
مریم عظیمی، صبا/ نمایش کودک «ونوش و کوهستان» به نویسندگی شهرام کرمی و کارگردانی مهدی قلعه، از بهار امسال در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اجرا شده و در دور دوم اجراهایش تا اواسط آبان ادامه دارد.مهدی قلعه که پیشتر با نمایشهایی مثل «جادوگر شهر اُز»، «عمو پامبل» و… در عرصه تئاتر کودک حضورداشته این بار نمایشی به نام «ونوش و کوهستان» به نویسندگی شهرام کرمی را در کانون پرورش فکری به روی صحنه آورده است. این اثر که با بازی بازیگرانی چون قاسم انصاریشاد، ایرج صادقی و گروهی از بازیگران جوان اجرا میشود، با رویکردی نوآورانه و شکستن تابوها به دنیای کودکان قدم گذاشته است.
انتخاب متن و پیام اصلی نمایش
مهدی قلعه، کارگردان، درباره انتخاب متن گفت که معمولاً با نویسندگان مختلف تماس میگیرد تا نمایشنامهای پیدا کند که هم برای خودش جذاب باشد و هم برای مخاطب کودک. این بار سراغ شهرام کرمی رفت که پیشتر همکاری داشته است و متنی خواند که موضوع دوستی غیرمنتظره بین گرگ و گوسفند را مطرح میکرد. این دو شخصیت در دنیای واقعی و بزرگسالی دشمنان طبیعی محسوب میشوند، اما در نمایش، به شکل کودکانه و پاک این دوستی نشان داده شده است. کارگردان این موضوع را نوعی تابوشکنی در تئاتر کودک میداند و معتقد است که کودکان دنیایی دارند پر از صداقت و بدون کلک و نیرنگ. قلعه اشاره کرد که کانون پرورش فکری به شدت بر این تأکید داشت که دوستی گرگ و گوسفند نباید در نمایش تثبیت شود، اما با وجود این فشارها، به دلیل مخاطب کودک و قدرت تخیل آنها، این دوستی میتوانست به نوعی ادامه پیدا کند. حتی کودکان پس از دیدن نمایش از والدینشان پرسیدهاند چرا گرگ و گوسفند دوست نشدند، درحالی که برخی بزرگسالان آن را نپذیرفتند. این دوگانگی نگاه، چالشی بود که در پایانبندی نمایش به شکلهای مختلفی به آن پرداخته شد.
ویژگیهای کاراکترها و افزودنیهای اجرایی
قلعه درباره شخصیتهای نمایشی گفت که برخی ویژگیها و داستانها به متن اصلی اضافه شدهاند؛ مثلاً «ژنرال» سگ مزرعه که نمیتواند صحبت کند و علت آن از طریق انیمیشنی که در نمایش پخش میشود، برای مخاطب توضیح داده میشود. همچنین شخصیت «لولک» که یک ربات-اسباببازی خراب شده است، از سوی کارگردان به نمایش اضافه شده تا عنصر فانتزی را تقویت کند و نقش مترجم قصه را بازی کند.
در طراحی صحنه و لباس نیز از نور یووی استفاده شده که برای کودکان جذاب است. طراحی صحنه ساده و بامزه است و لباسها نشانههای حیوانی دارند، اما به شکل واقعی و دقیق حیوانات نیستند تا کودک با تخیل خود آنها را باور کند.
تأکید کارگردان بر اهمیت تئاتر کودک
مهدی قلعه در پایان صحبتهایش به خانوادهها توصیه کرد که تئاتر باید جزو نیازهای اولیه کودکان محسوب شود، درست مانند کلاسهای زبان یا ورزش. او از تجربه ارمنستان یاد کرد که خانوادهها حتی سختیهای کاری خود را به جان میخرند تا فرزندانشان را به تئاتر ببرند و این تأثیر عمیق تئاتر بر جامعه آن کشور را نشان میدهد.

ایرج صادقی،(بازیگر لولک): نمیتوان برای تخیل کودک چارچوب سخت و دقیق تعریف کرد
ایرج صادقی، بازیگر نقش «لولک» (ربات اسباببازی)، توضیح داد که این نقش ابتدا کارکرد چندان مهمی در نمایش نداشت اما با تفسیر کارگردان جایگاه محوری پیدا کرد. «لولک» هم نقش مترجم و هم عنصر فانتزی داستان است و حرکات او ترکیبی از شکسته و نرم و قابل فهم برای کودکان است. صادقی تاکید کرد که نمیتوان برای تخیل کودک چارچوب سخت و دقیقی تعریف کرد و باید انعطاف در اجرای نمایش کودک وجود داشته باشد تا ارتباط بهتر با مخاطب برقرار شود. او باور دارد که تخیل کودک بینهایت است و بازیگران باید این ویژگی را درک کنند.
قاسم انصاریشاد (بازیگر ژنرال): وقتی فهمیدم سگ لال است، بیشتر به او علاقه مند شدم!
قاسم انصاریشاد بازیگر نقش سگ «ژنرال» درباره پیوستن به پروژه گفت که این نقش ابتدا به او پیشنهاد نشده بود و او با شوخی اصرار داشته که این نقش مال او باشد. وقتی فهمید سگ لال است و نمیتواند حرف بزند، بیشتر به نقش علاقهمند شد و در همکاری با کارگردان، نقش را به شکل امروزی آن درآوردند. او درباره چالش بازی در نقش بدون کلام توضیح داد که باید طوری ادا کند که بعضی کلمات نامفهوم باشند و فقط کاراکتر «لولک» بتواند مفهوم را ترجمه کند، این مسئله باعث شد بخشی از گفتههای او برای مخاطب بزرگسال هم رمزگونه باشد و جذابیت فانتزی حفظ شود.

تجربه و توصیههای قاسم انصاریشاد برای نسل جدید تئاتر کودک
انصاریشاد با بیش از ۲۶ سال سابقه فعالیت در تئاتر کودک، تاکید کرد که این عرصه صرفاً برای عشق و علاقه است و نباید توقعات مالی بالا و دیده شدن سریع داشت. نسل جدید باید صبور باشد، تجربه اندوزی کند و قدم به قدم پیش برود. بسیاری از تازهواردها به دنبال مطرح شدن سریعاند و این رویکرد باعث میشود دوام نیاورند. اما کسانی که با عشق و تواضع کار کنند، قطعاً موفق خواهند شد.
نمایش «ونوش و کوهستان» با ترکیب بازیگران با تجربه و جوان، و بهرهگیری از داستانی متفاوت درباره دوستی غیرمنتظره میان گرگ و گوسفند، تلاش کرده است تا به زبان کودکانه و از دریچه تخیل، مفاهیمی چون صداقت، تفاوتها و گذر از پیشفرضهای قدیمی را به مخاطبانش منتقل کند. چالشهای کارگردان و بازیگران در ایجاد شخصیتهای فانتزی، بهویژه شخصیتهای «لولک» و «ژنرال» که عناصر غیرکلامی و فانتزی دارند، نشاندهنده تلاشهای هنری برای ایجاد ارتباطی نزدیک با دنیای کودکان است. کارگردان با تاکید بر اهمیت حضور تئاتر در زندگی کودکان، این هنر را نیاز اولیه آنان دانسته و از خانوادهها خواسته است که تماشای تئاتر را به یکی از عادات فرهنگی روزمره خود تبدیل کنند. همچنین بازیگران با تأکید بر لزوم انعطاف و همراهی با تخیل کودکان، نقش مهمی در موفقیت این نمایش ایفا کردهاند.