عروسی خون در انارستان / بازخوانی اسطوره‌ها در نمایش «عروس انار» | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۱۴:۰۳

عروسی خون در انارستان / بازخوانی اسطوره‌ها در نمایش «عروس انار»

بابک پرهام در یادداشتی درباره نمایش «عروس انار» به کارگردانی حسین جمالی، به بررسی و تحلیل شیوه به‌کارگیری نقش‌بندی اسطوره‌ها و آیین‌های ایرانیِ باستان در این اثر نمایشی پرداخته است. او در این یادداشت با نگاهی تحلیلی، به پیوند میان ساختار نمایشی و عناصر آیینی، بر اهمیت احیای اسطوره‌ای ایران در قالب‌های معاصر تأکید کرده است.

به گزارش صبا، بابک پرهام در یادداشتی بر نمایش «عروس انار»، نوشت:

زنی که عروس پیشین انار بود

« نمایش «عروس انار» به نویسندگی و کارگردانی حسین جمالی بر حول محور یک افسانه بومی می‌گردد که با تیز بینی با یک معضل اجتماعی معاصر پیوند خورده است. در جهان برساخته نویسنده انارستانی است که بر اساس یک رسم دیرین که منشا آن نامعلوم و مورد تردید است دختری جوان و دم بخت را با فریبکاری متهم به یاغی‌گری و گستاخی می‌کنند و سپس او را به عقد درخت انار پیری درمی‌آورند و او موظف است تا به آن درخت خدمت کند و این خدمت به نوعی قربانی کردن دختر باکره است در برابر طبیعت مانند بسیاری از اسطوره‌های بین‌النهرینی و اسطوره‌های مصری، در مرکز ایران نیز این نوع قربانی کردن برای طبیعت اعم از درخت و چشمه به پیش از آیین مهری بازمی‌گردد و افسانه‌اش هنوز در میان مردمان آن نواحی به عنوان متل‌ها و قصه‌های فولکلور وجود دارد.

نویسنده، حسین جمالی این آیین را با قتل ناموسی دختران با ترکیب قصه فولکلور و اتهام یاغی‌گری آمیخته است، اتهاماتی مانند اینکه آن دختر دور نافش تاتو زده است یا با پسری رابطه عاشقانه داشته است، این تک‌جملات مدرن در میان آوازها و کلام موزون و مسجع جهان برساخته پیوندی پیچیده در مخاطب امروز تولید می‌کند، پیوندی که یک سر آن به کهن الگوهای بومی و سوی دیگر آن به دغدغه‌های امروزی می‌پردازد.

متن به دلیل زبان مسجع و موزون گوش‌نواز است و پیش برنده، آوازها با کلام آهنگین ترکیبی ساخته است که بیننده نمایش، از قصه خسته نمی‌شود و به دنبال شنیدن باقی روایت می‌رود، خود قصه نیز علی‌رغم قابل پیش بینی بودن دارای تعلیق است و مخاطب را با خود همراه می‌کند. اما شخصیت‌ها دارای وضعیت های مختلف هستند، زنی که عروس پیشین انار بود و معشوق سابقش و دختری که عروس جدید انار است شخصیت‌های کاملی داشتند که در در پیشبرد داستان بسیار خوب کار می‌کردند، همچنین شخصیت شرور که به نوعی رهبر خرافه پرستان بود و از این موقعیت مالی و غیر مالی سواستفاده می‌کرد و شاید جا داشت تا بیشتر او را بشناسیم و خباثتش به ویژه در تحمیق مردمان ساده آن ناکجا آباد بیشتر تعمیم داده می‌شد ولی استفاده از شخصیت های فرعی که به دلیل بازنمایی شخصیت‌های اصلی بودند و نویسنده تلاش کرده بود تا آنها نیز تیپ نشوند و شخصیت شان قابل فهم شود زمان را برای تعمیم بیشتر شخصیت اصلی محدود کرده بود، مادر و دختری که نیازی به این اندازه پرداخت نداشتند  و در نقش پیش برنده روایت به عنوان راوی کارشان کامل بود ویا برادر ناربانو که تقریبا هیچ کارکرد دراماتیکی نداشت و حذفش هیچ آسیبی به متن نمی‌زد.

همچنین شخصیت درخت که می بایست بیش از این با او همراه می‌شدیم، جباریت و تمامیت خواهیش در پایان نمایش پدیدار شد و متاسفانه آن میزان از هیجان و احساس را در مخاطب تولید نمی‌کرد. اما مغفول ترین شخصیت پندار پسر ناربانو بود که در خیال زن قربانی شده حضور داشت و از سویی دیگر در واقعیت عروس جدید و دختر معشوق سابق ناربانو! به دلیل زمان کم برای پرداخت مناسب قصه پندار این شخصیت تکامل نیافته و امکان همذات پنداری و حتی آشنا پنداری از مخاطب سلب شده است.

طراحی صحنه مینیمال ولی مفهومی و دارای زیبایی پسندی ، نمایش را از نظر بصری دیدنی کرده است و همچنین کارگردانی دقیق و با وسواس با ورود و خروجهای زیاد و تلاقی پیاپی شخصیت‌ها ریتم تندی را پدید آورده بود که با همراهی موسیقی و آوازها پاساژهای لازم به چشم و گوش مخاطب می‌داد تا نمایش را حتی تا دو ساعت تحمل کند.

استفاده از فرم در استادن‌ها و ژستها با الهام از نمایش‌های اسپانیایی به ویژه عروسی خون اثر را دیدنی‌تر کرده بود که ای کاش در متن به آن اشاره‌ای نمی‌شد و لذت کشف را ازمخاطب سلب نمی‌کرد، این سلب لذت کشف در جایی که در دیالوگ به سربریدن دختران توسط پدران به وسیله داس نیز اشاره شد تکرار شد ، درحالی که از ابتدا داس‌های آویخته بر درخت فلزی این پیام را منتقل می‌کرد و در پایان بی‌آنکه گفته شود دیده می‌شد و زیبایی اثر دوچندان می‌شد.

بازی‌های بازیگران استاندارد بود و صدای خوانندگان شنیدنی و این نمایش «عروس انار» را نمایشی کامل کرده بود، در این روزهای فقیر تئاتر که نمایش‌ها گاهی دیدنی و گاهی شنیدنی هستند، یعنی متن محورند و امر تماشایی شکل نمی‌گیرد و یا تمام همت کارگردان بر تولید امر تماشایی است و محتوا و زبان نمایش قاصر است و یا آنکه موسیقی ضعیف است و به آن پرداخته نشده است، نمایش عروس انار نمایشی است که هم شنیدنی است و هم دیدنی.»

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها