
ناصر ارباب/صبا، «شب بخیر مادر» یکی از مهمترین درامهای روانشناختی معاصر است؛ متنی دو نفره که با تمرکز بر رابطه مادر و دختری، مخاطب را با سکوتها، ناگفتهها و شکافی عاطفی روبهرو میکند که سالها انباشته شده است. سالار نجفیان در مقام کارگردان این اثر، تلاش کرده ضمن وفاداری به ظرافتهای متن، خوانشی متناسب با مخاطب امروز ارائه دهد؛ اجرایی که بیش از آنکه درباره یک تصمیم نهایی باشد، درباره مسیر طولانیِ نادیدهماندن است.
در طراحی میزانسن و فضا، نجفیان تأکید میکند وفاداری به ناتورالیسم را بیشتر در شیوه بازی، فضاسازی کلی اثر و مواجهه کاراکترها با فضا و موسیقی حفظ کردهاند و در طراحی صحنه به رویکردی تمثیلی نزدیک شدهاند تا امکان بازتاب ذهنیت شخصیتها فراهم شود.
به گفته او، ریتم این نمایش ترکیبی از صدا و سکوت است: «اگر سکوت نباشد، حرف اصلی اثر شنیده نمیشود.» او معتقد است سکوتهای طولانی شاید مخاطب را کلافه کند، اما این کلافگی تعمدی است تا تماشاگر به وضعیت روحی جسی و ناگفتههای میان او و تلما نزدیکتر شود.
نجفیان درباره انتخاب بازیگران میگوید دلیل این انتخاب پس از دیدن اجرا برای مخاطب روشن میشود. او معتقد است نسرین مرادی برای ایفای نقش جسی نیازی به اغراق یا نمایش بیرونی ندارد و همان جسیای است که هنگام خواندن متن در ذهن او شکل گرفته بود. همچنین بهار کریمزاده را بازیگری میداند که با ظرافتی چشمگیر توانسته نقش تلما را ــ با فاصله سنی قابل توجه نسبت به سن واقعی خود ــ اجرا کند، بیآنکه مخاطب متوجه این فاصله شود.
این کارگردان درباره حفظ کشش در یک درام ناتورالیستی توضیح میدهد مخاطبی که چنین سبکی را انتخاب میکند با ساختار تدریجی آن آشناست، اما بازتاب دقیق کشمکشهای درونی، رعایت اوج و فرودهای روحی و پویایی صحنه ضروری است تا تماشاگر در طول اجرا همراه بماند و دلزده نشود.
او تأکید میکند: «خودکشی در اینجا موضوع نیست؛ کنش نهایی برای واکنش به سالها نادیدهشدن و زخمخوردن است.» نجفیان در عین حال میگوید قصد ترویج چنین انتخابی را ندارد، اما معتقد است مخاطب ممکن است هم به جسی برای تصمیمش حق بدهد و هم به تلما برای تلاشش جهت جلوگیری؛ و همین تعلیق در قضاوت است که ذهن او را نیز پس از هر اجرا درگیر میکند.
در همکاری با طراحان، به گفته نجفیان، نور و صحنه بازتابی از ذهن چرک و درهم جسی است و نوعی شلختگی تعمدی در عناصر بصری دیده میشود تا فضای روانی اثر تقویت شود.
او در پایان ترجیح میدهد پاسخ قطعی به مخاطب ندهد و حتی پرسش نهایی را هم به تماشاگر بسپارد؛ اما میگوید پرسشی که خود پس از هر اجرا با آن روبهرو میشود این است: «آیا من در روابط و زندگیام تلما هستم یا جسی؟» پرسشی که شاید مهمترین دستاورد «شب بخیر مادر» برای تماشاگر نیز باشد.