بازگشت ستاره‌ها به آنتن؛ نسخه پیروزی در جنگ رسانه‌ای | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۰۱:۱۷
محمدصادق افراسیابی در گفت‌وگو با صبا؛

بازگشت ستاره‌ها به آنتن؛ نسخه پیروزی در جنگ رسانه‌ای

افراسیابی، مدرس سواد رسانه‌ای به صبا گفت: استفاده از سریال‌های پرمخاطب و مجریان سرمایه‌دار، کلید حفظ انسجام ملی و خنثی‌سازی عملیات روانی دشمن است.

سمیرا جعفری/ صبا، در شرایط حساس کنونی و با توجه به تحولات منطقه‌ای، رسانه ملی فراتر از وظیفه اطلاع‌رسانی، مأموریت‌های خطیری در جهت حفظ انسجام ملی و مقابله با جنگ ترکیبی بر عهده دارد. دکتر محمد صادق افراسیابی، دکترای سیاست‌گذاری فرهنگی، مدرس سواد رسانه‌ای، عضو هیئت مدیره و معاون راهبردی بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای و معاون سابق سازمان تنظیم مقررات صوت و تصویر فراگیر (ساترا)، در گفت‌وگویی با تشریح چالش‌های پیش روی صداوسیما، بر لزوم استفاده هوشمندانه از ظرفیت‌های سرگرمی و بهره‌گیری از مجریان با سرمایه اجتماعی تأکید کرد. او همچنین نسبت به هزینه‌های ناشی از خطاهای رسانه‌ای و عملیات روانی دشمن هشدار داد..

در شرایط حساس کنونی و عبور رسانه ملی از صرفاً اطلاع‌رسانی، وظیفه اصلی و بنیادین صداوسیما چه باید باشد؟

سازمان صداوسیما و رسانه ملی مجموعه اقدامات مختلفی را در شرایط جنگ می‌تواند دنبال کند، اما مهم‌ترین وظیفه و رسالتی که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که تا جای ممکن کمک کند به حفظ رفاه، حفظ وحدت و حفظ انسجام ملی. استفاده از ظرفیت گروه‌های مختلف مردمی و ظرفیت نخبگان مختلف فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در برنامه‌ها می‌تواند به این یکپارچگی و افزایش انسجام ملی کمک کند. اگرچه برخی گروه‌های سیاسی که همه حامی جمهوری اسلامی ایران هستند، شاید در شرایط قبل از جنگ به هر دلیلی در برنامه‌ها حضور نداشتند، اما توصیه من این است که در شرایط فعلی از ظرفیت تمامی گروه‌ها استفاده شود تا این یکپارچگی حفظ شود.

در این بین برنامه هایی هم روی آنتن می رود که به این اتحادی که اشاره کردید, ضربه وارد می کند. اتفاقی که اخیرا برای تیم ملی فوتبال بانوان رخ داد.

درست است باید مراقبت کنیم رسانه ملی  در برخی از برنامه‌ها پیام‌هایی تولید نکند که همراه با عملیات روانی دشمن است. در مورد تیم ملی بانوان ایران, کم‌دقتی یا خطای مجری برنامه باعث شد محتوایی در اختیار شبکه‌های رسانه‌های معاند و بیگانه قرار گیرد و آن‌ها با استفاده از همان محتوا، یک عملیات روانی ناجوانمردانه علیه ملت ایران و تیم فوتبال بانوان راه بیندازند. آن‌ها تلاش کردند با فریب و اقناع فریبکارانه فضایی ایجاد کنند که منجر به پناهندگی اعضای تیم شود. اگرچه بعد از آن با هوشمندی وزیر امور خارجه، فدراسیون فوتبال و سایر مسئولان و همچنین هوشمندی خودِ اعضای تیم، این توطئه خنثی شد و بازیکنان اعلام کردند به ایران بازمی‌گردند، اما چقدر هزینه ایجاد شد و کشور مجبور شد از ظرفیت‌های مختلفی برای خنثی‌سازی این عملیات روانی استفاده کند. در شرایط خیلی حساس، باید حساب‌ شده تر عمل کرد.

 پس باید در مورد مدیریت خطاهای رسانه‌ای و لزوم نظارت بر مجریان تمهیدی اندیشید ؟

ما نباید اقداماتی انجام دهیم که هزینه‌های امنیتی و سیاسی کشور را در این جنگ افزایش دهد؛ برعکس، رسانه ملی باید به کاهش این هزینه‌ها کمک کند. ماجرای تیم فوتبال بانوان نمونه‌ای بارز از این موضوع بود؛ جایی که یک مجری با اظهارنظرهای شخصی، هزینه مدیریت صحنه را به شدت بالا برد.

به نظر من، صداوسیما در این شرایط خاص جنگی، نیازمند تدوین یک «آیین‌نامه ویژه» است. در این آیین‌نامه باید تکلیف همه چیز روشن شود تا خطاهای مجریان به صفر برسد. تفاوت مجری با کارشناس در این است که اگر کارشناسی نظری بدهد، رسانه می‌تواند با صدور بیانیه فاصله خود را اعلام کند و بگوید این نظر شخصی اوست؛ اما حرف مجری، حرف رسانه ملی تلقی می‌شود و سازمان نمی‌تواند پس از پخش، بیانیه بدهد که بگوید ما قبول نداریم. بنابراین در شرایط حساس کنونی، مدیریت رفتار مجریان و تدوین ضوابط سخت‌گیرانه‌تر متناسب با شرایط جنگی، یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر برای جلوگیری از تکرار چنین هزینه‌هایی است..

در حال حاضر صداوسیما تمرکز زیادی بر برنامه‌های ترکیبی و خبری گذاشته است. آیا این رویکرد پاسخگوی نیاز مخاطب است؟

به نظرم تا الان صداوسیما برنامه‌های ترکیبی خوبی تولید می‌کند، اما جای برنامه‌های سرگرم‌کننده خالی است. در شرایط جنگ، بخشی از جامعه که می‌خواهند از موج اضطراب و اخبار مختلف فرار کنند، نیاز به یک فضای سرگرم‌کننده و یک سریال یا نمایش جذاب دارند. احساس می‌کنم به این موضوع کمتر توجه شده است. مردم همزمان با این شرایط، نیاز دارند در فضایی سرگرم‌کننده، لحظاتی را دور از اخبار جنگ سپری کنند و این کار را سریال‌ها و برنامه‌های نمایشی می‌توانند انجام دهند. ما در این حوزه ضعف داریم و باید بیشتر به آن توجه شود.

بی شک برای این ایده نیاز به زمان داریم, با توجه به محدودیت‌های تولید در شرایط فعلی، راهکار شما برای پر کردن این خلأ چیست؟

بله شاید الان زمان تولید سریال جدید نباشد، اما در حال حاضرسریال‌های خوب و پرمخاطبی در این چند سال توسط پلتفرم‌ها (نمایش خانگی) تولید شده‌اند که قابلیت پخش از تلویزیون را دارند. صداوسیما می‌تواند با مذاکره با پلتفرم‌ها، این سریال‌ها را در این شب‌ها پخش کند. بسیاری از این آثار هم جذاب هستند و هم روحیه مقاومت را در جامعه افزایش می‌دهند. برای مثال سریال «آمرلی» که تولید مشترک ایران و عراق بود، یا سریال‌های «؟؟؟؟» که هم جذاب هستند و هم حمایت ملی و اسلامی را تقویت می‌کنند. همچنین سریال «صلاح‌الدین ایوبی» که موضوعش نزاع بر سر قدس است و با شرایط امروز جامعه مرتبط است. من با مدیران پلتفرم‌ها صحبت کرده‌ام و آن‌ها آماده همکاری هستند؛ برخلاف برخی گزاره‌های نادرست که می‌گویند مدیران پلتفرم‌ها آماده همکاری نیستند. صداوسیما باید از این گنجینه استفاده کند..

 ما همیشه از تهاجم فرهنگی و رسانه‌ای دشمنان صحبت کرده‌ایم،  فکر می‌کنم خود رسانه ملی در بالا بردن سطح سواد رسانه‌ای مخاطب، به خصوص از جنگ ۱۲ روزه تاکنون چه کارهایی انجام داده است؟

دو ویژگی مثبت تلویزیون یکی در بحث اخبار و اطلاع‌رسانی و دیگری در بحث ساده‌سازی مطالب بوده است. اما مسئله این است که برنامه‌های ترکیبی یا برنامه‌هایی که یک کارشناس می‌خواهد درباره سواد رسانه صحبت کند، خیلی مورد اقبال قرار نمی‌گیرد. باید مدل‌های جدیدی از برنامه تولید شود که هم سرگرم‌کننده باشد و هم لابه‌لای آن پیام‌های سواد رسانه‌ای منتقل شود. نمونه آن سریال «چاینه؟؟؟؟» بود که موضوعش سواد رسانه‌ای بود و بعد از هر قسمت یک کارشناس درباره آن صحبت می‌کرد. چنین برنامه هایی که در قالب مسابقه یا سرگرمی است، می‌تواند بسیار مؤثر واقع شود..

یکی از چالش‌های همیشگی صداوسیما، جذب مخاطب در برابر فضای مجازی است. راهکار شما برای افزایش مخاطب چیست؟

عموم جامعه همچنان دو حوزه برایشان جذاب است: حوزه ی اخبار که مطلع شوند چه خبری شده، و حوزه ی برنامه‌های سرگرم‌کننده. ما باید از این ظرفیت برای سرگرمی استفاده کنیم. اگر بخواهیم پیام را به مخاطب برسانیم، باید در قالب برنامه‌های سرگرم‌کننده این پیام را منتقل کنیم. صرفاً نمی‌توانیم با برنامه ی گفت‌وگو محور که با حضور یک کارشناس سؤال پاسخ می‌کند، با عموم مخاطب ارتباط برقرار کنیم؛ این قالب برای نخبگان جذاب است اما برای عموم مردم خیر. شبکه امید در حال حاضر عملکرد خوبی داشته و از قالب‌های جذاب‌تری برای ارتباط استفاده کرده است، اما معتقدم سایر شبکه‌ها  نتوانستند از قالب‌های جذابی برای ساخت برنامه ها استفاده کنند..

استفاده از چهره های آشنا و محبوب چقدر در این جذابیت و اعتماد مخاطب تأثیر دارد؟

به نظرم رسانه ی ملی حتماً باید از مجریانی که سرمایه اجتماعی بالاتری دارند و محبوب‌تر هستند، استفاده کند. ما مجریانی داریم که در خود صداوسیما پرورش پیدا کرده‌اند و برخی از آن ها  در فضای مجازی اعلام آمادگی کرده‌اند. چرا باید از این ظرفیت استفاده نشود؟ مجری که تجربه کاری‌اش نشان داده کم‌خطا و محبوب است، می‌تواند مخاطب را به سمت رسانه ملی جذب کند. در این شرایط، هرچقدر مجریان محبوب‌تر و مردمی‌تر استفاده شوند، مخاطب بیشتری جذب می‌شود چون  شخصیت محبوبش را در رسانه ملی می‌بیند و نیازی نیست در فضای مجازی دنبال او بگردد. از چهره‌هایی مانند آقای حسنی، علیخانی، رشیدپور، ایرج طهماسب یا داریوش فرضاییی که برای کودکان محبوب است، می‌توان استفاده کرد. بسیاری از این افراد آماده همکاری هستند و حتی در فضای مجازی مواضع خوبی داشته‌اند..

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها