
مهدیه مالکی/صبا: سید محمدعلی صدرینیا، کارگردان و تهیه کننده مستند «میریام» درباره چگونگی شکلگیری ایده این مستند گفت: ما سال گذشته هشت روز بعد از شهادت سید حسن نصرالله با گروهی از دوستان مستندساز به لبنان سفر کردیم و در ایام جنگ و پس از آن در آنجا حضور داشتیم و با سوژهها و داستانهای مختلفی روبهرو میشدیم، در آنجا با خانمی ایرانی روبه رو شدیم که در آن ایام جنگ به لبنان آمده بوده، اما به لحاظ سبک زندگی و پوشش، متفاوت از افرادی بود که معمولا دغدغه موضوعات مرتبط به جنگ و لبنان را دارند.
آن هم در شرایطی که بسیاری از لبنانیها از خانه و زندگی خود جدا شده بودند و بخشی نیز ترجیح میدادند از لبنان خارج شوند و پروازهای مستقیم ایران به لبنان هم متوقف شده بود او با وجود تفاوتهایش، بخاطر تماس و درخواست یکی از دوستان لبنانیاش، به لبنان سفر کرده بود و حالا اتفاقات لبنان را از نزدیک دنبال میکرد و مشغول فعالیت رسانهای بر اساس همین مشاهداتش بود و این بخش جذابی بود که انگیزه ساخت مستند را در ما شکل داد.
وی ادامه داد: طی گفت و گویی دلیل حضور او و چالشهایی که با آن روبهرو شده بود برای ما مشخص شد. و انگیزههای او و نگاه او با وجود تفاوت نگاه خانوادهاش به اینگونه مسائل، داستان را جذاب تر میکرد.

صدرینیا خاطر نشان کرد در ایران همواره مسئله مقاومت از یک نگاه و رویکرد خاص و ثابت روایت شده و ما عقیده داشتیم که باید با افرادی که دارای جهانهای مختلف هستند حرف زد و روایت آنها را نیز شنید و این سوژه چنین ظرفیتی را داشت که از دریچهای دیگری وارد جهان تازهای شده و نگاه جدیدی را به مخاطب ارائه دهیم بنابراین پس از طی زمانی برای هماهنگیها و رسیدن به فرم و طراحی و اخذ مجوز برای تولید مستند در آن روزهای جنگ مجددا به لبنان سفر کردیم.
وی در پاسخ به اینکه ساخت مستند با روایت و نگاه متفاوت از جنگ لبنان، نگرانی درباره عدم پخش آن برای شما به وجود نیاورد گفت: ما با این پیشفرض این مستند را تهیه کردیم که به دلیل نوع نگاه خاصش امکان پخش تلویزیونی نخواهد داشت و ضبط مستند نیز با این رویکرد صورت گرفت، ولی چون پخش و اکران این مستند برای ما مهم بود سعی کردیم قواعد پخش در پلتفرمها را لحاظ کنیم.
کارگردان و تهیه کننده مستند «میریام» در پاسخ به اینکه چگونه در شرایط جنگی توانستید بین حفظ امنیت گروه و ثبت صحنههای ضروری تعادل برقرار کنید؟ خاطرنشان کرد: در سفر اول خود به لبنان بعد از شهادت سید حسن نصرالله درباره فرآیندهای اخذ مجوز به یک هماهنگی رسیده بودیم و چون در آن سفر در حال تهیه مستند « تهران- بیروت» برای تلویزیون بودم و هر شب این مستند از تلویزیون پخش میشد با چالشهای مختلف تهیه مستند آشنا شده بودیم برای مثال، حین ضبط یکی از برنامهها چند خیابان آن طرفتر بمباران صورت گرفت که این حادثه همان زمان پخش شد، البته روایت داستان این مستند نیز قواعد خاص خودش را داشت، چون بر اساس زندگی واقعی یک دختر ایرانی بود بنابراین بخشهای مختلفی داشت که میبایست به سراغ چهرههای مختلفی در داخل و خارج از بیروت میرفتیم و ضبطهایی در جنوب لبنان انجام میدادیم ولی چون فیلمبرداری این بخشها بعد از جنگ بود، خیلی خطرناک نبود و هماهنگیهای لازم انجام شده بود بنابراین ضبطهای روزانه بسیار پرکار بود.
صدرینیا درباره نگاه اصلیاش در این مستند توضیح داد: ما در طول تولید تلاش کردیم مستندی بسازیم که دریچهای باز کند برای گفت و گو، درباره موضوعی که تا کنون درباره آن صحبت نشده که بخشی از آن مربوط به مسئله مقاومت، لبنان و فلسطین است و بخش دیگر آن درباره سوالات و نگاههای غلطی است که درباره جامعه امروز ایران درباره این مسئله وجود دارد که گاهی موجب دوقطبیهای کاذب در جامعه ما شده و من امیدوارم مستند «میریام» زمینه گفت و گو درباره بعضی از سوءتفاهمها داخلی ما را فراهم کند.

وی درباره معنای واژه «میریام» یادآورشد: «میریام» همان «مریم» به زبان عبری است ضمن اینکه میریام نام خواهر حضرت موسی و هارون بوده که دربرابر فرعون مبارزه کرده و طبق منابع تاریخی به شهادت میرسد و چون اسم شخصیت اصلی مستند «مریم» بوده ما این نام را برای مستند انتخاب کردیم.
صدرینیا در پاسخ به اینکه برای اینکه لحن فیلم سیاسی و شعاری نشود و انسانی باقی بماند؟ چه کردید گفت: ما تلاش کردیم در این مستند فضای واقعی و طبیعی اتفاقات مختلف را به تصویر بکشیم و این نگاه را در نوع ضبط، فیلمبرداری و گفت و گوهای ابتدایی مستند لحاظ کردیم و برای دستیابی به این هدف سعی کردیم زندگی عادی و طبیعی سوژه داستان را نشان دهیم و از به تصویر کشیدن اتفاقات واقعی زندگی این دختر پرهیز نکردیم تا مخاطب با یک داستان واقعی مواجه شود، حتی در تدوین نیز این ملاحظات را رعایت کردیم به گونهای برای حفظ فضای رئال و عدم جهتگیری و انتقال حسی خاص به وسیله موسیقی در این مستند از موسیقی استفاده نکردیم تا واقعیت این صحنهها و حرفها حفظ شود و مخاطب خود به واقعیت دست پیدا کرده و قضاوت کند.
وی با اشاره به اینکه اگر این مستند در جشنواره حقیقت مورد توجه مخاطب قرار بگیرد، پس از جشنواره برای پخش عمومی کارهایی صورت خواهد گرفت گفت: همه مسئله و طراحیهای ما در مرحله پیش تولید برای چگونگی نزدیک شدن به سوژههایی بود که رسانههای ما کمتر به آن پرداخته باشند، ضمن اینکه شرایط پخش و مخاطب گستردهای نیز داشته باشد.
صدرینیا درباره ویژگیهای بکار رفته در این مستند برای ایجاد جذابیت و جذب مخاطب یادآور شد: اولین اولویت من در تولید مستند همواره مخاطب بوده است بنابراین همیشه به دنبال سوژهها و موضوعاتی بودم که برای مخاطب جذاب باشد و اعتقاد داشتم مستند باید «گلیم خود را از آب در بیاورد» و خیلی وقتها هزینه تولید مستندهای من از محل اکرانها و فروش اینترنتی جبران شده و به سود نیز رسیده است. برای مثال مستند «قائم مقام» از فروش اینترنتی و اکرانهای سیار به سود چهار برابری رسید چون همواره سعی کردم به سوژههایی بپردازم که برای مخاطب عمومی جذاب است.