
مریم عظیمی/صبا– در چهارمین روز از چهلودومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران، خبرنگار صبا با چهار فیلمساز جوانی گفتوگو کرد. مهسا احمدزاده با فیلم «ماه پنه» که با نگاهی شاعرانه به کودکی خود بازگشته، حمید یوسفی با «چشم بسته» که نگاهی واقعگرایانه به خطا و تردیدهای انسان معاصر دارد؛ سامان حسینپور با «پسر» که با جسارت به موضوعی حساس در بستر فرهنگی و اجتماعی ایران پرداخته و علیرضا محمدی جمیلآبادی با «خانبابا» که روایت انسانی خود را در دل روستایی از کرمان ساخته است.
کارگردان «ماه پنه» : پِنه در زبان گیلکی مخفف پنهان است
نخستین فیلم کوتاه مهسا احمدزاده از خاطرهای در کودکی خود فیلمساز نشأت گرفته و یک درام رئالیستی است.
از معنای نام اثر و چالش های ساخت آن بگویید
در واقع «پِنه» در زبان گیلکی مخفف «پنهان» است و «ماه پنه» یعنی ماه پنهان. فیلمبرداری پنج روز به طول انجامید و در لوکیشنهای شمال کشور، بهویژه در رشت، ماسال و ماسوله انجام شد. این فیلم در مجموع سه بازیگر دارد، اما بار اصلی قصه بر دوش یکی از شخصیتها، یعنی دختر بچه ۱۰ سالهی داستان است. بازیگران کودک کار تا حدودی تجربه داشتند و بهجز آنها، سایر بازیگران حرفهای بودند.
از فعالیتهای انجمن سینمای جوان در منطقه خودتان بگویید. در حال حاضر چه کمبودهایی در این مجموعه، چالش ایجاد میکند؟
نقص اساسی وجود ندارد، اما کمبودهایی هست که اغلب فیلمسازان جوان با آن روبهرو هستند که مهمترینش مسئله بودجه است. متأسفانه هزینهها همیشه بیشتر از برآورد اولیه میشود و این باعث میشود فیلمسازان جوان محتاطتر عمل کنند یا سراغ پروژههای کمهزینه بروند. البته ساخت فیلم با بودجه پایین گاهی مزایای خودش را دارد، اما در برخی موارد روی کیفیت اثر تأثیر منفی میگذارد. اما در کنار این مسائل ، انجمن از نظر آموزش بسیار قوی عمل میکند و اساتید برجستهای دارد. به همان اندازه نیز اعضای جوان و علاقهمند انجمن بسیار همراه و فعالاند. بهعنوان مثال، زمانی که تصمیم گرفتم فیلم بسازم، در زمینههای مختلف مانند تدوین، صدا، دستیاری و سایر بخشها، بچههایی بودند که استعداد بالایی داشتند و با عشق و انرژی در کار مشارکت میکردند. وجود نیروهای جوان، باانگیزه و پرتلاش، یکی از نقاط قوت اصلی انجمن است که من واقعاً حتی در آموزشگاهها و دانشگاهها، چنین روحیه و پویاییای میان هنرجویان ندیدهام، اما در انجمن این ویژگی بهخوبی مشهود است.

کارگردان «چشم بسته»: مردی که چشم بازش، بسته بود
«چشم بسته» چهارمین ساخته حمید یوسفی فیلمی ۲۰ دقیقهای است درباره چشم بستن یا نبستن. فیلم کوتاه «ابوالهول»، «سمعک» و «سینما، نمایشگاه مجهول و داستان ما» آثار پیشین این فیلمساز هستند.
ایده فیلم «چشم بسته» چگونه شکل گرفت و به چه موضوعی میپردازد؟
ایده پرداز و نویسنده «چشم بسته» رومینا روشنبین بود و اولین بار که این ایده را مطرح کرد، از ایده خیلی خوشم آمد و تصمیم گرفتم آن را بسازم. این ایده اولین بار در فروردین سال ۱۴۰۳ مطرح شد و تا بهمن همان سال بازنویسیهای متعدد انجام شد؛ تقریبا هشت بار تغییراتی روی متن اعمال شد. فیلم درباره مردی است که پس از یک خطای بزرگ، خود را به کوری میزند و خانوادهاش با تصور اینکه او نمیبیند کارهایی انجام میدهند و او در چنین موقعیتی قرار میگیرد. در نهایت، در عین حال فیلم به بستر اجتماعی و اتفاقات روز جامعه نیز میپردازد.
چند بازیگر در فیلم حضور داشتند و آیا از نابازیگر استفاده کردید؟
همه بازیگران حرفهای بودند. نقش اصلی کار سیاوش چراغی پور است و خانم ندا حبیبی، رومینا روشن بین و آقای رضا نیلی دیگر بازیگران اصلی کار هستند و سایر بازیگران از میان هنرجویان آموزشگاهها بودند.
در زمینه تأمین بودجه و تهیهکننده، وضعیت چگونه بود؟
تهیهکننده فیلم رومینا روشن بین بود. ما با هم گفتگو کردیم. بنابراین بودجه اولیه فیلم شخصی بود اما پس از تکمیل فیلم، با انجمن سینماگران جوان گفتگوهایی داشتیم و بخشی از هزینهها توسط آنها تأمین شد و به نوعی تهیهکننده کار مشترکا رومینا روشن بین و انجمن سینمای جوان هستند.

کارگردان فیلم کوتاه «پسر»: مواجهه یک مادر با پسری که نمیخواهد پسر باشد
سامان حسینپور که در دورههای قبل با فیلمهای «چمدان»، «ضبح» و «دیگری» حضور داشته، چهارمین حضور خود به عنوان فیلمساز را با فیلم «پسر» رقم زده و پیشتر یکی از اعضای هیات انتخاب جشنواره نیز بوده است. فیلم «پسر» پیشتر، در جشنواره منطقهای تبریز حضور داشته و لوح تقدیر بهترین فیلم را دریافت کرده است.
ایده اولیه فیلم «پسر» چگونه متولد شده و به چه موضوعی میپردازد؟
ایده اولیه فیلم «پسر» زمانی شکل گرفت که در خیابان مادری را دیدم که در گوشهای ایستاده و منتظر ماشین بود. این صحنه برایم بسیار جالب بود؛ انگار این مادر در انتظار چیزی است و دنبال کسی میگردد. این تصویر در ذهنم باقی ماند و به مرور بارها به ذهنم بازگشت و به نوعی مرا وادار کرد که برایش داستانی بنویسم. با گذر زمان و با استفاده از اطلاعاتی که از جامعه ترنسهای ساکن ایران داشتم، تصمیم گرفتم داستان را به سمت این موضوع پیش ببرم و حول محور مواجهه یک مادر با پسر ترنس خود شکل گیرد.
با توجه به موضوع حساس، آیا در مسیر ساخت فیلم با چالش خاصی مواجه شدید؟
در مسیر تولید اتفاق خاصی نیفتاد و همه چیز به خوبی پیش رفت. چالش اصلی من در مرحله نوشتن فیلمنامه بود؛ اینکه چگونه میتوان داستان مادری را روایت کرد که با پسر ترنس روبرو میشود. این مواجهه با واقعیت در یک فضای سنتی برای او چالش برانگیز است و من به عنوان نویسنده باید این چالش را تا آنجا که میشد، به شکلی واقعبینانه و باورپذیر مینوشتم و در نهایت به فیلم تبدیل میکردم. فکر میکنم مرحله نوشتن اثر و خلق شخصیتهایی واقعی که بتواند در خور آن وضعیت و یک بازنمایی از ترنسی باشد که از روستا به شهر آمده و مواجهه مادر با این مسئله، چالشهایی بود که بر سر راهم قرار داشت. من تلاش کردم پروفایل شخصیتها و پیشزمینه داستان را تا حد امکان کامل بنویسم تا بتوانم به داستانی واقعی دست کم برای خودم برسم.
آیا در روند نوشتن و ساخت نیاز به تحقیقات خاصی داشتید؟
بله، ما برای درک تجربههای افراد ترنس و آگاهی از پروسه تطبیق جنسیت از جمله مراحل قانونی، پزشکی و روانشناختی آن، تحقیقات میدانی و پژوهشی داشتیم. این مسئله در ایران قانونی است و این افراد باید سلسلهای از مراحل قانونی و روانشناختی را طی کنند و در نهایت تاییدیه پزشک و روانشناس دریافت کنند تا بتوانند پروسه عمل را شروع کنند. برای من، علاوه بر مراحل قانونی و پزشکی، جنبه روانشناختی و نحوه تعامل این افراد با جامعه نیز اهمیت داشت. برای این منظور با چندین نفر از جامعه ترنس، چه از طریق ویدئو کال و چه مصاحبه حضوری، گفتگو کردم و اطلاعات ارزشمندی به دست آوردم که به شکلگیری شخصیتها و واقعیت داستان کمک کرد.

کارگردان فیلم «خان بابا»: چالشهای انتقال یک پیام سرنوشت ساز
علیرضا محمدی جمیل آبادی با یک ملودرام اجتماعی اولین حضور خود را در جشنواره فیلم کوتاه تهران را رقم زده است. این فیلم در یکی از روستاهای کرمان به نام دارسینوئیه ساخته شد.
این فیلم به چه موضوعی میپردازد؟
تمرکز داستان فیلم بر شخصیت پیغامرسان و چالشهایی که در انتقال یک پیام سرنوشتساز پیش رویش قرار میگیرد است.
در ساخت فیلم چه چالشهایی داشتید؟
از نظر مالی، چون در کرمان بهای زیادی به ساخت فیلم داده نمیشود، جذب اسپانسر بسیار سخت حتی غیر ممکن است به همین دلیل هزینههای فیلم را خودم تأمین کردم. در مورد لوکیشن یا عوامل نیز چالش خاصی نداشتیم و همراهی ساکنان روستا بسیار کمککننده بود. انتخاب لوکیشنها طوری بود که خلوت و مناسب فضای کار باشد و بسیاری از مسائل پیشبینی شده بود. تنها چالش اصلی بحث اسپانسرینگ بود که بعداً انجمن سینمای جوان بخشی از هزینهها را تقبل کرد.
آیا ورود شما به عرصه فیلمسازی از طریق شرکت در کلاسهای انجمن سینمای جوان بود؟
بله همه چیز از انجمن سینمای جوان کرمان شروع شد. خوشبختانه و از شانس خوب من بود که استاد رضا فهیمی بعد از چندین سال به کرمان آمده بودند و از اساتید انجمن بودند و من بسیار مدیون ایشان هستم، علاوه بر ایشان یک تیم حرفهای در تمام حوزهها به ما آموزش دادند و در نهایت خروجیاش همین آثار هستند که در جشنواره حضور دارند. هدفم من از روز اول این بود که بالاخره فیلم بسازم و اگرچه در ابتدا چالشهای زیادی وجود داشت ولی در نهایت همه چیز به خوبی پیش رفت.
فکر میکنید این حضور میتواند در آینده در خصوص جذب اسپانسر و همکاری با افرادی که مد نظرتان است، به شما کمک کند؟
بله، مطمئناً. حضور در جشنواره و آشنایی با دیگر فیلمسازان و عوامل سینما میتواند فرصتهای همکاری در آینده را فراهم کند. هرچند که ما در کرمان هم به فعالیتهای خودمان را ادامه میدهیم و فیلمنامه بعدی من آماده است. همچنین پروژه مستندی دارم که سوژه پرتره است و درصدد شروع آن هستیم و این ارتباطات میتواند مسیر پیشرفت این پروژهها را هموار کند.