
به گزارش صبا، طاها صمدی، نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر، سرپرست گروه تئاتر «مَرنیس» و از فعالان هنر نمایش ، در یادداشتی تحلیلی با عنوان «تئاتر در زمانهی بحران» از ضرورت بازخوانی نقش تئاتر در دورانهای پرالتهاب اجتماعی نوشت و تأکید کرد: «تئاتر نه تماشاگر خاموشِ فاجعه، بلکه زبان زندهی انسان در میانهی تاریکی است.»
در روزگاری که جهان درگیر بحرانهای پیچیدهی اجتماعی، عاطفی و روانی است، تئاتر بار دیگر به عنوان هنری زنده و انسانی، نقش خود را فراتر از سرگرمی بازمییابد. طاها صمدی با نگاهی فلسفی به ماهیت تئاتر در شرایط بحرانی اشاره میکند: «صحنه تئاتر، تنها جایی است که در آن میتوان از ویرانهها، امید آفرید. هر بحران، فرصت تازهای است برای درک عمق انسان؛ برای آزمودن توان ایستادن در برابر تاریکی.»
او معتقد است که در پیچوتاب بحرانها، تئاتر باید همچون آیین جمعیِ یادآوری انسانیت عمل کند. به باور او، هنرمندِ تئاتر، صرفاً روایتگر رخداد نیست، بلکه پاسدار حافظهی جمعی جامعه است.
صمدی در تبیین دیدگاه خود مینویسد: «تئاتر اگر تنها برای دلخوشی باشد، خائن است. در دوران بحران، هنر باید مسئولیت بپذیرد؛ باید زخم را نشان دهد، اما امید را هم بازسازی کند. صحنه، مکان شهامت است؛ جایی که بازیگر میتواند قلب از تپش افتادۀ جامعه را دوباره به حرکت وا دارد.»
گروه تئاتر «مَرنیس» به سرپرستی او، در سالهای اخیر با اجراهایی تجربی و شاعرانه، به سراغ موضوعاتی چون مرگ، هویت و فروپاشی اجتماعی رفته است. آثار این گروه عموماً به واکاوی وضعیت انسان در برهوت معاصر اختصاص دارند؛ آثاری که در مرز میان واقعیت و رویا حرکت میکنند.
طاها صمدی دربارهی نگاه گروه خود اظهار میدارد: «برای ما، تئاتر نوعی مقاومت شاعرانه است. ما از دل استعاره، حقیقت را بیرون میکشیم. در زمانهی بحران، سکوت، خیانت است. تئاتر باید فریاد بزند؛ باید مانع خاموشی انسان شود.»
در ادامه، صمدی نقش تماشاگر را در این فرایند حیاتی میداند «تماشاگر دیگر ناظر نیست، شریک است. او در بحران به تئاتر پناه میآورد تا سهمی در معنا پیدا کند. سکوت او در سالن، بخشی از درمان جمعی است.»
از نظر او، تئاتر فقط هنری نمایشی نیست، بلکه یک «کنش زنده» برای حفظ روح انسان است؛ کنشی که در آن، بدن بازیگر و نگاه تماشاگر به وحدتی تجربهگرایانه میرسند.
طاها صمدی در پایان، از آیندهی تئاتر در جامعه متزلزل امروز چنین میگوید: «اگر جهان فرو بپاشد، تئاتر آخرین پناهگاه انسان خواهد بود. صحنه، خاکستر امید است؛ و ما بازیگرانی هستیم که در دل همین خاکستر، دوباره شعله روشن میکنیم.»
او تأکید میکند که اکنون زمان آن رسیده تا نگاه ما به تئاتر از سطح روایت و سرگرمی فراتر رود و به سطحی فلسفی و وجودی ارتقا یابد. تئاتر در بحران، نه ابزار فرار از واقعیت که مجال فهم دوبارۀ انسان بودن است.
«تئاتر، شعری است که در میانهی آوار سروده میشود. یادآوری آرامی است از اینکه هنوز میتوان زیست، گفت و شنید.»