
به گزارش صبا، بهروز افخمی در ابتدای این برنامه با اعلام خداحافظی از برنامه «هفت» گفت: امروز صدمین قسمت از سری جدید برنامه «هفت» است و من برای آخرین بار این برنامه را اجرا میکنم. امیدوارم از این به بعد بیشتر فیلم بسازم یا آموزش دهم. به خودم وعده داده بودم که وقتی وارد ۷۰ سالگی شدم از اجرای برنامه «هفت» و اجرای برنامههای زنده تلویزیونی کنار بکشم و سراغ حوزه فیلمسازی بروم.
وی سپس از محمدرضا مقدسیان و وستا جعفرنیا دعوت کرد زیرا این افراد قرار است در ادامه اجرای برنامه «هفت» را برعهده بگیرند.
سپس مقدسیان بیان کرد: نشستن کنار آقای افخمی و نشستن روی صندلی ایشان مسئولیت سنگینی است زیرا من از آقای افخمی بسیار آموختهام. از آقای افخمی برای اجرای برنامه «هفت» رخست میطلبم. امیدوارم بتوانم به سهم خودم با اجرای این برنامه نسبت به سینما ادای دین کنم.
وستا جعفرنیا گفت: خوشحالم که آقای مقدسیان به خانواده «هفت» اضافه شدند و از همین الان دلتنگ آقای افخمی هستیم. هر قسمت اجرا کنار ایشان برای من مانند کلاس درس بود.
افخمی عنوان کرد: ما وارد دورهای شدیم که جهان بهسمت جنگهای بزرگ پیش میرود و مردم ایران نشان دادند شجاعت در ذاتشان است. حالا سینما هم باید خودش را با این دوران هماهنگ کند. وقتی حتی اخبار تلویزیون از فیلمها خشنتر و ترسناکتر شده، طبیعی است که سینما هم باید ژانرهای تازهتری را تجربه کند.
رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی در تماس تلفنی درباره خداحافظی افخمی بیان کرد: من چند ساعتی است که متوجه شدم آقای افخمی دیگر به طور مستمر در «هفت» حضور ندارند و حسی دوگانه دارم. برنامه «هفت» با حضور ایشان جایگاه ویژه ای داشت البته آقای مقدسیان هم بسیار انسان شایسته و باسوادی در این حوزه هستند. ازطرفی از این تصمیم خوشحال شدم زیرا از این به بعد آقای افخمی وقت و زمان بیشتری برای سینما میگذارند. آقای افخمی معلم بسیار خوبی است و در خلق آثار جسارت و خلاقیت زیادی دارند و بسیار در حال تجربه کردن هستند.
مقدسیان گفت: من از آقای افخمی درخواست دارم که ما را تنها نگذارند و ایرادات ما را تذکر دهند. من و نسل من مخاطب فیلمهای آقای افخمی بودیم و باید از ايشان بسیار یاد بگیریم تا فقط تماشاگر نباشیم.
محسن برمهانی معاون سینما سپس روی خط آمد و گفت: آقای افخمی استادی کاربلد، متعهد و جسور است و او همچنان مانند یک جوان فیلمسازی میکند. از حضور ایشان در برنامه «هفت» بسیار خوشحال بودیم اما این برنامه بدین معنا نیست که با آقای افخمی خداحافظی میکنیم و در برنامه «هفت» و صداوسیما از تجربیات ایشان بهره خواهیم برد. به آقای مقدسیان خوشآمد میگویم و برایشان آرزوی موفقیت دارم.
در ادامه برنامه رامتین شهبازی، رضا صدیق و امیر قادری منتقدان برنامه «هفت» با کیک تولدی برای خداحافظی از بهروز افخمی روی صحنه آمدند.
در میز سینمای ایران، امیر قادری و رضا صدیق در حضور سید علی احمدی تهیهکننده و محمود کریمی کارگردان فیلم سینمایی «بچه مردم» را با اجرای محمدرضا مقدسیان مورد نقد و بررسی قرار دادند.
قادری عنوان کرد: من از زمان «شوکران» سرنوشتم با بهروز افخمی گره خورد. تمام رفاقتها و اختلاف نظرها و بحثهای ما روی آنتن واقعی بود و هرگز ادا درنیاوردیم. خیلی از سینماگران برای لایک و فالور در سال های اخیر بهروز افخمی را مورد نقد و هجمه قرار دادند اما افخمی از اغلب آنها روراستتر بود و تنها کسی بود که به راحتی مقابل منتقدش مینشست و بحث میکرد. امیدوارم با بهروز یک برنامه دونفره نقد تاریخ سینما بسازیم.
صدیق بیان کرد: تماشای فیلم «بچه مردم» بسیار لذتبخش است زیرا نقطه مرکزی «بچه مردم» طرح فقدان است و همین مواجهه با فقدان باعث میشود شما با اثری لذتبخش طرف باشید. واژه «بچه مردم» در ذهن عموم مردم واژه مثبتی نیست اما شما در فیلم با این واژه همراه میشوید.
وی افزود: فرم فیلم بسیار غیرایرانی و سینما است. این فیلم تاریخی است و اصلا دفاع مقدسی نیست. فرم غیربومی در لحن اجرا نتوانسته است به فرهنگ ایرانی نزدیک شود. من نمیدانم که چرا پایان بندی جذاب جشنواره فیلم فجر را رها کردند و پایان فیلم را در اکران عمومی تغییر دادند.
امیر قادری با بیان جذاب بودن این فیلم تصریح کرد: من این ایده را دارم که فیلمهای با حال و هوای فانتزی زودتر نسبت به فیلمهای رئال کهنه میشوند. سلیقه من این است که فیلمهای دوران بلوغ را دوست ندارم و بازی برخی از بازیگران را نیز دوست نداشتم. در مجموع اما «بچه مردم» بسیار برایم جذاب است و به مخاطبان میگویم که تمام پیشفرضها را کنار بگذارند و به این فیلم فرصت دهند.
در ادامه محمود کریمی درباره حذف پلان پایانی فیلم گفت: من دوست داشتم فیلم در همان حال و هوای تخیلی و فانتزی تمام شود. آن پلان پایانی در زمان نوشتن و فیلمبرداری بسیار برای ما دردسر داشت. در جشنواره واکنشهای مختلفی دریافت کردیم و از زمان پس از جشنواره تا اکران دوستان ما زحمت کشیدند اما نشد که به صورت ۱۰۰ درصد از آن پلان راضی باشیم.
وی افزود: برخی واکنشها نسبت به پلان پایانی متفاوت بود و برخی حتی نسبت به آن میخندیدند. پایان مورد علاقه من نسخه جشنواره فجر بود اما به لحاظ فنی مورد رضایت ما نبود و دوست نداشتم که آن پلان برای برخی مسخره باشد.
احمدی درباره پایان بندی فیلم بیان کرد: ما تحت فشار مخاطب پایان فیلم را تغییر ندادیم بلکه این تصمیم تحت نظر گروه و آقای کریمی بود.
وی ادامه داد: ما از ابتدا قصد داشتیم در «بچه مردم» درباره بچههای بهزیستی صحبت کنیم و دفاع مقدس هم بخشی از زندگی آنها است. اگر بخواهیم این فیلم را صرفا دفاع مقدسی بشماریم بخشی از این بچهها مغفول واقع میشوند. فیلم حرفهای ارزشمندی درباره جامعه امروز و نسل جدید دارد و بخش قابلتوجهی از آن به زندگی بچههای بهزیستی میپردازد. هر فیلمی اگر فیلمنامه خوبی نداشته باشد، ناقص است و این اثر با وجود تعدد روایتها، به لطف فیلمنامه منسجم و ساختار دقیقش، تبدیل به فیلمی قابلتماشا و تأثیرگذار شده است.
کریمی عنوان کرد: همواره گفتهام که سوژه سراغ ما آمد و با آقای اصلانی پرونده این بچهها را خواندیم و برایمان بسیار جذاب بود. اما از ابتدا این نگرانی را داشتیم که حرف تکراری در این باره نزنیم و سعی کردیم فیلم را نوعی بسازیم که مخاطب دوست داشته باشد. فیلمنامه «بچه مردم» اقتباسی نیست و سوژه آن به صورت طبیعی و با تحقیق گسترده انتخاب شد. با بررسی پروندهها و گفتوگو با کارشناسان، داستان بچههایی که در تاریخ مغفول ماندهاند شکل گرفت. هدف ارائه اثری بود که با لذت تماشا شود و در عین حال از فیلمهای صرفاً شعاری و ارزشی متمایز باشد و حرفی تازه برای مخاطب داشته باشد.
صدیق گفت: نکته جالب توجه این است که ما از ابتدا نمیدانستیم که قرار است چه اتفاقی رقم بخورد و لایه لایه اتفاقات رخ میدهد. نکته مهم «بچه مردم» این است که به جای اینکه کارهای عجیب غریب بکند زاویه دید درستی از زندگی و لحظه تنهایی این بچهها انتخاب کرده است.
در ادامه امیر قادری بیان کرد: جریانهای حاکم بر کشور ما بیشتر حامی طبقات و گروههای خاص بودند. پس از پایان فیلم نام و تصاویر تمام شهدای بهزیستی پخش شد که لحظه بسیار عجیبی بود و این فیلم در ایده و فرم نیز به این مساله وفادار بود که در پایان بچههای مردم قهرمان ما باشند.
صدیق گفت: فرم فیلم با جهان بومی آن همپوشانی ندارد.
محمود کریمی با تاکید بر پرداختن به فرم های مختلف در سینما تصریح کرد: حس من به سینما همواره این بوده است که در هر کجا که باشیم میتوانیم به فرمهای مختلف بپردازیم.
قادری با اشاره به تحت تاثیر بودن فیلم نسبت به آثار وس اندرسون گفت: این فیلم تحت تأثیر فیلمهای وس اندرسون است و این نکته مثبت است. نکته «بچه مردم» این بود که تا جایی فانتزی روایت میکند و از یک جایی به بعد شما تمهیدات فانتزی را به گونه دیگری میبینید.
کریمی در پاسخ به قادری گفت: این یک سبک فیلم است و تنها مخصوص وس اندرسون نیست. ما این فیلم را ساختیم و به اکران رساندیم. در اکران با این مساله مواجه شدیم که اصلا خود فیلم مهم نیست و صرفا فروش فیلم اهمیت پیدا میکند. در شرایطی که فقط فروش فیلم مهم است مسلما فیلمسازان هم دلسرد میشوند. سانسهای فیلم ما خوب است اما تبلیغات نداریم زیرا تبلیغات صرفا دست چند ارگان خاص است و ما هم بودجه چندانی برای تبلیغات شخصی نداریم. یکسری وعدهها به ما دادند اما تبلیغات شهری بسیار کمی داریم.
قادری گفت: فکر میکنم که فیلمهایی با چنین سوژهها وعناوینی در سینما بسیار بد ساخته شده اند که مخاطب اعتمادش را نسبت به این آثار از دست دادهاند.
صدیق ضمن اشاره یکی از معضلات امروزه سینما تصریح کرد: معضل امروز سینما قدرت مطلق سینماداران در محتوا و پخش آثار است.
سید علی احمدی در پایان این میز گفت: خواهش ما این است که هرکسی هر کاری از دستش برمیآید برای چرخه اکران انجام دهد زیرا فیلم سینمایی را باید در سینما دید.
پرونده ویژه این قسمت از برنامه با حضور حبیب احمدزاده و رامتین شهبازی پیرامون «تصویر مردم در سینما» برگزار شد.
حبیب احمدزاده در ابتدای این میز گفت: یکی از مشکلات سینمای ایران این است که تداعی و فرامتن را خیلی جدی نمیگیریم. گاهی برخی فیلمسازان از یک ارگان و نهادی پول میگیرند که فیلم بسازند اما به قدری در فیلم تغییرات ایجاد میکنند که کسی حتی حاضر نیست آن را گردن بگیرد. به همین دلیل مردم نگاه میکنند که چه کسی بودجه فیلم را پرداخت کرده است و نسبت به برخی آثار بیاعتماد هستند.
وی افزود: روزی که احمد کاظمی به آبادان رفت ۲۲ سال داشت و با ۱۸ نفر نیرو رفت اما چند سال بعد فرمانده لشگر شد اما ما معمولا به بازه زمانی جوانی او توجه نمیکنیم. گاهی وقتی تعریف مشخصی از ماجرا و دلپذیر کردن موضوع برای مخاطب نداریم بهتر است اصلا فیلمی نسازیم. وقتی فیلمی از بودجه دولتی ساخته میشود مردم باید احساس کنند که این فیلم برای خود آنها ساخته شده است.
شهبازی گفت: ما به هر دسته و گروهی میتوانیم بگوییم مردم اما مهم این است که چه روایتی بر مردم متبادر میشود. برای شناسایی مردم ما میتوانیم به نظریات علوم انسانی رجوع کنیم. این مساله چیزی مانند شخصیتپردازی در فیلمنامه است. مثلا در دهه ۶۰ سراغ شخصیتهای معروف دفاع مقدس نمیرفتند و درباره افراد عادی فیلم میساختند. همچنین برخی از بهترین فیلمهای ملودرام را در آن زمان داشتیم مانند «اجاره نشینها». پس از دوران دفاع مقدس فیلمهایی مانند «عروس» و «سایه خیال» حسین دلیر ساخته میشوند که درباره زندگی مردم معمولی است. در دهه ۷۰ نیز فیلمهایی مانند «کیمیا»، «سرزمین خورشید» و «آژانس شیشهای» ساخته میشوند که قهرمانان آنها از مردم معمولی هستند که دست به یک کنش میزنند. از دهه ۸۰ به بعد توجه به سینمای پرتره باعث کمرنگ شدن توجه به مردم عادی شد.
احمدزاده تصریح کرد: در فیلمهایی که درباره سرداران شهید ساخته میشوند شخصیتهایی شبیه به هم دارند. آن شخصیت با همه سر دعوا دارد، همه بد هستند و فقط او خوب است. متاسفانه ما نمیدانیم که چه ارزشهایی داریم و نمیتوانیم به خوبی این افراد و فرهنگمان را معرفی کنیم. کنگره شهدای ما نمیتواند این مسائل را آسیب شناسی کند، نهادهای ما فیلمهایی میسازند که با مردم ارتباط برقرار نمیکنند.
شهبازی عنوان کرد: توجه به مردم معمولی تنها به ژانر دفاع مقدس محدود نیست و در ژانر ملودرام نیز مورد سوژه شما همین مردم معمولی هستند و در مطالعات اجتماعی نیز ژانر ملودرام مورد توجه قرار میگیرند. هر چه ما به زمان اکنون نزدیک تر میشویم وجوه دراماتیک این فیلمها بیشتر میشود مانند فیلمهای سعید روستایی. مردم معمولی امروز ما بسیار پيچيدهتر شده اند و متاسفانه فیلمسازان ما در کنار خودشان از جامعهشناسان برای شناخت بهتر لایههای مختلف مردم کمک نمیگیرند. به طور مثال طبقه متوسط در چندسال اخیر در سینمای ما تقریبا نادیده گرفته شده است.
وی تاکید کرد: مردم معمولی بسیار مهم هستند و باید حواسمان باشد اگر میخواهیم درباره جنگ ۱۲ روزه فیلم بسازیم علاوه بر سرداران باید به مردم معمولی هم بپردازیم.
احمدزاده گفت: وقتی که آبادان در محاصره بود یک آش فروشی در ایستگاه ۸ آبادان باز شد و زندگی به مردم آنجا تزریق میکرد. هرچه همذات پنداری مخاطب با قهرمان کمتر شود باعث میشود از فیلم دور شود. یکی از مشکلات فیلم های دفاع مقدسی ما این است که قهرمانی نشان میدهند که در زمان و ابعاد دیگری زندگی میکند. مخاطب باید خودش را در قهرمان پیدا کند و اگر پیدا نکند از آن قهرمان دوری میکند.
جواد طوسی و سعید مستغاثی نیز در میز سینمای جهان به نقد و بررسی فیلم «خانهای از دینامیت» (A House of Dynamite) و «ایران هراسی در سینمای هالیوود» پرداختند.
طوسی با آرزوی موفقیت برای بهروز افخمی درباره فیلم گفت: می خواهم این فیلم را بهانه ای برای پرداختن به جایگاه فیلمسازان زن قرار دهم. عقبه و تجربه کاترین بیگلو توانسته است به خشونت برسد و تعلق خاطر زیادی به سینما دارد. فیلم معروف او به نام «مهلکه رنج» پس از واقعه یازده سپتامبر ساخته شد و حضور آمریکا را در عراق توجیه می کرد. در فیلم آخر او نیز مظلوم و قربانی اصلی آمریکا است. همچنین پرچم نیز به عنوان یک موتیف مدام در این فیلم نشان داده می شود.
سعید مستغاثی نیز با یادی از بهروز افخمی تصریح کرد: سینمای آمریکا همواره میان خودش و دیگر ملتها یک فاصله ایجاد می کند و نگاهی نژادپرستانه در آن وجود دارد. زمانی که جورج فلوید کشته شد و اعتراضاتی نسبت به آن انجام شد آمریکایی ها فیلم های نژادپرستانهشان را از پلتفرم ها حذف کردند. با این رویکرد نسبت به اسلام و ایران نیز موضع زیادی دارند مانند فیلم «تاپ گان».
طوسی عنوان کرد: قسمت اول این فیلم جاذبه های اولیه را برای مخاطب دارد اگر کم کم این جاذبه درپرده دوم و سوم کاملا فرو می ریزد. هرچقدر فیلمساز سعی می کند با فیلمبرداری، موسیقی این جذابیت را به فیلم برگرداند اما فیلم شخصیت پردازی متمرکز و شخصیت محوری ندارد.
مستغاثی اظهار کرد: کاترین بیگلو با جیمز کامرون مطرح شد اما خیلی زود به سمت کارهای سفارشی سوق پیدا کرد اما فیلمهای باکیفیت و خوش ساختی داشت مانند «سی دقیقه پس از نیمه شب» اما در سال های اخیر هالیوود کمی دستپاچه شده است. به عقیده من فیلم هایی مانند «آنورا» یا «امیلیا پرز» فیلم نیستند و صرفا می خواهند ایدئولوژی خودشان را حقنه کنند.
وی درباره دلیل تمرکز هالیوود نسبت به ایران هراسی گفت: طبیعتا وقتی شما با کسی درگیر باشید سعی می کنید مدام درباره اش بد بگویید. چالش و درگیری ایران و آمریکا نیز دیگر علنی شده است و سینما پس از اسلحه سازی بزرگترین صنعت آمریکا است و سعی می کنند برای همه چیز و همه اتفاقات تصویر بسازند.
طوسی بیان کرد: این فیلم تصویری از هژمونی غرب است. کشوری مانند آمریکا خودش درگیری ایجاد می کند و در سینما برایش نسخه های جذاب بیرونی می سازد تا مظلوم نمایی کند.
مستغاثی تصریح کرد: سریال «تهران» در سه فصل ساخته شد و نکته عجیب این سریال این است که ماموران امنیتی ایران را بسیار هوشمند نشان می دهد و در پایان سربازان صهیونیست در دام سربازان ایرانی گرفتار می شوند. در این سریال هم فیلمساز برای مردم تصویرسازی می کند و هم به نیروهای خودی هشدار می دهد که باید باهوش باشند. پیشنهاد من این است که مسئولان ما این فیلمها و سریالها را با دقت تماشا کنند.
جواد طوسی در پایان این برنامه اظهار کرد: سینمای جنگ ما باید چراغش روشن بماند اما بخشی از سینمای ما نیز باید به این نوع فیلم ها اختصاص پیدا کند تا ما هم بتوانیم به مخاطبان خودمان نسبت به آینده تصویری بدهیم.
این قسمت از برنامه «هفت» به مرحوم محمد کاسبی تقدیم شد.