چهره پرداز سینما: دستمزدهای کلان فقط برای بازیگرهاست! | مجموعه رسانه ای صبا
امروز پنجشنبه, ۱۷ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۰۰:۵۳:۲۳
امید گلزاده در کافه خاطره صبا،

چهره پرداز سینما: دستمزدهای کلان فقط برای بازیگرهاست!

چهره پرداز باسابقه سینما به صبا گفت: دستمزدهای کلان بیشتر در حوزه بازیگری قابل تعریف است و دستمزدهای بخش‌های پشت دوربین چیز تعریف شده‌ای است. البته برخی از کارهای ویژه وجود دارد که دستمزدهایش زیادتر است که ما در آن کارها حضور نداریم.

احمد محمد اسماعیلی – یکی از ارکان موفقیت یک فیلم، بدون تردید چهره‌پردازی است و چهره‌پردازی درست به بازیگر کمک می‌کند تا به نقش و مختصات آن بهتر و دقیق‌تر نزدیک شود. امید گلزاده، گریمور باتجربه سینما و تلویزیون، یکی از چهره‌پردازان موفق نسل دوم گریم سینمای ایران است که با شناخت و توانمندی خود توانسته چهره‌پردازی تعدادی از بهترین آثار سینما را انجام دهد.

او دو بار سیمرغ بلورین بهترین چهره‌پردازی را از جشنواره فیلم فجر به دست آورده است. «پرویزخان»، «خوب، بد، جلف»، «مستوران»، «کامیون»، «دوپینگ»، «دورهمی زنان شکسپیر»، «گیجگاه»، «جوکر»، «آچمز»، «رحمان ۱۴۰۰»، «مفت‌بر»، «میدان سرخ» و… از جمله آثار شاخص گلزاده در حوزه گریم محسوب می‌شوند. در کافه خاطره روزنامه صبا با او مروری کردیم بر دوران کاری‌اش.

چگونه با سینما و فیلم دیدن آشنا شدید؟

دوران نوجوانی‌ام در شهر مشهد گذشت. دوران کودکی ضمن اکتیو و فعال بودن در طنز و کمدی استعداد داشتم و در فامیل معروف بودم.

از کودکانی بودید که مهمانی‌های فامیلی را گرم می‌کردید؟

همینطور بود و همه دائم می‌گفتند امید تو باید بازیگر بشی. در کنار این قضایا در رشته دوچرخه سواری به صورت حرفه‌ای فعالیت داشتم و فکر نمی‌کردم هنرمند بشوم و تمایلم بیشتر به ورزش بود.

آیا وضع مالی خانواده شما خوب بود؟

در حد نرمال بود. پدرم موسسه آموزشی داشت و شوهر خانمی که در موسسه پدرم هنرجو بود، کارگردان تلویزیون بود و به من پیشنهاد داد که در سریالی که قرار است در مشهد تولید شود بازی کنم.

در این زمان چند ساله بودید؟

۱۵ سالم بود. رفتم تست بازیگری دادم و پذیرفته شدم. سریال دو کارگردان داشت و نامش غرور کبیر بود. در این کار فضایی برای من به وجود آمد و مسیر زندگی‌ام را تغییر داد و با بازیگری وارد فعالیت‌های هنری شدم.

حضور در عرصه گریم به چه نحوی شروع شد؟

در همان مجموعه‌ای که حضور داشتم و با توجه به مهارت‌های مختلفی مانند گرافیک، کامپیوتر، آرایشگری، چاپ و… که در آموزش فنی‌وحرفه‌ای آموخته بودم، این مسیر شروع شد. گریمور مجموعه برایش شرایطی پیش آمد و از پروژه قطع همکاری کرد و من با توجه به مهارت‌هایی که در حوزه آرایشگری آموخته بودم، به کارگردان گفتم می‌توانم این کار را انجام بدهم.

این حرف را با اعتماد به نفس به کارگردان سریال گفتید؟

بله و از او خواستم به من اعتماد کند و رفتم یک سری وسایل مربوط با کار را آماده کردم و روز بعد رفتم سر صحنه و بازیگران را گریم کردم و کارگردان تاییدش کرد.

غریزی کار را انجام دادید…

بله، الان سبیل برای گریم به صورت پروتز ساخته می‌شود و آن موقع سبیل را روی صورت بازیگران با مداد مشکی نقاشی می‌کردم.

برای گریم این سریال دستمزدی هم دریافت کردید؟

دلی رفته بودم و در واقع این کار شروع فعالیت حرفه‌ای من در گریم بود و از آن به بعد بچه‌هایی که در مشهد فیلم کوتاه می‌ساختند برای گریم کارشان سراغ من می آمدند.

یا سراغ آموختن گریم به صورت جدی نرفتید؟

بله رفتم، در کلاس‌های استاد احمد شجریان شرکت کردم و حرفه‌ای‌تر کار گریم را ادامه دادم.

از چه موقعی به تهران آمدید؟

سال ۱۳۸۱ برای تکمیل آموزشم در گریم و شرایط کاری بهتر به تهران آمدم.

آیا در زمان تحصیل در دبیرستان درس خوان بودید؟

بیشتر ورزشکار بودم و مدال‌های زیادی گرفتم.

در چه رشته‌ای تحصیل کردید؟

در دو رشته انسانی و کامپیوتر تحصیل کردم. در تهران در کانون سینماگران جوان گریم را آموختم و حین آموزش مشغول به کار در فیلم «باغ فردوس پنج عصر» شدم.

کسی شما را به این فیلم معرفی کرد؟

از طریق یکی از دوستانم ( ابراهیم ایرج زاد) به مهری شیرازی معرفی شدم. بعد از فیلم «باغ فردوس پنج عصر» که دستیار مهری شیرازی بودم دو سالی به عنوان دستیار گریم مهدی حبیبی‌پور که نسبت فامیلی با مهری شیرازی داشت همکاری کردم و بعد از آن  برای سریال «مثل همیشه» به عنوان مجری گریم با عبدالله اسکندری اولین تجربه تلویزیونی‌ام را انجام دادم.

در حوزه طراحی گریم با چه فیلمی آغاز کردید؟

از سال ۱۳۹۰ با فیلم «من سالوادور نیستم» به کارگردانی منوچهر هادی کار مستقلم را شروع کردم.

توسط کسی به منوچهر هادی معرفی شدید؟

سرسریال «ساخت ایران» که بخشی از آن در خارج از کشور بود و طراح نمی‌توانست خارج از کشور برود. تهیه کننده کار به من اعتماد کرد و در کار بعدی‌اش «من سالوادور نیستم» اولین کار مستقلم را انجام دادم. البته  قبل‌ترش درچند فیلم و سریال اپیزودیک «پنجره» و فیلم کنسرت «روی آب» طراحی گریم را انجام داده بودم.

بعد از همکاری با منوچهر هادی در «من سالوادر نیستم» یک همکاری طولانی مدتی با این کارگردان داشتید. آیا همکاری با یک کارگردان در تمام کارهایش برایتان جذابیت دارد؟

نمی دانم یک امتیاز است یا نیست. با هر کارگردان و تیمی که همکاری می‌کنم بعدش این همکاری تداوم پیدا کرده است. همکاری متعددی با علی عطشانی، حسین نمازی و خیلی‌های دیگرداشته‌ام. بنابراین چون در اغلب آثار این کارگردان‌ها کار کردم فرصت همکاری با دیگر کارگردان‌ها را نداشته‌ام.

جزو گریمورهای هستید که علاقه ندارید کارگردان در کارتان دخالت کند؟

به نظرم گریم کار تعاملی و مشورتی است و نمی‌شود انحصاری‌اش کرد. اینکه بخواهم خودسرانه پیش بروم کار درستی نیست. گاهی نظر کارگردان و تهیه‌کننده می تواند موثر باشد.

حتی کارگردانی که اطلاعی از گریم ندارد می‌تواند موثر باشد؟

خیلی از کارگردان‌ها هستند که اطلاعاتی درباره گریم ندارند. سعی می‌کنم با توضیحاتم آنها را با جزئیات و تاثیر گریم آشنا کنم. مدل کاری من توام با مشورت و تعامل است. اصلا اهل گارد گرفتن در باره نظرات کارگردان نیستم. نظرات کارگردان در کنار نظرات من و گاهی مواقع طراح لباس در بهتر شدن کار موثر است.

آیا تا به حال پیش آمده بر اثر اختلاف سلیقه از گریم یک کار انصراف بدهید؟

تا به حال چنین مسئله‌ای برایم رخ نداده است. خیلی از مواقع در پروژه‌هایی کار کردم که وضع مالی خوبی نداشته‌اند و با این اوصاف بازهم تلاش می‌کنم منعطف باشم و با شرایط‌شان بدون هیچ کم کاری کنار بیایم.

از کارنامه کاری‌تان مشخص است با کارگردان‌های فیلم کوتاه ارتباط خوبی دارید…

بله، گریم بیش از ۱۸۰ فیلم کوتاه را انجام داده‌ام.

 آیا این نوع کارها بیشتر دلی است و یا درآمد هم برای شما دارد؟

درآمدی که ندارد و با برخی از این جوانها تا ساخت فیلم بلندشان همکاری‌ام را ادامه داده‌ام.

مثال می‌زنید؟

عادل تبریزی یکی از این جوان‌ها است که سه چهار سالی است در حوزه فیلمسازی فعالیت دارد و تمام کارهای کوتاه و بلندش به جز سریال «اجل معلق» با او همکاری داشته‌ام.

در دو فیلم «گیجگاه» و «مفت بر» هم با تبریزی همکاری داشتید؟

بله، اما «مفت بر» به اندازه «گیجگاه» موفق نبود. البته تبریزی تمام توانش را برای ساخت فیلم خوب صرف می‌کند ولی «گیجگاه» چیز دیگری است و جزو فیلم‌های خوب کارنامه کاری‌ام است.

آیا در «گیجگاه» به دلیل تاریخی بودنش که داستان آن در برهه دهه شصت اتفاق می‌افتد برایتان جذابیت بیشتری داشت؟

فیلم «گیجگاه» یک فیلم با احساس با جنبه‌های نوستالوژی قوی بود. با تبریزی از زمان نگارش فیلم‌نامه «گیجگاه» در ارتباط بودم و حتی در مقایسه با فیلم خوبی مثل «برف آخر» که برایش سیمرغ بردم همچنان این جذابیت و عزیز بودن حفظ شده است.

به تنوع کاری در عرصه‌های مختلف هنری علاقه‌ دارید؟

در تمام عرصه‌ها مثل فیلم کوتاه، تئاتر، تلویزیون و سینما دایره فعالیتم گسترده بوده است و در تمام ژانرها مثل فانتزی، رئال، کمدی و غیره کار کرده‌ام. حتی طراح گریم تئاتر کودک هم بوده‌ام.

فکر می‌کنید یک کار رئالیستی معاصر به اندازه یک فیلم تاریخی جای مانور و ارائه کار بهتر برای گریمور دارد؟

هر گریموری که در این حرفه مشغول به کار است ذات کار ایجاب می کند خودش را به چالش بکشد. من همیشه از این قضیه استقبال کرده‌ام. من از کمک به یک جوان فلان شهرستانی که می‌خواهد اولین فیلم کوتاهش را در دفتر انجمن سینای جوان بسازد ابایی ندارم و در کنارش با کارگردان‌های حرفه‌ای و صاحب نام  هم همکاری می‌کنم. در هر ژانر و سبکی که کار می‌کنم دنبال نوآوری و خلاقیت هستم و هیچ کارم شبیه کار قبلی‌ام نیست. فیلمی نظیر «برف آخر» کاملا رئالیستی است و حتی آن سوختگی که در چهره بازیگر ایجاد کردم در واکنش‌هایی که در بین مخاطبان دیدم کاملا قابل پذیرش بود و با دیدن چهره سوخته بازیگر حالشان منقلب شد و این دستاورد مهم و ارزشمندی است.

شما دو سیمرغ برای فیلم‌های «برف آخر» و «شادروان» به دست آورده‌اید. آیا برای سایر فیلم‌هایتان این انتظار را داشته‌اید که سیمرغ ببرید؟

برای «پرویز خان» انتظار دریافت سیمرغ داشتم و متاسفانه به کلی این فیلم در بخش اهدای جوایز نادیده گرفته شد.

تصور می‌کنید این قضیه عمدی بود؟

نه، عمدی نبود ولی حتما ذائقه داوران با این فیلم همخوانی نداشت. در این باره حرف زیاد است و گریم یک مقوله تخصصی است و بارها پیش آمده با کارگردانی کار کرده‌ام که اطلاعی از گریم نداشته و اصلا متوجه تغییرات چهره بازیگر که در حین گریم به وجود آورده‌ام نشده است. در سینما و تلویزیون کارگردان‌هایی مثل محمد حسین لطیفی وجود دارند که سابقه گریموری داشته‌اند و حین گریم کردن گریمور در فیملش متوجه ریزه کاری‌ها هم می‌شود. در ترکیب هیات داوران آن دوره هیچ کارشناسی در حوزه گریم وجود نداشت و ممکن است چون از یک فیلمی خوششان آمده بود در سایر بخش‌ها مثل گریم هم جایزه را به آن فیلم داده‌اند و یا شاید با این تصور که مثلا فلانی تا به حال دو تا سیمرغ گرفته؛ تصمیم گرفته‌اند سیمرغ را به گریمور دیگری بدهند. ولی واقعا برای گریم پرویز خان خیلی زحمت کشیدم.

فیلمی پر شخصیت که کار گریمور را سخت می‌کرد…

بله و باید این بازیگران را به نمونه‌های واقعیشان نزدیک می‌کردم و در واقع تیپ سازی انجام دادم و صورت بازیگر چهره سیروس قایقران یا احمد رضا عابدزاده را طراحی کردم.

در مورد شخصیت اصلی پرویز دهداری با بازی سعید پورصمیمی چه رویکردی را مد نظر داشتید؟

تلاش کردم سبک و نشانه‌ای از چهره واقعی پرویز دهداری روی چهره پورصمیمی اجرا کنم و نمی‌شد گریم سنگینی را روی چهره ایشان اعمال کنیم که چهره‌اش برای مخاطبی که برای دیدن او به سینما آمده ناشناخته به نظر برسد.

اگر قرار بود مبنای انتخاب نقش پرویز دهداری بر نزدیکی چهره با بازیگر نقش باشد قطب الدین صادقی گزینه مناسبی نبود؟

نظر درستی است و  البته پیشنهاد خود من همایون ارشادی بود چون به نظرم خیلی شبیه پرویز دهداری بود. به هر حال نظر کارگردان این بود که پور‌صمیمی بهترین گزینه است.

کار کردن با کدام کارگردان برایتان لذت بخش بود؟

کار کردن کنار محمدحسین لطیفی جذاب بود و از ایشان آموختم. هر زمان و هر چیزی را که در بحث گریم اشاره کردند متوجه شدم که چقدر درست و به جا است.

آیا بردن سیمرغ تاثیری در بیشتر شدن پیشنهادات کاری و افزایش دستمزد برای شما داشت؟

نه ، تفاوتی نکرد. به نظر من خیلی از هنرمندانی که سیمرغ برده‌اند حتی دچار افتی هم می‌شوند. بعد از بردن سیمرغ پیشنهادات خوبی داشتم اما درگیر پروژه‌ «قهوه ترک» به کارگردان منیره قیدی شدم که بعدا ایشان انصراف دادند و من هم در پیش تولید از گروه جدا شدم.

در این حد فاصل چه پیشنهاداتی را از دست دادید؟

فیلم «غریب»، «اتاقک گلی» و «متروپل» را پیشنهاد داشتم.

آیا جزو هنرمندانی هستید که بعد از خاتمه کاری که مورد رضایت شما نبوده افسوس می‌خورید که چرا قبول کرده‌اید؟

تا به حال پیش نیامده بابت قبول کاری پشیمان بشوم. زیرا موقعی که کار را پذیرفته‌ام احساس کرده‌ام تصمیم درستی گرفته‌ام و اهل پشیمانی و اینکه چرا فلان کار را قبول کرده‌ام نیستم. همیشه دوست دارم کارم تداوم داشته باشد و سر کار باشم و با تلاش و کوشش است که به هدفم می‌رسم. مدتی بود که گریم سریالی را انجام می‌دادم و با جان ودل و با تمام وجود کارم را به بهترین کیفیت ارائه می‌کنم.

این تصور که دستمزدهای سریال‌های نمایش خانگی نسبت به سینما و تلویزیون خیلی بیشتر است، را تایید می‌کنید؟

دستمزدها در حد نرمال است و دستمزدهای کلان بیشتر در حوزه بازیگری قابل تعریف است و دستمزدهای بخش‌های پشت دوربین چیز تعریف شده‌ای است. البته برخی از کارهای ویژه وجود دارد که دستمزدهایش زیادتر است که امثال ما در آن کارها حضور نداریم.

آیا انتظار دارید برای گریم کارهای ابراهیم حاتمی‌کیا ، داود میرباقری و…. دعوت شوید؟

پیشنهاد کار در سریال «موسی» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا را داشته‌ام اما امکان همکاری فراهم نشد.

به چه دلیل؟

با توجه به  انتظاری که از من داشتند تا همیشه سر صحنه باشم در بحث دستمزد به توافق نرسیدیم و مبلغ پیشنهادی به اندازه کافی نبود و اگر این کار را قبول می‌کردم باید سایر پیشنهادات را رد می‌کردم که از نظر مالی برایم به صرفه نبود.

چقدر برایتان بازیگری جدی است؟

بازیگری برایم زیاد جدی نیست و تمرکزم روی گریم است اگر چه خیلی از دوستان می‌گویند فیزیک، نوع بازی و چهره‌ام برای بازیگری مناسب است.

آیا منوچهر هادی برای بازی به شما پیشنهاد همکاری نداده است؟

درحد چند سکانس در چند کار منوچهر هادی و برخی دیگر از دوستان بازی کرده‌ام. ولی واقعیت این است که من برای رسیدن به این جایگاه در گریم زحمت زیادی کشیده‌ام و نمی‌خواهم آن را از دست بدهم.

یکی از چالش‌هایی که در سال‌های اخیر در تولید فیلم و سریال به وجود آمده این است که بخش اعظم بودجه تولید یک فیلم در بخش بازیگری صرف می‌شود و دستمزدها در سایر بخش‌ها کم می‌شود و این موضوع به کیفیت کار لطمه می‌زند. شما در این باره چه نظری دارید؟

حتما تاثیرگذار است چون کارها تبدیل شده به ویترین و پشت ویترین. برای تهیه‌کننده و یا پلتفورم‌ها خیلی مهم است که ویترین جلوی دوربین‌شان چشم‌نواز باشد و البته در برخی از پروژها کار برعکس است و وزنه نام‌ها در پشت دوربین خیلی قوی‌تر از جلوی دوربین است. در برخی از پروژه‌ها اختلاف بین دستمزد بازیگر با سایر عوامل خیلی فاحش است و نمی‌دانم چرا کسی و یا نهادی در باره این قضیه ورودی نمی‌کند که این موضوع بالانس شود.

چهره کدام بازیگری که تا به حال گریم کرده‌اید خیلی خوب جواب انواع گریم‌ها را می‌دهد و کار شما با او راحت‌تر است؟

در این زمینه استاد اکبر عبدی بی نظیر است و خودش همیشه همراه است و خوب هم همکاری می‌کند. در مجموعه جوکر با ایشان کار کردم و گریم زنانه روی صورت‌شان انجام شد و خیلی‌ها گفتند بهترین گریم زنانه اکبر عبدی در همین سریال جوکر انجام شده است. بهرنگ علوی هم بازیگر خوبی در این زمینه است و در فیلم آخر شاهد احمدلو خودش پیشنهاد داد از میان ۱۲ گزینه موجود گریم چهره‌اش پستی در اینستا منتشر کنیم و نظرات را ببینیم و به یک جمع بندی برسیم.

در فیلم «کاتیوشا» شما گریم احمد مهران‌فر را که به لحاظ سن از هادی حجازی‌فر بزرگتر است طوری طراحی کردید که در حکم پسرش باشد. این نوع گریم‌ها برایتان چه ویژگی‌هایی دارد؟

علی عطشانی هم جزو کارگردان‌هایی است که در کار کردن با او راحت هستم. در پیش تولید فیلم «کاتیوشا» چند جلسه درباره گریم با هم داشتیم و خیلی راحت به جمع بندی مشترک رسیدیم و «کاتیوشا» جزو فیلم‌هایی است که گریم آن برایم خیلی حائز اهمیت است و بعدها هر موقع که با این دو بازیگر حرف می‌زدم همچنان هر دو به گریم خوب این کار اذعان داشتند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها