
مریم عظیمی/صبا _ نوزدهمین دوره از جشنواره سینما حقیقت که مهمترین رویداد برای سینمای مستند و مستندسازان به حساب میآید در حال برگزاری است و تاکنون بیش از ۵۰ فیلم به نمایش در آمده است. آثار مستند با نگاهی متفاوت که به بررسی و سپس نمایش زوایای کمتر دیده شده از سوژههایی همچون محیط زیست، چهرهای موثر، مردم شناسی، تاریخی و… میپردازند. در ادامه گپ و گفت خبرنگار صبا با جعفر صادقی، کارگردان مستند «کابوک» را میخوانید.
فیلم «کابوک» به نویسندگی، تهیه کنندگی و کارگردانی جعفر صادقی سومین حضور او و گروهش در جشنواره سینما حقیقت است. در خلاصه این فیلم آمده: زمانی که هزاران پرنده مهاجر به باغ پرتقال خانواده گلعلیپور هجوم میآورند و بقای آن باغ را تهدید میکنند. پدر خانواده، پرندگان را مهمانان الهی میداند و معتقد است باید از آنها محافظت کرد، اما موسی، یکی از پسران، آنها را تهدیدی برای باغ میبیند. خانواده با دوراهی عجیبی روبهرو میشود: محافظت از محصولاتشان یا حفاظت از پرندگان. جعفر صادقی پیش از این با مستند «شگرد» سیمرغ بلورین بهترین مستند جشنواره فجر را دریافت کرده است. این فیلم مستند در روز دوم نوزدهمین جشنواره سینماحقیقت به سانس فوقالعاده رسید و به دلیل استقبال زیاد روز گذشته جمعه ۲۱ آذر ماه دوباره در جدول اکران قرار گرفت.
عوامل تولید این مستند عبارتند از: کارگردان، تهیهکننده، تدوینگر و تصویربردار: جعفر صادقی، هلی شات: احمد اسماعیلی، صدابردار: افشین اشراقی، دستیار صدابردار: الهام عزیزی، دستیار کارگردان: سیاوش پاکدل، آهنگساز: امیر شمس، اصلاح رنگ و نور: مسعود طهماسبی، خواننده تیتراژ: حنیف خراسانی.
از اسم فیلم و اینکه از کجا میآید شروع کنیم و اینکه فیلم به چه موضوعی میپردازد؟
«کابوک» یک لغت فارسی باستانی محسوب میشود و به معنی «آشیانه پرنده» است. من احساس کردم آنچه در فیلم اتفاق میافتد، ارتباط زیادی با این معنا دارد و من با توجه به اینکه اولین کارِ چندین هزار پرندهای که به این باغ هجوم آوردند ساختن آشیانه بود، این نام را انتخاب کردم و احساس کردم واژهای خوشآواست که بیارتباط با موضوع هم نیست و شاید باعث شود این کلمه که احتمالاً فراموش شده، دوباره مورد استفاده قرار گیرد و ما یک واژه دیگر به دایره لغاتمان اضافه کنیم؛ واژهای که متعلق به زبان کشور خودمان نیز هست.

خود سوژه را چطور انتخاب کردید یا چگونه با آن برخورد کردید؟
این روستا تقریباً در نزدیکی محل سکونت من در گرگان قرار دارد؛ من کاملاً اتفاقی شنیدم که چنین رخدادی پیش آمده است و اولین چیزی که ما مستندسازان در این مواقع به آن فکر میکنیم این است که چگونه میتوانیم یک روایت دراماتیک و یک برداشت خلاقانه از آن اتفاق داشته باشیم. برای همین فکر میکنم کمتر از ده دقیقه پس از شنیدن خبر، با یکی از پسران آقای گلعلیپور تماس گرفتم و هنوز ظهر همان روز به باغ رفتم و دیدم چه اتفاقی افتاده و از عصر همان روز شروع به تصویربرداری کردیم چرا که احساس کردم از آن فیلمهایی است که باید با سوژه همراه شد. بنابراین وقتی به این فکر کردم که چه اتفاقاتی ممکن است رخ دهد، چه احتمالاتی وجود دارد و کمی درباره رخدادهای مشابه در جهان جستجو و خطوط روایی ممکن را بررسی کردم. از طرف دیگر وقتی با خانواده صحبت کردم، متوجه شدم نگاههای متفاوتی نسبت به اتفاق مورد نظر وجود دارد و احساس کردم که میتوان از دل همین تناقضات و از اتحاد بین این برادران و در عین حال تفاوت نظرشان، فیلم خوبی ساخت. بنابراین شروع کردیم و فکر میکنم در نهایت فیلم جذابی شده است.
فیلم شما در کدام دستهبندی آثار مستند قرار میگیرد؟
در نگاه اول، فیلم یک مستند محیطزیستی محسوب میشود؛ در واقع تعارض منافعی که بین انسان و حیوان وجود دارد، در جاهای مختلف به چشم میخورد. بسیاری از مواقع ما انسانها بهصورت زبانی اذعان میکنیم که باید به محیط زیست احترام گذاشت و محیط زیست را فقط برای خودمان نمیدانیم، اما وقتی تعارض منافع پیش میآید و منافعمان به خطر میافتد، از آنجا به بعد است که میتوان نشان داد چقدر واقعاً توانمندیم و چقدر روی شعارهایی که میدهیم، ثابتقدم هستیم. ما در این مستند چالشی که برای افراد این خانواده پیش آمده و هجوم پرندههایی که مستقیم به منافع اقتصادی خانواده آسیب میزند را زیر نظر داشتیم. از طرفی سازمانهایی هستند که فلسفه وجودیشان ورود در چنین موقعیتهایی است و باید این چالشها را مدیریت کنند. من سعی داشتم نحوه عملکرد این سازمانها را نیز زیر نظر داشته باشم. حال قضاوت اینکه عملکردشان چگونه بوده، با بیننده است؛ اما تلاش کردم همه جنبهها را در نظر بگیرم و فیلم روایتی مشاهدهگر و در عین حال تعاملی داشته باشد، هم با سوژه و هم با سازمانی که متولی بحث محیط زیست کشور است.

به نظر میرسد که انسانها در تعامل با یک کارگردان و گروهش در شرایطی بغرنج یا غیرقابل پیشبینی با سختی و تردیدهایی مواجه هستند. این مرحله کسب رضایت برای ایجاد این تعامل چگونه پیش رفت؟
بله من هم هر بار که فیلمی ساختهام با این موضوع مواجه بودهام و همواره به دلایل مختلف کاراکترهای آن آثار نگران بودند. مثلا اگر فردِ مقابل من آدم مشهوری بوده، طبیعتاً نسبت به خروجی کاری که قرار است تولید شود نگرانی داشته و طبیعی است که سختتر اعتماد کند. یا وقتی اتفاقاتی نظیر اتفاق این مستند رخ میدهد، ممکن است فرد احساس کند که نکند این موضوع به ضررش تمام شود یا پیامدهای منفی برایش داشته باشد. اما من برای رفع این نگرانیها و داشتن یک تعامل سازنده، روش خاص خودم را دارم و کاری که انجام میدهم این است که میگویم اولین بیننده فیلم خودِ شما خواهید بود و وقتی فیلم تمام شود، ابتدا آن را به خودتان نشان میدهم و اگر رضایت داشتید، فیلم منتشر میشود. به همین دلیل، اصولاً روش فیلمسازی من این است که تا زمانی که فیلم به پایان نرسیده، کسی باخبر نمیشود که من در حال ساخت فیلم هستم. پیرو همین امر برای دریافت بودجه نیز اقدامی نمیکنم تا وقتی که مطمئن شوم این فیلم قرار است منتشر شود و برای کسی که با فیلم تعامل میکند، مسیر من آسیبزننده نخواهد بود. البته من تعامل دارم، اما تلاش میکنم خطوط قرمز اخلاقی خودم را رعایت کنم؛ یعنی صرفا برای جذابتر شدن فیلم چیزی به آن اضافه نکنم که به ضرر فرد تمام شود و یا بلعکس. همچنین قائل به این نیستم که فیلم باید الزاماً خوشایند آن کاراکتر باشد. در مجموع سعی میکنم یک برداشت خلاقانه از امرِ واقع داشته باشم و قرار نیست چیزی از حقیقت جابهجا شود. شاید کسی که فیلم را ببیند احساس کند قانعکردن این خانواده سخت بوده است، اما من تقریباً یک سال با این خانواده زندگی کردم و همین امر باعث شد خیالشان راحت باشد که من فیلم را با نگاهی آغشته به حسننیت میسازم و قرار نیست مشکلی برایشان ایجاد کنم. اما همانطور که گفتید بخش قانعکردن و جلب اعتماد، سختترین مرحله در شروع هر مستند است.
روند کار، از لحظهای که متوجه داستان شدید تا زمانی که فیلم به اتمام رسید، چقدر طول کشید؟
ما بهار سال گذشته کار را شروع کردیم و تصویربرداری ما تا اواخر بهار امسال ادامه داشت. بهصورت موازی از اواسط سال گذشته تدوین را نیز آغاز کردم که فکر میکنم تا اواسط تابستان امسال طول کشید و اولین حضور جشنوارهای فیلم نیز جشنواره سینما حقیقت است.
اساساً چطور وارد مستندسازی شدید و این چندمین حضور شما در جشنواره سینما حقیقت است؟
من ابتدا به واسطه اینکه در فضای فوتبال کار میکردم، بیشتر به سمت مستند ورزشی رفتم. تحصیلاتم در رشته مهندسی عمران است و ارتباطی با سینما ندارد و انتخابم این بود که هنر را از مسیر دانشگاه دنبال نکنم. البته نمیخواهم بگویم آن مسیر غلط است، نه صرفا آن مسیر برایم چندان جذاب نبود و دوست داشتم مسیر دیگری را طی کنم. زیستِ من در فضای فوتبال بود و در آن حوزه تسلط بیشتری داشتم؛ بنابراین ابتدا ساختن فیلمهایی در همین حوزه را شروع کردم و مستند «فرشاد آقای گل» را ساختم که درباره زندگی فرشاد پیوس بود. بعد از آن «سمفونی حمید» را ساختم که درباره آقای علیدوستی بود. پس از این آثار، گستره فعالیتم بیشتر شد؛ از فوتبال خارج شدم و به سراغ کشتی و سپس بسکتبال رفتم. بدین ترتیب به واسطه اینکه احساس میکنم تجربه بیشتری کسب کردهام، تصمیم گرفتم بهجز ورزش، به سایر موضوعات نیز بپردازم. و این اولینبار است که من درباره یک موضوع غیرورزشی فیلم ساختهام. البته وقتی میگویم «من»، منظور یک تیم هست که با هم کار میکنیم؛ افراد گروه ما تقریباً در سالهای اخیر ثابت بودهاند و با کابوک برای سومین بار در جشنواره سینما حقیقت شرکت کردهایم، تمیممان نیز تقریباً همان تیم همیشگی است، فقط چند نفر اضافه شدهاند چرا که این پروژه اقتضا میکرد که تیم بزرگتر شود.