
مریم عظیمی/ صبا: چهلودومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران فرصتی است برای معرفی چهرههای نوظهور سینمای کوتاه ایران که هر یک با رویکردی متفاوت و شخصی، جهانبینی خاص خود را در قالب این فرم کوتاه و پرچالش سینمایی عرضه میکنند. به همین مناسبت صبا گفتوگویی اختصاصی با سه کارگردان بخش داستانی جشنواره انجام داده است: فرزاد رنجبر با فیلم «بیستویک»؛صورح واحه با فیلم «میان دو حرف»؛ دانیال نوروش با فیلم «دچار». این سه فیلم کوتاه، هر کدام به نوعی، تلاش دارند تا از زوایای تازه و جسورانهای به موضوعاتی اجتماعی و روانشناختی بپردازند و روایتهایی نو و فراتر از کلیشهها در سینمای کوتاه ایران رقم بزنند.

فرزاد رنجبر، فیلمسازی که پیش از این با آثاری مانند «رقص آب» و «روز خداحافظی» شناخته شده، این بار با فیلم «بیستویک» وارد جشنواره شده است. این فیلم ۲۵ دقیقهای که تنها در پنج روز فیلمبرداری شده، داستانی دراماتیک و در عین حال پرتنش از تجربه تلخ اعتیاد و مسیر ترک آن را روایت میکند.
نگاه شهودی و تجربه شخصی پشت ساخت فیلم
رنجبر میگوید ایده «بیستویک» ناگهانی و شهودی به ذهنش رسید و ظرف دو روز نوشته شد. او که خود سابقه سالها مبارزه با اعتیاد و راهنمایی در کنگره ۶۰ دارد، میخواست عمق تاریکی، رنج و ترسی را که نه تنها معتاد بلکه خانوادهاش تجربه میکنند، به شکلی واقعگرایانه و ملموس به تصویر بکشد.
شکستن کلیشهها درباره ظاهر فرد معتاد
کارگردان درباره انتخاب بازیگر نقش پدر که یکی از دشوارترین بخشها بود، تاکید کرد که قصد نداشته تصویر رایج و سطحی از معتادان را بازتولید کند. او گفت:
«مردم اغلب تصویری از معتاد متجاهر در ذهن دارند، در حالی که معتادان انواع مختلف دارند و ممکن است از نظر فیزیکی بسیار قوی یا حتی چاق باشند.» این رویکرد باعث شد بازیگر نقش پدر با نگاه سنگین و فیزیک خاص، هم واقعگرایی را حفظ کند و هم حس ترس و تهدید را منتقل نماید.
ادغام ژانر تریلر و عناصر هارور در یک فیلم خانوادگی
از نکات نوآورانه فیلم «بیستویک» میتوان به ترکیب ژانر اشاره کرد. رنجبر تاکید میکند که فیلمش در چارچوب ژانر حرکت میکند و رگههایی از ترسناک دارد:
«این فیلم را میتوان یک تریلر خانوادگی با مایههایی از هارور دانست.»
او میگوید تجربه رعایت قواعد ژانر و پرداختن به فیلم در این قالب، کیفیت اثر را به میزان زیادی ارتقا داده و باعث شده مخاطب عمیقتر با فیلم ارتباط برقرار کند.
رویکردی حرفهای به بازیگری و انتخاب دقیق عوامل
رنجبر درباره انتخاب بازیگر کودک نیز نکات جالبی مطرح کرد. او با دقتی خاص به ویژگیهای مورد نیاز نقش پرداخته و از بازیگر شناختهشده کودک، حسین شهبازی، بهره برده است که توانسته در طول یک روز سخت فیلمبرداری، حرفهای و پرتلاش ظاهر شود.
نگاه رنجبر به جشنواره و جایزه
او که برای چهارمین دوره متوالی در بخش اصلی جشنواره حضور دارد، معتقد است جایزه گرفتن مقولهای سلیقهای است و تجربه آموختن «جایزه نگرفتن» را ارزشمندتر میداند. به اعتقاد او «بیستویک» یک گام بزرگ رو به جلو نسبت به آثار قبلیاش است و این روند ارتقا، مهمتر از کسب جوایز است.

دانیال نوروش، بازیگر و فیلمسازی که با فیلم «دچار» دومین حضورش را در جشنواره تجربه میکند، اثری روانشناختی و تراژیک ساخته که تمرکز آن بر زخمهای درونی و دردهای روانی است.
سیر تحول ایده از طنز به تراژدی
نوروَش ابتدا ایدهای کمدی برای فیلم داشت اما با گذشت زمان، روایت به سمت درامی روانشناختی تغییر مسیر داد. داستان درباره روحانی جوانی است که درگیر افسردگی و مسائل روانی شده و از تراپیست کمک میگیرد، اما در نهایت برای رهایی از گذشته باید با معضل حلنشده مواجه شود.
فیلمسازی شخصی و متفاوت از بازیگری
او که حدود ۲۰ سال سابقه بازیگری دارد، میگوید فیلمسازی برایش آزادی عمل و امکان ساخت جهان شخصی خود را فراهم میکند که در بازیگری چنین فرصتی نیست. این نگاه عمیق و جدی به فیلمسازی، موید تلاش او برای ارائه روایتهایی روانشناختی و متفاوت است.
نقد جایزهمحوری جشنوارهها و تاکید بر گفتگو و تعامل
نوروَش معتقد است جشنوارهها، بهویژه در ایران، نباید بیش از حد بر جنبه رقابتی و جایزه متمرکز باشند. او بر اهمیت گفتوگو، تبادل نظر و فرصتهای یادگیری و ارتباط میان فیلمسازان تاکید دارد و ترجیح میدهد تمرکز خود را صرفاً بر ساخت فیلم خوب بگذارد تا کسب جایزه.
حضور در بزرگترین جشنواره فیلم کوتاه ایران و تأثیر آن بر فیلمساز
با وجود انتقاداتی که نسبت به جشنواره وجود دارد، نوروش اعتراف میکند که جشنواره فیلم کوتاه تهران به عنوان بزرگترین رویداد داخلی در این حوزه، فرصتهایی بیبدیل برای اعتبار و دیدهشدن فیلمسازان فراهم میکند و این حضور میتواند در روند حرفهای آنها تاثیرگذار باشد.

صورح واحه، با فیلم «میان دو حرف» نخستین اثر حرفهای خود را به جشنواره آورده است. این فیلم ۲۰ دقیقهای، ساخته شده در منطقه حفاظتشده بهرامگور در نزدیکی نیریز، اثری شاعرانه و کمحرف است که در سکوت و فقدان و فضای معنوی میان مرگ و تولد سیر میکند.
فیلمسازی تجربی و جمعی
واحۀ جوان درباره شکلگیری فیلم گفت که کار کاملاً تجربی و گروهی بوده و روند فیلمسازی مرحلهبهمرحله پیش رفته است. او فیلم را حاصل همکاری نزدیک دوستان قدیمیاش در نگارش، تدوین و اجرا میداند و معتقد است این کار گروهی و تعاونی، سبب خلق اثری یکدست و با زبان تصویری خاص شده است.
تمرکز بر لحظهای گذرا میان دو جهان
موضوع فیلم درباره همان «لحظه میان دو حرف» است؛ لحظهای که ما میان مرگ و تولد قرار داریم، همان گذار نامرئی و حساس زندگی. این نگاه شاعرانه و متافیزیکی، نمونهای نادر از پرداخت مفاهیم فلسفی در سینمای کوتاه ایران است که بیشتر معطوف به روایتهای اجتماعی یا روانشناختی معمول است.
استفاده هوشمندانه از لوکیشن طبیعی و صدای موسیقی
فیلم در لوکیشن طبیعی و کمنظیر منطقه بهرامگور فیلمبرداری شده و موسیقی اثر که نقش بسیار مهمی در ایجاد اتمسفر دارد، توسط آهنگسازی حرفهای اما بدون دریافت دستمزد ساخته شده است. این همکاری داوطلبانه و عشق به فیلمسازی، جلوهای تازه از سینمای مستقل و پرچالش ایران را نشان میدهد.
نگاه خوشبینانه به جشنوارهها و همکاری انجمن سینمای جوان
صورح واحه جشنواره فیلم کوتاه تهران را بهترین فرصت دیده شدن آثار کوتاه میداند و از همکاری خود با انجمن سینمای جوان به عنوان تجربهای مثبت و حمایتکننده یاد میکند. او به اهمیت حضور بدون پیشداوری و براساس کیفیت در جشنواره اشاره دارد و تجربه همراهی دقیق و صبورانه تیم برگزارکننده را ستوده است.
سه فیلمساز جوان و مستقل حاضر در جشنواره ۴۲ فیلم کوتاه تهران، هر یک با رویکردی منحصر به فرد و متناسب با دغدغههای شخصی و اجتماعی خود، به سینمای کوتاه ایران رنگ و بویی تازه بخشیدهاند. فرزاد رنجبر با تلفیق ژانر و ارائه نگاهی واقعگرایانه و در عین حال ترسناک به موضوع اعتیاد، چارچوبی جدید در روایتهای اجتماعی ایجاد کرده است. صورح واحه با پرداختی شاعرانه و متافیزیکی، با زبان سینما به لحظه حساس و گذار میان مرگ و تولد میپردازد و نمونهای از فیلمسازی تجربی و جمعی را به نمایش گذاشته است. دانیال نوروش، با تمرکز بر درام روانشناختی و نقد جایزهمحوری جشنوارهها، بر اهمیت اصالت و کیفیت در فیلمسازی تأکید میکند و سینمای کوتاه را عرصهای برای بیان شخصیترین دغدغهها میداند. این سه روایت کوتاه اما پرمعنا، نمایانگر جهانهای بزرگ و متنوعی است که هنوز در قاب کوچک فیلم کوتاه میتوان آفرید و نشاندهنده پویایی و زایش نسل جدید فیلمسازان مستقل ایرانی است.