از چیزی ترس ندارم، تاوان‌های بزرگی پس دادم&#۸۲۳۰; | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۴۷:۱۶
پرواز همای در گفتگو با صبا:

از چیزی ترس ندارم، تاوان‌های بزرگی پس دادم&#۸۲۳۰;

پرواز همای، خواننده و آهنگساز، به صبا گفت: «از چیزی ترسی ندارم. رسالتم را درست انجام داده‌ام و جامعه را بسیار خوب شناخته‌ام. تاوان‌های بزرگ پس داده‌ام و تجربیاتی دارم که از هر چیز بی‌نیاز هستم. خواندن رسالتی است که روزگار و هستی بر دوش من نهاده است. روزی که مأموریتم پایان یابد، خرسندم و پس از آن زندگی را دیگرگونه ادامه خواهم داد

معصومه دهقان/صبا، پرواز همای، خواننده و آهنگساز برجسته موسیقی ایرانی، سال‌هاست در مسیری متفاوت از جریان‌های پاپ و موسیقی رایج بازار حرکت می‌کند. آثار او ترکیبی است از موسیقی سنتی، شعر عرفانی و عناصر نمایشی، گاه نزدیک به اپرا و موسیقی داستان‌محور. او نه تنها به بازآفرینی میراث موسیقی ایرانی اهتمام دارد، بلکه تلاش می‌کند این موسیقی را با نیازهای امروز جامعه پیوند بزند و مخاطب نسل جدید را نیز جذب کند.

سبک همای را می‌توان تلفیقی هوشمندانه از سنت و معاصر دانست؛ جایی که نغمه‌ها و سازهای ایرانی با فضایی مدرن، روایت‌گر داستان‌های امروز می‌شوند. اجرای او غالباً پرهیجان و صحنه‌ای است، اما هرگز از عمق عارفانه موسیقی ایرانی فاصله نمی‌گیرد. این دوگانگی — سرگرمی و تأمل — باعث شده آثارش برای مخاطب همزمان جذاب و فکر برانگیز باشد.

پرواز همای معتقد است موسیقی ایرانی هیچ مرزی ندارد و قابلیت آن فراتر از زمان و مکان است. او می‌گوید نسل امروز با تکاپوی خود رنگ تازه‌ای به موسیقی می‌بخشد، اما برای این کار باید با یادگیری و احترام به سنت‌ها، زبان موسیقایی معاصر بسازد. از نظر او موسیقی، حتی در قالب کنسرت‌های پرهزینه و شرایط اقتصادی دشوار، پناهی است برای مردم و مکانی برای شادی، تأمل و فرار از فشارهای روزمره.

وی در آثار خود به شدت به آموزش، پژوهش و تجربه شخصی اهمیت می‌دهد. او ساعت‌ها رفتار مردم در محیط‌های مختلف را مشاهده کرده و از آن‌ها الهام گرفته تا شخصیت‌ها و روایت‌های موسیقایی واقعی خلق کند. این پشتوانه علمی و هنری، موسیقی او را به اثری فراتر از صرف سرگرمی تبدیل کرده و به‌نوعی میان هنر و جامعه پلی زده است.

در عرصه جهانی، موسیقی پرواز همای نیز با استقبال مواجه شده است؛ موسیقی ایرانی برای هنرمندان و مخاطبان خارج از کشور، دنیایی تازه و متفاوت ایجاد می‌کند. همای معتقد است تعامل با هنرمندان دیگر کشورها، چشم‌انداز هنری او را گسترش می‌دهد و باعث می‌شود موسیقی ایرانی نه فقط سنتی، بلکه زنده و پویا بماند.

گفت‌وگوی پیش رو، نه صرفاً یک مصاحبه با خواننده، بلکه بررسی عمیق یک جریان فکری و هنری است؛ جریان و هنرمندی که می‌خواهد موسیقی را هم‌زمان سنتی، معاصر و اجتماعی کند و در عین حال مخاطب را از واقعیت جامعه امروز جدا نکند.
پرواز همای، خواننده و آهنگسازی که سال‌ها خارج از جریان‌های پاپ‌پسند و رسمی فعالیت کرده، در این گفت‌وگو از نسبت موسیقی سنتی با نیازهای امروز جامعه، بحران اقتصاد کنسرت، نقش آموزش، جایگاه شادی، مخاطب جوان، ممیزی و آینده موسیقی ایران می‌گوید؛ گفت‌وگویی که موسیقی را نه سرگرمی، بلکه پناه و ضرورت اجتماعی می‌داند.

موسیقی سنتی امروز چگونه می‌تواند هویت ملی را با زبان امروزی منتقل کند؟

چگونگی این مسئله در ماهیت سازها و در قابلیت نوازنده‌ها، خواننده‌ها و آهنگسازان امروزی پنهان است. بی‌شک نسل امروز، موسیقی امروزی خود را به عرصه نمایش خواهد گذاشت. اما این اتفاق باید با وام گرفتن از موسیقی گذشتگان و درک نیاز امروز جامعه رخ دهد. ما باید بتوانیم موسیقی پرهیجان‌تر گذشته را با زبان امروز دوباره روی صحنه بیاوریم. نسل امروز با توجه به تکاپو و فشارهای جامعه، رنگ تازه‌تری از موسیقی ایرانی می‌طلبد؛ موسیقی‌ای زنده، پویا و هم‌نفس با زمانه.

شما چگونه میان حفظ سنت و نوآوری تعادل برقرار می‌کنید؟

موسیقی هیچ مرزی ندارد. سازهای ایرانی و نغمه‌های ایرانی در هر دوره، رنگ و بوی خاص خودشان را دارند. موسیقی امروز ما، برای آیندگان سنتی دیگر خواهد بود. مهم این است که همین حالا سازهای ایرانی و گروه‌های موسیقی ایرانی را رونق ببخشیم تا مردم با این موسیقی بیگانه نباشند. اگر این پیوند زنده بماند، سنت و نوآوری در تضاد با هم قرار نمی‌گیرند.

چرا موسیقی پاپ مخاطب گسترده‌تری دارد و موسیقی سنتی کمتر به بدنه عمومی جامعه می‌رسد؟

اگرچه بازار موسیقی پاپ داغ‌تر از موسیقی کاملاً سنتی است، اما نمی‌توان همه آن را بی‌محتوا یا بازاری خطاب کرد. ماهیت این ژانر به‌گونه‌ای است که قشر بیشتری از جامعه را خوشحال می‌کند. شادی امروز یک نیاز مبرم اجتماعی است و موسیقی پاپ معمولاً شادی و پایکوبی بیشتری به همراه دارد. در مقابل، موسیقی سنتی بستری عارفانه می‌طلبد و طبیعی است که درصد افرادی که به این نوع موسیقی گرایش دارند کمتر باشد. این یک واقعیت اجتماعی است، نه ضعف موسیقی سنتی.

آیا موسیقی امروز ایران فقط برای طبقه خاصی در دسترس است؟

خیر. بدون شک امروز در تمام نقاط ایران شاهد کنسرت‌های زیادی هستیم و حتی کنسرت‌های رایگان نیز برگزار می‌شود. بنابراین نمی‌توان گفت موسیقی صرفاً در انحصار یک طبقه خاص است، اما مسئله کیفیت دسترسی و عدالت فرهنگی همچنان مطرح است.

بازار کنسرت و اقتصاد موسیقی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

هزینه اجرا، قیمت سالن‌ها و به‌ویژه تبلیغات آن‌قدر بالا رفته که اجرای کنسرت برای خوانندگان و موسیقی‌دان‌های جوان بسیار سخت شده و در آینده شاید تقریباً غیرممکن شود. البته مردم همیشه از هنرمندان سرزمینشان حمایت کرده‌اند و همواره نیازمند شنیدن موسیقی بوده‌اند؛ جایی که حالشان خوب می‌شود، به موسیقی پناه می‌برند. اما به نظر می‌رسد نفع کنسرت‌ها امروز بیشتر برای دیگران است تا خود هنرمندان. به همین دلیل، مسئولان باید بستری برای کنترل قیمت سالن‌ها و تبلیغات فراهم کنند، چون بالا رفتن قیمت بلیت در این شرایط سخت اقتصادی، مستقیماً باعث کاهش مخاطب می‌شود.

تلفیق موسیقی سنتی، شعر عرفانی و نگاه معاصر در کار شما پاسخ به یک نیاز اجتماعی است؟

بله، بدون شک. من تلاش کرده‌ام ادبیات و موسیقی سنتی و عرفانی را به نیاز امروز گره بزنم و گمان می‌کنم در این مسیر موفق بوده‌ام. این انتخاب نه یک ترفند، بلکه واکنشی طبیعی به زیست امروز ماست.

موسیقی ایران امروز چقدر می‌تواند نقش اجتماعی یا حتی سیاسی داشته باشد؟

نه‌تنها موسیقی، بلکه همه هنرها در طول تاریخ بستری برای انعکاس اندیشه‌های اجتماعی و سیاسی بوده‌اند. این بخشی از ماهیت هنر است. اما در جوامع مختلف، این نقش‌پذیری رویکردهای متفاوتی دارد و گاهی این شرایط به ضرر هنر و موسیقی تمام می‌شود.

برای نزدیک‌کردن نسل جوان به موسیقی سنتی چه باید کرد؟

موسیقی نسل جوان نیازمند فراهم کردن بستر مناسب برای شنیدن و آشنایی با این موسیقی در مدرسه‌هاست. همچنین خانواده‌ها نقش بسیار مهمی دارند. اگر این آشنایی از کودکی شکل بگیرد، موسیقی سنتی برای نسل جوان غریبه نخواهد بود.

بازخورد مخاطبان بین‌المللی نسبت به موسیقی ایرانی چگونه است؟

من بیرون از مرزها با هنرمندان خارجی زیادی تبادل داشته‌ام. موسیقی‌دان‌های همه جای دنیا با ذات موسیقی ارتباط برقرار می‌کنند و موسیقی ما برایشان دنیای تازه‌ای را رقم می‌زند. مردم دنیا هر نوع موسیقی را با آغوش باز می‌پذیرند. بودن در کنار آن‌ها چشم‌های ما را باز می‌کند تا تجربه‌های تازه‌ای داشته باشیم.

هنرمندی که میان سنت و امروز حرکت می‌کند، در برابر جامعه چه مسئولیتی دارد؟

هنرمند امروز باید به ادبیات، موسیقی و فرهنگ گذشته تسلط داشته باشد و با اتکا به دانش ادبی و موسیقایی، زبان تازه‌ای بیافریند.

برخی هنرمندان از محدودیت‌ها در حوزه موسیقی سخن می‌گویند؛ تجربه شخصی شما از ممیزی چه بوده و اساساً چه زمانی به‌نظر شما اعمال ممیزی قابل‌انتظار یا طبیعی است؟

من در این روزها محدودیت جدی نمی‌بینم، مگر آن‌که اثری فاصله زیادی از چارچوب ادب و اخلاق داشته باشد؛ در آن صورت، طبیعتاً ممیزی اعمال می‌شود.

در شرایط اجتماعی امروز، موسیقی ایران برای مردم چه معنایی پیدا کرده و اگر قرار باشد آن را در یک جمله خلاصه کنید، آن جمله چیست؟

موسیقی، تنها پناه مردم ایران از فشارهایی است که سال‌هاست بر دوش می‌کشند.

با توجه به تغییرات اقتصادی، شکل برگزاری کنسرت‌ها و رابطه هنرمندان با سرمایه‌گذاران، امروز چه عواملی را بزرگ‌ترین تهدید برای استقلال و کیفیت موسیقی ایران می‌دانید و در برابر آن، چه نشانه‌هایی همچنان به آینده این هنر امید می‌دهد؟

بزرگ‌ترین تهدید، گرایش خوانندگان بزرگ موسیقی ایران به پول بانک‌هاست؛ به‌طوری که بدون حمایت مالی بانک‌ها و اسپانسرها دیگر نمی‌توانند روی صحنه بیایند. و بزرگ‌ترین امید من، مخاطبانی هستند که همچنان به موسیقی پناه می‌آورند.

اگر امکان تأثیرگذاری مستقیم بر سیاست‌گذاری موسیقی کشور را داشتید، به‌نظر شما اصلاحات باید از کدام بخش آغاز شود و چه اولویت‌هایی را برای سامان‌دهی آموزش، تولید، اجرا و ارتباط با مخاطب در نظر می‌گرفتید؟

موسیقی را به یکی از درس‌های اجباری مدارس ایران تبدیل می‌کردم.

اپرا چه‌طور وارد جهان هنری شما شد و چه ظرفیتی در این قالب می‌بینید که آن را برای کارهای خودتان مناسب می‌دانید؟

از آن‌جایی که جای اپرا در تاریخ موسیقی ما بسیار کمرنگ بوده، این ژانر برای من جذاب و اثرگذار است. با توجه به تحصیلاتم، علاقه‌مندم اپراهایی بر اساس تاریخ و افسانه‌های ایرانی بنویسم.

در شرایط کنونی، چه عواملی بیشترین تأثیر را بر مسیر حرفه‌ای و استقلال هنری خوانندگان دارند و مهم‌ترین چالش آن‌ها چیست؟

مهم‌ترین مشکل، نداشتن توانایی‌های فنی و علمی موسیقی آکادمیک است و پس از آن، ناآشنایی با مسیر درست پیشرفت و رنج و تلاش در جامعه. بسیاری از افراد مسیر اشتباهی را انتخاب می‌کنند و می‌خواهند با استفاده از فضای مجازی، در سریع‌ترین زمان و با کمترین هزینه و دانش به موفقیت برسند؛ مسیری که شانس موفقیت در آن بسیار کم است.

آیا فکر می‌کنید موسیقی ایران با کمبود استعداد مواجه است یا مشکلات اصلی بیشتر مربوط به فرصت‌ها، حمایت‌ها و ساختارهای حرفه‌ای است؟

خیر. موسیقی ایران بیش از هر چیز از تفکرات خودپرستانه و خودخواهانه برخی اهالی موسیقی رنج می‌برد. وگرنه در طول تاریخ، هیچ سیاستی نتوانسته مانع پیشرفت هنر شود.

رویکرد شما در اجرای زنده، که اغلب با حضور پرشور و تعامل مستقیم با مخاطب همراه است، تفاوت چشمگیری با کنسرت‌های معمول موسیقی سنتی دارد. آیا این سبک اجرا تلاشی آگاهانه برای شکستن «چهارمین دیوار» و بازگرداندن حس مجلس موسیقی قدیمی به صحنه است؟

از آن‌جایی که نگاه داشتن مخاطب موسیقی سنتی در سالن و دوباره بازگرداندنش به سالن بسیار کار دشواری است، می‌بایست هیجان مخاطب را برانگیخت و شیدایی را به موسیقی افزود تا نیاز روح زخمی و آسیب‌دیده‌ی مخاطب امروز را جلا بخشید. از این‌رو انتخاب مکتب شیدایی و ادبیات این‌گونه در رأس شیوه‌ی اجرای کنسرت‌های من قرار گرفته است.

 با توجه به این‌که موسیقی سنتی بر اساس مکتب استاد ـ شاگردی شکل گرفته، آیا نظام آموزشی آکادمیک فعلی ظرفیت پرورش هنرمندان نوآور را دارد؟

خیر، بدون شک این شیوه‌ی آموزش استاد ـ شاگردی و غیرآکادمیک در ایران هرگز چهره‌های ماندگار نخواهد آفرید. حتی صدای بسیاری از چهره‌های مشهور سرشار از آسیب‌دیدگی است و آن نیز یک سمبل و معیار اشتباه برای نسل‌های بعد خواهد بود، مگر آن‌که آهسته‌آهسته دیدگاه آموزش آکادمیک در طی سال‌های آینده جایگزین گردد.

استفاده از زبان‌ها و گویش‌های محلی، مانند گیلکی، در آثار شما چه جایگاهی دارد؟

رنگ‌وبوی موسیقی محلی گیلان در ذات صدای من است. من با آن نغمه‌ها زاده شده‌ام و با بهره بردن از نغمه‌ها و حال محلی گیلان، مکتب موسیقی ایرانی‌ام را رنگ‌وبویی متفاوت بخشیده‌ام. موسیقی بکر یعنی موسیقی محلی.

شما هم با مخاطب عام ارتباط دارید و هم مخاطب جدی موسیقی دستگاهی. این دوگانه چگونه مدیریت می‌شود؟

بدون شک استفاده از موسیقی و سازهای دستگاهی اولویت من است و سال‌هاست که با گروه مستان، با سازهای ایرانی در سراسر ایران به اجرای برنامه مشغولم و با اقبال بالایی روبه‌رو هستم. یکی از دلایل این موفقیت این است که آن‌چه برای مردم دارای ارزش و فرهنگ است را با زبان امروز اجرا کرده‌ام و به بهانه‌ی کشاندن مردم به سالن، رنگ‌وبوی موسیقی‌ام را به سمت موسیقی پاپ نکشانده‌ام.

حمایت نهادهای دولتی چه تأثیری بر استقلال هنرمند دارد؟

حمایت نهادهای دولتی مانند بانک‌ها این روزها در سرنوشت برخی از خوانندگان تغییرات چشمگیری داشته است، اما پشت پرده‌ی اقتصادی و حمایت آن‌ها مجهول است. بدون شک دیر یا زود این خوانندگان قربانی خواهند شد. اما من و آن‌هایی که مستقل کار کرده‌ایم، موفقیت‌های واقعی و اثرگذاری بیشتری در جامعه داشته و خواهیم داشت. ارگان‌های دولتی حمایتشان همیشگی نیست و اثرگذاری هنرمندی که پشتوانه‌ی دولتی دارد، در مسیر اهداف دولتی است که ماندگاری پایدار خواهد داشت.

با توجه به گسترش پلتفرم‌های دیجیتال، نقش شما در این فضا چیست؟

درود، ما هم فعالیت‌های فروش در فضای مجازی داریم، اما بدون شک بسیار ناچیز است. این روزها تنها منبع درآمد خوانندگان، کنسرت‌هایی است که اجرا می‌کنند و اگر خواننده‌ای در مسیر درست قرار نگیرد و با اقبال عمومی روبه‌رو نشود، سرنوشتی تلخ خواهد داشت.

موسیقی شما تا چه حد می‌تواند در سلامت روان و تأمل جامعه نقش داشته باشد؟

بدون شک موسیقی همراه با ادبیات کلاسیک، به‌ویژه عرفانی ما، تأثیر بالایی روی کسانی دارد که پیرو مکتب‌های ادبیات پارسی هستند و به عرفان علاقه‌مندند و یک دیدگاه ویژه‌ی انسانی را دنبال می‌کنند.

چه زمانی متوجه شدید مسیر متفاوتی را در موسیقی دنبال خواهید کرد؟

بارها مردم و آهنگسازان گوناگون پیشنهاد اجرای سبک‌های پاپ و اشعاری با ادبیات محاوره داده‌اند و حتی خودم آثار از این دست بسیار ساخته‌ام، اما هرگز تا به امروز در کنسرت‌هایم از اجرای موسیقی سنتی و محافظت از آن دست برنداشته‌ام. همیشه ندایی به قلبم الهام بخشیده است که من جزو تنها هنرمندانی هستم که در این مکتب با اقبال روبه‌روست، چرا که همه‌ی همکارانم به موسیقی پاپ گرایش پیدا کرده‌اند تا اقبال داشته باشند.

به‌جز موسیقی، به چه فعالیت‌هایی علاقه‌مند هستید؟

به‌جز موسیقی، به کشاورزی و پرورش، فعالیت در زمینه‌ی گردشگری و ورزش پاراگلایدر علاقه‌مندم.

چه کسی بیشترین تأثیر را بر دیدگاه فکری و هنری شما داشته است؟

بله، استادان زیادی داشته‌ام در زمینه‌های گوناگون، اما کسی که دیدگاهم، عمق ادبیات کلاسیک و ایدئولوژی‌ام را پرورش داد، دکتر علیقلی محمودی بختیاری است. با آموختن دیدگاه ادبی ایشان، آشنایی با عرفان را درست آموختم. آثاری که ایشان در ادبیات پارسی تحلیل کرده‌اند، درست‌ترین مسیر را پیش روی من گذاشت.

بزرگ‌ترین ترس شما در مسیر هنری چیست؟

از چیزی ترسی ندارم. رسالتم را درست انجام داده‌ام و جامعه را بسیار خوب شناخته‌ام. تاوان‌های بزرگ پس داده‌ام و تجربیاتی دارم که از هر چیز بی‌نیاز هستم. خواندن رسالتی است که روزگار و هستی بر دوش من نهاده است. روزی که مأموریتم پایان یابد، خرسندم و پس از آن زندگی را دیگرگونه ادامه خواهم داد.

در خلوت خود بیشتر به چه موسیقی‌ای گوش می‌دهید؟

من همه نوع موسیقی را گوش می‌دهم، هر کدام در زمان مناسب، اما گرایشم برای شنیدن موسیقی محلی ایران است .موسیقی تالشی، گیلکی، ترکمن، مازنی، خراسانی، کردی؛ نغمه‌هایی که از دل طبیعت برمی‌خیزند و واقعی هستند.

امروز موفقیت را چگونه تعریف می‌کنید؟

معیارم برای موفقیت، بی‌نیاز بودن از حمایت اسپانسرهاست. همیشه سالن‌های کنسرتم سرشار از مردمی است که به من ارزش بخشیده‌اند. موفقیت، به دست آوردن قلب مردم است.

شهرت چه تأثیری بر زندگی شخصی شما داشته است؟

زندگی هنری در کنار شهرت و این فشار کار، آسیب‌های زیادی به خانواده‌ی خود هنرمندان وارد می‌کند. مدارا می‌کنیم، می‌سوزیم و می‌سازیم

پیام شما به مخاطبانی که فقط صدای شما را می‌شناسند چیست؟

هنرمندان را هرگز قضاوت نکنند و معیارشان آثار و زبان هنرمندان باشد.

بیتی که فلسفه‌ی شما را خلاصه کند؟

تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار

که رحم اگر نکند، مدعی خدا بکند

منبع: روزنامه صبا

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها