
به گزارش خبرنگار صبا، نمایش «اُدیپ در والهالا» به نویسندگی و کارگردانی شهاب نظامدوست و امین سیمیار، دور دوم اجراهای خود را از ۱۸ آذرماه در سالن شیشهای عمارت هما آغاز کرده است. شهاب نظامدوست، کارگردان این نمایش، درباره روند شکلگیری این اثر، شیوه اجرایی و مواجهه آن با مخاطب، گفت: ایده اولیه نمایش از دل یک شیوه اجرایی غیررسمی و کارگاهی شکل گرفت و کار با شاگردانی آغاز شد که برای اجرای دلقکمحور انتخاب شده بودند. به گفته او، امین سیمیار نیز از همان ابتدا بهعنوان نویسنده و کارگردان مشترک در کنار پروژه حضور داشت تا این ایده به مرحله اجرا برسد.
کارگردان نمایش گفت: همزمان درگیر پروژه دیگری با عنوان «۳۹ پله» بوده که تازه ترجمه شده و برای اجرا در نظر گرفته شده بود، اما متن از مرکز مجوز نگرفت؛ نه اصلاح خورد و نه مشروط شد و در نهایت بدون امکان بازبینی رد شد. او افزود همین اتفاق باعث شد بازنویسی متن «اُدیپ» بهصورت شبانه و فشرده آغاز شود.
او توضیح داد: در جریان این بازنویسی، تمامی ارجاعات به اساطیر یونان حذف و بهجای آنها از اساطیر اسکاندیناوی استفاده شد. این تغییر، به گفته او، صرفاً جایگزینی اسطورهها نبود، بلکه منجر به شکلگیری یک ایده اجرایی تازه شد؛ ایدهای که بر اساس پژوهشهای اسطورهای او شکل گرفت و امکان پیوند میان شخصیت یونانی اُدیپ و جایگاه لوکی، خدای هرجومرج و آخرالزمان در اسطورههای اسکاندیناوی را فراهم کرد.
این بازیگر افزود: روایت نمایش در نهایت به اسطوره محدود نماند و از تاریخ معاصر ایران الهام گرفت؛ تاریخی پر از پراکندگی، بحران و رویدادهایی که میتوان بازتاب آنها را در ساختار اسطورهای اسکاندیناوی پیدا کرد.
کارگردان نمایش گفت: اجرای اولیه نمایش همزمان با وقوع جنگ ۱۲روزه متوقف شد و این اتفاق شوک بزرگی به گروه وارد کرد. او توضیح داد اجراهایی که پس از آن روی صحنه رفتند، حالوهوایی متفاوت داشتند و تماشاگرانی که از دل بحران میآمدند، واکنشهایی غریب و غیرقابلپیشبینی از خود نشان میدادند.
او توضیح داد: انتخاب کمدی در چنین فضایی یک ریسک جدی بود و به همین دلیل گروه تلاش کرد از کمدی سخیف فاصله بگیرد و شوخیها را در جای درست خود قرار دهد؛ خندهای که گرفته میشود، اما به ابتذال نمیرسد.
شهاب نظام دوست افزود: کمدی مورد استفاده در «اُدیپ در والهالا» به سنت بارلسک و کمدی کابارهای نزدیک است؛ فرمی که در ایران کمتر شناخته شده و ذاتاً بر تعامل مستقیم با تماشاگر استوار است. به گفته او، در این اجرا تماشاگر بخشی از نمایش است و هر اتفاق پیشبینینشدهای، حتی زنگ خوردن تلفن همراه، میتواند وارد بافت اجرا شود.
کارگردان نمایش گفت: این ویژگی را باید ذاتی تئاتر آلترناتیو دانست؛ تئاتری که همهچیز در آن روکار است، از سازه صحنه گرفته تا رابطه بازیگر و تماشاگر. او این شیوه را به فرمهایی چون زورخانه و تعزیه نزدیک دانست؛ جایی که نفس تماشاگر بخشی از اجراست و مرزی قطعی میان صحنه و سالن وجود ندارد.
او توضیح داد: مسئله مخاطب در تئاتر امروز پیچیده شده و نمیتوان از یک نوع مخاطب واحد صحبت کرد. به اعتقاد او، نباید بهبهانه مدرن بودن، فرمهای نمایشی ایرانی را کنار گذاشت، چرا که تعزیه، سیاهبازی و آیینهای نمایشی بومی همچنان ظرفیت گفتوگو با مخاطب امروز را دارند.
این هنرمند افزود: نمایش «اُدیپ در والهالا» از سوی برخی مخاطبان و اساتید خارجی، بهویژه در بلژیک، مورد توجه قرار گرفته و امکان اجرای بینالمللی برای آن وجود دارد، اما قطع حمایتها و نبود سازوکار مشخص، مسیر حضور خارجی را دشوار کرده است.
کارگردان نمایش گفت: با وجود این شرایط، تمرکز اصلی گروه همچنان بر اجرا، تمرین و زنده نگه داشتن نمایش روی صحنه است و هر اجرا فرصتی تازه برای بازنویسی و تکامل این تجربه نمایشی به شمار میآید.
عکس: کیارش مسیبی