شکارگاه؛ پایان‌بندی یک سریال ضد استعماری | مجموعه رسانه ای صبا
امروز سه‌شنبه, ۲۲ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۸:۵۲:۱۵
نگاه صبا به قسمت پایانی سریال نیما جاویدی

شکارگاه؛ پایان‌بندی یک سریال ضد استعماری

افتتاحیه و اختتامیه یک سریال از ارزش فوق العاده‌ای برخوردار است که می‌تواند نقشی تعیین‌کننده در سرنوشت آن ایفا کند؛ اولی از آن جهت حائز اهمیت است که باید قلاب خود را به تماشاگر متصل کرده و تشویق به تماشای ادامه آن کند و اهمیت دومی هم در این نکته نهفته که یک سریال نیاز به پایان‌بندی مناسب داشته و باید سرنوشت شخصیت‌های اصلی آن روشن شود.


محمد جلیلوند/صبا؛ اغلب سریال‌های داخلی، شروعی مناسب و پایان‌بندی آشفته و شلوغ دارند. به همین خاطر هم وقتی سریالی ایرانی مورد توجه جمع کثیری از مخاطبان قرار گرفته و یک اجماع عمومی درباره آن شکل می‌گیرد، شروع و پایان درست وجه اشتراک آنها به حساب می‌آید. سریال «شکارگاه» به کارگردانی نیما جاویدی و محصول پلتفرم فیلیمو که به تازگی پخش آن به پایان رسیده، نمونه‌ای جالب توجه در این باب به حساب می‌آید که قصه خود را خوب شروع کرده و به شکل مطلوبی نیز به پایان می‌رساند.
جاویدی که خود فیلمنامه این سریال را نوشته، در دو قسمت نخست شخصیت‌های اصلی و بعضا مکمل خود را معرفی کرده و مساله اصلی آن‌ها که چیزی جز حفاظت از جواهرات سلطنتی نیست را طرح می‌کند. در عین حال، در هر قسمت نقاط عطفی را قرار داده که اغلب به همین جواهرات گره خورده و قصه را با ریتمی قابل قبول پیش می‌برند. از طرف دیگر، در قسمت‌های مختلف شخصیت‌هایی وارد داستان شده و گاه خارج می‌شوند که برای نمونه می‌توان به پری دختر شمسی و کاراگاه نامجو اشاره کرد؛ هر یک از آنها هم داستانک‌هایی را خلق کرده و جذابیت بیشتری به شکارگاه می‌بخشند. جاویدی از این رفت و آمدها به عنوان زیرمتن هم استفاده کرده و متفاوت بودن دو جهان یکی بیرون و دیگری داخل شکارگاه را به تماشاگر گوشزد می‌کند. همچنین کاشت اطلاعات هم در قسمت‌های اولیه به خوبی صورت گرفته که مهمترین آن داستانک مربوط به دختران خردسالی است که از خانواده‌های خود جدا شده و گروهی مسلح که یکی از سرکرده‌های آن‌ها زمانی مستوفی دربار بوده، قصد خارج کردنشان از مرز را دارند. قصه هولناکی که به واسطه پناه آوردن یکی از آن‌ها به سیمین دختر میرعطا، به مرور پررنگ شده و نقشی کلیدی در قسمت پایانی ایفا می‌کند.


بهادر که پنهان بودن هویت واقعی و افشای آن یکی از نقاط عطف قسمت‌های میانی کار به حساب می‌آید، در قسمت پایانی به شخصیتی با کنش قهرمانانه تبدیل شده که عطف تلخی هم با محوریت او رقم می‌خورد. آن هم از جنس عشق‌های نافرجام تاریخی که تماشاگر را تحت تاثیر قرار داده و شوکه‌اش می‌کند. با ورود پیشکار به شکارگاه و لو رفتن نقشه‌ای که برای به چنگ آوردن جواهرات و خلاصی از دست میرعطا کشیده، جنگ بین دو قطب خیر و شر به اوج خود می‌رسد. جاویدی هم با چرخشی ظریف، تحول به مرور شکل گرفته در میرعطا را کامل کرده و رنگ و بوی سلحشورانه‌ای به آن می‌بخشد. تصمیم بزرگ میرعطا برای تحویل ندادن جواهرات به فرستاده انگلیسی، نقطه عطف پایانی شکارگاه به حساب می‌آید که زمینه را برای پایانی تکان‌دهنده فراهم می‌کند. به این ترتیب، میرعطا در قامت قهرمان نشسته و پایان درخشانی را برای این مینی سریال ۹ قسمتی رقم می‌زند. مضمون ضداستعماری و وطن پرستانه موردنظر جاویدی نیز در این قسمت به شدت پررنگ شده و وجوه دراماتیک مناسبی دارد.


تیم بازیگران شکارگاه، یکی از بهترین و منسجم‌ترین کستینگ سریال‌های پلتفرمی در سال‌های اخیر را دارد؛ متشکل از بازیگرانی از چند نسل که به درستی سرجای خود قرار گرفته و به یکدیگر چفت شده‌اند. از پرویز پرستویی در نقش میرعطا که بازی‌اش در قسمت آخر کاملا تماشاگر را تحت تاثیر قرار داده تا الهام نامی در نقش سیمین که فراز و فرودهای نقش را به بهترین شکل ممکن به نمایش گذاشته و در قسمت آخر به یکی از تاثیرگذارترین شخصیت‌های کار تبدیل می‌شود که کودکان خردسال در اسارت را به سمت رهایی و آزادی سوق می‌دهد. جاویدی که علاقه زیادی به روایت قصه‌های خود در دل تاریخ معاصر دارد، در مقام کارگردان شکارگاه موفق عمل کرده و اجزای مختلف آن را به خوبی تحت کنترل خود دارد؛ از تدوین، فیلمبرداری و موسیقی تا طراحی صحنه و لباس و حتی جلوه‌های ویژه میدانی و رایانه‌ای که این آخری در قسمت پایانی نقشی کاملا تاثیرگذار دارد. شکارگاه به عنوان یک مینی‌سریال با درونمایه معمایی که به اواخر سلطنت قاجار سنجاق شده، کار قابل تاملی است که با تکیه بر فیلمنامه‌ای حساب شده پیش رفته و با پایانی درخشان از تماشاگران خود جدا می‌شود.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها