
مهدیه مالکی/صبا: امیریل دارجمند، بازیگر سینما و تلویزیون، در گفت و گو با صبا به شرایط کنونی ایران و تأثیر آن بر جامعه اشاره کرد و درباره پویش “ایران همدل” گفت: «وقتی همدلی وجود دارد، حال همه ما خوب است و انشاءالله این همدلی نتیجه میدهد، کما اینکه این روزها شاهد نتیجه این همدلی هستیم و آن اثری که باید داشته باشد را گذاشته است.
وی در پاسخ به اینکه چه چیزی در این روزها بیشتر توجه او را جلب کرده است، بیان داشت: من به ریشهدار بودن این سرزمین و ملت ایمان دارم. ما از پیشینهای بسیار قدرتمند برخورداریم و آنچه امروز در رفتار مردم تجلی یافته، نتیجه همین ریشههای عمیق است. افتخار میکنم که ایرانی هستم و در کشوری شجاع زندگی میکنم. شجاعتِ رهبر شجاع و شهیدمان، ناخودآگاه روحیه ایستادگی را به همه ما تزریق کرد و اکنون نیز از خون آن شهید بزرگوار، رهبر شجاع دیگری برخاسته است که در اقتدار مسیر ایشان شک ندارم.»
او درباره حس و حال خود هنگام شنیدن خبر حمله و شهادت رهبر توضیح داد: احساس کردم پدرم را از دست دادهام؛ گویی دنیا بر سرم آوار شد و برای لحظهای اقتدار را از دست رفته دیدم. اما به تدریج، آن خشم و غم به انرژی متفاوتی بدل شد. با خود اندیشیدم که مگر میشود یک انسان تا این حد شجاع باشد؟ مبنای حرفه ما بازیگری، “همذاتپنداری” است؛ برای خلق یک نقش یا اثر، باید با شخصیت موردنظر یگانه شد. وقتی این همذاتپنداری در من شکل گرفت، به خود آمدم. هجران ایشان برای من شوکی بزرگ بود که عمق ریشههایم را به من نمایان کرد.»
تمام مردم ایران به یک پیکر واحد بدل شدند
ارجمند ادامه داد: معتقدم شهدای ما زندهاند و شهید، قلب تپنده تاریخ است. هرچند از این حادثه بهشدت سوگوار و خشمگین شدم، اما این حس تنها مختص به من نبود؛ تمام مردم ایران به یک “پیکر واحد” بدل شدند. به همین دلیل است که با شهادت سران مملکت، روند حرکت کشور تغییر نمیکند؛ چراکه این خطمشی متعلق به یک فرد یا گروه نیست، بلکه آرمانِ تمام مردم ایران استو
نمیتوانم لحظهای خود را به ساکنان جزیره اپستین نزدیک کنم
او افزود: «برای نخستین بار احساس میکنم جهانم دگرگون شده است؛ گویی دنیا به نقطه سیاهی رسیده و من هرگز نمیتوانم خود را حتی در ذهنم به ساکنان “جزیره اپستین” نزدیک کنم. پذیرش کودککشی و کودکآزاری در مدار فکری من نمیگنجد و این سیهروییها با ذات انسانی بیگانه است.»
بین هنرمند، مردم و سیاستمدار تفاوتی وجود ندارد
وی در پاسخ به این پرسش که همراهی هنرمندان با مردم در این جریان تا چه حد اثرگذار است، اظهار داشت: فکر نمی کنم الان دیگر بین هنرمند و مردم و بین سیاست و مردم تفاوتی وجود داشته باشد و برای من دیگر منبع حرف مهم نیست حرف هنرمند، حرف یک آدم معمولی، همهشان یک سطح هستند البته یک ویژگی در هنرمندان وجود دارد اینکه هنرمندان به شدت آدمهای احساساتی هستند و اگر فاقد این ویژگی باشد نمی تواند احساسات خود را به خوبی بروز دهد به شکلی که به دل مخاطب بنشیند و باید سرشار از احساس باشیم تا احساسات را در تصاویر منعکس کنیم و بتوانیم با مردم ارتباط برقرار کنیم.
این هنرمند رسانه با تأکید بر اینکه هنرمندان دغدغهمند، با اعتقاد به کاتارسیسم یا همان تزکیه نفس که مقدمهای بر انسانشناسی و دغدغه انسان داشتن است، قطعاً تحت تأثیر رویدادها قرار میگیرند، ادامه داد: قطعا در این شرایط فشار زیادی را تحمل می کنند و گاهی این فشار به بعضی تبدیل می شود که نمی توان سخن گفت و خود من در چند روز اول همین حس داشتم و بغضی در گلویم بود که نمی توانستم صحبت کنم
او دلیل این تأثیرپذیری را به ذات احساساتی هنرمندان نسبت داد و تصریح کرد: این حس به خاطر توانایی است که در ما وجود دارد و به دلیل همین توانایی است که میتوانیم این احساسات در یک فیلم، موسیقی، مجسمهسازی یا یک نقاشی منعکس کنیم.
سکوتی از سوی هنرمندان نمیبینم
ارجمند با رد این تصور که سکوتی از سوی هنرمندان دیده میشود، گفت: من سکوتی از سوی هنرمندان نمی بینم بلکه گمان می کنم این سکوت ناشی از این بغض فروخورده ای که از هجمههایی که در سالهای گذشته بر هنرمندان وارد شده به وجود آمده است.
وی با تأکید بر اینکه دوران گله و شکایت به پایان رسیده و اکنون زمان “برادری” فرا رسیده است، یادآور شد: هنرمند و مردم در این بزنگاه تاریخی، یکی شده و احساسات مشترک، پیوندی عمیق میان آنان ایجاد شده است، مردم خود به تدریج به درک عمیقتری از وقایع رسیده اند و نیازی به راهنمایی یا گله از سوی دیگران نیست.
این بازیگر در پاسخ به اینکه اگر قرار بود این برهه از تاریخ ایران را روایت کنید، کدام قسمت را بیشتر مورد توجه قرار میدادید و چگونه آن را روایت می کردید گفت: اگر من مسئولیت روایت این برهه از تاریخ ایران را بر عهده داشتم، تمرکز اصلی خود را بر”شرافت و غیرت”مردم ایران میگذاشتم، شرافتی که باور کردنی نیست وهمچون یک معجزه است، شرافتی که انسانساز است و ریشه در تربیت یک رهبر با امت داشته و داشته هایش را از دست نداده بلکه به آن افزوده است و ما مدیون این رهبر هستیم.