
مهدیه مالکی/ صبا؛ بهزاد زهرایی، کارشناس ارشد سینما، فیلمنامه نویس، منتقد و مدرس سینما، در گفتوگویی با خبرنگار صبا به ارزیابی روند برگزاری جشنواره فیلم فجر در دورههای متوالی پرداخت. بهزاد زهرایی با تجربه نگارش چندین سریال و تله فیلم برای کشور آلمان هم اکنون چند سالی ست که به تربیت تخصصی و آکادمیک منتقدین سینما مشغول است .
وی در ابتدای این گفتوگو با اشاره به روند سالهای اخیر جشنواره اظهار کرد: متأسفانه چند سالی است که اهدای جوایز بر اساس شایستگی صرف آثار صورت نمیگیرد و ملاحظاتی خارج از معیارهای هنری در تصمیمگیریها تأثیرگذار شده است. این روند از گذشته وجود داشت.
زهرایی در ادامه افزود: «برای مثال، در دورهای که فیلمهای شعلهور ساخته حمید نعمتالله و فراری ساخته علیرضا داوودنژاد همزمان هردو در جشنواره کاندید شدند، در مصاحبهای از یکی از مسئولان وقت شنیدیم که کیفیت فیلم برایشان در اولویت نبوده و به دلیل پیام اخلاقی، این دو اثر را نامزد جایزه کردهاند و این نگاه نشان میدهد معیارهای غیرهنری در انتخابها دخیل بوده و أساسا هنر سینما جایگاه خاصی نزد حضرات نداشته است
وی با بیان اینکه این ملاحظات میتواند ملی، ایدئولوژیک یا حتی جناحی باشد، تصریح کرد: عموما در جشنواره های ایرانی شاهد نوعی تقسیم و سهم خواهی در جوایز هستیم؛ به این معنا که هر نهاد یا مجموعهای باید سهمی از نامزدی یا جایزه داشته باشد وقتی فهرست برگزیدگان را بررسی میکنیم، این الگو بهوضوح دیده میشود.
این مدرس سینما درباره عملکرد داوران نیز گفت: «یا باید تصور کنیم که داوران دانش کافی در سینما ندارشته اند که چنین فرضی بی تردید مردود است، چراکه آنها افراد متخصص و همکاران حرفهای ما با سوابق قابل توجه بوده و هستند؛ برای من اینگونه مفروض است که ممکن است جهتدهیهایی از سوی نهادهای بالادستی وجود داشته باشد، در غیر این صورت، برخی انتخابها در طول دوره های مختلف جشنواره فجر توجیه منطقی ندارند.
زهرایی با اشاره به برخی آثار حاضر در جشنواره افزود: «به نظر میرسد فیلمهایی که در دسته آثار موسوم به روشنفکری و سینمای مستقل قرار میگیرند، کمتر مورد توجه اند. برای نمونه، فیلم «دختر پریخانم» با وجود استقبال منتقدان، در هیچ بخشی نامزد نشد و درصورتیکه حداقل بازیگر مرد آن شایسته نامزد جایزه بود، این نگاه همواره وجود داشته همان طور که در سال گذشته نیز فیلم «ترک عمیق» با حضور بازیگرانی چون رضا بابک و گلچهره سجادی با وجود کیفیت بالای بازی و فیلمنامه به هیچ وجه دیده نشد و این موضوع برای من جای سؤال داشت!
این مدرس سینما در بخش دیگری از سخنان خود درباره انتخاب فیلم «سرزمین فرشتهها» به عنوان بهترین فیلم جشنواره فجر گفت: «به نظر من این انتخاب بیش از آنکه دارای معیارهای هنری باشد، رویکردی سیاسی و ایدئولوژیک داشت، پرداختن به موضوعاتی چون غزه ارزشمند است، اما معیار داوری باید کیفیت سینمایی باشد، اگر درباره غزه فیلمی با ساختار دراماتیک قوی ساخته شود، منِ منتقد اولین کسی هستم که از آن دفاع میکنم.
وی درباره بهترین فیلم جشنواره فجر ۴۴ سرزمین فرشته ها افزود: این توجه دیده شده یک کار سیاسی و ایدئولوژیک است که ما باید به غزه بها دهیم و من به عنوان یک معلم سینما در این فیلم نه حادثه محرک قدرتمندی میبینیم، نه نقاط عطف جدی و نه کشمکش دراماتیک مؤثر، روایت تخت و کمفراز و فرود است و حتی ایده مرکزی آن نیز یادآور فیلم Life Is Beautiful ساخته Roberto Benigni است که پیشتر با همین رویکرد ساخته شده بود واگر این فیلم بهصورت عادی روی پرده برود و بدون حمایتهای سازمانی اکران شود، خواهید دید که میزان استقبال مردمی چقدر کم است و چرا که این فیلم جذابیت دراماتیکی ندارد و من طبق تعریف به آن سینما نمی گویم.
زهرایی ادامه داد: در مقابل فیلم «زنده شور» قرار دارد که مخاطب از ابتدا تا انتها نمی تواند فیلم را رها کند و این فیلم به قدری خوب بوده است که نمی توانستند آن را نادیده بگیرند و به جای اهدای جایزه بهترین فیلم، جایزه بهترین کارگردانی به آن تعلق گرفت، این نوع تصمیمگیریها احتمالا نشاندهنده همان ملاحظاتی است که پیشتر به آن اشاره کردم، تقسیم بندی جایزهها به مصالح و نه ارزش هنری آنها به نحوی که کسی هم معترض نشود.
زهرایی تأکید کرد که میتوان درباره تکتک جوایز بهصورت جزئی بحث کرد و افزود: اگر معیار، هنر و فن سینما باشد، بسیاری از این انتخابها نیازمند بازنگری جدی است.
زهرایی در ادامه ارزیابی خود از فهرست نامزدها و برگزیدگان جشنواره فیلم فجر به فیلم «قمارباز» اشاره کرد و گفت: «سؤال من این است که چرا قمارباز در برخی بخشها قرار گرفته است؟ این فیلم از نظر نورپردازی و دکوپاژ ایرادات جدی دارد و در آن پلانهای تکراری دیده میشود،به نظر میرسد تلاش شده از طریق آن، سهمی برای موضوع موسوم به جنگ ۱۲ روزه در نظر گرفته شود، در حالی که اساساً با یک درام پلیسی ـ معمایی مواجه هستیم، نه روایتی از جنگ ۱۲ روزه، از منظر علم فیلمنامه نویسی چند انفجار محدود در پس زمینه که موضوع اصلی فیلمنامه نمیشوند که فیلم را با تبلیغات موسوم به جنگ ۱۲ روزه کنیم.

وی افزود: در بخش بهترین فیلم، نام قمارباز به تهیهکنندگی سجاد نصراللهی آمده و در بخش بهترین کارگردانی نیز محسن بهاری برای همین اثر نامزد شده است، به اعتقاد من، اگر قرار بود این فیلم دیده شود، شاید حضورش در بخش بهترین فیلم اول قابل توجیهتر بود، نه در فهرست بهترین فیلم و بهترین کارگردانی!
این منتقد سینما ادامه داد: وقتی موضوع جنگ ۱۲ روزه برجسته میشود، طبیعی است که آثار مرتبط یا منتسب به آن در چند بخش مختلف حضور داشته باشند وحتی فیلم نیمهشب ساخته محمدحسین مهدویان نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است، به نظر من، این فیلم از منظر کارگردانی به هیچ وجه ویژگی شاخصی نداشت که حضورش در فهرست بهترین کارگردانی را توجیه کند، اما به دلیل پرداخت مستقیم به آن موضوع جنگ ۱۲ روزه بلیط برنده مهدویان بود که در چند بخش در جوایز مطرح شد.
زهرایی با اشاره به برخی دیگر از آثار گفت: فیلم «کوچ» نیز با وجود آنکه به لحاظ کیفی حتی از سرزمین فرشتهها هم ضعیفتر بود، با کمال تعجب در فهرست بهترین فیلم قرار گرفت، از سوی دیگر، فیلم «قایقسواری در تهران» را میتوان تلاشی برای نشان دادن تنوع ژانری از سوی دبیر جشنواره منوچهر شاهسواری در انتخاب و هیات داوران در توزیع جوایز دانست؛ اینکه گفته شود به کمدی هم بها داده شده است، اما این چینشها بیشتر به نوعی به تکمیل تنوع سبد جوایز شباهت دارد تا ارزیابی هنری و کیفی سینمایی.
وی تأکید کرد: «من به عنوان مدرس و منتقد سینما، بر اساس معیارهای فنی و دراماتیک صحبت میکنم، بحث من موافقت یا مخالفت با رویکردهای ایدئولوژیک نیست، بلکه سخن بر سر فن و دانش سینماست، در بخش بهترین کارگردانی، اهدای جایزه به زندهشور را کاملاً شایسته میدانم و معتقدم اگر این جایزه به اثر دیگری میرسید، حق آن ضایع میشد.
زهرایی درباره اهدای جایزه طراحی صحنه هیأت داوران به سرزمین فرشتهها گفت: «با وجود نقدهای جدی که از منظر کشش دراماتیک در فیلمنامه به فیلم دارم، میپذیرم که این اثر از نظر تولید و صحنهپردازی با کار سنگینی مواجه بوده و از انجام آن هم برآمده. از این منظر، دریافت جایزه طراحی صحنه برای آن قابل درک است.
وی در ادامه به نام برخی کارگردانان در فهرست نامزدهای بهترین کارگردانی اشاره کرد و افزود: «به نظر من، حضور برخی نامها مثل رسول صدرعاملی عزیز در این فهرست جای سؤال دارد، وقتی فیلمهایی مثل خواب و تقاطع نهایی با کارگردانی هوشمندانه تر (میزانسن دهی دقیقتر خلاقانه و استفاده بهتر از عمق میدان) در جشنواره حضور دارند، چرا باید نام محسن بهاری (فیلم قمارباز) در این لیست قرار بگیرد؟

بطور مثال فیلم آقای مهدویان چون مستقیما به جنگ ۱۲ روزه میپردازد با این موضوع باید در اکثر رشته ها نامزد باشد. در مورد کارگردانی آقای مهدویان هیچ خلاقیت یا امر خاصی در این فیلم دیده نمیشودکه شایسته حضور در لیست بهترین کارگردانان باشد.
زهرایی در بخش دیگری از این گفتوگو به نامزدهای بازیگری پرداخت و گفت: «در بخش بهترین بازیگر مرد، نامهایی چون بهرام افشاری، حامد بهداد و رضا عطاران، احسان منصوری دیده میشود و آقای احسان منصوری به هیچ وجه بازی خاصی از خود ارائه ندادند که در لیست نامزدها قرار گیرد و بی تردید بازی رضا عطاران در فیلم خواب یکی از بهترین بازیهای جشنواره بود، اما سهم این فیلم تنها به یک نامزدی محدود شد و گرچه بهرام افشاری در زندهشور بازی قابل قبولی ارائه داد، اما به نظر من بازی رضا عطاران در خواب بسیار بهتر بود و امین حیایی نیز در «استخر» هنرنمایی خاصی نداشت که شایسته حضور در لیست نامزدها باشد.
زهرایی در ادامه درباره نامزدهای بخش بازیگر نقش اول زن جشنواره فیلم فجر اظهار کرد: «در بخش بازیگر نقش اول زن، برخی انتخابها قابل دفاع بود. برای مثال، آزیتا حاجیان(کافه سلطان) نقش مادر را بهخوبی از کار درآورده بود و بازی بازیگر عربزبان که جایزه ویژه دریافت کرد نیز به نظر من مستحق تقدیر بود؛ چراکه توانسته بود احساسات و روابط را در فضای اثر باورپذیر ارائه کند، اما پرسش اینجاست که آیا نمیشد جایزه بهصورت مشترک اهدا شود؟ به نظر من بازی مهتاب ثروتی اگر کمتر از برنده نبود، دستکم همتراز او بود و اگر قرار بر رعایت انصاف بود، میشد باید جایزه مشترک در نظر گرفت.
زهرایی درباره دیگر نامزدها گفت: «بازی خانم مریلا زارعی در حد معمول بود، الناز ملک پیشتر هم دیده شده و نامزد شد تعداد زیاد بود و گرنه باید به سه نفر لوح تقدیر و دیپلم افتخار تعلق می گرفت.
این مدرس سینما در بخش بازیگر نقش مکمل مرد نیز اظهار داشت: در فیلم اردوبهشت، هر دو بازیگر یعنی شهرام حقیقتدوست و اصغر همت حضور داشتند که به نظر من کیفیت بازی اصغر همت بسیار برجستهتر بود و به نظر میرسد گاهی این نگاه وجود دارد که چون فردی در سالهای گذشته جایزه نگرفته، حالا نوبت اوست.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، معتقدم بازی امیر جعفری در میان نقشهای مکمل مرد شایسته توجه بیشتری بود، اما حتی در فهرست نامزدها هم قرار نگرفت باید پرسید که آیا کیفیت بازی امیرجعفری از بازی امین حیایی در فیلم قایق سواری در تهران پایینتر بوده؟ هرکه چنین حرفی بزند از علم بازیگری اطلاعات کافی ندارد.
زهرایی درباره بخش بازیگر نقش مکمل زن گفت: «بازی مارال فرجاد در زندهشور بد نبود، اما به نظر من گیتی قاسمی در تقاطع نهایی عملکرد قویتری داشت و اینجا هم به نظر میرسد همان تقسیمبندی جوایز در کار است؛ اینکه زنده شور به عنوان اثری که در بخشهای اصلی به ملاحظاتی کمتر دیده شده، در بخشی دیگر باید جبران شود تا صدایش در نیاید.
وی در ادامه به بخش فیلمنامه پرداخت و گفت: «در بخش فیلمنامه نیز همان الگو تکرار شده است و فیلمنامه نیمهشب نوشته محمدحسین مهدویان و همکارانش از نظر من اثری بسیار بد، شعاری و در حد یک کار تلویزیونی بود و به هیچ وجه استحکام لازم را نداشت، در حالی که ما دو فیلمنامه مستحکم زنده شور و اردوبهشت را داشتیم و چندین فیلمنامه قابل توجه مانند حال خوب زن و خوب را. میان اردیبهشت و زندهشور، فیلمنامه اردوبهشت از زنده شور محکمتر است ولی حداقل میان این دو اثر از نظر ساختار فیلمنامهای شایسته دریافت جایزه یا دیپلم افتخار بود و اهدای جایزه فیلمنامه به کوچ شبیه یک طنز بسیار تلخ است چون کوچ فیلمنامه روایتی بسیار تخت ملاآور و فاقد کشش سینمایی داشت و بیشتر به متن مکتوب شباهت داشت تا درام تصویری و بار دیگر تأکید میکنم که مخالفتی با پرداختن به ارزشها یا شخصیتهای ملی ندارم؛ مسئله من سپردن کار به هنرمندان کارآمد و توجه به شایستهسالاری است.
وی با اشاره به بخش فیلمبرداری تصریح کرد: در بخش بهترین فیلمبرداری، «نیمشب» به دلیل تصاویر متعدد شبانه قابل توجه بود، اما آثاری مانند سرزمین فرشتهها، خواب و اسکورت نیز از این منظر شایسته حضور در میان نامزدها بودند ولی به جای آن کوچ را گذاشتند که اصلا شایستگی خاصی برای حضور در این بخش را نداشت و اینجاست که چینش نامزدها و جوایز بیشتر به یک تقسیم ارگانی و سازمانی با ملاحظات ایدئولوژیک شباهت دارد تا رقابتی هنری و سینمایی.
این فیلمنامه نویس همچنین درباره نامزدی فیلمنامه پیمان قاسمخانی، گفت: «به نظر من این فیلمنامه در مقایسه با تواناییهای پیشین پیمان قاسم خانی ، ضعیفترین و سخیفترین اثر او بود ولی با این حال در فهرست نامزدها قرار گرفت و گویی این انتخاب به خاطر رودربایستی با نام ایشان بوده است، در مورد قمارباز نیز فیلمنامه در حد یک اثر معمولی دانشجویی بود، اما باز هم به نظر میرسد به دلیل همان ملاحظات جنگ ۱۲ روزه مورد توجه قرار گرفته است…
زهرایی درباره کاندیدهای تدوین اظهار داشت: جایزه بهترین تدوین به میثم مولایی برای فیلم اسکورت به شایستگی تعلق گرفت زیرا تدوین صحنههای تعقیب و گریز و حفظ کشش دراماتیک و کیفیت قصه گویی با تدوین در اسکورت به خوبی مشهود بود و با نامزدی حال خوب زن، زنده شور و سرزمین فرشتهها نیز موافقم ولی با قمارباز موافق نیستم چون بهترین تدوین را نداشته که بخواهد در این بخش نامزد شود.
وی خاطرنشان کرد که با برگزیده و همه نامزدهای بخش موسیقی و صداگذاری و صدابرداری نیز موافق هستم و البته فیلم کوچ و نیمه شب در بخش صداگذاری و صدابرداری ویژگی خاصی نداشتند که بخواهند در این بخش حضور داشته باشد.

زهرایی در ادامه به بخشهای فنی جشنواره فیلم فجر پرداخت و اظهار کرد: «در حوزه چهرهپردازی برای فیلم کوچ زحمت کشیده شده بود و مستحق دریافت جایزه بود. فیلمهای دیگر بیشتر به سمت رئالیته رفته بودند و هنوز در سینمای ما این تصور وجود دارد که هرچه گریم پرکارتر و اغراقآمیزتر باشد، زحمت بیشتری کشیده شده است؛ در حالی که گاهی یک چهرهپردازی مینیمال و با حداقل دخل و تصرف، با دانش گریمور، هنرمندانهتر و دشوارتر است و معیار داوری باید ظرافت و کارآمدی باشد، نه صرفا میزان مواد مصرفی بر چهره بازیگران.
این منتقد درباره طراحی لباس گفت: «در این بخش، انتخاب کوچ و سرزمین فرشتهها قابل درک است، چراکه هر دو اثر به دلیل حالوهوای خاص خود طراحی لباس پرزحمتی داشتهاند ولی فیلم خواب با وجود علاقه شخصیام به آن، طراحی لباس شاخصی نداشت و در سطحی معمولی قرار میگرفت و شایسته حضور در لیست نامزدها نبود.
زهرایی در بخش طراحی صحنه نیز تصریح کرد: سرزمین فرشتهها در طراحی صحنه کار سنگینی انجام داده و دریافت جایزه در این بخش بحق بوده است، همچنین طراحی صحنه فیلم بیلبورد به سرپرستی رسول علیزاده قابل توجه بود، اما حضور برخی آثار دیگر در این فهرست مثل نیم شب طراحی صحنه خاصی نداشته و باز هم این شائبه را تقویت میکند که شاید نوعی سهمبندی در کار بوده است.
وی درباره جلوههای ویژه میدانی گفت: «در این بخش، آثاری مانند اسکورت، پل و سرزمین فرشتهها بهطور طبیعی جلوههای ویژه میدانی پررنگتری داشتند
زهرایی افزود: «در جلوههای ویژه بصری نیز وقتی به فهرست نگاه میکنیم، گویی اگر در یک بخش به اثری جایزه داده نشده، در بخشی دیگر جبران شده است، این نگاه در نهایت باعث میشود ارزش هنری جوایز زیر سؤال برود و به اعتقاد من، فیلم غبار میمون از نظر ساختاری و حتی دستور زبان ابتدایی سینما دچار اشکال جدی بود و اساساً شایسته حضور در جدول نامزدها که هیچ در جشنواره هم نبود و آقای شاهسواری باید پاسخگوی چنین انتخاب نادرست و فاحش خود باشند. با این حال، در بخش جلوههای ویژه نامزد شده است با حضور غبار میمیون درجشنواره فجر گویی آقای شاهسواری خود را زیر سوال برده است که به چه دلیل این فیلم در جشنواره حضور یافته است چون فیلمی است که در دستور زبان ابتدایی سینما اشکالات بسیار دارد در جشنواره چه میکند؟ و فیلم تکه پاره ی مارون نیز که جز کارهای ارگانی بوده چون نمیشد دست خالی از جشنواره برود در این بخش کاندید شده است.
وی درباره بخش بهترین فیلم اول و بهترین کارگردان اول اظهار داشت: فیلم «حال خوب زن» به نظر من شایسته بهترین فیلم اولی بود و اهدای جایزه بهترین فیلم اول به قمارباز و انتخاب کارگردان آن، با توجه به ضعفهای آشکار در کارگردانی بی تردید انتخاب درستی نبود و محمد داوودی برای فیلم اردوبهشت شایستگی بسیار بیشتری در این بخش داشت.
بهزاد زهرایی بار دیگر به موضوع اهدای دیپلم افتخار به فیلم اردوبهشت اشاره کرد و گفت: «از لحاظ علم سینما، کارگردانی اردوبهشت بهمراتب دشوارتر و هنرمندانهتر از قمارباز بود و اگر قرار بود دیپلم افتخار یا جایزهای در این سطح اهدا شود، شایسته بود به اردوبهشت تعلق بگیرد.
زهرایی با تأکید بر تفکیک میان نگاه ملی و داوری هنری اظهار کرد: «در بخش بهترین فیلم از نگاه ملی، اگر معیار اهداف استراتژیک و ایدئولوژیک باشد که هست اهدای جایزه به نیمشب ساخته محمدحسین مهدویان قابل درک و درست است و نیم شب در این بخش، با چنین تعریفی، انتخاب شایسته ایی بوده است.
وی ادامه داد: « در بخش بهترین فیلم از نگاه تماشاگران، آثاری مانند زندهشور و اردوبهشت شایسته بودند.
این منتقد و مدرس سینما در جمعبندی انتقادات خود تصریح کرد: «اشکال اساسی این است که برخی افراد ناآشنا با علم و هنر سینما، این تصور را دارند که هنر صرفاً ابزاری برای شعار دادن و تبلیغات آشکار است، البته سینما میتواند پیام بدهد و افکار عمومی را هدایت کند؛ اما این کار قواعد و ظرایف خاص خود را دارد، اگر این ظرافتها رعایت نشود، نتیجه معکوس خواهد داشت.
وی در ادامه تصریح کرد: من مدافع موقعیت مهدی و ایستاده در غبارمحمد حسین مهدویان بوده و هستم چون سینمای درست ارائه میدهد و کار درست انجام شده، اما ارگانها و نهادها در بسیاری از موارد پیام و ایدئولوژی فیلم را به ماهیت مدیوم سینما ترجیح می دهند و به نظر من این کار عدم توجه به شایسته سالاری و تقسیم بندی خودی و غیرخودی از منظر اخلاقی، قانونی و شرعی کار نادرستی است که حق را به حق دار ندهیم و در نهایت چنین انتخابهایی باعث میشود ضمن تولید آثار نازل سینمایی مانند آنچه شاهدش هستیم، دیگر جوانان شایسته به جایگاه واقعی خود نرسند و اتوماتیک به آلترناتیوهای مخالف خوان با این سیستم تبدیل شوند. امیدوارم روزی برسد که نهادها و ارگانها با این خروجی های نازل در سینما که در این سالها شاهدش بوده ایم دیگر ورودی در سینما نکنند و سینما را به سینماگران و هنرمندان واقعی و دلسوز واگذارند.