افسران و بیمارستان ها و دارو و ندار ملتی که با سختی و تنگناها خودش را سر پا نگه داشته بود ویران کردید تا ثایت کنید ما از شما نه مذاکره میخواهیم ، نه صلح میخواهیم ، نه آرامش میخواهیم نه انسانیت ، نه رحم ، نه صبوری …
شما با صدای رسا و فریاد به ما فهماندید جنگ میخواهید جنگ ، شما با عربده گوش خراش تمام راه ها را بستید جز راه جنگ ، شما با تمام وجود جنگ خواستید و ملتی را تا ابد به خود و قول و عهدتان نا امید ساختید ، ندانستید این ملت اگر صلح و مذاکره را ترجیح داده از ترس و وجشت نبوده ، از عاقبت جهان سوز آن پرهیز می نموده ، به قدرت خود واقف بوده و میدانسته چه فاجعه ای قرار است بر سرشما آوار شود ، میدانسته ترکش این جنگ و آتش دامن تر و خشک شما را می گیرد و خواهد سوزاند ، این ملت بر شما رحم کرد ، این ملت بر شما صلح و دوستی خواست و نپذیرفتید ..
این ملت میدانست این آتشی که افروختید خاموش شدنش بدست شما نخواهد بود .. و احدی جز ملت ایران امکان جلو گیری از گسترش آن را ندارد … این آتش را در طوفان بر افروختید و ندانستید خانه به خانه شما را خاکستر خواهد کرد .. و تا تاریخ هست امضای شما پای هیچ صلح نامه ای با این ملت نخواهد افتاد جز تسلیم بی چون و چرای شما ، جز به زانو در آمدن شما در برابر استقلال و نجابت ایرانی …