به گزارش صبا، در ابتدای این برنامه، میز رسانه با حضور محمد صابری خبرنگار و روزنامهنگار سینما برگزار و در این میز اخبار یک هفته سینما مرور شد.
در ادامه سید محمد حسینی عضو سابق شورای پروانه ساخت در تماس تلفنی درباره مطالبه سینماگران برای حذف پروانه ساخت گفت: حذف پروانه ساخت بیشتر بابت راحت بودن فیلمسازان در روند ساخت فیلمشان مطرح میشود اما این مساله را باید با مولفههای بازتر و بهتری بررسی کرد. مثلا در آمریکا چیزی مانند پروانه ساخت وجود ندارد اما سینمای آنها بر پایه کمپانیها حرکت میکند و اساسا در این شرایط پروانه ساخت در آن کشورها ضریب بیشتری میگیرد زیرا کمپانی براساس خطوط قرمز خودش متون را غربال میکند.
وی تاکید کرد: بسیاری از مشکلات ما در سینما بعد از تولید به وجود می آید زیرا گاهی وجوهی در ساخت فیلم رعایت نمیشود و فیلمها در پخش با مشکل مواجه میشوند. پخش ما در ایران با اخلال شدید مواجه است و از این نظر پروانه ساخت میتواند به فیلمساز کمک میکند. اگر شما جشنواره یا پخشی داشته باشید که آلارم درستی به تولیدات بدهد و زمینه ای درست کند که فیلمسازان سراغ فیلمهایی بروند که در پخش موفق باشد، قطعا پروانه ساخت میتواند سبک تر باشد.
حسینی تصریح کرد: اگر به فیلمسازی بگویند که یک سکانس را از فیلم خود حذف کن تبعاتش خیلی بیشتر از چیزی است که بخواهد آن سکانس را از فیلمنامه حذف کند درنتیجه از این منظر پروانه ساخت به صلاح فیلمسازان است.
وی با اشاره به اعمال سلایق در شورای پروانه ساخت گفت: متاسفانه ما در فضای پروانه ساخت نگاه شفافی نداریم و پروانه ساخت اسیر برخی سلایق میشود و اگر پروانه ساخت شفافسازی شود برای فیلمسازان نیز بهتر است. به همین دلیل با تغییر آدمها حال و هوا و رویکرد شورای پروانه ساخت تغییر میکند. مثلا باید برخی از مولفه های کلی را لحاظ کنیم که پروانه ساخت به برخی مسائل توجه میکند درنتیجه تکلیف فیلمساز نیز به لحاظ محتوایی روشنتر میشود.
حسینی در پایان گفت: ما عملا نظام استودیویی در ایران نداریم و برخی ارگانهای محدود هستند که رفتار ارگانی انجام نمی دهند و همین مساله باعث میشود که نتوانیم اعمال مدیریت را به سمتی ببریم که اکوسیستم بیرونی بتواند به طور طبیعی جای پروانه ساخت را بگیرد. اکنون تاثیرگذاری کن و برلین بر سینمای ایران بیشتر از جریان مدیریت داخلی است. حتی ممکن است برخی فیلمها به اکران نرسند اما رویای حضور در این جشنوارهها را دارند. متاسفانه جشنواره فجر ما تاثیری در فرایند تولید نمیگذارد.
در بخش دیگر برنامه محمدرضا مقدسیان اعلام کرد: بخش تازهای از امشب در برنامه اضافه میشود با عنوان «نقش اول» که توسط ساره رشیدی، بازیگر جوان سینمای ایران اجرا خواهد شد. این بخش به معرفی شخصیتهای اثرگذار در عرصههای مختلف میپردازد؛ افرادی که قصههای واقعی و ظرفیت دراماتیک دارند و میتوانند الهامبخش سینمای ایران باشند. «نقش اول» تلاشی برای تنوعبخشی به روایتها و آشنا کردن ما با قهرمانان کمتر دیده شده است.
در میز سینمای ایران، جواد طوسی و رضا صدیق در حضور شاهد احمدلو کارگردان اثر، فیلم سینمایی «شاهنقش» را مورد نقد و بررسی قرار دادند.
طوسی با اشاره به سابقه شاهد احمدلو بیان کرد: پدر شاهد احمدلو یعنی محمدولی احمدلو جزو زحمتکشان سینمای ایران بودند. شاهد احمدلو از سنین نوجوانی با فیلمهای آقای کیمیایی بازیگری را تجربه کردند و تجربه ساخت فیلم کوتاه و… را دارد. او ۲ فیلم دیگر هم درباره سیاهی لشگرها و هنروران سینما ساخته است. فیلم «شاهنقش» ادای دینی به دوران موج نو و سینمای خیابانی و معترض است.
رضا صدیق در ادامه عنوان کرد: «شاه نقش» یک فیلم بی ادعای قصه گو است که فرم آن به سمت سینمای فیلمفارسی حرکت میکند و حتی اشارات دوربین در برخی لحظات به فیلمهای موج نو ارجاع میدهد. من از فیلمفارسی در اینجا به عنوان توهین استفاده نکردم بلکه گزاره و اصطلاحی آشنا با ذهن مخاطب است. برای از بین بردن یا بازتعریف این اصطلاح رایج، نیاز به یک عزمی همگانی و خوانشی جدید از سینمای عامهپسند آن دوران داریم. این فیلمها در بستر تاریخی خود، فرصتی برای شکلگیری موج نوی سینمای ایران ایجاد کردند.
وی تاکید کرد: شاهد احمدلو فیلمش را براساس زاویه هایی از دوربین می سازد که به چشم مخاطب آشنا است. در سینمای فیلمفارسی همواره قهرمان وجود دارد اما در «شاه نقش» همه ضدقهرمان هستند. داستان این فیلم میتواند در هر صنفی وجود داشته باشد.
طوسی گفت: یکسری از همکاران ما به خوانشی از آن دوران سینما رسیده اند اما متاسفانه برخی منتقدان وقتی میخواهند به بازه ای از سینمای ایران نگاه کنند، ساخته شدن برخی از فیلمهای مهمرا نادیده میگیرند و مُهر و انگ فیلمفارسی برخی آثار را کامل کنار میگذارند.
شاهد احمدلو در ادامه این قسمت بیان کرد: این یکی از افتخارات من است که رو در روی آقای طوسی و آقای صدیق قرار گرفتم و قرار است درباره فیلم «شاهنقش» صحبت کنیم. مهمترین نکته این است که «شاهنقش» یک پارودی سینمایی است که با ارجاعات به «قیصر»، «گوزنها» و آثار فریدون گُله و کیمیایی، نسل ما را عاشق سینما کردند. این فیلم تعمداً از رئالیسم فاصله گرفته و نقد قدرت دیکتاتور درون را از خود سینما شروع میکند. ساخت این اثر ادای دین و احترام به کسانی است که دیوار سینمای ایران را از خشتهای پایین ساختند. اتفاقا فکر میکنم که اگر نقد را از خودمان شروع کنیم بهتر است و به همین دلیل سعی کردم با استفاده از هنروران سینما به نقد قدرت بپردازم. این دغدغه از سالها پیش در ذهنم وجود داشت و اگر علی قائم مقامی پا پیش نمیگذاشت محقق نمیشد.
وی افزود: این دغدغه همواره در ذهنم وجود داشت که یک بخشی از افراد با عشق بسیار در سینما فعالیت کردند و باید در زمان پیری به آنها احترام بگذاریم. سینمای ایران مانند یک دیوار بلند است که افرادی مانند مرتضی عقیلی، بیوک ایمانوردی و… این دیوار را ساخته اند. من با اصطلاح فیلمفارسی مخالف هستم مگر دیگر فیلمهای ما هندی هستند؟ «شاه نقش» ادای احترام به سینمای ایران و کسانی است که ما را عاشق سینما کردند.
طوسی تصریح کرد: ما یک لیست سیاه در ذهنمان ایجاد میکنیم و براساس آن یک کارنامه تاریخی را بررسی نمیکنیم. آقای احمدلو شما به آسیب شناسی قشری می پردازد که بسیار در معرض آسیب بوده اند اما بسیار حسی به این مساله پرداخته است که به پیشینه خانوادگی او برمیگردد.
احمدلو در ادامه گفت: این دغدغه به پدرم بازمیگردد. من تا چشم باز کردم در سینما بزرگ شدم و دیالوگهای «گوزن ها» را حفظ میکردم. پدرم به من میگفت که چک خوردن، مشت خوردن، دیالوگ گفتن و… چطور است. تمام لحظات زندگی من با عشق به سینما گذشت و با آقای مسعود کیمیایی آشنا شدم درنتیجه نمیتوانستم غیر از این سینما را روایت کنم. چه عیبی دارد یک نفر با عشق و از خاک سینما درباره خود سینما فیلم بسازد و با نقد اجتماعی به مسائل دیگری بپردازد. احساس میکنم که در «شاه نقش» توانستم قدمی رو به جلو داشته باشم.
رضا صدیق عنوان کرد: عشق سینماها اصولا با ادای دین به سینمای خارج از ایران تعریف میشوند اما عشق سینمای شاهد احمدلو کاملا ایرانی است و اتفاقا تلاش شده است که این تصاویر واقعنمایی نشود. مساله من با فیلم این است که ایده مرکزی سیاهی لشگر نیست بلکه کسب قدرت است. ولی این ایده مرکزی باعث شده است که این هنروران علیه خودشان شوند. سوال من این است که آیا انتخاب این مضمون باتوجه به ادای دین به سینما اجحاف در حق این هنروران و حاشیهنشینان سینما نیست؟
علی قائم مقامی تهیه کننده «شاه نقش» در تماسی تلفنی بیان کرد: فیلمهایی مانند «شاهنقش» در شرایط اکران وضعیت خوبی ندارند و سینماداران دنبال فیلمهای پرفروش هستند. فیلم ما اکران خوبی نداشت و باید بپذیریم که این مدل فیلمها دیگر طرفدار ندارند و امروزه مردم بیشتر فیلمهای طنز دوست دارند. ازطرفی برخی سینماها سانس های بدی به ما دادند مثلا یک سینما در شیراز به ما ۱۰ صبح سانس داده بود. قبل از اکران از سازمان زیباسازی به ما قول همکاری دادند اما تا امروز هیچ تابلوی تبلیغاتی نداشتیم. خوشبختانه صداوسیما تبلیغات خوبی برای ما داشت اما بیلبوردهای شهری هم مهم هستند. امیدوارم تدبیری اندیشیده شود که فیلم هایی مانند «شاه نقش» زیر دست و پای فیلمهای کمدی نابود نشوند.
صدیق بیان کرد: بارها گفتهام که مشکل و معضل سینمای امروز ما حکمرانی سینماداران است و سینماداران تعیین میکنند که چه فیلمی دیده شود و چه فیلمی دیده نشود. این وضعیت به شدت خطرناک است و ژانرها نابود میشوند.
طوسی تصریح کرد: در فیلم «شاه نقش» من انتظار داشتم شخصی مانند عنایت بخشی یک الگوی رفتاری باشد اما متاسفانه ما در این مجموعه یک الگوی رفتاری نداریم حتی خود آقای متوسلیان یا عنایت بخشی نیز با شرایط بد داستان کنار میآیند. «شاه نقش» با مخاطب و سوژه خود صادقانه برخورد میکند.
رضا صدیق گفت: فیلم بی ادعایی مانند «شاهنقش» به فیلمهای پرمدعای اجتماعی شرافت دارد که این روزها سروصدای بی خود ایجاد میکنند و به مخاطب دروغ میگویند.
شاهد احمدلو در پایان این بخش تاکید کرد: نويسنده فیلم من و آقای هومان فاضل بودیم که او هم برآمده از همان سینما است. یک جایی من و هومان باهم صحبت کردیم که این دو نفر باهم رفیق شوند اما دوست نداشتم که این فیلم مرثیهای برای زندگی تلخ و سیاه این هنروران باشد. من قبول دارم و ما میتوانستیم در فیلم قهرمان بسازیم. من برای ساخت این فیلم ۱۰ سال تلاش کردم و هربار نمیشد که این فیلم ساخته شود. امیدوارم شرایطی ایجاد شود که فیلمسازان بتوانند فیلمی که نزدیک به خودشان است، بسازند نه چیزی که مخاطب و تهیهکننده به آن ها القا کرده است. این فیلم بدون ادعا و با کمترین بودجه ساخته شده است. «شاه نقش» با بودجه ای ساخته شده است که شاید با یک بخش تبلیغات ماهوارهای برخی فیلمها برابری میکند. خوشحالم فیلمی ساختم که فریب جشنوارهها و فرش قرمزهای پوشالی را نخورده است. از تیم بازیگران این فیلم تشکر میکنم زیرا ما دو عنصر عشق و انگیزه داشتیم چیزی که این روزها از سینمای ما رخت بربسته است.
گفتگوی ویژه این قسمت از برنامه با حضور مریم پیرکاری دبیر جشنواره بینالمللی فیلم شهر پیرامون این دوره از جشنواره برگزار شد.
پیرکاری در ابتدای این بخش عنوان کرد: این جشنواره دوسالانه بود که بعد از سال ۱۴۰۱ به دلایلی با تاخیر برگزار شد. من خیلی فکر میکردم که چطور یک جشنواره با موضوعی خاص برگزار کنم که دستاوردهای خوبی داشته باشد. جشنواره موضوعی فاکتورها و پارامترهای مشخصی دارد و حتی قصد داشتم که جشنواره را به یک جشن تبدیل کنم و تمرکزمان را روی بخش محله و فیلمسازان آماتور جوان و نوجوان بگذاریم. وقتی این تصمیم را خبری کردیم دبیران ادوار گذشته من را نقد کردند. درنتیجه تصمیم گرفتم جشنواره را طبق روال گذشته برگزار کنم اما به این مساله توجه کردم که آثار پیوندی میان مردم، شهر و سینما ایجاد کنند و مردم بتوانند خودشان را در فیلمها ببیند زیرا مخاطب، موضوع و داور اصلی جشنواره مردم هستند.
وی افزود: نمیتوان گفت که امسال فیلمی مناسب این جشنواره نداشتیم اما قبول دارم که فیلمی تولید نکردیم. موضوعات بسیاری در فیلمها وجود دارد که به شهر ارتباط پیدا میکنند و ما تصمیم گرفتیم که امسال این آثار را داوری کنیم. این جشنواره مختص تهران نیست بلکه مختص تمام شهرها است. در این جشنواره تصمیم گرفتم که یک بخش مردمی برگزار کنیم. مثلا ما ۵۰ فیلم کوتاه درباره فیلم کوتاه تولید کردیم، چندین کارگاه تخصصی برای جوانان برگزار کردیم، نشستهای تخصصی برگزار کردیم و… .
دبیر جشنواره تصریح کرد: پارسال در جشنواره فیلم شهر بخش تهران ۳۰ نما را برگزار کردیم و به امید خدا قصد داریم در جشنواره سال آینده با گروه تهران ۳۰ نما حداقل ۱۰ فیلم تولید کنیم که در جشنواره رونمایی شوند. این ایده را هنوز با جایی مطرح نکردیم و پیوندی با سازمان مطالعات شهرداری ایجاد کردیم و متوجه شدیم که بسیار مسائل مختلفی پیرامون شهر وجود دارد که ما از آنها اطلاع نداریم.
پیرکاری درباره نقدهایی که نسبت به جشنواره مطرح شد، عنوان کرد: یک بخشی از نقدها مهم بودند و قرار شد در هیات مدیره تصویرشهر بررسی شوند مثلا اینکه چرا سالنها خالی هستند یا فیلمها تکراری و اکران شده هستند. یکسری نقدها واقعا برای تخریب بود و جنبه سازندگی نداشت. قرار است که سندی درباره نقدها و آسیبهای جشنواره فیلم شهر تهیه کنیم.
وی عنوان کرد: از سازمان سینمایی و نهادهای زیرمجموعه تشکر میکنم زیرا بسیار به من کمک کردند و از زحمات ایشان شرمنده شدم.
پیرکاری در پایان در پاسخ به این پرسش که چرا برنامهای بلند مدت برای تربیت فیلمنامه نویس اجرا نمی کنند، گفت: متاسفانه امروزه کسی اعتماد نمیکند که ما وقت بگذاریم و یک یا دو فیلمنامه نویس را به جامعه سینمایی معرفی کنیم. متاسفانه نگاه نتیجه محور و کوتاه مدتی وجود دارد و اجازه نمی دهند که ۲ سال زمان بگذاریم برای اتفاقی که شاید تنها یک فیلمنامه نویس از آن خارج شود.
سعید مستغاثی و رامتین شهبازی نیز در میز سینمای جهان به نقد و بررسی «فرانکنشتاین» (Frankenstein) پرداختند.
سعید مستغاثی در ابتدای این بخش درباره مساله پروانه ساخت در سینمای ایران گفت: من ۳ سال در شورای پروانه ساخت و نمایش بودم. موضوع حذف پروانه ساخت خیلی سال است که مطرح می شود. من شخصا با هر نوع اعمال نظری در هنر مخالفم زیرا هنرمند باید آزادی داشته باشد تا با حس و حالش خلق هنر کند اما این مساله زمانی اتفاق می افتد که ما کمپانی، تهیه کننده و فیلمساز استاندارد داشته باشیم. در این چند سال حدود ۴۰۰ فیلمنامه خواندیم و تعداد بسیار کمی از آن ها براساس استانداردهای فیلمنامه نویسی تهیه شده بودند. من به همه تهیه کنندگان و فیلمنامه نویسان و فیلمسازان احترام می گذارم اما سینمای ما امروزه از بیسوادی رنج می برد. برخی تهیه کنندگان ما تخصص و سواد تهیه کنندگی ندارند. من موافقم که پروانه ساخت حذف شود اما سینمای ما باید استاندارد باشد تا در خود کمپانیها برخی استانداردها روی فیلمنامه اعمال شود.
رامتین شهبازی درباره فیلم «فرانکنشتاین» بیان کرد: وقتی شما «فرانکنشتاین» را می بینید از جنبه های سینمایی می توان درباره آن صحبت کرد. دوره علم زدگی به خصوص در حوزه علوم تجربی این روزها غوغا کرده است و بحث اخلاق علمی مساله مهم است و «فرانکنشتاین» بسیار روی این موضوع تاکید می کند. حرف اصلی فیلم این است که من در برابر مصنوع خودم مسئول هستم. شخص ویکتور یک انسانی را خلق می کند و سوال این فیلم این است که آیا خداوند خالق ما انسان ها ما را رها کرده است؟
وی ادامه داد: این مباحث میان رشته ای است و فیلمساز و منتقد باید به این مساله توجه کنند که برای نگاه انتقادی داشتن باید سوال درستی مطرح کنند و براساس منطق پاسخ آن سوال را بدهند.
مستغاثی تصریح کرد: ما نمی توانیم این فیلم را فارغ از شخصیت گیرمو دل تورو کارگردان اثر بررسی کنیم. این فیلم مجموعه ای از آثار این کارگردان را دربر می گیرد. او عمدا در فیلم هایش کلیسا را نقد می کند مثلا در «پینوکیو» پدر ژپتو یک مجسمه ساز در کلیسا است.
شهبازی بیان کرد: ما داستان را از چند زاویه می بینیم. یکی داستانی که ویکتور مطرح می کند و یکی داستانی که هیولا مطرح می کند. در این فیلم تناقضی میان ریتم داستان این ۲ نفر ایجاد می شود که از فیلمنامه نویسی مانند دل تورو بعید است.
مستغاثی عنوان کرد: دل تورو کودکی و بزرگسالی خودش را با فیلم درآمیخته است اما نتوانسته است از روایت مری شرلی نیز غافل باشد به همین دلیل تناقضی در فیلمنامه وجود دارد و فکر می کنم کارگردان با عجله فیلم را به پایان رسانده است.
رامتین شهبازی در پایان بیان کرد: «فرانکشتاین» فضایی فانتزی و ساختار بصری فانتزی دارد و از ژانر وحشت دور میشود. به عقیده من ژانر وحشت هم دچار دگردیسی شده است و مسائلی که در آن مطرح می شود با داستان های کلاسیک ترسناک فاصله گرفته است.
این قسمت از برنامه به زنده یاد ژاله علو تقدیم شد.