
سمیرا جعفری/ صبا، امروز میبایست بسیاری از شاعران خوش ذوق و خوش کلامِ ایران در انتظار حضوری صمیمانه در کنار رهبر معظم انقلاب بودند. قدیمیترها دیدار تازه میکردند و جوانها کتابها و شعرهای خود را نزد ایشان میآورند و در کنار شعر خوانی از ادبیات غنی فارسی سخن میگفتند.
امروز باید روز خاطره انگیزی بود برای مبلغان شعر و ادبیات فارسی.
اما رسم هر سالهی آنها به دیدار در حضور ایشان محقق نشد. سخنان آنها کلماتی شد مکتوب و شعرهایی که نقش بست بر جان شاعر.
امسال شاعران ایران شعرشان رو با غم سرودند.
در بین آنها ناصر فیض یکی از قدیمیترها بود. شاعری که با لحن طنز خود شعرها سرود است خواندنی.
اگر چه امسال ناصر فیض توفیق این حضور دلنشین را نداشت ولی مرور خاطرات و ابیاتش در این بزنگاه تسکینی بود بر دل داغدارش
اشراف رهبر انقلاب به ادبیات فارسی و عربی
من سال های متعددی در مراسم شعر خوانی در جوار رهبر معظم انقلاب حضور داشتم. به همین دلیل از تسلط ایشان با جریان ادبی کشور به خصوص شعر آشنا هستم. ایشان هم به ادبیات فارسی و هم عرب آشنایی کامل داشتند و هم از طرفی به سه زبان غنی و پر از ظرافت و اصطلاحات همراه با بلاغت اشراف داشتند. ترکیبی از همه ی این ها همراه با درایتی که داشتند نقطه ی قوت ایشان درزمینه ی ادبیات بود.

غافلگیری جوان توسط حضرت آقا جالب بود…
در دیدارهای هر ساله رهبر انقلاب با شعرا؛ رسم بر این بود که شعرا کتاب هایشان را به ایشان هدیه می کردند. در یکی از دیدارها، جوانی کتاب خود را با ذوق و شوق در اختیار رهبر معظم قرا داد. معمولا هر کسی کتابی را با خود همراه می آورد کتابی نبود که احتمال می داد رهبری خوانده باشد. معمولا کتابی را می آورند که یا تازه به چاپ رسیده بود یا هنوز منتشر نشده بود. به هر حال تصور شاعری که آن کتاب را می آورد این بود که تحفه ای به همراه دارد که ایشان اطلاعی از آن ندارد. شاعر جوان کتاب را با خوشحالی به ایشان داد ولی بلافاصله رهبر صفحهی مورد نظر را باز کرد و با اشاره به بیت خاصی نقد کاملی به آن بیت کرد و حتی پیشنهادی به جوان ارائه داد. شاعر جوان کمی جا خورد و شاید احساس ناامیدی کرد از اینکه کتاب جدیدی را نیاورده است ولی از طرفی جای غبطه برای ما داشت که حضرت آقا کتاب را پیش از این خوانده بود و ای کاش کتاب مورد توجه آقا از آن ما بود. ایشان اشعار کتاب را آنقدر دقیق مطالعه کرده بودند که صفحه و بیت را کامل به یاد داشتند تا زمان روبرو شدن با شاعر؛ نقد خود را ارائه دهند.
حاشیههایی که چاپ شد
همچنین یکی از عادت های آقای خامنهای این بود که اگر رمان یا کتابی می خوانند، نظرات و انتقادهای خود را در حاشیه ی کتاب می نوشتند. نظرات ایشان به اندازه ی فنی و تخصصی بودند که حاشیه های یک کتاب ۱۲ جلدی، به عنوان کتابی مجزا به چاپ رسید. بی شک یک شخص ادیب، فقیه، دانشمند و وارد به کلام، چنین بلاغت و آشنایی با معانی و بیان دارد.
مهربانی و عطوفت ایشان مثال زدنی است
خاطرم است در یکی از جلسات شعر خوانی؛ شاعر جوانی ابیاتی در مدح ایشان سرودند. آقای خامنه ای به شاعر گفتند: “حیف از این ذوق شاعرانه نیست؟” شاعر جوان با این حرف ایشان کمی مکدر شدند. البته بارها پیش میآمد که ایشان در کنار تحسین کردن افراد، گاهی هم انتقادات صریحی می کردند. ولی با توجه به روحیه ی مهربان و عطوفتی که داشتند و اینکه احساس می کردند شاید آن شخص ناراحت شده باشد، از آن ها دل جویی می کرد. کاری که با همین شاعر جوان کرد. او را به کنار خود آورد و دستی به سرش کشید و با مهربانی با او صحبت کرد.
مطمئن هستم تا کسی مورد لطف خداوند قرار نگیرد ، به این درجه از اخلاق حسنه نخواهد رسید. کسی که در کنار مسئولیت های سنگینی در کشور پر تنشی مانند ایران را دارد، آنقدر ظرافت عمل به خرج میدهد که به ریزترین مسائل و احساسات آدم ها توجه کند. در کنار این ها دغدغه زبان، شعر فارسی، هنر، حکمت و… را هم داشته باشد. از دیدارهایی که با اقشار مختلف جامعه داشتند, مشخص است ایشان برای تمام مسائل اجتماع اهمیت قائل بودند.
اشراف رهبر به موسیقی برای اهالی این صنعت جالب بود
نکته ی جالب دیگر اشراف ایشان به دنیای هنر بود. آن هم مربوط به اظهار نظرهایی که در خصوص انواع موسیقی میکردند. حتی موسیقی که از نظر برخی، بدون مشکل نیست. خیلی مهم است که یک عالم و مجتهد درباره ی موسیقی اظهار نظری حرفه ای و جامع داشته باشد و تمام حرف اش با این مطلب که موسیقی حرام است، تمام نشده باشد. ایشان درباره جز به جز آن ها اظهار نظر ادیبانه کرده است، تا جایی که اهالی موسیقی با خواندن نظرات ایشان متوجه شدند چقدر درست و بر اساس دانستههای شخصی است که موسیقی می داند.

زمان شرمساری برخی افراد رسیده است
این مسائل نشان دهنده ی این است که چه تصور غلطی برخی افراد در مورد چنین شخصیتی دارند. حرف های نادرستی که قبل از شهادت ایشان بارها به گوش می رسید و حالا مشخص شد که چقدر غلط و ناجوانمردانه بود. من مطمئن هستم بعد از این اتفاق و آگاهی نسبت به شخصیت ایشان همان افراد در خلوت خود شرمسار میشوند. آدمی که سال ها با تقوا و زهد وصف نشدنی زندگی می کرد چرا باید در مقابل چنین اتهاماتی قرار بگیرد.
ایشان مجتهد بودند, خودشان فتوا می دادند و آنقدر عالم, ادیب, سخنور و مشرف به تمام مسائل بودند که توانایی و حق اظهار نظر در تمام مسائل داشتند. این آدم، جامع صفات, رفتار و سکنات یک انسان کامل را داشتند. کسی که تمام این صفات را تدریس و تذکر داده است. درباره ی آن ها کتاب ها خواند و مطالب متعددی نوشته است.
اگر تمام این تعاریف درباره ی کسی بود که در قید حیات هستند, شاید تملق و چاپلوسی محسوب می شد و شاید نفعی برای فرد مورد نظر داشت ولی در حال حاضر اظهار نظرها؛ نشان از واقعیت وجودی رهبرمان دارد.
بعد از این باید منتظر حرفهای متعددی درباره صفات حسنهی ایشان باشیم. خاطراتی که ایشان در زمان حیاتشان اجازه ی بازگوییش را نمی دادند.

شعری که دوست داشتم در حضور ایشان بخوانم…
چه حیف که امسال توفیق این حضور را نداشتم ولی اگر میتوانستم به رسم هر ساله مقابل ایشان بنشینم و شعری بخوانم، دوست داشتم این ابیات را بسرایم:
《سلام شب شما به خیر
یک عمر نشسته بود بر درگاهت
آگاه ز روح و جان مرگ آگاهت
چون دید میانهای نداری با مرگ
او رفت و شدی شهید و شد دلخواهت
اندوه تو با هزار ترفند آمد
خشکاند به لب هر آنچه لبخند آمد
در وصف شهید گفتهام شعر، زیاد
در سوک شما زبان من بند آمد》/ ناصر فیض