
به گزارش صبا، شیدا قلی پور هنرمند نقاش متولد ۱۳۴۲ ساکن بابل بیش از ۴ دهه است که به صورت حرفه ای به نقاشی پرداخته است . او که از سال ۱۳۵۹ با همراهی استاد احمد نصرالهی و راهنمایی استار محمود فرشچیان در کنار اساتیدی چون اردشیر تاکستانی ، مجید مهرگان و تنی چند از دیگر اساتید به خلق آثار نگارگری ایرانی پرداخته است، پس از گذشت سال ها، به آفرینش آثار نقاشی معاصر به شیوه اکسپرسیونیسم و مجموعه های وسیع و دوره های کاری منسجمی با موضوعیت پرتره های زنان و پرنده ها پرداخته است . امروز ما شاهد نمایش منتخبی از آثار دوره اخیر کاری او با موضوع طبیعت و پرنده هستیم که در باغچه ای که محل آتلیه این هنرمند نیز هست شکل گرفته اند و در نمایشگاه انفرادی او با عنوان «صدای رنگین پرندگان باغچه ام» در گالری شیدایی در حال نمایش هستند.
متن گفتگو صبا با این هنرمند را در ادامه میخوانید:
آغاز فعالیت حرفه ای شما به چه سالی و چه سبک کاری بر می گردد ؟
اگر آغاز فعالیت حرفه ای را مصادف با برگزاری اولین نمایشگاه هایم در نظر بگیرید، می توانم بگویم سال ۱۳۵۸ به صورت حرفه ای با شرکت در یک نمایشگاه گروهی در کتابخانه عمومی شهر بابل فعالیت خود را آغاز کردم. اما پیش از آن ، نگاه من به خلق اثر هنری که در آن زمان درباره من نگارگری مصداق داشت، در دوران نوجوانی و پس از عضویت در گروه نقاشان آزاد آبی بابل رنگ و بوی جدی تری به خود گرفته بود . در آن دوران که هنوز ۲۰ سال نداشتم، توسط استادم آقای احمد نصرالهی به استاد محمود فرشچیان معرفی شدم و ایشان در چندین دوره متوالی سخاوتمندانه من را از تجربیات حرفه ای خود بهره مند کردند . به خاطر دارم که اولین اثری که به استاد فرشچیان نشان دادم تصویر دو پرنده بود که با شیوه سیاه قلم کار شده بود. در ادامه ایشان من را به استاد ارشیر تاکستانی معرفی کردند و به مدت چند سال در هنرستان کمال الملک نزد ایشان شاگردی کردم و در همان سن ۱۵ سالگی برای شرکت در آن دوره ها به تهران رفت و آمد می کردم. فعالیت من همچنان ادامه پیدا کرد تا اینکه به دلیل پذیرش در دانشگاه و ادامه تحصیل به تهران رفته و در آن سال ها در «خانه آفتاب» شاگرد استاد علی مطیع از اساتید برجسته و مهم نگارگری شدم.

در آن دوران چه عواملی در نگارگری شما را به وجد می آوردند؟
نگارگری همیشه برای من جذابیت های بی نهایت تاثیر گذاری داشت. ظرافت ، نوع رنگ ها، چرخش خطوط، پیچش قلم و استفاده از رنگ های برپایه آب مثل آبرنگ و گواش خیلی با طبع و سرشت درونی من مطابقت داشت و به همین دلایل به راحتی می توانستم از آن به عنوان ابزاری در جهت بروز درونیات خود بهره ببرم.
روند چرخش خلق آثارتان از نگارگری به نقاشی معاصر چگونه بود؟
همانطور که با وفاداری محض در دنیای نگارگری غرق می شدم اما خیلی زود نطفه طراحی های شخصی من که لزوما به شیوه نگارگری نبودند و طبیعتا رد پای آن در آنها حضور داشت شکل گرفتند. این طراحی ها در ابتدا با تکنیک آب مرکب – تکنیک مورد علاقه من تا امروز – و باموضوعیت زنانی رقصان با پیچ و تاب و حرکت در کنار پرندگانی پرشور و پر شتاب و جاندار بودند. آنها طراحی هایی رها،آزاد و پر انرژی بودند که حالات عاطفی درون من را نمایان می ساختند.
با توجه به اینکه شما یک دوره کاری طولانی مدت با موضوعیت پرتره زنان داشتید، وجه مهم جذابیت پرتره ها و شکل گیری آنها در ذهن شما و پیاده شدن آنها در آثارتان چه بوده است؟
قبل از ظهور پرتره ها ،این فیگور زنان بود که با لباسهای اصیل ایرانی و دامن هایی مملو از تذهیب و نگارگری در آثارم شکل گرفتند .که اتفاقا این آثار من در بینال سوم در سال ۱۳۷۴ در فرهنگسرای نیاوران هم به نمایش در آمدند. بعد از این دوره، به واسطه یک طراحی آبمرکب روی کاغذ، پرتره زنی را به تصویر کشیدم و تاثیر عمیق و تکان دهنده آن بر من دوره کاری بعدی من یعنی پرتره ها شکل گرفتند. در آن سال ها فشار ها ، شرایط سخت، مسئولیت هایی که در زندگی با آنها مواجه بودم و همچنین تلاشی که برای حفظ و تداوم نقاشی کردن در زندگی همواره با من بود، موجبات شکل گیری چهره هایی غریب و فراواقعی را فراهم آورد. آنها چهره هایی اغلب سوخته و از هم پاشیده بودند، گویی به عمد قصد داشتند علاوه بر نمایاندن درون پر فشار من، مخاطب را از میانه شکافی عمیق به درون خود راه دهند تا عمق خود را به نمایش بگذارند. دلم میخواهد اینجا اضافه کنم که در کنار این پرتره ها همیشه طبیعت و گاهی پرنده ها هم حضور داشتند.
چند سال روی پرتره ها فعالیت کردید؟
از ۲۰ سالگی تا سال ۱۴۰۱
تکنیک مورد علاقه شما در اجرای آثارتان چیست؟
رنگ های بر پایه آب مثل آبرنگ،گواش،آب مرکب و بعد ها آکریلیک.
تغییر ژانر آثارتان از پرتره به طبیعت و اجزای آن مثل گل ها به ویژه پرنده ها به چه عواملی بر می گردد؟
۴ سال پیش زمینه تهیه باغچه ای برایم فراهم شد که توانستم کارگاه خود را از یک آتلیه کوچک و بسته و کم نور به آن فضایی در بطن طبیعتی فراخ و دلپذیر منتقل کنم. در این باغچه دوباره پرندگان به سراغم آمدند و تمامی وجود من را پر کردند. رنگ هایم درخشان شدند و تلاقی هر ضربه قلم روی بوم برایم امری شوق آور می شد که در من قدرت و نیرویی وسیع می دمید و دریچه های ذهنم را بازتر می کرد. رنگ هایم درخشان شدند. اینطور حس می کنم که آثار خلق شده چنان عمق و اثری بی غایت دارند که هر چه بیشتر من را به درون خود می کشند در حالیکه هیچ عمقی غیر از بی نهایت برای آنها متصور نیستم. در آنجا در برابر بحران های موجود و سختی های بیرونی مصون می شوم. در این آثار تاثیر واضح نگارگری در خطوط و رنگ های تیره و روشن که همواره در من جریان دارند در کنار وجود، جنبش، سبکی و آوای پرندگان نیز که با من عجین هستند نیز دیده می شوند لایه های متعدد رنگ و فرم نشسته بر آثار این دوره که فی البداهه شکل گرفته اند با من حرف می زنند و درون من را از خود پر می کنند. آنها در مقابل سکون، کدورت و فجایع جهان بیرون زنده می مانند و ایستادگی می کنند به همین دلیل نه من توان دست کشیدن از آنها را دارم و نه آنها از من .

در باره پالت رنگی آثارتان از ابتدا تا کنون توضیح بفرمایید؟
همانطور که گفتم تا قبل از انتقال کارگاهم به باغچه فعلی، در فضایی کوچک،بسته، کم نور و بی ارتباط با طبیعت کار می کردم و به همین دلیل پالت رنگ هایم معمولا سرد بود به طور مثال رنگ های آبی، سبز و خاکستری های متفاوت که البته از آن کارگاه نمایشگاه های زیادی متولد شدند اما هم اکنون با تغییر مکانی که در آن کار می کنم و تاثیرات طبیعت که من را احاطه می کنند پالت رنگ هایم گرم اند و درخشان.
تعریف شما از طبیعت چیست؟
معنای طبیعت در ذهنم تصور گسترگی به غایت بی انتها ، سرشار از زیبایی ،مهربانی و رهایی است و در طبیعت کارگاهم به این معنا می رسم. جایی که می توانم از همه بحران های بیرونی دور شوم .جایی که از همه بحران ها با آن پناه می برم و اینگونه خود را در این فضا پیدا میکنم، آنگاه اثبات و ماندگاری زندگی در برابر نابودی و از هم گسیختگی در نقاشی هایم شکل می گیرد و صدای رنگین پرندگان باغچه ام با لایه های رنگ و ضربات قلم بر سطح بوم می نشیند.