
الهه کاکایی/صبا؛ غروب آرامی در دامنههای سیسیل. کالسکهای پر سر و صدا در جادهای خاکی پیش میرود و خورشید، بیآنکه بدانیم در حال طلوع است یا غروب، نوری کمرنگ بر روستاها میپاشد. همین تضاد است که Mafia: The Old Country را تعریف میکند: تجربهای نو، اما در لباسی کهنه. ساخته جدید استودیوی Hangar 13 و ناشر 2K Games سعی میکند حسوحال اوایل قرن بیستم ایتالیا را بازسازی کند، اما گاهی آنقدر در گذشته میماند که فراموش میکند بازیکن امروز چه انتظاری دارد.
بازگشت به کلاسیکها
برخلاف Mafia 3 که تلاش داشت فرمول مجموعه را مدرن کند، اینبار سازندگان راهی کاملاً متفاوت انتخاب کردهاند: بازگشت به روایت خطی، تمرکز بر داستان و کنار گذاشتن دنیای پرزرقوبرق آنلاین. خبری از سیستمهای چندنفره، تراکنشهای درون برنامهای یا دهها مأموریت فرعی نیست. این انتخاب جسورانه باعث شده بازی شباهت زیادی به عناوین دهه ۲۰۰۰ پیدا کند؛ چیزی میان وفاداری به گذشته و غفلت از امکانات امروز.
داستانی آشنا، با شخصیتهایی کمجان
قهرمان بازی، انزو فاوارا، جوانی است که از کودکی در معدن گوگردی متعلق به مافیا کار اجباری کرده. فرارش از دل تونلهای خطرناک کوه اتنا، آغاز داستانی است که او را به دام خانواده مافیایی توریزی میاندازد. در این مسیر، عاشق دختر دون توریزی میشود؛ روایتی که یادآور دهها فیلم مافیایی است.
بازی با پرشهای زمانی بین رویدادها حرکت میکند: مسابقه محلی «پالیو»، مراسم غسل تعمید، سفر به اپرا. همهچیز با سرعتی بالا روایت میشود و فرصت کمی برای عمق بخشیدن به روابط و شخصیتها باقی میگذارد. انزو، ایزابلّا و دون توریزی هرچند با صداپیشگی قابلقبول جان گرفتهاند، اما به سختی میتوان آنها را همردیف شخصیتهای ماندگار سینمای مافیا دانست.

فرصتهای از دست رفته
ایدههای درخشانی در بازی وجود دارد: تضاد زندگی کارگری در معدن با زرقوبرق دره «دوراتا»، رابطه پرتنش ایزابلّا با پدرش، یا نشان دادن تأثیر مافیا بر خانوادهها و شکاف طبقاتی در ایتالیا. با این حال، طراحی خطی و عجله در پیشبرد مراحل، اجازه نمیدهد این مفاهیم بهخوبی پرداخته شوند. بازی مدام بازیکن را به سمت تیراندازیهای پشت کاور، تعقیبوگریزهای ساده و مخفیکاریهای تکراری سوق میدهد.
دنیایی زیبا، اما قفلشده
سیسیل در The Old Country بیتردید ستاره اصلی است. از کوههای سنگی گرفته تا روستاهای آفتابخورده، همهچیز با جزئیات و ذوق طراحی شده. لحظاتی مثل شنیدن افسانههای محلی روی صحنه یا همراهی با گروهی که در کالسکه آواز میخوانند، رنگی انسانی به بازی میبخشند.
با این حال، جهان بازی بیش از حد محدود است. بسیاری از ساختمانها فقط در طول مراحل اصلی باز میشوند و گشتوگذار آزادانه در قالب یک حالت جداگانه به نام Free Ride قرار گرفته. تصمیمی عجیب که باعث شده بازیکن برای تجربه واقعی فضای سیسیل، از روند داستان جدا شود.
نوستالژی یا عقبگرد؟
از یک سو، نبود محتوای اضافی و «مارکر»های بیپایان نقشه، نفس تازهای به بازی داده است. از سوی دیگر، مکانیکها آنقدر قدیمی به نظر میرسند که گاهی حس میکنید با بازسازی یک عنوان ۲۰ ساله طرفید. کنترلها سادهاند، طراحی مراحل خطی است و فعالیتهای جانبی محدود. این وفاداری به سبک قدیم، به جای آنکه ترکیبی تازه خلق کند، بیشتر نشانهای از ایستادن در گذشته است.
مشکلات فنی
روی رایانههای قدرتمند نیز مشکلاتی به چشم میخورد. افت فریم در تغییر بین کاتسینها و گیمپلی تکرار میشود و باگهای گرافیکی گاه تجربه را مخدوش میکنند. اگرچه این موارد مانع پیشروی نمیشوند، اما برای اثری که در سال ۲۰۲۵ عرضه شده، قابلچشمپوشی نیستند.

دست آخر
Mafia: The Old Country تلاش دارد حس سینمای مافیایی را به بازیکن منتقل کند؛ همان تجربهای که دههها پیش روی پرده سینما جادویی بود. روایت خطی، شخصیتهای آشنا و فضای سیسیل دهه ۱۹۰۰، دستاوردهایی ارزشمند به حساب میآیند. با این حال، داستان قابل پیشبینی، مکانیکهای تاریخگذشته و محدودیتهای جهان بازی، مانع میشوند که این اثر به جایگاه شایستهاش برسد.
این بازی بیش از آنکه پلی باشد میان گذشته و امروز، تصویری یخزده از روزگاری دور است. اگر دلتان برای فضای کلاسیک مافیا تنگ شده، The Old Country میتواند سفری لذتبخش باشد، اما برای کسانی که به دنبال نوآوریاند، احتمالاً تجربهای نیمهکاره به نظر خواهد آمد.