طنز واقعی یا پرکردن آنتن؟ سیاست دوگانه تلویزیون در دعوت از هنرمندان | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۵:۴۳:۴۴
ابراهیم شفیعی در گفت‌وگو با صبا:

طنز واقعی یا پرکردن آنتن؟ سیاست دوگانه تلویزیون در دعوت از هنرمندان

ابراهیم شفیعی دوبلور، بازیگر و کارگردان درباره نمایش جدید خود و چالش‌های تلویزیونی گروه‌های تولیدکننده برنامه‌ها و سریال‌های کودک و نوجوان و همچنین طنز سخن گفت.

پگاه زارعی/ صبا؛ ابراهیم شفیعی از چهره‌های محبوب تلویزیون ایران است؛ بازیگری که بیش از سه دهه در عرصه بازیگری، طنز و دوبله فعالیت مستمر داشته است. شفیعی در کارنامه خود حضور در آثاری همچون مجموعه‌های طنز «خنده‌بازار»، «شکرآباد»، «محله گل و بلبل»، «دوقلوها در شهر پنج ستاره» و …را دارد و در نقش‌های متنوعی از چهره‌های واقعی تا کاراکترهای خیالی، توانایی بالای خود در خلق تیپ‌های کمیک و دوست‌داشتنی را به نمایش گذاشته است. این بازیگر و صداپیشه‌ که تجربه اش  با برنامه‌های کودک و طنز تلویزیون پیوند خورده، همچنان دغدغه‌ ارتباط با مردم و حفظ جایگاه تلویزیون به‌عنوان رسانه‌ای ملی را دارد. در گفت‌وگویی که در ادامه می‌خوانید، شفیعی از وضعیت این روزهای تلویزیون، کم‌رنگ شدن تولیدات طنز، سیاست‌های دوگانه رسانه ملی و جایگاه هنرمندان در این ساختار سخن می‌گوید.

در ادامه گفت‌وگو صبا با ابراهیم شفیعی را می‌خوانید؛ با ما همراه باشید.

شما این روزها نمایش «پاتریک باب اسفنجی» را روی صحنه دارید. لطفاً کمی درباره روند اجرا و بازتاب آن بفرمایید. استقبال مخاطبان چطور بوده است؟

خدا را شکر استقبال خیلی خوب و بی‌نظیر بود. تقریباً از اجرای دوم یا سوم سالن پر می‌شد و ما سولدات می‌رفتیم. یعنی هر جا شنیدند، آمدند و کار را دیدند. حالا تبلیغات‌مان را کمی بیشتر کرده‌ایم تا بچه‌های بیشتری بشنوند و بیایند ببینند. خدا را شکر تا الان استقبال بسیار عالی بوده است.

با توجه به اینکه این نمایش در نیایش‌مال اجرا می‌شود، اگر در تالار هنر روی صحنه می‌رفت، فکر می‌کنید باز هم همین استقبال را داشت؟ چون بالاخره نیایش در غرب تهران است و شاید برای برخی مسیر دوری باشد و تالار هنر سالن دولتی مختص کودکان و نوجوانان است.

ما اتفاقاً پیش از این با تالار هنر هم صحبت کرده بودیم. پارسال گفتند باید متن را بفرستیم تا در نوبت قرار بگیرد و طبیعتاً اجرای تالار هنر بیش از ۳۰ روز نمی‌تواند باشد. من می‌خواستم این کار را به‌صورت طولانی‌مدت، حتی تا یک سال روی صحنه نگه دارم، اما در تالارهای دولتی چنین امکانی وجود نداشت. برای همین تصمیم گرفتم اینجا اجرا کنم که صفر تا صدش با خودمان باشد و بتوانیم کار را ادامه‌دار پیش ببریم.

یعنی پیش‌بینی شما این است که نمایش تا یک سال در نیایش‌مال روی صحنه بماند؟

تا جایی که استقبال باشد، حتماً ادامه می‌دهم. اگر دیدم اشباع شده، طرح دیگری دارم و نمایش جدیدی را روی صحنه می‌برم.

این برنامه طولانی مانع از پذیرفتن کارهای دیگر نمی‌شود؟ چون اجرای هر شبه نمایش انرژی زیادی می‌خواهد.

نه، مشکلی نیست. مثلاً الان سریالی داریم که پارسال کار کرده بودیم و فصل دومش در حال تولید است؛ سریال «هتل بسیار عجیب». البته فصل اولش هنوز پخش نشده چون کارهای ویژه‌اش زیاد بود، ولی فصل جدید قرار است از آذر یا دی شروع شود. من آخر هفته‌ها، چهارشنبه تا جمعه اجرا دارم و یک ساعت هم فاصله‌اش است. اگر شب کار داشته باشم، بعد از آن می‌توانم بروم چون اجرا از ساعت پنج شروع می‌شود. روزهای دیگر هفته هم وقتم آزادتر است. البته کار دوبله هم دارم، اما همه قابل هماهنگی است

گفتید از شهرستان‌های مختلف هم برای اجرای نمایش درخواست داشتید. کمی در این باره بگویید.

بله، از تبریز، شیراز، دزفول، اصفهان، اهواز، بوشهر و بهبهان درخواست داشتیم که نمایش را آنجا اجرا کنیم. فعلاً مقدور نیست، اما ان‌شاءالله اگر شرایط فراهم شد، بعد از عید این کار را انجام می‌دهیم؛ به شرط حیات، البته.

شما خودتان هم انگار علاقه خاصی به شخصیت پاتریک دارید!

بله، ببینید پاتریک باب اسفنجی شخصیتی است که همه دوستش دارند؛ چه بچه‌ها و چه بزرگسالان. شخصیت انیمیشنی بسیار بامزه و دوست‌داشتنی‌ای است. من هم سعی کردم در بداهه‌پردازی‌ها یا تکه‌کلام‌ها چیزهایی به آن اضافه کنم که مورد توجه قرار گرفته است. همیشه هم از من درباره این شخصیت سؤال می‌شد. به ذهنم رسید حالا که این شخصیت طرفدار دارد، از این طریق بچه‌ها را به سالن تئاتر بکشانیم تا از نزدیک تئاتر را ببینند.

قصه این نمایش از کجاست و موضوع اصلی آن چیست؟

طرح قصه از خودم بود و آن را به خانم زیبا گرجی‌فلاح سپردم تا متن را بنویسند. سعی کردیم داستان و موضوع به درد بچه‌های امروز بخورد. موضوع نمایش درباره رفاقت، دوستی و عشق ورزیدن به کل جهان هستی است. بچه‌ای که وارد سالن می‌شود، علاوه بر دیدن رنگ و موسیقی و قصه، پیام عشق، محبت و دوستی را هم می‌گیرد. از چهره خندان بچه‌ها وقتی از سالن بیرون می‌آیند، رضایت و شادی را می‌بینم و این همان چیزی است که همیشه آرزو داشتم، و خدا را شکر با این نمایش به آن رسیده‌ام.

در ادامه، می‌خواستم به سریالی بپردازیم که با آقای فرضیایی کار کردید. به نظر شما مخاطبان کودک امروز چه تفاوتی با گذشته دارند؟ چون من خودم متولد دهه ۸۰ هستم و دوران کودکی‌ام با شما و عمو پورنگ گذشت. امروز وضعیت تولیدات کودک چطور است؟

به هر حال هرچه جلوتر می‌رویم، درس‌ها، ارتباطات و رسانه‌ها متنوع‌تر می‌شوند. زمانی که ما بچه بودیم، دو شبکه تلویزیونی بیشتر نبود، بعد ماهواره آمد، بعد اینترنت و حالا شبکه‌های اجتماعی و یوتیوب. الان همه‌چیز در دسترس است و انتخاب یک برنامه از میان این‌همه رسانه خیلی سخت شده است. از طرفی، برنامه‌های خارجی با امکانات و هزینه‌های زیاد تولید می‌شوند، پس طبیعی است که کیفیت‌شان بالاتر باشد. ما باید هم کیفیت کارهای خودمان را بالا ببریم و هم به فرهنگ ایرانی توجه کنیم تا بچه‌ها از هویت‌شان دور نشوند. متأسفانه در کشور ما به کار کودک آن‌طور که باید، اهمیت داده نمی‌شود. من حدود ۲۰ سال است در حوزه کودک فعالیت دارم و همیشه گفته‌ایم چرا بودجه‌های اصلی به کارهای دیگر اختصاص می‌یابد. در حالی که باید از پایه شروع کرد. کار کودک، اساس تربیت فرهنگی جامعه است. متأسفانه هیچ‌وقت بودجه و حمایت کافی وجود نداشته است

.

شما سال‌ها با گروه عمو پورنگ همکاری داشتید. فکر می‌کنید دلیل ماندگاری آن گروه چه بود؟

گروه عمو پورنگ همیشه به مخاطبش احترام گذاشته است. همیشه بهترین‌ها را در نظر گرفته؛ از موسیقی و دکور گرفته تا لباس، گریم و بازیگران متنوع. هیچ‌وقت به تکرار نیفتاده و همیشه دنبال تجربه‌های تازه بوده است. مثلاً در سریال آخرشان «آرزوهای چپکی» من حضور نداشتم، در حالی‌که ۱۵ سال با آن گروه کار کرده بودم. اما همین که دنبال چهره‌های جدید می‌گردند، یعنی برای مخاطب ارزش قائل‌اند. این قابل تحسین است و امیدوارم قدر این گروه‌ها را بدانند و با ایرادهای بی‌دلیل دلسردشان نکنند. متأسفانه چند سالی است که ما خارج از تلویزیون کار می‌کنیم و نمی‌دانم چرا. حدود چهار سال است که گروه کار نکرده است؛ امیدوارم دوباره شروع کنند.

این سنگ‌اندازی‌ها و ایرادهایی که گفتید، دقیقاً به چه شکل است؟ مثلاً در برنامه‌های کودک چه نوع مشکلاتی وجود دارد؟

ببینید، شما در حال تولید کاری هستید که پنج یا شش ماه طول می‌کشد. وقتی پخش شروع می‌شود، حجم زیادی از نامه‌ها و تذکرها از ارگان‌های مختلف سرازیر می‌شود: چرا آن شخصیت آن‌طور رفتار کرد؟ چرا رنگ لباسش قرمز است؟ چرا فلان دیوار سبز است؟ چرا فلان شخصیت حذف شده؟ نویسنده به‌جای خلاقیت، باید مدام در جلسات دفاع از کار شرکت کند.در کار عمو پورنگ هم همین اتفاق افتاد. تذکرات آن‌قدر زیاد شد که دیگر دلسرد شدند و گفتند نمی‌خواهیم ادامه دهیم. انگار فکر می‌کنند سازندگان برنامه‌ها آمده‌اند خرابکاری کنند! در حالی‌که این‌ها گروهی حرفه‌ای و دلسوزند. من پارسال با گروه فیتیله‌ای‌ها هم کار کردم، نقش «آقای آهنگی» را داشتم. متأسفانه همان‌جا هم بابت موسیقی ایراد گرفتند و خیلی از بخش‌های کار را حذف کردند، در حالی‌که هیچ مورد خاصی نداشت. وقتی چنین برخوردهایی می‌شود، انگیزه‌ای برای ادامه نمی‌ماند. آدم می‌گوید اگر نمی‌گذارند کار کنم، می‌روم تئاتر یا حتی مسافرکشی!

این برخوردها فقط در حوزه برنامه‌های کودک است یا در سایر بخش‌های تلویزیون هم چنین شرایطی وجود دارد؟ چون شما را در برنامه‌هایی مثل «دو نقطه» هم دیده‌ایم.

من این حرف‌ها را از طرف همه گروه‌ها گفتم، نه فقط خودم. من به‌عنوان بازیگر، هر وقت دعوت شوم، کار می‌کنم. پارسال هم در سریال‌های «دوقلوها» و «هتل بسیار عجیب» حضور داشتم. یکی ۹۰ قسمت بود و دیگری ۱۵ قسمت. من دلسردی‌ام از شرایط کلی تولید است، نه اینکه نخواهم کار کنم. من همیشه کار کرده‌ام، ولی متأسفانه گروه‌هایی مثل عمو پورنگ یا فیتیله به خاطر حجم زیاد تذکرات، دیگر کار نمی‌کنند. من هم کارم را کرده‌ام، پولم را گرفته‌ام و زندگی‌ام را گذرانده‌ام، اما وقتی نتیجه نهایی با آن‌همه زحمت تطابق ندارد، طبیعی است ناراحت شویم.

به نظر می‌رسد مدتی است کمتر در تلویزیون دیده می‌شوید. دلیلش چیست؟

شرایط به‌گونه‌ای شده که پیشنهاد کار خیلی کمتر می‌رسد. نمی‌دانم دقیقاً چه جریانی پیش آمده، اما به‌هرحال به نظر می‌رسد تصمیم گرفته‌اند ماهایی که قبلاً دیده شده بودیم، فعلاً کنار بمانیم. البته حضور چهره‌های جدید خیلی خوب است، ما هم زمانی تازه‌کار بودیم، اما بهتر است ترکیبی از نسل‌های مختلف حضور داشته باشند. کسانی که سال‌ها برای تلویزیون و مردم زحمت کشیده‌اند، نباید یکباره کنار گذاشته شوند.

اما همچنان فعالیت‌هایی دارید، درست است؟

بله، خدا را شکر همیشه پرکار بودم و کار داشتم. مردم در خیابان می‌گویند چرا دیگر در تلویزیون نیستی؟ در حالی که همین حالا هم سریال روی آنتن دارم، فقط شاید دیده نمی‌شود. پارسال هم در شبکه‌ نمایش خانگی فیلم «لالایی» را داشتم، در دوبله هم همیشه فعالم. وقتی مردم می‌گویند نیستی، این یعنی تلویزیون را تماشا نمی‌کنند. تلویزیون برای همه‌ مردم ایران است، نه فقط شهرهای بزرگ. ما روستاهایی داریم که هیچ امکاناتی ندارند؛ حتی یک پارک ساده هم نیست که بچه بتواند بازی کند. تنها تفریحشان همین تلویزیون است. در سفرهایی که داشتم، مردم می‌گفتند خدا خیرتان بدهد، همین یک ساعت که سریال شما را می‌بینیم برایمان دلگرمی است. پس تلویزیون متعلق به همه‌ مردم است، و حذف هر گروهی از مخاطبان، ظلم در حق کسانی است که فقط همین رسانه را دارند.

طنزهای نستالژیک تلویزیونی هم خیلی کم شده است…

بله دقیقاً. انگار تولید آثار طنز از دستور کار خارج شده. من نمی‌دانم چرا؟ مردم به طنز نیاز دارند. در شبکه نسیم برنامه‌هایی هست، اما آن حال و هوا و نوستالژی گذشته را ندارد. طنز واقعی فقط پر کردن آنتن نیست، باید بیننده را جذب کند. مردم باید منتظر پخش برنامه باشند، با ذوق ببینند. آن شور و اشتیاقی که در زمان پخش «خنده‌بازار» بود، حالا نیست. آخرین کارم «جورچین» در شبکه نسیم بود به کارگردانی آقای یزدان فتوحی. متأسفانه خیلی نامنظم پخش شد، وسط کار قطع شد، ساعت پخش مشخص نبود، برآورد و امکانات هم خیلی کم بود. بچه‌ها با عشق می‌آمدند، اما در نهایت بخش زیادی از دستمزدها هم پرداخت نشد. این مدل کار کردن نه بازیگر را دلگرم می‌کند، نه کارگردان را، نه تهیه‌کننده را.

فکر می‌کنید چه باید کرد؟

به نظر من باید بخشی از بودجه صداوسیما را جدی‌تر به تولید طنز اختصاص دهند. مردم تشنه‌ خنده و شادی‌اند. اگر آثار طنز خوب ساخته شود، مردم حتماً استقبال می‌کنند. یادمان نرود سریال‌هایی مثل کارهای جواد رضویان یا رضا عطاران چقدر محبوب بودند. آن‌ها مردم را پای تلویزیون نگه می‌داشتند. الان جای آن‌ها خالی است.

 در بخشی از صحبت‌هایتان به سیاست‌های دوگانه‌ تلویزیون اشاره کردید. منظورتان چیست؟

متأسفانه در تلویزیون نوعی سیاست دوگانه وجود دارد. بازیگرانی هستند که در طول سال هیچ کاری با تلویزیون ندارند، اما برای ویژه‌برنامه‌های سال تحویل دعوت می‌شوند و دستمزدهای میلیاردی می‌گیرند. در حالی که ما که کل سال کار می‌کنیم و برای تلویزیون زحمت می‌کشیم، شاید یک‌هزارم آن مبلغ را هم دریافت نکنیم. نمی‌دانم چه سیاستی است که هرچه کسی کمتر با تلویزیون کار کند یا حتی گاهی انتقاد تندتری بکند، بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد!

در پایان، اگر نکته‌ای مانده بفرمایید.

 واقعاً از سر دلسوزی می‌گویم. تلویزیون رسانه‌ای ملی است و حیف است که این همه بودجه، نیرو و وقت صرف شود ولی مخاطب نداشته باشد. ما در این سال‌ها سرمایه‌های بزرگی در تلویزیون ساخته‌ایم، اما الان بسیاری از آن‌ها رفته‌اند و برای پلتفرم‌ها کار می‌کنند. مدیران همیشه می‌گویند درِ تلویزیون به روی همه باز است، ولی مهم‌تر از باز بودن در، نوع برخورد و ارزش‌گذاری به هنرمند است.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها