پرواز بر فراز شهر و زمان &#۸۲۱۱; نگاه ریشه‌دار و جسور رضا امیرخانی | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۲۰:۳۶:۴۹
تأثیر رضا امیرخانی بر ادبیات معاصر ایران؛ گفت‌وگوی صبا با مسعود کوثری

پرواز بر فراز شهر و زمان &#۸۲۱۱; نگاه ریشه‌دار و جسور رضا امیرخانی

پرواز پاراگلایدر او تنها یک حادثه نبود، نمادی بود از نگاه وسیع و تلاش او برای دیدن تصویر بزرگ‌تری از جامعه، فراتر از دیوارها، قوانین و محدودیت‌های جامعه. قلمِ او ریشه در خیابان‌های شهر داشت و نگاهش به وسعت جهان بی‌پایانی که تنها در پرواز حسش می‌کرد.

سمیه خاتونی/ صبا، رضا امیرخانی، نویسنده برجسته معاصر ایران، که در طول دوران فعالیت خود بارها نامزد و برنده جایزه جلال بوده است، شب گذشته در جریان پرواز با پاراگلایدر دچار سانحه شد و هم‌اکنون در بخش مراقبت‌های ویژه بستری است. این نویسنده و منتقد برجسته ایرانی،آثار متنوعی در قالب رمان، داستانک، سفرنامه و مقالات تحلیلی و اجتماعی منتشر کرده است. آثار او به زبان‌های روسی، اندونزیایی، عربی، اردو و ترکی استانبولی نیز ترجمه شده‌اند و مخاطبان گسترده‌ای در ایران و خارج از کشور دارند. امیرخانی تحصیلات مهندسی مکانیک خود را در دانشگاه صنعتی شریف به پایان رساند و پیش از بیست سالگی موفق به اخذ گواهینامه خلبانی شد و به عنوان جوان‌ترین خلبان ایرانی شناخته شد. علاقه‌مندی او به ادبیات از دوران دبیرستان آغاز شد و نخستین داستان او، ارمیا، در سال ۱۳۷۴ منتشر شد و توانست برگزیده جشنواره آثار بیست سال دفاع مقدس شود. از دیگر آثار مشهور او می‌توان به رمان پرمخاطب من او اشاره کرد که حاصل سال‌ها تحقیق و پژوهش درباره تهران قدیم است و یکی از محبوب‌ترین آثار دهه ۱۳۸۰ ایران به شمار می‌رود. امیرخانی علاوه بر فعالیت‌های ادبی، سفرهایی به آمریکا، افغانستان، هند و کره شمالی داشته و برخی از این تجربه‌ها را در قالب آثار مستند و تحلیلی منتشر کرده است، از جمله کتاب «نیم‌دانگ پیونگ‌یانگ».  وی با نگاهی جامعه‌شناسانه به مسائل ایران، همواره تلاش کرده آثارش نه تنها سرگرم‌کننده باشد، بلکه تصویری تحلیلی و مستند از جامعه ارائه دهد. سبک منحصر به فرد امیرخانی، ترکیبی از داستان‌سرایی، جستارنگاری و تحلیل اجتماعی است که او را به یکی از  نویسندگان تاثیرگذار معاصر ایران تبدیل کرده است.  گفت‌وگوی پیش رو با مسعود کوثری، جامعه‌شناس، پژوهشگر و منتقد ادبی، به بررسی تأثیر قلم رضا امیرخانی بر ادبیات ایران، نگاه جامعه‌شناسانه او و نحوه مواجهه‌اش با مسائل اجتماعی و اقتصادی می‌پردازد. مسعود کوثری، سرپرست گروه ارتباطات اجتماعی در دانشکده علوم اجتماعی و دبیر علمی هفدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد، یکی از مرجع‌های تحلیل ادبی و اجتماعی معاصر ایران است.

شب گذشته خبر رسید که رضا امیرخانی در حین پاراگلایدرسواری دچار سانحه شده‌اند، خانواده ایشان اعلام کرده‌اند که همچنان در وضعیت مراقبت‌های ویژه هستند. با توجه به این شرایط، می‌خواستم نظر شما را درباره جایگاه آثار ایشان و تأثیر قلم او بر ادبیات معاصر ایران بدانم. همچنین اینکه ایشان چندین بار نامزد و برنده جایزه جلال شده‌اند، نقششان در شکل‌دهی به ادبیات امروز چگونه بوده است؟

 رضا امیرخانی یکی از نویسندگان برجسته نسل جوان پس از انقلاب است که می‌توان او را به نوعی «نویسنده جامعه‌شناس» نامید؛ نویسنده‌ای که درک عمیقی از جامعه دارد و توانسته این درک را در آثار خود به شکل تحلیلی و روایت‌گونه به خواننده منتقل کند. تجربه‌های او از زندگی مهاجران ایرانی در آمریکا، سفر به افغانستان، هند و دیگر مناطق، نشان‌دهنده علاقه و حساسیت او به ظرایف جامعه‌شناختی است. از نظر سبک نگارش، امیرخانی در آثارش به نوعی «رساله‌نویسی» یا جستارنگاری پرداخته است؛ سبکی که هم به تحلیل دقیق جامعه توجه دارد و هم زبانی ساده و روان دارد. این سبک را می‌توان در سنت ادبی جلال آل احمد دید، اما امیرخانی آن را به شیوه خود توسعه داده و تبدیل به امضای شخصی خود کرده است. آثار او مانند«نشت نشا»، «بی‌وتن» و … نمونه‌هایی از این سبک هستند و نشان می‌دهند که او توانسته با ترکیب روایت و تحلیل، نویسنده‌ای تأثیرگذار در ادبیات معاصر ایران باشد.

 پس علاوه بر رمان‌نویسی در حوزه جستار نیز فعالیت دارند؟

 جستار در آثار او، به مفهوم دانشگاهی نیست، بلکه بیشتر به سبک نویسندگان نسل پیشین مانند جلال آل احمد نزدیک است؛ سبکی که مسائل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی را تحلیل می‌کند و گاه از قالب رمان سنتی عبور می‌کند. برخی آثار او، مانند «قیدار»، از نظر سبک و ساختار نوشتاری کاملاً متمایز و قابل توجه هستند. تأثیر امیرخانی بر نسل جوان قابل توجه است؛ تحلیل‌های او از جامعه ایران و شرایط جهانی مورد توجه مخاطبان متنوع قرار گرفته است. به همین دلیل چندین بار از او دعوت شد تا در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با دانشجویان به گفت‌وگو بنشیند و این ارتباط با روی باز برقرار شد.

سانحه اخیر ایشان به نوعی نمادی از روحیه متفاوت و جسورانه ایشان نیز هست؛ پرواز با پاراگلایدر، آن هم وقتی نویسنده هستی …شاید نماد نگاهی فراگیر به جامعه و جهان باشد؟

دقیقاً. جسارت و کنجکاوی امیرخانی باعث شده که از قالب‌های بسته و محدود بیرون بیاید و نگاه مستقلی نسبت به مسائل اجتماعی پیدا کند. او همواره سعی کرده از چارچوب‌های رسمی و وابستگی به نهادهای دولتی فاصله بگیرد و با دیدی انتقادی به سیاست‌ها و روندهای فرهنگی نگاه کند. نگاه از بالا، چه به صورت استعاری و چه از طریق فعالیت‌هایی مانند پاراگلایدرسواری، نماد همین بینش اوست؛ نگاهی که به او اجازه می‌دهد تصویر بزرگ‌تری از جامعه داشته باشد و تجربیات خود را با خوانندگان به اشتراک بگذارد.

 برخی مخاطبان، به ویژه در حوزه هنر و ادبیات، هنرمندان را دسته‌بندی می‌کنند و می‌گویند «این هنرمند حکومتی است یا غیرحکومتی». با توجه به اینکه این نوع ارزیابی‌ها ممکن است درباره رضا امیرخانی نیز مطرح شود، شما این پدیده را چگونه تحلیل می‌کنید؟

امیرخانی و بسیاری از نویسندگان نسل پس از انقلاب همواره با این چالش مواجه بوده‌اند. از یک سو از انقلاب و اهداف آن دفاع کرده‌اند و از سوی دیگر، نقدهای جدی نسبت به روندهای موجود در جامعه مطرح کرده‌اند. در آثار امیرخانی، هر دو بعد دیده می‌شود و او توانسته به استقلال فکری برسد و با ارزیابی دقیق، تحلیل‌های روشنی ارائه دهد. ریشه بسیاری از مسائل اجتماعی و اقتصادی که او در آثارش به آن‌ها پرداخته، ادامه همان ساختارهای اقتصادی است که از دوران پهلوی به ارث رسیده است؛ مسائلی مانند وابستگی به نفت، آسیب دیدن کارگاه‌ها و ساختارهای اقتصادی، تمایل به کارمند بودن، بهره‌گیری از رانت‌ها و ضعف خلاقیت اجتماعی. امیرخانی با نگاهی جامعه‌شناسانه، این روندها را تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد که جامعه ایران هنوز نتوانسته به جامعه‌ای خلاق و پویا تبدیل شود.

 به نظر می‌رسد آثار ایشان علاوه بر سرگرمی، جنبه‌ای از تاریخ‌نگاری و مستندسازی نیز دارند و جهان‌بینی متفاوتی ارائه می‌دهند.

آثار امیرخانی، همزمان سرگرم‌کننده و آموزنده هستند و با ترکیب داستان، تحلیل و مستندسازی، پیوستار جامعه ایران را به تصویر می‌کشند. او به این بینش خاص دست یافته و از این نظر یکی از نویسندگان برجسته و شایسته توجه در ادبیات معاصر ایران است. قطعاً همه ما امیدواریم که ایشان بهبود یابند و دوباره به نوشتن بازگردند. این سانحه می‌تواند زنگاری برای مخاطبان باشد تا به آثار ارزشمند نویسندگان معاصر ایران توجه بیشتری داشته باشند. اگر کسی بخواهد از آثار امیرخانی شروع به خواندن کند، به نظر من کتاب«قیدار» گزینه خوبی است. همچنین «بی‌وتن» و «نشت نشا» نیز برای درک سبک و جهان‌بینی او توصیه می‌شوند آثاری که می‌توانند نقطه شروع و مناسبی برای مطالعه آثار این نویسنده باشند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها