
سمیرا جعفری/ صبا؛ در شرایطی که رسانه ملی سالهاست با ریزش محسوس مخاطب دستوپنجه نرم میکند، هر روز خبر از راهاندازی پلتفرمهای تازه نمایش خانگی به گوش میرسد؛ پلتفرمهایی که برخی از آنها هنوز فرصت تثبیت خود را پیدا نکرده، از چرخه رقابت حذف میشوند. این همزمانیِ افول تلویزیون و تکثیر رسانههای نوظهور، پرسشهای جدی درباره نسبت رقابت، نظارت، کیفیت تولید و خواست واقعی مخاطب ایرانی ایجاد کرده است. «صبا» در گفتوگو با منوچهر اکبرلو، منتقدو فعال رسانه، به بررسی وضعیت، عملکرد صداوسیما، جایگاه پلتفرمها و چالشهای پیشروی رسانههای نمایشی پرداخته است.
با توجه به دور شدن مخاطب از تلویزیون و گرایش آن به شبکه های خانگی, چقدر حضور این پلتفرمها را که روز به روز به تعداد آن افزوده می شود را در حذف مخاطب تلویزیون موثر میدانید؟
اساساً شبکه نمایش خانگی سابق و فضاهایی نمایش کنونی بر این اساس ایجاد شدند تا با توجه به ممنوعیت داشتن شبکههای تلویزیونی خصوصی، جای خالی آنها را پر کرده و فضای متفاوتی از تلویزیون ایجاد کنند، چراکه تلویزیون به دلیل وابستگی رسمی به دولت و حکومت، محدودیتها بسیاری دارد. اکنون اگر تولیدات پلتفرمها بخواهد با معیارهای تلویزیونی، نظارت یا ممیزی شود نوعی بازگشت به گذشته است. این امر در شرایطی است که همه توقع دارند در رسانه ملی، فضا برای تکثر بیان، دیدگاهها و تولیدات متنوع بازتر شود ولی همسو کردن تولیدات پلتفرمها با معیارهای تلویزیونی خود تلویزیون را نیز با کاهش رقابت روبهرو خواهد کرد. به نظر میرسد مدیران تلویزیونی به جای ورود به عرصه رقابت تصمیم دارند با قدرت در اختیار، رقیب را حذف یا کمتوان کنند. این امر در نهایت به نفع جامعه کنونی نبود و خواسته یا ناخواسته، مخاطب را به سوی انبوه کالاهای جایگزین خواهد کشاند. شبکه متنوع ماهوارهای و سریالهای خارجی از جمله این موارد هستند.
حضور این پلتفرها چقدر می تواند در بهبود شرایط آثار نمایشی و جذب مخاطب تاثیرگذار باشد؟
پلتفرمها در جذب مخاطب ، به نسبت تلویزیون، موفقتر هستند. تولیدات متنوع و گسترده در پلتفرمها به خوبی نشان میدهد که رسانههای دولتی، به دلیل ساختار بسته و رویکرد سیاسی، قادر به پاسخگویی به همه سلایق و نیاز مخاطبان نیستند. به همین دلیل، پلتفرمهای خصوصی و غیردولتی میتوانند نقش بسیار مهمی در بازنمایی تکثر دیدگاهها و سلایق ایفا کنند و صدای بخشهایی از جامعه را که در رسانههای رسمی کمتر شنیده میشوند، منتقل کنند.
یعنی شما معتقد هستید پلتفرم ها توانستهاند تمام سلایق مخاطب را برآورده کنند؟
هنوز راه زیادی در پیش است. بسیاری از این برنامهها هنوز سطحیاند یا بیشتر حول چهرههای شناخته شده میچرخند، اما همین گام اولیه میتواند زمینهساز تولید محتوای تخصصیتر و عمیقتر شود و مخاطب را از محدودیت دیدگاههای رسمی رها سازد. امروز بیش از هر زمان دیگری به بسترسازی مناسب برای رشد و فعالیت رسانههای مستقل نیاز داریم تا در کنار رسانههای رسمی، بتوانند زبان و خواست واقعی مخاطب ایرانی را نمایندگی کنند تا امکان گفتوگو و نقد گستردهتری فراهم آورند..
با این وجود رابطه ی بین ساترا که نهادی رسمی است و پلتفرم ها که رسانه ای مستقل است را چطور ارزیابی می کنید؟ فکر می کنید می توانند در کنار هم خواست واقعی مخاطب را برآورده کنند؟
با توجه به اخباری که به صورت پیوسته از ممیزهایی گسترده و گاه حتی توقف تولید آثار پلتفرمها، میشنویم. همچنین از بیانیهها و مصاحبهها و مخالفتهای سرمایهگذاران و تهیهکنندگان، مشخص است که این امر مورد رضایت نیست. در چنین شرایطی وضعیت چنان بغرنج شده که تهیهکنندگان حاضر شدهاند ممیزهایی سلیقهای ارشاد را بپذیرند و در مقایسه با وضعیت کنونی خواهان بازگشت صدور مجوزها به سازمان سینمایی هستند.
این اتفاق در مورد پلتفرم ها هم صدق کرد.
درست است. از زمانی که شبکه نمایش خانگی شروع به کار کرد مدیران تلویزیون همواره با استناد به برخی قوانین معتقد بودند هرگونه تولید تصویری و پخش عمومی آثار باید با صدا و سیما باشد در مقطعی که شاهد تقابل دو جناح سیاسی در مدیریت تلویزیون و سینما بودیم، توانستند حرف خودشان را به کرسی بنشاند و کنترل این امر را بر عهده بگیرند. تجربه این سالها نشان داده با وجود اینکه پخش محصولات پلتفرمها مانند تلویزیون ،رایگان نیست و گاه با اینترنت کند هم پخش میشود، باز هم توانسته برای خود مخاطبانی به دست آورد.
با این وجود بسیاری حرف از پولشویی در پشت پرده ی سرمایه ی این پلتفرم ها می زنند، چقدر این ماجرا صحت دارد؟.
بسیاری برنامه سازان ناامید از تلویزیون و رسانه های رسمی به ناچار به سوی پلتفرم ها آمدهاند و شانس خود را در اینجا آزمایش میکنند. همچنین کسانی که توجیه میشوند که این عرصه میتواند درآمدزا باشد. رویه پولشویی نیز بی شک وجود دارد که البته راهش در تولید زیاد و مستمر است. روال تخفیف های مالیاتی برای فعالیت فرهنگی را هم نباید نادیده گرفت. و البته گرفتن تعداد زیاد مجوز به معنای فعال بودن یا تاثیرگذار بودن انها نیست. چنان که چندین هزار مجوز نشر داریم که صاحب مجوز حتی یک کتاب هم منتشر نکرده است. اینها به امید گرفتن تسهیلات احتمالی یا بستن قرارداد با نهادهای دولتی نیاز به این مجوزها دارند.
ولی در نهایت می بینیم که پلتفرم ها توانسته اند جایگاه بالاتر از تلویزیون داشته باشند.
این راهی است که دنیا رفته. شبکههای تلویزیونی،پلتفرمها و هرگونه رسانه ی دیگری به صورت آزاد و بدون نظارت دولتی. همین رشد پلتفرمها و برنامهسازی در آپارات و یوتیوب ،دارند ما را به همان سو میبرند.چه دولت بخواهد و چه نخواهد..