معصومه دهقان _ فیلم سینمایی «لاکپشت» تجربهای متفاوت در سینمای ایران است؛ اثری روانشناسانه که طراح صحنه، فیلمبردار و کارگردان با همکاری هم، تلاش کردهاند مرز میان واقعیت و خیال را در ذهن شخصیت اصلی محو کنند. سعید مربی، طراح صحنه، از الهام گرفتن از شخصیت پیروز برای خلق فضاهای سرد و دقیق، وحید ابراهیمی، فیلمبردار، از سکوتهای فشرده و نورپردازی کنترل شده، و بهمن کامیار، کارگردان، از پایداری در برابر محدودیتها و ممیزی، درباره پشت صحنه و فلسفه بصری فیلم با روزنامه صبا صحبت کردهاند. «لاکپشت» نمونهای از سینمای مستقل است که با بودجه محدود و خلاقیت بالا، مخاطب را وارد روان شخصیتها میکند و بازخوردهای مثبتی از منتقدان و مخاطبان دریافت کرده است.
بهمن کامیار، کارگردان: سانسور ما قانون ندارد، سلیقه دارد
«لاک پشت» سومین تجربه سینمایی بهمن کامیار است؛ فیلمسازی که هم نویسنده و هم تهیهکننده مستقل آثارش بوده و برای ساخت این فیلم، شش سال منتظر حضور فرهاد اصلانی ماند. او میگوید با وجود محدودیتهای بودجه و سلیقهگرایی در ممیزی، سینمای مستقل همچنان باید زنده بماند.
او درباره اینکه همزمان نویسندگی، کارگردانی و تهیهکنندگی را در فیلم بر عهده دارد، گفت: در اغلب کارهایی که ساختهام این سه نقش را در کنار هم داشتهام، اما در مواردی که تهیهکننده رسمی فیلمم نبودهام، موانع قانونی و آییننامههای داخلی شورای پروانه ساخت مانع شده که بتوانم همزمان به عنوان تهیهکننده و کارگردان پروانه بگیرم. طبق یکی از بندهای آییننامه، اخذ پروانه ساخت به شکل «تهیهکننده ـ کارگردان» فقط از فیلم سوم به بعد برای کارگردان امکانپذیر است. در «لاک پشت» که سومین فیلم سینمایی من در مقام کارگردان بود، این مانع وجود نداشت و انجام شد. نویسندگی آثارم هم همیشه بر عهده خودم بوده است.
کامیار درباره انتخاب «لاک پشت» برای نام فیلم، افزود: انتخاب نام «لاک پشت» در طی پروسه نگارش به دست آمد. جایی که متوجه شدم خصائص شخصیت «پیروز» بسیار شبیه چیزی است که از لاک پشت در ذهنمان متبادر میشود و همین موضوع خیلی کمکم کرد؛ چه در پرداخت صحنهها و شخصیت پیروز، و چه در طراحی صحنه و لباس.

وی درباره انتخاب بازیگر حصوصا نقش اصلی که فرهاد اصلانی ایفاگر آن بود، گفت:من معمولاً هنگام نگارش فیلمنامه با بازیگر اصلیام تصویرسازی میکنم. خصایصی که از آن بازیگر میشناسم به پرداخت شخصیت، شرح صحنهها و حتی نحوه نگارش دیالوگها کمکم میکند. وقتی این اتفاق میافتد، تغییر بازیگر در مرحله ساخت تقریباً ناممکن میشود.در «لاک پشت» از ابتدای نگارش فیلمنامه، فرهاد اصلانی در ذهنم بود. اولین نفری که فیلمنامه را خواند، او بود. حتی گفتم اگر قبول نکند، فیلمنامه را کنار میگذارم. او متن را دوست داشت، اما به دلیل برنامه کاریاش فرصت خواست و من شش سال صبر کردم تا امکان حضورش فراهم شود. شخصیت دکتر پیروز با ویژگیهایی که تنها در فرهاد اصلانی میدیدم، در مرحله فیلمنامه شکل گرفت و ساختن آن با بازیگر دیگر شدنی نبود.
او با اشاره به اینکه نسخه فعلی لاک پشت با کمترین ممیزی اکران شده است، گفت: سانسور در ایران در مدیومهای مختلف متفاوت است، ممکن است موضوعی در فیلم سینمایی ممنوع باشد اما همان در سریال بدون مشکل پخش شود. در حوزه کتاب نیز چنین برخوردهای سلیقهای وجود دارد. گاهی سطح اعمال سلیقه به حدی پایین است که همه چیز تبدیل به برداشت شخصی ممیز میشود، به طوریکه یک ممیز دیگر به راحتی همان ممیزی را رد میکند و آب از آب تکان نمیخورد. این مضحکترین و غیر قابل تحملترین نوع سانسور برای مولف است. در «لاک پشت» هم با همین نوع سانسور مواجه بودم. صحنهها و جزئیاتی که کاملاً کارکرد دراماتیک داشت ـ از نوع پوشش و گریم تا عناصر صحنه ـ از نظر آنها «مروج سبک زندگی غیر ایرانی» قلمداد میشد و باید حذف میشد، در حالی که حذفشان یعنی فرو پاشیدن ساختار درام. نسخه فعلی با کمترین ممیزی اکران شد. حالا میبینید؛ چه چیز «غیراسلامی» ترویج میشود؟ اصلاً قرار بر ترویج نیست. همه چیز در خدمت درام است. اگر این فیلم در کشور دیگری هم ساخته میشد، بیش از این چیزی اضافه نمیشد.
کارگردان لاک پشت در پایان، درباره مواجهه مخاطب ایرانی با چنین فیلمهایی افزود: مخاطب عام در سالهای اخیر، خصوصاً بعد از کرونا، با مدیریت آمارمحور سینما و گسترش فضای مجازی، کم حوصله شده و معمولاً دوست ندارد با فکر مشغول از سالن خارج شود. برای این مخاطب، قصههای عامهپسند با پایان خوش بهتر جواب میدهد و «لاک پشت» فیلم محبوبش نیست. اما مخاطب خاص حتماً از اکران چنین فیلمی خوشحال است چون سالها بود این جنس آثار در سبد سینمای ایران کم شده بود. شاید این باعث شود دیگران هم به سمت ساخت این نوع فیلمها بروند، اگر چه ریسک بالایی دارد و باید با بودجه محدود تولید شود و الان تولید فیلم کم هزینه تقریباً غیرممکن شده است.

وحید ابراهیمی، فیلمبردار:سکوتهای «لاکپشت» را با تصویر فریاد زدیم
وحید ابراهیمی، فیلمبردار سینما و برنده جایزه حافظ برای «موقعیت مهدی»، از تجربه همکاریاش در فیلم «لاکپشت» به کارگردانی بهمن کامیار و چگونگی شکلگیری زبان بصری این اثر سخن گفت. او که سابقه مدیریت فیلمبرداری آثاری چون «خروج»، «پرویز خان» و «اشک هور» را دارد، درباره چگونگی حضورش در این پروژه توضیح داد که با دعوت سجاد رحیمی وارد «لاکپشت» شد و در همان مواجهه نخست با کارگردان، جهان درونی و تنشهای پنهان روایت توجهش را جلب کرد. به گفته او، از ابتدا روشن بود که فیلم نیازمند زبانی تصویری برای برجستهکردن سکوتها و اضطرابهای شخصیتهاست؛ از همین رو، نورپردازی نرم، قابهای محدود و حرکتهای کنترلشده دوربین پایه طراحی بصری شد.
وی مهمترین ویژگی فیلمنامه را «ریتم درونی و سکون پرتنش» عنوان کرد؛ سکونی که در ظاهر آرام اما در عمق سرشار از آشفتگی است. همین ویژگی باعث شد تصویر در «لاکپشت» از نقش صرفاً ثبتکننده موقعیتها فراتر برود و به ابزار کاوش روانی شخصیتها تبدیل شود.
ابراهیمی درباره زبان بصری فیلم گفت که تلاش کرده تصویر در نقطه تعادل میان فرم و احساس قرار بگیرد. به گفته او، دوربین کمتحرک و قابهایی با فاصلهگذاری احساسی، تنهایی شخصیتها را برجسته میکردند. نورپردازی نیز با استفاده از منابع طبیعی، مرز میان واقعیت و ذهنیت را کمرنگ میکرد و پالت رنگی فیلم همزمان با دگرگونی شخصیتها تغییر مییافت.

فیلمبردار «لاکپشت» چالش اصلی تولید را زمانبندی فشرده و محدودیت امکانات دانست و توضیح داد که برای حفظ سرعت و کیفیت، از نورهای درونصحنهای و لنزهای مناسب نور کم استفاده کرده است. او به استفاده از لنز Master Prime، زاویههای بالا با ریگهای سفارشی و تغییر نسبت تصویر به ۴:۳ در یکی از سکانسها اشاره کرد؛ تکنیکهایی که به گفته او، در تقویت فضای روانی فیلم مؤثر بودهاند.
ابراهیمی همکاری با بهمن کامیار را مبتنی بر احترام و گفتوگو توصیف کرد و افزود که کارگردان به تصویر بهعنوان لایهای مستقل از روایت نگاه میکرد؛ نگاهی که آزادی بیشتری برای جسارت در خلق جهان بصری فراهم آورد.
او در پایان گفت: «لاکپشت» برایم تجربهای بود که مرز میان تکنیک و احساس را دوباره تعریف کرد؛ تجربهای که نشان داد چگونه میتوان سکوتها و تنشهای پنهان را با تصویر فریاد زد.

سعید مربی (طراح صحنه): هر رنگ و چیدمان از شخصیت پیروز الهام گرفت
سعید مربی، طراح صحنه فیلم «لاکپشت»، در گفتوگویی درباره شیوه طراحی فضاهای فیلم، چالشهای تولید مستقل و نقش شخصیت اصلی در شکلگیری جهان بصری اثر توضیح داد. او تأکید کرد که طراحی صحنه در این فیلم بیش از آنکه به ساخت دکورهای بزرگ متکی باشد، بر چیدمان، رنگ و فضاسازی روانشناسانه تکیه داشته است.
مربی درباره انتخاب لوکیشنها گفت بخش عمده فضاهای فیلم مانند خانه، مطب و خانه مادرزن، انتخابی بودند و تیم طراحی بیشتر بر رنگآمیزی، اکسسوار و جزئیات تمرکز کرد. به گفته او، هدف اصلی بازتاب ویژگیهای شخصیت «پیروز» در فضا بود؛ شخصیتی درگیر ذهن، خیال و تنهایی. به همین دلیل از رنگهای سرد و فضایی مینیمال استفاده شد تا روحیات کاراکتر در محیط بازتاب پیدا کند.
او تأکید کرد که در طراحی کلینیک و خانه، تلاش شده مرز میان واقعیت و خیال برای مخاطب نامشخص بماند؛ زیرا بسیاری از سکانسها تنها در ذهن شخصیت اصلی رخ میدهند. یکدستسازی فضاها بهگونهای انجام شد که تماشاگر متوجه ورود و خروج از جهان ذهنی پیروز نشود.
این طراح صحنه با اشاره به محدودیتهای مالی و زمانی تولید خصوصی گفت با وجود چالشها، همراهی تیم تولید و هماهنگی میان گروهها باعث شد نتیجهای استاندارد به دست آید. مربی تعامل با بهمن کامیار را بسیار مثبت توصیف کرد و گفت جلسات مستمر پیشتولید و نگاه دقیق کارگردان، مسیر طراحی را روشنتر کرد.
به گفته او، بازخوردها از سوی طراحان حرفهای و تماشاگران بسیار مثبت بوده و «لاکپشت» از نظر طراحی صحنه نیز توجه قابلتوجهی به دست آورده است.
منبع: روزنامه صبا
فرهاد اصلانی بهترین واولین انتخابی است که هر کارگردانی که دنبال بازی درونگرا وتاثیر گدار است میتواند باور بیاندیشد هنرمند خوب وکاربرد که هر نقشی را به بلوغ کامل میرساند وآنرا در نهایت بازی میکند اصلانی ما در سینما ی ایران خیلی خیلی کم داریم